نخستین برنامه علمی فرهنگی تالار فارس شناسی مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار گردید.
طرحی برای بررسی فرمالیستی رباعی ( بهسازی الگوی نقد گرانیگاهی) نمونه پژوهی در آثار استاد منصور اوجی
19 اسفند 91
مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس
دکتر سادات شریفی:
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین
با سلام این نام متبرک پروردگار و تقدیم مراتب ادب و احترام در این عصر دل انگیز اسفند بهاری شیراز آغاز میکنیم اولین نشست از سلسله نشست های دیده جان بین که به نقد و بررسی متون ادبیات فارسی می پردازد با رویکردهای جدید عملی. به سهم خودم به عنوان کوچک ترین عضو مجموعه مقدم تک تک شما را گرامی می دارم و بسیار خوشحال و خرسند و مفتخرم از اینکه باز هم ادبیات و شعر و فرهنگ این پایتخت فرهنگی بهانه ای شد که گرد هم بیائیم و با مشارکت نهادهای مختلف و انجمن دوستداران زبان و ادبیات فارسی شیراز و استان فارس با همراهی ویژه مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس و مدیریت محترم جناب آقای دکتر رنجبر که اینجا تشریف دارند، این بخت و اقبال را پیدا کردیم که اولین برنامه را در خدمت شما باشیم و حسن شروع برنامه حضور و شعر و کلام و موضوعی باشد که به استاد همه ما، استاد منصور اوجی ارتباط دارد .
در جلسه های نقد کتاب همیشه با دعای صدر شروع می کردیم که رب اشرحلی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی. این جا هم باز با همین فضا آغاز میکنیم و با اجازه شما و همراهیتان برنامه اول را پی می گیریم.
اجازه میخواهم که برای سرآغاز صحبت دعوت کنم از جناب آقای دکتر رنجبر که دقایقی در خدمت ایشان باشیم در ارتباط با تالار فارس شناسی کارها و جلساتی که خواهد بود و این اولین نشستی که از آن مجموعه است و همین طور کل مجموعه و برنامه هایی که هست فتح بابی داشته باشند و سخنرانی فرمایند که بنده در ادامه برنامه جلسه را خدمت شما اعلام خواهم کرد.
سخنرانی دکتر رنجبر
شاعرم.هزار سال عمر میکنم. ریشه در درخت دارم و بهار.
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده خیلی مصدع نمی شوم آمدم خیر مقدم عرض کنم و اظهار تشکر کنم از جناب استاد اوجی که افتخار دادند که اولین برنامه ما، برنامه تالار فارس شناسی اختصاص به تلاش های پنجاه ساله ایشان باشد در عرصه ادبیات (امروز در این وقت کوتاه) و بطور مشخص در حوزه رباعیات استاد و خوشحالیم که تالار فارس شناسی مقدمه و شروعش با نام استاد اوجی هست که فعالیت های چشمگیری داشتند و تاثیر گذاری در جریان ادبیات معاصر ما.
بنده چند کلمه ای در مورد تالار عرض می کنم که بعد از این دیگر در این برنامه ها مصدع نشوم و کلیت روشن باشد.
واقعیت این که سازمان اسناد و کتابخانه ملی به عنوان موسسه ای پژوهشی و خدماتی معرفی شده در استان ها و از جمله اینجا فارس، سازمان اسناد و حوزه کتابخانه به طور خاص در موضوع فارس شناسی باید فعالیت کند، برای نیل به این هدف از چند ماه گذشته همکاران کار را شروع کردند.
در چند ماه گذشته با حضور ریاست سازمان و استاندار جناب آقای صادق عابدین این تالار به عنوان تالار فارس شناسی افتتاح شد. خوب پشت صحنه این باید در واقع منابع فارس شناسی فراهم شود.
این کار را دوستان ما شروع کردند و منابع قابل توجهی در مخزن و فضایی که در اختیار داشتند در حوزه فارس فراهم شده و این کار همچنان ادامه دارد که بتوان محفلی برای پژوهشگران این عرصه فراهم کنیم. کارهای جنبی که اینجا انجام شد و همه مهم است در واقع در راستای پیشبردن امر پژوهش؛ افتتاح تالار رقمی در تالار فارس شناسی بود به این معنا که کلیه داده های دیجیتالی کتابخانه ملی از اینجا قابل دسترسی هست . یک نمونه آن ده هزار پایان نامه تمام متن را در اینجا میشود دید که در جای دیگر مشخص نیست که باید به طور حضوری حتما در کتابخانه ملی صورت پذیرد.
دیگری امکان استفاده از شبکه بی سیم می باشد و تمام اینها مقدمه ای است که زمینه ای فراهم شود که پژوهشگران درعرصه فارس شناسی محیطی داشته باشند. 10الی 12 اتاق جهت پژوهش در این تالار وجود دارد در اختیار آنان قرار دارد.
تمام این امکانات که نام برده شد در اختیار دوستان پژوهشگر قرار دارد. در کنار این تالار فارس شناسی؛ برنامه های علمی و فرهنگی قرار دارد. این اولین برنامه در عرصه مباحث ادبی می باشد. در عرصه مباحث تاریخی، مباحث هنری و در عرصه مباحث اجتماعی هم از دوستان دانشمند که متخصص این رشته ها هستند در حال رایزنی و صحبت هستیم که بتوانیم آن وظیفه اصلی که به عهده کتابخانه ملی به عنوان یک نهاد ملی که متعلق به اهل کتاب است را به پیش ببریم. من بیش از این مصدع نمی شوم. جناب آقای دکتر سادات شریفی و سایر دوستان، اساتید زبان و ادب فارسی، انجمن دوستداران زبان فارسی و انجمن اساطیر همراهمان هستند در برنامه های ادبی که پیش بینی شده که برنامه هایی با اطلاع رسانی در این حوزه ها انجام می شود و نشست های تخصصی در برنامه سال آینده تالار قرار می گیرد. در پایان از جناب آقای اوجی تشکر میکنم که اجازه دادن افتتاح این نشست ها با حضور ایشان و آثارشان باشد. امیدواریم که بتوانیم وظیفه مان را در این عرصه انجام بدهیم. خیلی ممنون.
