نشست علمی یاد روز سعدی
به گزارش روابط عمومی مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس، نشست علمی یاد روز سعدی تحت عنوان «سعدی؛ سنت و نوآوری» با حضور اندیشمندان و ادیبان برجسته کشوری در دو بخش در محل تالار کتابخانه اسناد ملی فارس برگزار شد.
در بخش اول این نشست، مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلامالله مجید توسط یکی از قاریان برجسته فارس آغاز شد و سپس کوروش کمالی سروستانی، رئیس مرکز سعدیشناسی به ارائه مقالهای با عنوان «سعدی؛ سنت و نوآوری» به ایراد سخنرانی پرداخت.
وی اظهار کرد: سعدی و نوآوری در ادبیات نیز همانند دیگر علوم، نقشی تعیینکننده در عرصه پیدایش آثار کلاسیک و مدرن ایفا میکند چنانکه ماهیت ماندگار شاهکارهای ادبی، ریشه در همین پویش مهم، یعنی پدیداری آثاری نوطراز برپایه و شالوده سنت دارد.
کمالی سروستانی با بیان اینکه سنت متضمن آثار بزرگ و ماندگار هنری است و بهواسطه آن یک اثر هنری از مقبولیت عمومی برخوردار میشود، گفت: هیچ شاهکار ادبی و نوینی، جز بر مبنای سنتی بزرگ و ریشهدار، نمیتواند استوار ماند و دوام یابد؛ این امر در پهنه ادب فارسی، امری مسلم و انکارناشدنی است.
سنت و نوآوری دو جنبه استمرار فرهنگ یک قوم یا ملت است
وی گفت: تجربه ایران و ملل بزرگ جهان نشان میدهد که سنت و نوآوری دو جنبه استمرار فرهنگ یک قوم یا ملت است؛ برای آنکه سنت استمرار یابد، باید به مدد نوآوری، متحول شد و نوآوری تنها با عطف یک سنت مفهوم مییابد. نوآوری بیسنت و سنت نامتحول، فاقد عینیت تاریخی و اجتماعی است؛ از همین روست که شاعران نامی و ماندگار در طول تاریخ در آثار خود، به مضامین سنتی اهمیت و اساس کار ود را بر بازنگری هویت تاریخی قرار داده، در آثار خود به دفاع از سنت پرداخته و اتهام ایستایی واپس ماندگی را از چهره آن پیراستهاند. آنان سنت را زنده و پویا و هماهنگ با حرکت پویای دوران خود دانسته و بیتوجهی بدان را ناممکن میدانند.
وی با بیان اینکه سنت به منزله واسطه زبانی، فرهنگی و معنوی اقوام تلقی میشود و توانمندی و انسجام اثر ادبی تا حد زیادی بدان وابسته است، گفت: شاعران بزرگ و نامی این سرزمین همچون سعدی، هم بر سنت دیرپا و غنی گذشتگان استوارند و هم خود سنت آفرین میشوند؛ گاه نیز در این میان برخی از این شاعران به جهت غنای فرهنگی و اندیشگانی فراتر از دوران خود، به خلق آثاری دست میزنند که امروزه از آن با عنوان نوآوری اندیشگانی شاعر یاد میکنیم. این نوپردازی در درونمایه، زبان و بیان در همه آثار سعدی به ویژه در گلستان به وضوح قابل دریافت است.
سعدی به سنتهای ادبی پایبند است
کمالی سروستانی عنوان کرد: سعدی به سنتهای ادبی پایبند است و تأثیر آثار گذشتگان را در آثار وی به روشنی میتوان یافت. سنتهایی که هویت فکری و فرهنگی ایرانی ـ اسلامی داشته در آثار سعدی متجلی است. او اصل سادهنویسی را که یکی از ارکان رمان عنصر تجدد بود، در نثر خویش به کار گرفت و ایجاز را که یکی دیگر از این ارکان بود، به یکی از بارزترین ویژگیها سبک روایی خویش بدل کرد. این سبک روایی بهویژه در گلستان سعدی چنان مورد توجه قرار گرفت که آن را به نوعی همان قصارگویی در غرب میدانند؛ چنانکه بعدها آثار پاسکال و نیچه در این امر سرآمد شدند.
