در نهمین نشست «روزهای ایرانشناسی» مطرح شد
واکاوی تاریخ فرش ایرانی در آینه باستانشناسی و سندشناسی
قاسمنژاد با استناد به شواهد باستانشناختی از شواهد شکلگیری سنت فرشبافی در ایران سخن گفت و نوروزی با طرح سندشناسی موضوعی، بر ضرورت بازخوانی انتقادی تاریخ فرش تأکید کرد.
به گزارش روابطعمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، نهمین نشست از سلسلهنشستهای «روزهای ایرانشناسی» با عنوان «فرش ایرانی؛ روایتگر تاریخ، فرهنگ و سبک زندگی ایرانی» روز سهشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰ تا ۱۲ در تالار محدث ساختمان کتابخانه ملی برگزار شد.
این نشست با همکاری انجمن علمی فرش ایران و گروه ایرانشناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برپا شد و عبدالحسین قاسمنژاد با موضوع «فرش دستباف ایران؛ روایتگر سنت نساجی پیشرو» و سجاد نوروزی با موضوع «جایگاه سندشناسی موضوعی در تاریخشناسی فرش و فرشبافی در ایران» در آن سخنرانی کردند.
رضایی، دبیر نشست، در آغاز این برنامه با اشاره به جایگاه فرش در تاریخ هنر ایران گفت: «اوج هنر فرشبافی ایران در دوره صفویه رقم خورد؛ دورهای که فرش افزون بر جایگاه هنری و اقتصادی، در مناسبات دیپلماتیک نیز نقش پیدا کرد.»
وی افزود: «بسیاری از شاهان صفوی از فرش بهعنوان هدیهای دیپلماتیک برای کشورهای اروپایی استفاده میکردند و در مکاتبات اواخر دوره صفویه نیز فرش یکی از اقلام صادراتی ایران به اروپا به شمار میآمد.»
رضایی با اشاره به تحولات فرش در دوره معاصر ادامه داد: «در دوره پهلوی، فرش بهتدریج از وضعیت کاملاً سنتی فاصله گرفت و در دوره رضاشاه، نخستین ساختار صنعتی فرشبافی در ایران شکل گرفت.»

سجاد نوروزی در این نشست با تبیین مفهوم «سندشناسی موضوعی» گفت: «سندشناسی موضوعی ترکیبی از دو جزء سندشناسی و موضوعی است و به معنای شناخت اسناد موضوعی و بررسی علمی اسنادی است که پیرامون یک موضوع معین، مانند فرش و فرشبافی، نگارش یافتهاند. در این رویکرد، معیار انتخاب و گزینش اسناد، موضوع و مضمون آنهاست.»
نوروزی با اشاره به جایگاه این رویکرد در مطالعات اسنادی ادامه داد: «سندشناسی موضوعی در حدفاصل سندپژوهی و پژوهشهای اسنادی قرار دارد. از نظر هدف، مجموعهای از اسناد پیرامون یک موضوع معین انتخاب میشود، اما از نظر روششناسی، این اسناد با روشهای سندپژوهی بررسی و تجزیهوتحلیل میشوند.»
این پژوهشگر، هدف از سندشناسی موضوعی را گشودن مسیری تازه در سندشناسی فارسی دانست و گفت: «سندشناسی موضوعی میتواند زمینه آزمون و خطای روشهای نو در سندشناسی فارسی را فراهم کند. توسعه درونی و بیرونی سندشناسی فارسی، گسترش علم سندشناسی به سایر حوزههای دانشی، توسعه مطالعات بینارشتهای و تبیین ضرورت و اهمیت سند در پژوهشهای تاریخی و دیگر علوم، از اهداف این رویکرد است.»
نوروزی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به «بحران تاریخنگاری و تاریخنگری فرش دستباف» اظهار کرد: «در تاریخ فرش ایران، توسعه مکتب تشکیک و دیدگاه انتقادی ضرورت دارد. مکتب تشکیک یعنی شک در همه روایتها و گزارههای تاریخ فرش و فرشبافی در ایران، و دیدگاه انتقادی نیز به معنای نقد و بررسی سازنده آرا، آثار و نظرات پیشگامان این حوزه است.»
وی در توضیح اصطلاح تاریخ تاریک، افزود: «وقتی از تاریخ تاریک سخن میگوییم، منظور این است که بسیاری از دورهها در تاریکی قرار گرفتهاند و در بسیاری از مقاطع تاریخی با خلأ دانستهها و کمبود شناخت روبهرو هستیم.»