دکتر سادات شریفی:
سپاسگزارم و اجازه میخواهم که جزئیات برنامه را خدمت دوستان اعلام نمایم. اگر که استاد اوجی اجازه فرمایند بنده خاطرم به کلیپی که در ابتدای برنامه پخش شد نبود بعد از صحبتهای خانم بختیاری و قبل از اینکه داوران صحبت کنند خدمت استاد خواهیم بود که تغییر فضایی هم اتفاق افتد.
در این قسمت در حدود چهل دقیقه در خدمت خانم سمیرا بختیاری نسب خواهیم بود با سخنرانی تحت عنوان بهسازی نقد گرانی گاهی که الگویی برای بررسی فرم اشعار و نمونه پژوهی بر رباعیاتی از استاد اوجی استوار است.
در مقدمه قبل از آغاز صحبت ایشان عرض کنم که مهم ترین قسمت این برنامه قبل از تجلیلی که اتفاق می افتد صاحبان قلم ، آنها که در قید حیات هستند برنامه هایی دیگر هم خواهد بود نکته دیگر آن است که علاوه بر ارائه ای که اتفاق می افتد. مقاله باید قبلا در جایی پذیرفته شده باشد و بعد دوباره بر روی آن الگو کار شده باشد و ویراست دوم و تغییری در آن اتفاق افتاده باشد.
اسامی داوران بزرگوار در اینجا مشاهده می شود که پس از ارائه مبحث خواهند بود ونکاتی را خواهند گفت با بیان هدف که اشکالات نقد و نظریه ای که انجام شده است بر طرف شود و از داوران دعوت می شود که به جایگاه تشریف بیاورند.
در خدمت سرکار خانم بختیاری نسب هستیم و صحبتهای ایشان همراه با پرده نگار ارائه می گردد.
سخنرانی سرکار خانم سمیرا بختیاری نسب:
موضوع بحث این جلسه بررسی طرحی است برای به سازی نقد گرانیگاهی که دکتر فولادی آن را در مجله نقد ادبی ارائه دادند و نمونه پژوهی در رباعیات استاد اوجی که مبحث را ارائه خواهم کرد مرغ سحر وحالی است مرا، تبیین ضعف های نقد گرانیگاهی و بهسازی این الگو می باشد.
او شاعر لحظه های کوتاه شاعرانه است و چنان زود اوج می گیرد و چنان به سرعت فرود می آید که او را جز در همان لحظه های کوتاه اوج و فرود نمی توان ستود. این نکته ای است که دکتر زرقانی در چشم انداز شعر معاصر در مورد استاد اوجی آورده اند و گلشیری در مورد ایشان می گوید زمانی که جوان مرگی در مورد شاعران و نویسندگان ما را فراگرفته ، کسانی چون نیما و منصور اوجی به ما یاد آوری می کنند که چطور و چگونه می توان بدون تکرار تجربیات موفق پیشین بتوان سیر تعالی و رشد را طی کرد .
از جمله کتابهای ارزشمندی که در مورد استاد به نگارش در آمده یکی هوای باغ نکردیم گزیده اشعاری از گلشیری- جستجوی گل شیدایی- شعر، شیراز ومنصور اوجی که سیری در زندگی و اشعار گزیده ایشان می باشد به کوشش کامیار عابدی -پرنده و گل – منصور اوجی در آینه آثار که شامل سرگذشت و آثار و بزرگداشت و نقد وبررسی آثار ایشان است.
در باره رباعی دو نکته وجود دارد یکی اینکه رباعی در میان قالب های شعر فارسی، قالبی است که بیش ترین هماهنگی و وحدت را در میان مصراع ها دارد و قالبی است که به خودی خود قبل از آنکه شاعر بخواهد کوششی انجام دهد برای یک فرم منسجم این انسجام را خود بخود دارد و دوم اینکه رباعی های بهم پیوسته به معنای رباعی هایی که موضوع واحدی دارند در ادب فارسی سابقه دارد که از آن جمله مختارنامه عطار و بعضی از آثار امیر خسرو دهلوی و اهلی شیرازی هست که در اینجا هم با مجموعه رباعی مرغ سحر مواجه هستیم که درون مایه واحدی دارد. دو مجموعه مرغ سحر و حالی است مرا هر کدام با سی و صد و شصت رباعی با درون مایه واحد هستند که البته درون مایه مرغ سحر حماسی هست و به نوعی پیش گویی حوادث قبل انقلاب هست که این مجوعه در سال 1355 سروده شده و در سال 1356 زیر چاپ رفته و مجوعه حالی است مرا که تمام رباعی های آن با عبارت حالی است مرا آغاز شده عاشقانه و عارفانه است .