رئیس مرکز سعدیشناسی با بیان اینکه آشناییزدایی نیز از دیگر ویژگیهای نوآوری در آثار اوست، گفت: شگرد هنری سعدی در ساختار آثارش، موجب پدیداری اشعاری ناب در تلفیق با اندیشههای ظریف و حکیمانه شده است؛ از همین روست که حتی اگر عبارتی، واژهای و کلامی را پیش از این بارها شنیده باشیم در سخن ناب او، این عبارت و کلام تازه و نو مینماید؛ همچنین زبان سهل و ممتنع، روانی و سادگی کلام، بهرهمندی از ایجاز به ویژه در پرداخت.
سعدی دیدگاههای نوینی برای بهزیستی در جوامع انسانی ارائه میکند
این پژوهشگر شعر و ادب پارسی اظهار کرد: سعدی در آثار خویش به عنوان «نوآوری» نمود مییابد که در اندیشه تعالی فرهنگ جامعه خویش است. «نوآوری» که بر اساس تعابیر گوناگون از چارچوبهای سنتی در هر زمینهای فراتر میرود، درصدد ایجا ارزشهای نوین و نیز احیای ارزشهای فراموش شده با رویکردی تازه است، با به کارگیری قدرت انتقاد به حل و فصل مسائل و مشکلات عملی موجود در جامعه میپردازد، دیدگاههای نوینی برای به زیستی در جوامع انسانی ارائه میکند، از وضعیت موجود اجتماعی و سیاسی انتقاد میکند و میکوشد تا با گذر از اندیشههای رایج و سطحی، فرهنگ، بینش و هنر و اندیشه مردمان را ترقی بخشد.
بنا بر این گزارش، در ادامه اغر دادبه، استاد شعر و ادب پارسی نیز در مقاله «سعدی و سنتهای پایدار انسانی ـ ایرانی» عنوا کرد: سعدی به لحاظهایی همانند سقراط است؛ در آن زمان یونان، سقراط بر ضرورت توجه به حکمت عملی تأکید کرد و سعدی نیز در کشور ما چنین کاری کرد.
وی افزود: سعدی به نوعی ادب و حکمت را از آسمان فرو داد و در خانهها و دل ها جا داد که این نوآوری است و وقتی فهم میشود که با گذشته سنجیده شود.
دادبه اظهار کرد: حکایت کارهای ارجمند تمام شاعران به جای خود است اما مسئله شعر و عشق یا در سوی مجاز و یا در سوی حقیقت حرکت میکرد و این وسط چیزهایی گم میشد نه اینکه ارزش ندارد، اما یکسره دل بستن به عشق مجازی و توصیفهای طبیعتگرانه که در نوع خود ارجمند است یا یکسره دل بریدن از زندگی و دل به آسمان بستن، هر دو گسستگی در آنچه که نیاز انسان است را پدید میآورد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه سعدی میان این دو پیوند برقرار کرد و نه از مجاز و نه از حقیقت غافل ماند و در این میان به انسان توجه کرد، گفت: این مرد بزرگ چنان از روزگار خود پیش است که گاهی حتی از روزگار ما نیز پیش است.
وی با بیان اینکه نکات سعدی بسیار مهم و عجیب است اما به دلیل اینکه زیاد تکرار شده است، قدر آن را نمیدانیم، گفت: بسیاری از اوقات معلوم نیست آنچه که نو است خیلی بهتر از سنتی است؛ بسیاری از سنتها از هر مدرنی، نوتر، کاراتر، مؤثرتر و متناسب با محیطی است که در آن زندگی میکنیم.