نوروزی سپس به تجربه پژوهشی خود در کتاب «پژوهشی در اسناد فرش ایران» اشاره کرد و گفت: «در این پژوهش، ابتدا اسناد گردآوری و سپس بر اساس گونههای مختلف تقسیمبندی شد. پس از آن، ساختار شکلی اسناد، شامل ریختشناسی و شکلیابی، استخراج شد و نقش و جایگاه فرش و فرشبافی در این اسناد مورد بررسی قرار گرفت.»
وی ادامه داد: «در این پژوهش، نقش و جایگاه فرش و فرشبافی در اسناد شرعی نیز بررسی شده است. برای نمونه، سند شرعیِ مصالحهنامه یا صلحنامه برای بافت فرش با ویژگیهای مشخص، در دوره قاجار مورد استفاده قرار میگرفته است.»
نوروزی درباره نقش سندشناسی موضوعی در تاریخشناسی فرش دستباف گفت: «سندشناسی موضوعی میتواند به فراهمآوری و آمادهسازی اسناد تاریخی بهعنوان یکی از مهمترین مراجع تاریخنگاری فرش دستباف کمک کند. این رویکرد، زمینه نگارش تاریخ مستند و توسعه درونی و بیرونی تاریخ فرش و فرشبافی در ایران را فراهم میکند.»
وی افزود: «پرداختن به ابعاد و زوایای ناشناخته یا کمتر شناختهشده تاریخ فرش و فرشبافی در ایران، گسترش مطالعات بینارشتهای و تعریف نقش مهم و کلیدی سند در تاریخشناسی فرش، از دیگر کارکردهای سندشناسی موضوعی است.»
نوروزی در پایان تأکید کرد: «طبقهبندی و رتبهبندی اسناد تاریخی و تبیین ارزش، اهمیت و جایگاه هر سند در تاریخشناسی فرش دستباف، از مهمترین کارکردهای سندشناسی موضوعی است. از این منظر، سند نه یک منبع فرعی، بلکه یکی از مراجع اصلی تاریخنگاری و تاریخپژوهی فرش ایران به شمار میآید.»

عبدالحسین قاسمنژاد، سخنران دیگر این نشست، در سخنانی با موضوع «فرش دستباف ایران؛ روایتگر سنت نساجی پیشرو» بحث خود را از مسئله خاستگاه فرش پازیریک آغاز کرد و گفت: «پرسش من از اینجا شروع شد که فرش پازیریک ایرانی است یا به سرزمین دیگری تعلق دارد. اگر قرار باشد پازیریک را در پیوند با ایران بررسی کنیم، باید ببینیم این سرزمین پیش از پازیریک چه پیشینه و چه امکانهایی برای پدید آمدن چنین فرشی داشته است.»
وی با اشاره به جایگاه فرش پازیریک در تاریخ فرش افزود: «پازیریک متعلق به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد است و از نظر رنگبندی، طرح، کیفیت رنگرزی و شیوه بافت، در بهترین حالت یک فرش کامل به شمار میآید. نکته مهم این است که برخی از شیوههای بافت آن را امروز نیز در میان بختیاریها و برخی بافتههای عشایری میبینیم و این نشان میدهد بخشی از این سنت، طی بازهای طولانی همچنان تداوم داشته است.»
قاسمنژاد ادامه داد: «اگر پازیریک را مقیاس قرار دهیم، باید بپرسیم پیش از آن چه اتفاقی در این سرزمین افتاده بود. آیا در ایران چنین چیزی ممکن بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به گزارشهای باستانشناسی و اشیای باستانی مراجعه کرد و دید آیا شواهدی وجود دارد که نشان دهد پازیریک بر پایه یک سنت دیرینه در این سرزمین بافته شده است یا نه.»
این پژوهشگر حوزه فرش با اشاره به ضرورتهای اولیه زیست انسان گفت: «انسان برای زیست، به خوراک، پوشاک و سرپناه نیاز داشته است. وقتی درباره پوشاک و سرپناه سخن میگوییم، این پرسش نیز مطرح میشود که آیا برای کفپوش و زیرانداز هم تحولاتی شکل گرفته بود یا نه. بررسیهای اولیه من، بر اساس گزارشهای باستانشناسی، نشان داد که در این زمینه میتوان مجموعهای از شواهد را دنبال کرد.»