به سراغ مفاهیم اصلی نقد گرانیگاهی می رویم . دکتر فولادی برای تبیین الگویی که در نظر گرفته شده چند مفهوم را تعریف کرده اند از جمله سطوح چهارگانه ای را از برای شعر قایل شده اند. البته منتقدان دیگری هم هستند که برای شعر، سطوحی قایل شده اند: سطح بیرونی و سطح درونی.
اما دکتر فولادی این سطوح را ریزتر و باجزئیات بیش تری بررسی کرده اند و 4 سطح را برای فرم شعر در نظر گرفته اند: سطح بیرونی کلی- سطح بیرونی جزئی- سطح درونی کلی و سطح درونی جزئی و بعد در تعریف این سطوح می گویندکه سطح بیرونی کلی قالب شعر است اعم از منظوم و منثور.
سطح بیرونی جزئی شامل وزن و قافیه و تمام عناصری میشود که به کمک قالب شعر می آید.
درباره سطح درونی کلی گفته میشود که این سطح هنوز چندان شناخته شده نیست بعنی هیچ تعریف مشخصی از آن ارائه نمی دهند و سعی می کنند که مفهوم آن را با مثال زدن به ذهن خواننده نزدیک کنند و درباره سطح درونی جزئی می گویند که شامل همه تصاویر و تزئیناتی است که به کمک سطح درونی کلی می آید و ذکر می کنند که تزئینات آوایی هم جزء سطح درونی جزئی هست که به این نکته بعدا اشاره خواهد شد. ایشان مفهوم شگرد بنیادین را اشاره می کنند که عنصری از عناصر شعر است که اساسی ترین نقش را در ساخت شعر دارا باشد. واژه ساخت نکته ای است که دراینجا باید در بهسازی الگو به آن اشاره شود و بعد ایشان 3 کارکرد را برای شگرد بنیادین قایل می شوند. می گویند که شگرد بنیادین به غیر از کارکردی که در ایجاد فرم دارد کارکردهای دیگری هم دارد . یکی از آن ایجاد انسجام هست که یعنی عناصر متعدد سطح درونی شعر را به یک وحدت نهایی میرساند. ایجاد فضا به این معنی که این شگرد راهگشای کارکرد بقیه عناصر شعر است. به نوعی (نقشه استفاده و کاربرد آنها) می باشد و ایجاد سطح که شگرد بنیادین در واقع محوری ترین عنصر در ایجاد فرم شعر می باشد بنابراین آن تشخص و تمایزی را که دارد هیچ کدام از عناصر فرم شعر ندارند و بعد این رباعی رامثال می زنند و مفاهیم را توضیح می دهند.
هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینه صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
در سطح درونی کلی فرم این رباعی ما صناعات سوال و جواب –تشخص- حسن تعلیق- مراعات النظیر-در واژه های سپیده دم، صبح، سحر و خروس داریم ، استخدام و تکرار واژه.
در سطح درونی جزئی ترادف، مراعات النظیردر واژه های سپیده دم، صبح، سحر و خروس ، ایهام - تشبیه و تضاد.
شگرد بنیادین این رباعی هم سوال و جواب هست. همان طور که می بینید مراعات النظیر را هم در سطح درونی کلی و هم در سطح جزئی در نظر می گیرند و این نکته ای است که به آن دوباره بر می گردیم
حال به تحلیل مرغ سحر و حالی است مرا می رسیم بر اساس نقد گرانیگاهی که ابتدا رباعی ای را از دفتر مرغ سحر تحلیل می کنیم.
در خلوت عاشقان شرابی خوردیم بربال سماع پیچ و تابی خوردیم
خورشید به نعره ای برآمد از ما گوئی که شبانه آفتابی خوردیم
در سطح درونی کلی این رباعی ما با تمهیدات مراعات النظیر روبرو هستیم شگرد بنیادین این رباعی استعاره است که واژه شراب و خورشید است که به تبع او ما واژه های سماع ٬ پیچ و تاب ٬ شبانه و نعره را داریم . بنابراین ٬ این واژه ها در سطح درونی کلی این رباعی قرارمیگیرند اما درنهایت در بررسی آن شصت رباعی که ما از این دو مجموعه انتخاب کردیم ٬ 14 تا تمیهدی بود که شگرد بنیادین محسوب میشدند که شامل تشخیص، استعاره ، تشبیه جمع ، تناسب ، استفهام تاکیدی ، نماد ، استنتاج، خطا، تلمیح ، تشبیه مجمل، ابهام ، و تکرار می شدند که هرکدام از آنها ممکن است مثل تشخیص فقط در دفتر مرغ سحر شگرد بنیادین بوده باشند یا شگردی مثل تناسب در هر دو دفتر وجود دارد. هرکدام از اینها ویژگیهایی دارند مثلا شگرد بنیادین تشخیص معمولا با پیوندهای چندسویه درمیان واژه های شعرهمراه هست واینکه مثلا استفهام تاکیدی تنها باعث انسجام به مفهوم معنایی که دکترفولادی مطرح کردند می شود ووقتی که استفهام تاکیدی شگرد بنیادین باشد معمولا با تمهید وتناسب در سطح درونی کلی همراه هست.
جدول آماری ای هست که در این جدول نشان داده شده است که هرکدام از این شگردها چند مرتبه تکرار شده اند. مثلا تشخیص یک بار در کل دو مجموعه شگرد بنیادین بوده یا استعاره 6 بار استفاده شده که 5 بار در خدمت فضاسازی و یکبار در خدمت انسجام بخشی بوده ودر هر دو دفتر به تعداد مساوی سه بار تکرار شده است .