دادبه در ادامه سخنان خود به حکایتهایی از گلستان و بوستان اشاره کرد و گفت: در بوستان سعدی دقیقاً مسئله امروزه تبدیل عشق سوزانی که لازمه آغاز و استمرار زندگی عاشقانه است به محبت و تفاهم بیان شده است یعنی باید درجه این عشق درجه پایین بیاید و به حدی بیاید که به درد زندگی عملی بخورد؛ زیرا عشق سوزان نتیجه اشتیاق است و اشتیاق نتیجه هجران است و وقتی هجران نباشد طبیعی است که اشتیاقی در کار نیست و آن عشق سوزان باید جای خود را به امری که به درد زندگی عملی میخورد، دهد.
سعدی نگاه عاشقانه و محبتآمیز به تمام هستی دارد
وی با بیان اینکه سعدی نگاه عاشقانه و محبتآمیز به تمام هستی دارد، گفت: نگاه او به انسان و رعیت، نگاه انساندوستانه و مودتآمیز است و این مسئله چنان پیش میرود و به کل هستی سرایت پیدامیکند و به عشق عرفانی تبدیل میشود؛ در نتیجه یکپارچگی در حرکت عاشقانه سعدی میبینیم که انتزاعی و یک سویه نیست و فقط به زمین یا فقط به آسمان نمیچسبد میانه این دو را میبیند و یک زندگی مودتآمیز که در آرمان شهر بوستان تحقق پیدا میکند، ارائه میدهد.
جعفر مؤید شیرازی، پژوهشگر شعر و ادب پارسی به عنوان آخرین سخنران بخش اول این نشست، به ارائه مقاله خود تحت عنوان «ما همچنان در اول...» پرداخت و گفت: کلیات در اندک زمانی تدوین شد و در دسترس مردم قرار گرفت و شاید در ادب فارسی 3 اثر باشد که دائماً از دست مردم نیفتاده است، شاهنامه فردوسی، دیوان حافظ و کلیات سعدی و چیز دیگری در این ردیف نیست که اینقدر مورد توجه فارسیزبانان قرار گرفته باشد.
وی تأکید کرد: بسیار خوب میتوان با نام و آثار سعدی شادی کرد اما زمانی داوم خواهند داشت که زیر آن استوار باشد و متکی به اصالتهایی در هنر و آثار سعدی باشد.
مؤید شیرازی اظهار کرد: امسال قریب 780 سال از تألیف گلستان میگذرد و در این دوران طولانی افراد بسیاری آمدهاند و به قصد خدمت به سعدی، ادب فارسی و فرهنگ بشری با گلستان سعدی کار کردهاند و همچنین با بوستان اما به خصوص این دو کتاب علاوه بر ذوقانگیزی و شوقانگیزی در مردم، کتابهای درسی در اقلیمهای گسترده از این خاک ما بودهاند.
وی عنوان کرد: در تمام جاهایی که آثار سعدی راه باز کرد این کتاب را تصدیق و تأکید کردند و خواندند و از آن آموختند اما مثل هر کتاب دیگری این هم زیر و بمهایی دارد.
این گزارش میافزاید، بخش دوم این نشست با سخنرانی میرجلالالدین کزازی، استاد شعر و ادب فارسی دانشگاههای مختلف کشور به ارائه مقاله «سعدی؛ کهنگرای نوآور» پرداخت و گفت: سعدی کهنگرای نوآور است.
وی افزود: نوگرایی گسسته از سنت به هیچ روی پذیرفتنی نیست اگر ما تنها نوگرا باشیم، گسسته از پیشنیه فرهنگ و تاریخ اندیشه نیاکانی خویش آن نوگرایی بی هیچ گمان آشوبگرایی خواهد بود.
وی با بیان اینکه سنت به درختی میماند بسیار شاخ که ریشه در دور جای تاریخ دوانیده است، افزود: اگر ستاکها، شاخههای نو بر این درخت کهن نرویند آن درخت به ناچار خواهد افسرد و سر در نشیب نابودی خواهد نهاد.