وی با بیان اینکه نخستین نشانهها به آمادهسازی محل زندگی انسان مربوط است، افزود: «در یافتههای باستانشناسی میبینیم انسان تلاش کرده است سرپناه خود را برای زیست مناسبتر کند. کف محل زندگی را مسطح کرده، از خاک کوبیده، گلاندود، گچ، آهک، سفال شکسته و سنگهای رودخانهای استفاده کرده تا بستر زندگی خود را آمادهتر کند. این نخستین نشانهای بود که در گزارشها دنبال شد.»
قاسمنژاد در ادامه، به مجموعهای از شواهد مرتبط با ریسندگی و بافندگی در ایران باستان اشاره کرد و گفت: «در این بررسی، الیاف و دانههای گیاهی، دوک و سردوک بهعنوان نخستین ابزارهای ایجاد نخ، سوزن و درفش، شواهد استفاده از پارچه، حصیر، ابزارهای بافندگی و نمونههای زیراندازها مورد توجه قرار گرفت. اینها نشان میدهد که بافندگی در این سرزمین، صرفاً یک فرض تاریخی نیست و پشتوانههای باستانشناختی دارد.»
وی با اشاره به یافتههای شهر سوخته، این محوطه را یکی از نقاط مهم در بررسی تاریخ ریسندگی و بافندگی ایران دانست و افزود: «در شهر سوخته، هم مواد اولیه پیدا شده، هم ابزار تولید و هم محصول نهایی. اگر فقط محصول پیدا میشد، میتوانستیم احتمال دهیم که از جایی دیگر آمده است، اما وقتی الیاف، ابزار و نمونههای بافتهشده در کنار هم دیده میشود، میتوان گفت زنجیره تولید منسوج در آنجا وجود داشته است.»
این پژوهشگر ادامه داد: «در شهر سوخته، چندین تکنیک بافندگی دیده میشود. این یعنی مردم آنجا میدانستند برای هر نیاز، چگونه باید از الیاف استفاده کنند. برای تور ماهیگیری، تنپوش، زیرانداز و پارچههایی که در گورها استفاده میشده، بافتهای متفاوتی به کار میبردند. به همین دلیل به نظر میرسد شهر سوخته میتوانسته یکی از خاستگاههای مهم ریسندگی، بافندگی و حتی زیراندازبافی در ایران باشد.»
قاسمنژاد با تبیین تعبیر «سنت نساجی پیشرو» گفت: «فرش دستباف را از این منظر نشانه سنت نساجی پیشرو میدانم که هر قومی، بنا بر فهم خود و نسبت به نیازهایش، برای پاسخ به آن نیازها تلاش کرده است. همین که قومی متوجه نیاز به زیرانداز شده، یک مرحله از اقوامی که این نیاز را درک نکردهاند جلوتر بوده است. مهمتر اینکه برای رفع این نیاز، فقط به یک روش بسنده نکرده و چندین شیوه را آزموده است.»
وی در بخش دیگری از سخنان خود به جنبههای تصویری و نمادین فرش پازیریک پرداخت و گفت: «پازیریک از چند لایه تصویری شکل گرفته و بسیاری از پژوهشگران آن را بر اساس اطلاعات و سنت نقشاندازی ایرانی بررسی کردهاند. در این فرش، با مجموعهای از نقشها روبهرو هستیم که تنها جنبه تزئینی ندارند و میتوانند حامل معنا باشند.»
قاسمنژاد در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: «آنچه فرش را به شاخص سنت بافندگی ایران تبدیل میکند، تجمیع فن، نیاز، تجربه، زیبایی و معناست. فرش فقط یک فن نبوده، بلکه محل انتقال مفهوم بوده است؛ همانگونه که امروز نیز فرش دستباف در میان عشایر و روستاییان ما، حامل معنا، خاطره، برکت و جهانبینی بافنده است.»
وی در پایان گفت: «یکی از دلایلی که بانوان فرش را میبافتند، این بود که مادر و زمین در یک نسبت معنایی دیده میشدند. مادر خانواده برای اینکه برکت برای اعضای خانواده باقی بماند، نمادهای باروری و برکت را در بافته خود وارد میکرد و جهانی را که برای خانواده و فرزندانش آرزو داشت، در فرش بازمیآفرید.»
در بخش پایانی نشست حاضران به پرسش و پاسخ و گفتگو با سخنرانان برنامه پرداختند.