اما نتایج کلی کاردربحث گرانیگاهی در دومجموعه حالی است مرا و مرغ سحر چنین است:
استاد اوجی از فرمهای تکرار شده در دومجموعه مرغ سحر و حالی است مرا استفاده کرده اند به گونه ای که می توان این رباعی ها را از حیث فرم به دسته های مختلفی تقسیم کرد و شگردهای بنیادین در این رباعی ها معمولا فرم های ثابتی ایجاد می کنند. به ابن معنی که یک شگرد بنیادین معمولا با شگردهای خاصی در سطح درونی کلی همراه است . همانطور که گفته شد مثلا استفهام تاکیدی معمولا با تناسب می آید . در نتیجه ما با رباعی هایی مواجه هستیم که درون مایه مشابه و مضمون مشترکی دارند ومعمولا رباعی هایی که فرمهای آنها با شگردبنیادین استعاره و تشخیص حاصل شده معمولا رباعی های قوی تری هستند وبه همین دلیل دفتر مرغ سحر از نظر فرم دفتر قوی تری است چون بیشتر شگردهای بنیادین آن را استعاره وتشخیص تشکیل می دهند.
اما سه رباعی بود که در دفتر حالی است مرا که به این تحلیل تن ندادند که عبارتند از :
حالی است مرا که جان از آن پر شکر است دل در طرب است و لب از آن پر گهر است
یاللعجب از عشق و چنین حیله گری هر نقش که زد طرفه تر از طرفه تر است
حالی است مرا که خوش برازنده من مهرش همه لطف و خوش نوازنده من
گفتی چه کسی است عشق ؟گفتم به یقین سازنده کاینات و سازنده من
حالی است مرا که شادخواران طلبند رندان خراب و میگساران طلبند
برمن چه نموده عشق؟ الله اله کان را همه خلق روزگاران طلبند
بعد از اینکه سه تا رباعی به آن تحلیل تن ندارند ما فکرکردیم که خب چه مشکلی وجود دارد . آیا مشکل از الگوی دکتر فولادی هست یا در فرم این رباعی ها اشکالاتی وجود دارد. ما به این نتیجه رسیدیم که باید بیاییم الگوی نقد گرانی گاهی را یک بازنگری کنیم و اگر می شود اصلاحاتی را در آن انجام بدهیم . به طور کلی ضعف های الگوی نقد گرانی گاهی شامل 2 سطح می شود یکی سطح اساسی که شامل ایرادات خیلی کلی و دیگری ایرادات جزیی تری می باشند . اما اصلی ترین مساله مبهم بودن تعریف فرم است .
در الگوی نقد گرانیگاهی مشخص نبودن مرز میان فرم و ساختار هست واینکه این نقد تفاوت میان فرمالیست روسی و آمریکایی را درنظر نگرفته است وبعد در میان کارکردهای سه گانه ای که دکتر فولادی برای شگرد بنیادین در نظر گرفته اند انسجام بخشی در واقع کارکرد ساختاراست و فضا سازی نتیجه تحقق فرم است نه کارکرد شگرد بنیادین و اشکالات ریزتری که به الگوی ایشان وارد هست این که ایشان شگرد بنیادین را دقیق و عینی تعریف نکرده اند. همان طور که گفتیم عنصری از عناصر شعر که نقش اساسی در ساخت شعر داشته باشند. از یک سو ایشان می گویند که شگرد بنیادین تکیه- گاه فرم شعر است وازسوی دیگرمی گویند اساسی ترین شکل را درساختار شعر دارد. این خود شاهدی است که در این الگو فرم وساختار با یگدیگر آمیخته شده اند و اینکه سطح درونی کلی شعر مشخص نمی باشد. در زمان تعریف سطوح فرم ایشان می گویند که این سطح شناخته شده نیست. سپس با مثل سعی می کنند مفهوم را به ذهن نزدیک نمایند واینکه به نظر می رسد کارکردهای اساسی که برای این شگرد درنظر گرفته اند نیاز به یک تبیین دقیق تری دارد وبعد تزیینات آوایی را که ایشان منحصر به سطح درونی جزیی کرده اند به نظر دارای ایراد است چون عناصر شعر به صورت کلی و جزیی بسته به کارکرد آنها درایجاد فرم است ومیزان تاثیری که درساختار فرم دارند؛ بنابراین از پیش نمی توان گفت که درتمام شعرها تزیینات آوایی جزء سطوح درونی جزیی هستند. بلکه بسته به هر شعری این نقش ممکن است عوض شود. ایرادی که درتعریف مبهم فرم وجود دارد چیزی نیست که منحصر به الگوی دکتر فولادی باشد بلکه ما تعاریفی که از فرم داریم درسطح نظری راهگشاست اما درنقد عملی به ما هیچ گونه کمکی نمی کند و معیاری برای شروع نقد به ما نمی دهد و وقتی میخواهیم فرم را تحلیل کنیم ناتوان میشویم .درتعریف فرم، از نوع کیفیت تعریف درستی ارایه نشده یا اینکه معنای دقیق هم معین شود باز راه کاری برای تعریف عملی نداریم. دکتر شفیعی در تعریف موسیقی شعر می گویند که در هر مجموعه ای انسجام وقتی قابل ادراک است که یک وحدتی در عین تنوع در اجزای اثر وجوداشته باشد در این چشم انداز انسجام چیزی جز مفهوم جدید ساخت نظام و صورت نیست پر واضح است که خود دکتر می دانند مفاهیم انسجام باهم فرق می کند ولی کنار هم قرار گرفتن آنها در الگوی تبیین شعر وجود دارد. ابهامی که میان فرم وساختار وجود دارد یکی به این برمی گردد که دکتر فولادی تفاوت میان فرمالیسم روسی و امریکایی را در نظر نگرفته اند .