کزازی ابراز کرد: نوگرایی همان ستاکها و شاخههای نو است که بر آن درخت کهن میروید و از سویی مایه شادابی و شکفتگی زندگانی همواره درخت میشود و از سویی دیگر درخت را با زمینههای زمانه و نیازهای نو پیوند میدهد و همساز و هماهنگ میگرداند؛ اگر شاخهای به هر شیوهای از این درخت بگسلد، بر خاک بیفتد، ریشه بدواند بسیار اندک امید میرود که بتواند روزگاری درختی بلند و بشکوه و بارآور بشود.
نوگرایی، سویمندی در ساختار پیشینه و سنت است
این استاد دانشگاه شعر و ادب پارسی، نوگرایی را سویمندی در ساختار پیشینه و سنت دانست و گفت: سویمندی ساختار را آن توان، مایه و شایستگی میبخشد که بتواند پاسخهای سنجیده به آئین، درست و کارساز برای نیازهای نو پدید آورد.
وی گفت: مردمانی مانند ایرانیان که از کهنترین مردمان جهانیم، به ساختاری رسیدهایم بسیار گرانسنگ، استوار و پایدار و بسیاری از آنچه را دیگران کم آزمودهاند ما دیری است که آزمودهایم و پس پشت نهادهایم، اما اگر ساختار میباید بپاید، همچنان زنده تپنده، شکوفان، بارآور و توانمند نیاز دارد به سویمندی نو.
کزازی تأکید کرد: آنچه ما میبایدمان جست، شکستن ساختار نیست، یافتن سویمندی نو در این ساختار کهن چند هزار ساله است و از این روست که آنچه سعدی در سخن قاصی کرده است پیوندی نغز، ناب، دوسویه، پویا، برازنده و سازنده که در میان ساختار و سویمند پدید آورده است و یکی از بزرگترین و بنیادیترین آموزهها و اندرزهای سعدی است در این روزگار، این روزگار بی فریاد که روزگار آشوب و گسست بیگانگی با خویشتن است.
وی با تأکید بر اینکه ما در این روزگار بیش از نیاکانمان در روزگاران دیگر به سعدی نیازمندیم، گفت: زیرا سعدی یکی از رخشانترین فرزندان ایران است که توانسته است بیآنکه از ساختار بگسلد، به سویمندی نو دست بیابد.
کزازی اضافه کرد: سعدی، از همین دید به این ویژگی والا و کممانند هم آراسته است که سخنوری است همه سویه و همه رویه. کمابیش در همه قلمروهای ادب پارسی، توانمند، بشکوه، شگفتیآفرین و شاهکار آفریده است و در بسیاری از این قلمروها، سعدی شالودهریز نیست؛ هنر سعدی این است که هر کدام از آنها را برگزیده، مهر خویش را بر آن زده است.
این پژوهشگر شعر و ادب پارسی عنوان کرد: پیش از سعدی، غزلسرایانی غزل پارسی را تب و تاب، شور و شرار و جان و جنب بخشیده بودند و پیش از سعدی چانهپردازان، چانههایی کوهوار و ستوار پدید آورده بودند، اما سعدی چه کرده است آنچه را آنان پایه ریختهاند، گستردهاند و پروردهاند به فرازنای فرهمندی برده و بر ستیغ سخن پارسی نشانده است.
چانههای سعدی در استواری نمونههایی برترینند
وی با بیان اینکه اگر حافظ نمیبود سعدی بزرگترین غزلسرای ایران میشد، هرچند در شیوه غزلسرایی خویش کم از حافظ نیست، گفت: چانههای سعدی در استواری نمونههایی برترینند، در اندرزنامه سعدی است که شاهکار ادب ایران و میتوان گفت ادب جهان را پدید آورده است.
کزازی با اشاره به آثار سعدی عنوان کرد: در نثر آهنگین و خنیایی و هنری پارسی نیز سعدی است که نمونه برترین را به دست داده است و تنها در یک گونه از ادب پارسی است که سعدی نامی همسنگ و همساز با دیگر گونهها و زمینههای سخن بهدست نیاورده است و آن هم در رزم نامه است.
وی بیان کرد: میتوان گفت سعدی در گونهای بنبست ادبی و فرهنگی بوده و از این روی نتوانسته است آنچنان که خود میخواسته است مرد رزم هم باشد.
