فاطمه(س)؛ عصاره فضیلت
در عظمت شخصیت حضرت فاطمه زهرا(س) تردیدی نیست، انسانی برتر که هم از موهبت ویژه الهی برخوردار است و هم در کسب فضیلت و معنویت انسانی، به صورت الگویی درآمده که هر کس بخواهد به مراحل بالای کمال برسد، باید به او تأسی کند. حضرت زهرا(س) یک انسان ممتاز است و این امتیاز و فضیلت چنان است که همه به آن معترفند. ستایش پیامبر اکرم(ص) و رفتار شگفتانگیزی که نسبت به این بانوی بزرگوار داشته، گفتار و رفتار امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) نسبت به او و سیره فرزندانش، امام حسن و امام حسین - علیهماالسلام- و حضرت زینب و سایر بزرگان نسبت به ایشان، همگی از فضایل شخصیت زهرا(س) حکایت دارند. حتی کسانی که شاید چندان دلخوشی از حضرت زهرا(س) نداشتند، هنگامی که او را توصیف کردهاند، از بزرگی و کمنظیری او گفتهاند.
پیامبر که خود موجود ممتازی است که با منبع وحی رابطه مستقیم دارد، یقیناً به جز خود، کسانی را بر اساس بینش و منش مکتب اسلام تربیت کرده است که حضرت زهرا(س) یکی از برجستهترینآنهاست. یعنی نمونه و سرمشقی که همه کسانی که میخواهند به مراحل عالی کمال برسند باید در همان راه گام بردارند. البته چون حضرت صدیقه طاهره(س) زن است، الگو بودن او برای زنان پررنگتر و خوش تر جلوه می نماید، ولی این به آن معنا نیست که زهرا(س) برای انسان الگو نباشد.
با بررسی شخصیت حضرت زهرا(س) میتوان به عظمت او پی برد؛ انسان بزرگواری که عمر بسیار کوتاهی داشت، ولی این عمر کوتاه، سراسر فضیلت، کرامت و بزرگی بود. زهرا(س) در متن بحران به دنیا آمد، در متن بحران بالید و در متن بحران از دنیا رفت. اما این زندگی کوتاه و غرقه در بحران، از او شخصیتی سرشار از فضیلت و زیبایی ساخت که برای همه انسانها الگو شد.
حضرت فاطمه بعد از هجرت کم و بیش در همه جریانات نقش ممتازی در کنار پیامبر داشت؛ حتی در جنگها و در تدارک آنها پشت جبههها و در تمهید امور برای موفقیت پیامبر و دفع فتنهها و خطرها؛ بعد از رحلت پیامبر هم با اینکه 75 یا 95 روز بیشتر عمر نکرد، اما این نقش بارزتر هم شد. عظمت زهرا(س) را در دغدغههای او میتوان یافت. دغدغههایی که در بیانات و رفتار او آشکار شد و مهمترین آن انحرافی بود که احساس میکرد در حال شکل گرفتن است و در نتیجه انحراف دین خدا از محور حق، سرنوشت شومی نه تنها برای امت پیامبر، بلکه برای تاریخ بشر رقم می خورد. بنیان دین زیبایی، عدالت، کرامت انسان و معرفت و اخلاق است. اگر نظم اجتماعی بر اساس این امور شکل بگیرد، زندگی زیبایی برای همه انسانها رقم خواهد خورد. ولی هنگامی که جامعه از این مسیر منحرف شود، آن گاه هم دین خدا آسیب می بیند و هم جامعه به سمت انحطاط و سقوط می رود. چنان که دغدغه آن بانوی بزرگوار به واقعیت گرایید و فرزند تربیت یافته او در مکتب پیامبر، برای اصلاح دین جدش، حماسه عاشورا را آفرید.
امروز هم تأسی به سیره فاطمه زهرا(س) راه نجات انسان از آسیبها و چالش هایی است که در همه حوزه های اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی و اقتصادی بدان گرفتار آمده است. واقعیت آن است که در دنیای جدید و به طور کلی در غرب، مناقشه مکاتب سکولاریسم، لیبرالیسم، اومانیسم و فمینیسم نظام خانواده و شخصیت زن را با مخاطره و تهدید روبه رو کرده است. خوشبختانه تحول عظیمی بعد از انقلاب اسلامی در ایران نسبت به جایگاه زن ایجاد شد و بخش زیادی از این تحول ناشی از بینش روشن امام خمینی(ره) و شجاعت ایشان در بیان نظراتشان بود. اگرچه هنوز تا رسیدن به مرحله مطلوب فاصله زیاد است و باید برای رفع مشکلات و کاستیها بکوشیم. خیلیها خوش نداشتند زنان حق رأی داشته باشند یا در ردههای بالای مدیریت اجتماعی شرکت کنند، حال آنکه این مسائل امروز در نظام جمهوری اسلامی ایران حل شده و بدیهی است. با وجود همه ادعاهایی که برای حقوق و تساوی زنان میشود، انسان مدرن امروز هنوز تحت تأثیر نگاه قدیم، نسبت به حقوق و مسائل مختلف اجتماعی و جایگاه زن، نگاهی مردانه دارد.
حال آنکه معیار، انسان بودن است، نه زن بودن یا مرد بودن. زن بودن برای زن یک امتیاز و افتخار است و مرد بودن برای مرد. اصلاً انسانیت دو بخش دارد: وجه مؤنث و وجه مذکر. هر دو سازنده یک اجتماع هستند و در کسب فضایل و امتیازهای حضور در عرصه اجتماعی، در کسب مزایای مادی و معنوی، تفاوتی میان زن و مرد نیست. از این جهت حضرت زهرا(س) برای همه انسانها الگوست و باید شخصیت آن بانوی بزرگوار محور وحدت باشد نه انشقاق و دودستگی. «السلام علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السِّر المستودع فیها».