شباهت این دو فرمالیسم در این است که به متن در برابر فرامتن اصالت میدهد اما تفاوت آنها در این است که فرمالیسم روسی ، واکنشی دربرابر فرامتن گرایی است در حالیکه خاستگاه فرمالیسم آمریکایی ساختارگرایی است.کارکرد انسجام بخشی از کارکردهای ساختار است و فضاسازی از کارکردهای فرم و نتیجه تحقیق آن است نه کارکرد شگرد بنیادی. یعنی فضا درنتیجه تحقق فرم باهمه اجزا و عناصرش ایجاد می شود نه فقط شگرد بنیادین که هرچند مهمترین عنصر در فرم است، تمام آن را شامل نمی شود تعریف کردن سطوح درونی و بیرونی برای فرم شعر نیز یکی از ایراداتی است که وجود دارد. باوجودی که در تعریف فرم شعر منتقدان سطوح بیرونی و درونی را درنظر می گیرند برای فرم شعر از جمله در فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی و ...اشاره می کند دو نکته وجود دارد یکی اینکه شعر مجموعه ای اززبان ، عاطفه، اندیشه، موسیقی و خیال است ودرست است که درمورد زبان تکلیف کاملا معلوم است مثلا دکترحق شناس سطح درون و بیرون را برای زبان درنظر میگیرند اما چهار عنصر دیگر عناصر سیال شعر هستند و در نظر گرفتن سطح بیرونی ودرونی برای هرکدام از این ها به تنهایی هم ممکن نیست یعنی ما نمیتوانیم یک تعریف دقیق ومرز بندی شده ای ارایه دهیم وب گوییم که سطح عاطفه این سطحش درونی وسطح دیگرش بیرونی است. حال چگونه ممکن است این عناصر در کنار هم قرار بگیرند وترکیب این عناصر سیال را بتوان مرزبندی نمود این تعاریف بیرونی و درونی باعث می شود که آنقدر مبهم و انتزاعی شوند که درکار نقد نه تنها هیچ گرهی را باز نمی کنند بلکه دشواری هایی را به وجود می آورند. و اینکه درالگوی ایشان سطح درونی کلی تعریف نشده و در همان رباعی هنگام سپیده دم که مثال زدم، مراعات نظیر هم در سطح درونی کلی و جزیی ذکر شده بود که این نتیجه آن است که این سطح اصلا مشخص نمی باشد و منتقد باید به شم ادبی و حسی که همان لحظه به او دست می دهد تکیه نماید. درمورد تزینات آوایی هم گفته شد.که کارکرد هر تمهید در ایجاد فرم برمی گردد.
مشکل دیگری که الگوی نقد گرانیگاهی داردآن است که تمهیداتی که فرم آنها شعر را ایجاد می کنند همه در رابطه با شگرد بنیادین است که در نظر گرفته می شوند یعنی شگرد بنیادین وربط ان با معنا درنظر گرفته می شود.اما در مورد دیگر تمهیدات مطلبی گفته نمی شود درصورتیکه تک تک اجزای فرم در شعر بامعنا درارتباط هستند. در مورد پیشنهادات برای بهبود الگوی نقد گرانی گاهی باید گفت که تعریف فرم در سطح عملی چندان به درد ما نمی خورد .بهتر است فرم ا ین گونه تعریف شود مجموعه ای از تمیهیدات بیانی است که معانی را پنهان، آشکار برجسته، موکد، و پوشیده می کند که بهتر بتوان در نقد عملی از آن استفاده نمود درکنار گرانی گاه صوری می توان گرانیگاه معنایی رانیز در نظر گرفت در واقع فرم و معنا تصرف می کند که می توان گرانیگاهی هم برای معنا در شعر قایل شد که دررسیدن به شگرد بنیادین به ما کمک نماید در سبک شناسی هم فرم می تواند به ما کمک نماید درنهایت درمورد سه رباعی که به تحلیل دکتر فولادی تن ندادند رباعی اول گرانیگاه معنایی آن حیله است حیله به خودی خود معنای منفی دارد ولی هنگامی که در این رباعی کنار عشق قرار می گیرد معنای مثبت پیدا می کند واز آنجا هست که آشنایی زدایی در این رباعی شروع می شود دررباعی دوم گرانیگاه معنایی «من» است، «من» در حین تجربه عشق متفاوت است «من» در جایگاه ردیف گرانیگاه صوری تکرار است در رباعی سوم هم گرانیگاه آن در مصرع سوم است برمن چه نموده عشق که گرانی گاه معنایی این رباعی است که نوعی برجسته سازی درذهن مخاطب ایجاد می شود دریک جمع بندی باید بگویم با وجود کارآمدی ای که نقد گرانی گاهی در توصیف فرم شعر دارد ضعف های این الگو ناشی از دقیق نبودن تعریف فرم و در درجه دوم نبودن مرز مشخصی بین فرم و ساختار و سطوح درونی و بیرونی برای نوع شعر است چون این سطوح حداقل معنای دقیقی ندارند بنابراین کمکی در نقد به منتقد نمی کنند درنتیجه به نظر می رسد که با تعریف دقیق و کاربردی تر فرم می توان این ضعف را جبران نمود.