این استاد شعر و ادب پارسی گفت: سعدی شیوه را به فرازنایی میبرد که فراتر از آن نمیتوان رفت، سرودههای او از این دید چندان از نوشتههای وی گسستنی و بازشناختنی نیستند.
وی با بیان اینکه سخن نوشتاری سعدی در آهنگینی با سروده او پهلو میزند، گفت: ویژگی دیگر در سعدی که بدو چهرهای دیگر سان، مینوی و فراسویی داده، این است که سعدی مانند استادان ادب پارسی، فرزانه فرمند طوس فردوسی، سخنوری است که توانسته است به زبان سرشتین پارسی راه ببرد.
بنابر این گزارش، در ادامه این نشست صدرا ذوالاستین از شاعران برجسته شیرازی به شعرخوانی درباره شیراز و ادیبان این دیار پرداخت.
این برنامه با ارائه مقاله سیروس شمیسا، استاد شعر و ادب فارسی دانشگاههای مختلف کشور با عنوان «سعدی متجدد معتدل» ادامه یافت.
وی در این مقاله با بیان اینکه سعدی متجدد متعدل است، گفت: گفتمان سنت یا تجدد در مفهوم امروزی در اعصار قدیم رایج نبود و در عصر جدید مدرنیسم غالباً با نفی سنت همراه است اما در اعصار قدیم در عین حفظ سنت نوآوریهایی میکردند و این نوآوریها مخصوصاً در ادبیات بیشتر ناظر به محتوا بود حال آنکه در عصر جدید بیشتر ناظر به فرم است.
شمیسا، تجدد امروزیها را تند و تیز و قدیمیها را معتدل دانست و گفت: سعدی باید را متجددی دانست که با حفظ اعتدال بیشتر به زمینه معنی و گاهی البته به فرم دست به نوآوریهایی زده است؛ در نظم به جای اینکه فضلای قبل خود که متکلف بودند، ادامه دهد در گلستان، نثری معتدل را ابداع کرد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: همین روش بیاعتنایی به اظهار فضل و فضل فروشی و امثال اینها را علاوه بر نثر در شعر دارد اما شعر سعدی در عین اهتمام به مبانی فصاحت و بلاغت، شعری ساده و به اصطلاح سهل و ممنع است.
وی تأکید کرد: بدیهی است که سعدی با آن مایهای که در ادبیات داشت اگر میخواست به شیوه فضلای قبل از آن خود، به شعر و نثر فنی بپردازد گوی سبقت را از همگان میربود.
سادگی شعر سعدی مورد توجه قرار گرفت
شمیسا با یان اینکه سادگی شعر سعدی در آن زمان که همگی به دنبال اظهار فضل و تصنع بودند، مورد توجه قرار گرفت، گفت: قصاید قبل از سعدی عمدتاً مدحی بوده البته مضامینی شبه عرفانی نیز دارا بودند و سعدی موضوع و مضامین قصیده عمدتاً بر حکمت عملی و پند و اندرز قرار داد و در گلستان نیز به موضوعاتی پرداخت که مربوط به زندگی واقعی و به اصطلاح کاربردی است البته سبک خاص گلستان در طی ادوار اعصار مورد قبول مردم قرار گرفت و همین توجه او به موضوعات کاربردی است که او را منتقد سیاسی و اجتماعی میکند، برخلاف انچه معروف است به همه مسائل دوره خود از جمله فتنه مغول توجه داشت.
این استاد دانشگاه ابراز کرد: نمونه دیگر تجدد همراه با اعتدال او در زمینه زبان است؛ سعدی باعث ادب سبک خراسانی بود و اساساً در فارس پیش از سعدی شاعر بزرگ و یا قابل اعتنایی نبود که سرمشق سعدی باشد.
وی گفت: در بلاغت استفادههای هنری از قبیل ایهام تناسب و غیره تقریباً قبل از او به این وسعت بیسابقه است و عاملی که همواره بر نوآوریهای سعدی حاکم و غالب است، ذوق لطیف اوست.
