کاوشی در گنجینه کتابخانه ملی ایران | شماره ۷۱
معرفی روزنامه «ایران باستان»، پلی مطبوعاتی میان ایران و ایرانیان آنسوی مرزها
هفتادویکمین شماره مجموعه «کاوشی در گنجینه کتابخانه ملی ایران»، بهمناسبت ۲۵ شهریور، سالروز درگذشت عبدالرحمن سیفآزاد، به معرفی روزنامه «ایران باستان» اختصاص دارد؛ نشریهای که با هدف شناساندن ایران به مخاطبان خارج از کشور، بهویژه ایرانیان و پارسیان مقیم هند، منتشر میشد.
به گزارش روابطعمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مجموعه «کاوشی در گنجینه کتابخانه ملی ایران» با هدف معرفی آثار شاخص، ارزشمند و کمترشناختهشده موجود در مخازن سازمان، در هر شماره یکی از منابع برجسته این گنجینه را به پژوهشگران و علاقهمندان معرفی میکند.
شماره هفتادویکم این مجموعه، بهمناسبت ۲۵ شهریور، سالروز درگذشت عبدالرحمن سیفآزاد، به معرفی روزنامه «ایران باستان» اختصاص یافته است؛ نشریهای که از نظر کیفیت کاغذ، چاپ و تصاویر، در شمار مطبوعات نفیس دوره پهلوی اول قرار داشت.
عبدالرحمن سیفآزاد، متولد سال ۱۲۶۱، فعال سیاسی، روزنامهنگار و ادیب ایرانی بود که در طول زندگی خود در ایران، آلمان و هند فعالیت کرد و بهعنوان یکی از عناصر فعال حامی آلمان شناخته میشد. او در اواخر جنگ جهانی اول موجب نجات جان شماری از افسران عالیرتبه، یک پزشک عالیمقام و چند سرباز آلمانی، اتریشی و مجارستانی شد و بهپاس این اقدام، طی مراسمی در استانبول «نشان درجه صلیب اکلمن»، سپس «نشان شجاعت با نوار سیاه و سفید» و «نشان لیاقت» دریافت کرد.
شهرت ادبی و روزنامهنگاری سیفآزاد بیش از همه با انتشار روزنامههای نفیس «آزادی شرق»، «صنایع آلمان و شرق» و «ایران باستان» در ایران و آلمان و روزنامه «سالار هند» در هند پیوند خورده است. چاپ آثار ادبی، از جمله نخستین ویراست دیوان ابوالقاسم عارف قزوینی در آلمان و سپس در ایران، از دیگر فعالیتهای فرهنگی او به شمار میرود.
ویپرت فنبلوشر (Wipert von Blücher)، مقام امنیتی و سپس دیپلمات آلمانی، ضمن شرح خدمات سیفآزاد به دولت آلمان در جنگ جهانی اول و ارتباط او با مأموران ارشد امنیتی آلمان، از جمله اسکار فن نیدرمایر، از سیفآزاد بهعنوان فردی توانا و فعال و در عین حال طماع، زرنگ، حیلهگر و سمج یاد کرده است.
اسناد متعددی از سالهای پس از جنگ جهانی اول بر جای مانده است که در آنها به ارتباطات سیفآزاد برای همکاری با آلمان و فعالیت علیه بریتانیا اشاره شده است. وجود چندین گزارش توصیفی و تحلیلی درباره گزارشها و اخبار ضدبریتانیایی منتشرشده در روزنامه «آزادی شرق»، از دقت نظر و توجه مقامات و مأموران امنیتی بریتانیا به فعالیتهای مدیر و سردبیر این نشریه و حلقه دوستان و همکاران او در آلمان، ایران، ترکیه، مصر و هند حکایت دارد؛ حلقهای که به نفع دولت آلمان و علیه بریتانیا فعالیت میکرد. سیفآزاد بخش عمده دوره میان دو جنگ جهانی را در ایران گذراند.