سخنرانی دکتر خالق زاده
به نام خداوند جان و خرد
سلام عرض میکنم خدمت حاضرین، سپاسگزارم از همکاری دوستانی که در برپایی چنین نشست هایی ما رو یاری میکنند. تشکر ویژه دارم از همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس به خصوص جناب آقای دکتر رنجبر، جناب آقای استاد منصور اوجی همه ما را به وجد آوردند.بهره مند شدیم از کلام و شعرشون.همزمانی نشست تالار فارس شناسی مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس را با پیدایش انجمن دوستداران زبان و ادبیات شیراز را به فال نیک میگیریم. امیدواریم به یاری همه شما بشود گامی هر چند کوچک در سرافرازی این خاک پرمشک فارس برداشت. پارسی که پسوند پایتختی را یدک میکشد اما جایگاه او و شایستگی های این سرزمین چیزی است که اکنون مشاهده می کنید.
نشست دیده جان بین هست و ... البته ما که جان بین نیستیم همانطور که سرورم فرمودند به گفته حافظ دیدن روی تو را دیده جان بین باید وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است
همانطور که جناب دکتر سادات شریفی فرمودند نکاتی که به سهم خودم میرسد عرض میکنم.
اگر نقد ادبی را یک مرور کلی و گذرا کنیم برسیم از جایی که روابط بیشماری بین الفاظ و معانی بوده دسته بندی کنیم به این روابط حاضر و غایب برسیم به این نکته که روابط مبتنی بر حضور همان روابط همنشینی هست و روابط مبتنی برغیاب، می دانیم هر کدام از این دو راه- یکی راهی است که کنش و واکنش روابط را با هم درگیر میکند و دیگری اینکه ارتباط واژگانی و مرتبه جانشینی بحث نمی شود و بیشتر به همنشینی واژه تکیه دارد.اگر این تحلیل را بخواهیم کامل تر کنیم، به اون دسته بندی مشهور سه دسته نحوی، معنایی و کلامی آن چیزی که الیکوتیو، دیسپوتیو و اینوتیومشهور هست. فرمالیست ها تغییرات طبقه بندی شده ای ارائه دادند. بیاییم به سه دسته سبک شناسی و ترکیب و درون مایه بخش کنیم.این بحث را اگر روی این مقاله خانم سمیرا بختیاری نسب که ارائه داده بودند بخواهیم بگنجانیم واقعیت این است که در بحث گرانیگاهی اولین ایرادی که در نقد برای ما پیش می آورد اینه که هیچ گلی بی خار نیست و اگر نقدی باشد حتما نیاز به راهکارهایی برای نقد و ایراد و نقایص هم باید پیشبینی شود که متاسفانه در این نوع نقد چیزی برای کاستی ها پیدا نشد. آن چیزی که ارائه دادند من اگر بخواهم تغییر نام بدهم آن چیزی که به عنوان نقد گرانیگاهی انجام شد خیلی تفاوتی با اون نقد زیباشناسی که همه از قدیم الایام میشناسیم نداشتند.درسته نگاهها، واژه ها باید تغییر کند. اختلاف نام ها، اختلاف نگاه هم پدید می آورد.هیچ کدام از ما منکر این نیستیم. اما همان گونه که خودشون در مقاله فرمودند که این شگرد چنان در ایجاد وحدت و هماهنگی اجزای اثر اهمیت دارد که حتی اگر مسأله نقد فرمالیستی هم در میان نباشد بحث های زیبا شناختی در نهایت بدان ختم میشود.همین هم در عمل میبینیم ایجاد شده. توی مبانی بررسی کردند، بخش بندهای این نوع نقد را هم اشاره کردند اما چیزی که عملیاتی میشود یعنی روی رباعی ها انجام میشود به نظر بنده خیلی تفاوتی با نقد زیباشناسی ندارد. معمولا معانی را روی این اشعار پیاده کردند. اون بخشی که ما نداشتیم باز هم به این نتیجه نرسیدند که این بخش درونی کلی چی هست. بنابراین نقد از این نظریه گرانیگاهی بسیار عالی بود که بشود ضعف هایش نمودار شود همانطور که خودشون هم به کاستی های این نقد اشاره کردند برای ما هم روشن شود و بتوانیم ایرادها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاریم تا نظریه ای جدیدتر و کامل تر ارائه دهیم- ولی از اینکه بخواهیم ارائه ایشان را زیر سؤال ببریم اصلا چنین نیست.
مبانی کار بسیار عالی بود منتها این چیزی بود که به نظر بنده رسید. اگر ایرادی مباحث بنده دارد می توانید نقد بفرمایید . مچکرم، وقت تنگ است مزاحم نمی شوم .