شمیسا تأکید کرد: نباید پنداشت که عظمت سعدی در آن دسته ابتکارات و نوآوریهای اوست که پیش از او سابقه نداشته است بلکه بخش اعظمی از عظمت او در همان زمینهای که ادبا در آ داد سخن دادهاند.
غلامرضا خاکی، مدرس دانشگاه با مقالهای تحت عنوان «آموزههای سعدی در تدبیر اجتماعی» آخرین سخنران این نشست بود که در مقاله خود گفت: مدیریت دانشی در کنار دیگر دانشها نیست بلکه امالمعارف توسعه است.
وی اظهار کرد: این دانش نزدیک به 103 سال از عمر آن میگذرد و در ابتدا مدعی بود که میتواند نظریههایی را مطرح کند که جهان شمول هستند و رفته رفته در دهه 70 میلادی نظریهپردازان اعتراف کردند باید به فرهنگ جامعهای که در آن جامعه این علم قرار است مایه توسعه و آبادانی شود، توجه کنیم.
خاکی اضافه کرد: آن چیزی که ما در اینجا به آن نیازمند هستیم این است که اگر قرار است از بطن سنت و آثاری که بیانگر سنت ایرانیان است برای اکنون و آینده حرف نویی را بزنیم چارهای جز این نداریم که رویکردهای نوآورانه را در قالب مدلهای علمی دنبال کنیم.
این مدرس دانشگاه ابرازکرد: یکی از آفتهایی که در مباحث تحقیقات ادبی با آن روبهرو هستیم این است که فقط به شاهدآوری بسنده کردهاند، به همین دلیل است که ما امروز نتوانستیم علیرغم این ادعاهایی که درباره غنی بودن فرهنگمان است، یک خط به اندیشه تدبیر اجتماعی در جهان بیافزاییم؛ بزرگان ما در جهان تجلیل شدهاند اما اندیشههای آنان به حوزههایی که سرنوشت بشریت را رقم میزند، ورود پیدا نکرده است، پس اکنون نیازمند این هستیم که بیشتر به تحلیل بپردازیم تا تجلیل، چه بسا در تجلیل ماندن به نوعی ما را به فقر اجتماعی مبتلا میکند.
در طول تاریخ از منظرهای گوناگون به حکمت عملی سعدی توجه داشتهایم
وی بیان کرد: در طول تاریخ از منظرهای گوناگون به حکمت عملی سعدی توجه داشتهایم اما به سمت مدلسازی از اندیشههای سعدی برای اصطلاح تحول اجتماعی نتوانستیم، حرکتی کنیم.
خاکی با بیان اینکه در آثار قبلی ما به مسائل اجتماعی و اخلاق کاربردی توجهاتی شده است، گفت: سعدی هرچند که ما آن را به عنوان شاعر میشناسیم اما لقبی به نام شیخ نیز دارد و این تعقلی که در آثار سعدی در حوزه اندیشه اجتماعی مشاهده میشود، نشاندهنده این است که سعدی توانسته است از تخیل تا تعلق ذهن خود را جولان دهد یعنی از تفننهای ذوقی تا آباداندیشی و توسعه اندیشی حرکت کند.
وی اضافه کرد: شاید اکنون بیشتر به این بعد سعدی نیازمند باشیم زیرا در گذاری که در جهان در حال اتفاق است و چرخشی که نگاه سنتی به نگاه مدرن دارد، اتفاق میافتد ما به شدت به اندیشه کسانی نیازمندیم که ستون این فرهنگ هستند و اگر این ستونها مورد استحکام بیشتری در نظریهپردازیهای نوین قرار گیرند ما این تنشها را کمتر مشاهده میکنیم.
این مدرس دانشگاه در پایان تأکید کرد: نمیتوانیم از متون کهن خویش بهره ببریم مگر اینکه از رویکرد روشمندی استفاده کنیم.
یادآور میشود، پایان بخش این برنامه، هماندیشی و پرسش و پاسخ اندیشمندان و ادبای داخلی و خارجی پیرامون آثار سعدی بود.