در آستانه جنگ جهانی دوم، سیفآزاد همانند دوران جنگ جهانی اول در هند مستقر بود. گزارشهای موجود نشان میدهد که او از طریق کنسولگریهای آلمان در این کشور، خود را برای ایفای نقشی تازه به نفع آلمان در جنگ آماده میکرد. در گزارشهای متعددی بر نقش مهم سیفآزاد در فعالیتهای حامی آلمان و ضدبریتانیایی در هند تأکید شده و از او بهعنوان فردی خستگیناپذیر و بسیار پرکار یاد شده است.
فعالیتهای سیفآزاد در دوران اقامت در هند اغلب زیر نظر جاسوسان اطلاعاتی بریتانیا قرار داشت و گزارشهای منظمی از فعالیتهای سیاسی و تبلیغاتی او به سود آلمان و علیه بریتانیا به لندن فرستاده میشد. بر اثر همین فعالیتها، سیفآزاد در نخستین روزهای سال ۱۹۴۲ به دست نیروهای نظامی بریتانیا در هند بازداشت شد.
او پس از چهار سال و بهدلیل وخیمشدن وضعیت جسمیاش، در سال ۱۹۴۶ از زندان متفقین آزاد شد و پس از مدتی، با نظارت مأموران بریتانیایی، از طریق بندر کراچی به خرمشهر عزیمت کرد. سیفآزاد پس از بازگشت به ایران، صرفاً به فعالیتهای ادبی و روزنامهنگاری پرداخت و از سیاست کناره گرفت.
با این همه، او تلاش برای نفوذ اجتماعی در میان نخبگان سیاسی را ادامه داد، اما دو بار شکست آلمان در دو جنگ جهانی، به اعتبار و قضاوت سیاسی او خدشه وارد کرده بود. سیفآزاد در سالهای پایانی زندگی گاه مطالبی مینوشت و کشکولهای ادبی منتشر میکرد و آنها را با قیمت «همت عالی» به رجال سیاسی و افراد متمول میفروخت.
او در سالهای پایانی عمر، باوجود تداوم تلاشهای اجتماعی، درمانده و فقیر شده بود و حتی محل ثابتی برای اقامت نداشت. سرانجام با کمک دوست قدیمی خود، علی اتحادیه، پدر شیرین و منصوره اتحادیه، در دو اتاق از منزل او در خیابان وصال تهران ساکن شد. عبدالرحمن سیفآزاد در ۲۵ شهریور ۱۳۵۰ در تهران درگذشت.
سیفآزاد نخستین شماره روزنامه «ایران باستان» را روز شنبه اول بهمن ۱۳۱۱ در تهران منتشر کرد. «ایران باستان» روزنامهای سیاسی، اقتصادی و مصور بود و مرام و مسلک آن، چنانکه در عنوان هر شماره ذکر میشد، «شناسانیدن ایران امروز به خارجه و ایرانیانی که در خارج زندگی میکنند، خصوصاً پارسیان مقیم هندوستان، راهنماییهای تجارتی و صنعتی به ایشان، معرفی پارسیان مقیم هند، علاقهمندی ایشان به ایران و ایرانیان» بود.
دفتر روزنامه «ایران باستان» در کانون ایران باستان، واقع در خیابان لالهزار تهران، قرار داشت. بهای اشتراک سالانه آن در تهران ۵۰ ریال و در خارج از کشور ۵ دلار اعلام شده بود. اشتراک ششماهه با نصف این قیمت و هر تکشماره نیز به بهای ۱۰ شاهی عرضه میشد. پس از چند نوبت انتشار و با توجه به استقبال مردم، بهای اشتراک روزنامه افزایش یافت.
این نشریه بهصورت هفتگی، با کاغذی نفیس و چاپی مرغوب منتشر میشد. گراورهای آن بیشتر به پیشرفتهایی اختصاص داشت که آلمان نازی تحت رهبری هیتلر در عرصههای گوناگون علمی و صنعتی به دست میآورد. این نوع نگاه به آلمان و همچنین الگوبرداری از شیوه انتشار روزنامههای آلمانی، بیتردید از اقامت سیفآزاد در آلمان و تجربههای مطبوعاتی او در این کشور تأثیر پذیرفته بود.