سخنرانی دکتر فاموری
من قبل از هرچیزی تشکر می کنم از مرکز اسناد وبنیاد فارس شناسی و انجمن دوستداران ادیب فارس که بنده عضو آن هستم اما کار اصلی را کسان دیگری انجام می دهند و انصافا ما به چنین جلساتی احتیاج داریم در استان فارس و جای قدردانی داره از دکتر سادات شریفی که این قدم را برداشتند وقت ما در حد ۸۷ دقیقه و زیاد نیست. امیدوارم صحبت ها مفید باشد که البته بیشتر به صورت سوال هست .که برای بنده هم سوال هست وخیلی نمی خواهم روی آنها پافشاری کنم. یکی از مشکلاتی که نقدهای فرمالیستی دارند این است که در واقع در این نقدها وتمام نقدهایی که از زبان شناختی در می آیند عمده تمرکز به توصیف است یعنی کمتر می بینیم که شگرد یا ابزاری آمده باشد که از آن طریق نقدی هم صورت گرفته باشد. به این دلیل است که ریشه ی این نوع نگاه ادبی ریشه زبان شناسی ،زبان شناسی هم سعی می کند که در واقع ادبیات و هنر را به علم نزدیک کند در حالیکه اینها دو بحث متفاوتند. علم حیطه توصیفات و اکتشافات هست در معنای محض و ادبیات حیطه ی خلاقیت است یعنی شکستن قواعد . این جمله معروف است که یک منتقد راستین همیشه از قواعد برحذر خواهد بود یعنی اولین کاری که منتقد باید بکند اینه که باید فکر کند با اثری روبرو هست که قرار نیست این اثر را با قواعد توصیف کند چون در اصل اثر باید قاعده شکنی کند اگر اینجور نبود که ادبیات اصلا پیشرفت نمی کرد.همه بر اساس قواعد کار نمی کردندو هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد . در نتیجه من فکر می کنم ایراد کلی همین است البته توی کشور ما شاید اینگونه باشد . من از آثاری که در آمریکا و اروپا تولید شده خبر ندارم. نظریه هاشون به ما رسیده است فرمالیست ،اهمیت اصلیش بر اثر نظریه پردازیش هست بخش توصیف را خیلی خوب انجام می دهد در واقع روشن می کند . در مورد روابط وشیوه کارکرد یک متن . من با این حرف دکتر خالق زاده موافقم که این مقاله که انصافا زحمت زیادی روش شده در زمینه نظریه پردازی موفق.همین که توانسته یک گذاره را درست تعریف کند. اگر آقای دکتر فولادی نتوانسته. در مقاله دکتر فولادی آمده یک عنصر قالب. خب این چیزی را حل نمی کند. به قول آقای دکتر اهل بلاغت هم این را می دانستند و زیباشناسان باهاش آشنا بودند. اینها تعریفی که کردند می گویند که این شگرد گفتمان منطقی را به گفتمان ادبی وصل می کنند این نکته مهمی است این مقاله این توفیق را در همین حد هم داشته باشد به نظرمن در بخش نظریه سازی خیلی موفق دیدم در مقالشون نکات خوبی گفته است. این در نوع خودش به نظریه پردازی کمک می کند نقد سطح بندی چهارگانه دکتر فولادی را انجام دادند.سطح بندی بدون ایراد نیست به نظر من فرم بیرونی کلی که قالب باشد خیلی جور در نمی آید یعنی سخت است که قالب را فرم بدهیم. البته در رباعی اینگونه نیست چون رباعی گونه شعر فارسی است غزل را نمی توان گفت در این وزن باشد اما رباعی وزنش مشخص است. اما به جز اون اگر بخواهد شعر دیگری کار شود نمی تواند فرم بیرونی مترادف قالب باشد.اشاره هم کردم دلیلی ندارد چرا باید بگوییم وزن فرم بیرونی جزئی هست.این جزئی بودن از کجا آمده است البته شاید تحلیل درستی نشده و بنده متوجه نیستم گفتند شناخت شگرد ادبی در این نظریه مشخص نیست این حرف درستی است و تعریف خوبی هم از فرم ارائه داده اند که درست و قابل تأمل.چند تا نکته به صورت سوال میگم شاعری بوسیله شگردی بنیادی از گفتمان منطقی عبور می کند و وارد گفتمان ادبی می شود این شگرد دیگر عناصر آنها را مشخص می کند صفحه 5مقاله هم مثالی زده اند. صفحه6 هم توضیح داده اند که فرایند بازیابی شگرد بنیادی از درک درون مایه آغاز می شود گفتمان منطقی و یا گفتمان ادبی را در نظر گرفته اند آیا به نظر نمی آید که یک گفتمان دیگر هم بشود در نظر گرفت؟
این جور در نظر گرفتم که ابتدا شاعر می خواهد حرفی بزند این گفتمان منطقی است بعد آن را توسط شگرد ادبی و بقیه شگردها به گفتمان ادبی می کند.اما در جاهایی که آمدند گفتمان منطقی را توضیح دهند در واقع گفتمان زبانی توضیح داده شده یعنی شعر به نثر آورده شده پیش فرض شاید این است که گفتمان ادبی و گفتمان زبانی یکی است به نظر من هم روی اینها قابل بحثه .اما سوال دیگری فکر نمی کنید که قبل از شکل گرفتن شعر درواقع ما از هرچیز یک تصویر داریم از قدیم گفتند انسان یک حیوان صاحب دیدار هست البته تصویر در معنای روانشناختی تصویر گره خوردگی عاطفه و فکر است در برهه ای از زمان اول چیزی در ذهن می آید بعد ذهن تحلیل می کند به سطح زبان می رسد و بعد به سطح ادبیات . شاید بشود ما چیزی قبل از اینها تصور کنیم که خب آنهم ایده است. که از زمان افلاطون استفاده می شده که به معنای دیدار.
خیال به معنی دیدار تصویر ماقبل از اینها فکر می کنم.با سطح دیگری در نظر بگیریم.سطح زبانی ببخشید سطح تصویری متن تصویری من دوتا مثال هم می زنم.حرف آخر من این است که به نظر من می شود شگرد اصلی را در واقع فعل اصلی گرفت بنا به تعریفی که از تصویر ارائه دادیم تصویر گره خوردگی عاطفی و فکر است در برهه ای از زمان برهه ای از زمان می شود فعلش چون تنها نوع کلمه که در این زمان است فعل است.یک مثال بزنیم ببینیم جور در می آید یانه در رباعی در خلوت عاشقان شرابی خوردیم و به بال سماع پیچ و تابی خوردیم خورشید به نعره ای برآمد از ماه گویی که شبانه آفتابی خوردیم مهمترین استعاره ای است که در باره شراب بکار رفته است با توجه به تاییدی که شاعر بر ردیف دارد خوردن-وبا توجه به این که شراب به خوردن چسبیده و با توجه به حرف من می بینیم که اول یه تصویر شکل گرفته در ذهن شاعر که آن هم شراب خوردن است فعل خوردن با تفاوت معنایی که دارد پیچ و تاب هم ایجاد می کند خاصیت زبانی خودش را اینجا نشان می دهد یعنی شراب خوردن را پیشنهاد می کند شاید هم شراب خوردن به آفتاب خوردن نزدیک باشد این دونوع خوردن که یکی نیست یک جنس نیست اما بهتراست که ما بپذیریم که قبل از تمام این سطوح یک سطح تصویری داریم اگر تصویر را اینجور بپذیریم که اساسا زمان در آن مطرح است می رسیم به این که شگرد اصلی حتما باید فعل اصلی باشد. منظورم فعل درمعنای ظاهری نیست.شاید فعل مصدر باشد.
مثلاً صنعتهای معنوی را شگرد اصلی گرفتید. به نظر من صنعتهای معنوی می توانند ایجاد فضا کنند. اینها در واقع ایجاد فضا می کنند.فرم به شگردهای لفظی ربط دارد. فقط این را بگم که فکر می کنم نکته مهمی است . بسیاری از نظریه های انتقادی که ارائه می شود معمولاً به کار توصیف محاسن یک شعر می آید. همانطور که جناب اوجی اشاره کردند که من 90 رباعی رو کشیدم بیرون و بقیه را گذاشتم کنار. خب طبیعی هست مثل حافظ مثل فردوسی، تمام رباعی ها نمی تواند در یک سطح باشد. این شگرد نمی تواند نقض ها را توضیح دهد. البته هیچ شگردی تمام قابلیت های ادبی را نمی تواند توضیح دهد. من با کسب اجازه از خود استاد اوجی مثلاً صفحه 42 این دفتر 2 رباعی هست که تفاوت را نشان دهم. حالی ست مرا که مثل مانندش نیست. تمام اجزا جمله در حالت عادی ، یعنی اگر حتی به نثر هم برگردانید تمام اجزا وجود دارد در این مصرع – رباعی بعدی حالی ست مرا که جان تو را می جوید . قسمتی از جمله در حالت نثر که بوده وقتی شعر شده حذف شده است(که در آن) عیبی ندارد اما نیاز به توضیح دارد. ممنون هستم. ببخشید وقتتون رو گرفتم. در کل حرکت جسارت آمیزی هست که کسی نظریه ای دهد یا مفهوم پردازی کند و ارزشمند هست . ممنونم.
سخنرانی دکتر مرادی
هم شما خسته اید و هم حرفهای ما خسته کننده تر، عذر خواهی می کنم از استادانم، اوجی، جناب آقای طارمی و بزرگواران دیگر- من نمی خواهم وقت بگیرم اگر اجازه بدن دکتر جناب آقای سادات شریفی من وقتم رو به دکتر قیصری بسپارم وگرنه یک دقیقه حرف بزنم . چیزهایی که من نوشتم فکر نکنم دقیق باشد. من جواب سؤال هام رو گرفتم. در این نظریه گفتن برخی از موارد را مشگل گشایی هایی کردیم.
بحث گرانیگاهی را من خیلی پسندیدم اما باز باید درباره اش بحث شود . درباره اینکه این نظریه فقط در شعر جوابگو هست یا در رمان ، نمایشنامه، فیلم نامه، فکرمی کنم آثاری که بررسی شدن فقط رباعی بودن یا شعر و آن هم جای خطا دیده می شود . من بحث هایم رو مکتوب دارم اگر بعد از جلسه وقت داشتن بزرگان من نظراتم را خواهم گفت. چون دغدغه شاعری با دغدغه نظریه پردازی متفاوته بیشتر بحث کمی هست من فقط بگم که جناب دکتر سادات شریفی و سرکار خانم بختیاری نسب خودشان نظریه پردازان بزرگی هستند من اگر جای این بزرگان بودم خودم به جای چکش کاری نظریه دکتر فولادی نظریه پردازی می کردم .متشکرم.
سخنرانی دکتر قیصری
خیلی لحظات خوبی، جای خوبی، ما شیرازیم و یک شاعر توانمند در جمع ماست و منتقدان بسیار خوب و مقاله ای که موضوعش شعر ایشان هست.
بحث عریض هست و انصافاً گفتنی بسیار است، از یک نکته کلی در مقاله به چند نکته در مورد شعر ایشان برسم و بحث را سریع تمام کنم.
در مورد مقاله ما یک متر و معیاری به عنوان گرانیگاه مناسب ببینیم برای بررسی یک سری آثار متر را برای خود چکش کاری کنیم ، معایبش را رفع کنیم تا در نقد خود استفاده کنیم من به نوع خودم تبریک میگم این نگاه جسورانست و امیدوارم بیشتر هم بروند به قول دکتر مرادی و آنچه خودشان فکر می کنند ارائه بدهند که این فی نفسه اشکالی ندارد هیچ، بلکه دست و پا گیری نظریه اول را نداشته باشد دوستان گفتند آنچه در باب نظریه است در مورد ارزیابی نظریه و نقد خود آثار مقاله مقداری معلق هست و مقداری ذهن مخاطب مقاله را مغشوش می کند.