سیفآزاد همواره میکوشید روزنامه «ایران باستان» با ظاهری مشابه یکی از روزنامههای کشور آلمان به چاپ برسد. از همین رو، بخش عمدهای از کلیشههای روزنامه که بیشتر به پیشرفتهای آلمان اختصاص داشت، بهطور مستقیم از این کشور به ایران فرستاده و در «ایران باستان» منتشر میشد.
روزنامه «ایران باستان» از نظر نوع کاغذ، کیفیت چاپ و تصاویر، بیتردید یکی از روزنامههای مرغوب و نفیس دوره پهلوی اول و حتی سالهای پس از آن به شمار میرود. درباره چگونگی تأمین هزینه چاپ روزنامهای با این گراورهای زیبا، گفتهها و گمانههای بسیاری مطرح شده است. در نمونههایی از اسنادی که بعدها دولت بریتانیا منتشر کرد، پادشاه پیشین افغانستان، امیر عبدالرحمان خان، بهعنوان پشتوانه سیفآزاد در انتشار نشریات باکیفیت معرفی شده است.
دوره نخست انتشار روزنامه «ایران باستان» سه سال ادامه یافت. این روزنامه تا اسفند ۱۳۱۴ منتشر شد و پس از آن فعالیتش متوقف شد. سیفآزاد نیز بار دیگر به اروپا رفت و پس از شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رضاشاه، به ایران بازگشت.
سیفآزاد در سال ۱۳۲۶ بار دیگر انتشار روزنامه «ایران باستان» را تقریباً با همان سبک و سیاق گذشته از سر گرفت. مندرجات این روزنامه از یک بخش شامل شرحهای نوشتهشده زیر عکسهای متعدد و دو بخش دیگر شامل ترجمهها و مقالههای گوناگون تشکیل میشد.
ترجمههای «ایران باستان» بیشتر به آثار مؤلفان اروپایی اختصاص داشت و وحید مازندرانی آنها را ترجمه میکرد. مقالههای روزنامه نیز اغلب به قلم افراد مختلف نوشته میشد و موضوعات اجتماعی، ورزشی و دیگر مسائل روز را دربر میگرفت.
رسالههایی نیز در روزنامه «ایران باستان» منتشر شد که از آن جمله میتوان به «سرگذشت بوک واشنگتن» به قلم میرزا محمدخان بهادر و «عشق صحرا» اثر عطاءالله شهابپور اشاره کرد. «تاریخ یونان» تألیف ه. آ. گربر، با ترجمه هدایتالله حکیمالهی فریدنی، و آثاری از تولستوی نیز از جمله ترجمههای منتشرشده در این روزنامه بودند. برخلاف برخی روزنامههای دیگر، در صفحات «ایران باستان» اعلانها و آگهیهای کمتری دیده میشود.
در شمارههای ۱۸ تا ۲۱ این نشریه در سال ۱۳۱۵، ویژهنامهای درباره آیین گشایش و جشن هزارمین سال فردوسی منتشر شده است. این ویژهنامه، گزارشی مبسوط و روزبهروز از ورود مهمانان، برگزاری جلسات تهران، حرکت کاروان به سوی مشهد و توس، گشایش آرامگاه فردوسی و بازگشت مهمانان ارائه میکند و از این منظر، سندی مطبوعاتی از چگونگی برگزاری این رویداد فرهنگی به شمار میرود.
روزنامه «ایران باستان» با شماره مدرک ۱۰۱۱۵۸۷ در مخزن پیایندهای سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نگهداری میشود و در دسترس پژوهشگران قرار دارد. همچنین تصاویری از صفحات این روزنامه برای مشاهده و بهرهمندی علاقهمندان در پیوست خبر منتشر شده است.