بهشتی: سقوط نظام شاهنشاهی از سال 42 آغاز شد
نخستین نشست تخصصی «سقوط پهلوی نقدی از درون» با حضور هادی خانیکی و سید محمد بهشتی در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، به منظور تبیین و بررسی دیدگاه رجال و تصمیم سازان عصر پهلوی دوم، نشستهایی تخصصی با حضور و تحلیل جمعی ازکارگزاران نظام و کارشناسان تاریخ معاصر دراندیشگاه فرهنگی برگزارمی شود که درنشست نخست به عوامل دینی و فرهنگی انقلاب اسلامی پرداخته شد و بخشهای کوتاهی ازفیلم گفتوگو با چند تن ازسران رژيم گذشته پخش شد.
درابتدای این نشست محمد سلطانی فر که اجرای برنامه را نيز برعهده داشت به اختصار به معرفی پروژه تاریخ شفاهی پرداخت و گفت: این پروژه با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی، کتابخانه کنگره آمریکا و صدا و سیماي جمهوري اسلامي ايران به انجام رسیده است و دربرگیرنده ۸۰۰ ساعت گفتوگوی تصویری و ۱۴۰0 گفتوگوی صوتی است.
او افزود: به دلیل اینکه عصرپهلوی به ما بسیارنزدیک است؛ آن گونه که باید به این دوره تاریخی با نگاه درست پرداخته نشده است و پروژه تاریخ شفاهی پروژهای است که سران ارشد آن دوره خودشان درمقابل دوربین به پرسشهای تاریخ پاسخ میدهند.
سلطانی فر با انتقاد ازصدا و سیما که به تعهدات خود نسبت به پروژه تاریخ شفاهی عمل نکرده است گفت: در قراردادی که میان سه سرمایه گذار این پروژه منعقد شده، عنوان شده که صدا و سیما اجازه ندارد که تا پیش از انتشار کتاب گفتوگوها اقدام به پخش فیلم گفتوگوها در رسانه ملی کند، اما متاسفانه همزمان با آغازدهه فجربخشهایی ازاین گفتوگوها در برنامه اي خبری بدون کسب اجازه از سازمان اسناد و کتابخانه ملی به صورت بسیار بدی در حال پخش است.
در ادامه اين نشست سید محمد بهشتی ، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی با بیان این مطلب که تاریخ شفاهی از اهمیت ویژهای برخورداراست گفت: متاسفانه ما ایرانیها تجربه و تمرین خوبی برای گردآوری اسناد نداریم و پروژه تاریخ شفاهی فرصت مغتنمی است تا ما درقالب گفتوگو با اسنادی از دوره پهلوی روبرو شویم، اسنادی که هریک به نوعی درسرنوشت ایران تاثیرگذار بودهاند.
او ادامه داد: اسناد بعد از جمعآوری، چیزهایی را حکایت میکنند که در اهمیتش جای تردید نیست. اما در بسیاری از مواقع اصل موضوع را بیان نمیکنند. اگر ما اطلاعات افرادي را که در قید حیات هستند جمعآوری کنیم، در تدوین پیشینه جامعه میتوانیم از آن بهره ببریم.
بهشتی با اشاره به اینکه تاریخ با حب و بغض همراه است، گفت: هنر تاریخ نویسان در این است که بعد از جمع آوری آنچه به عنوان سند تاریخی در دست دارند بتوانند از لا به لای آنها تاریخ واقعی را کشف و احصا کنند. رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی در ادامه بیان کرد: ما درباره سقوط رژیم پهلوی معمولا به آن بخش از اسناد و مدارکی که در حوزه خودآگاه و ارادی ما قرار دارد مراجعه میکنیم. تاریخ به مثابه نمایشنامهای است که جمعی از خادمان و خائنان آن را بازی میکنند. آنچه در روایت این نمایشنامه اهمیت دارد، اين است كه همه فاعل هستند که بخشی نقش خادم و بعضی نقش خائن را ايفا مي كنند..
بهشتی با تاکید به اهمیت متن در وقوع تاریخ گفت: سقوط نظام شاه از سال ۴۲ پس از مطرح شدن موضوع اصلاحات ارضی رقم خورد. به این معنا که عامل اصلی سقوط پهلوی تغییرات و تحولاتی بود که در ساختار کشور ایجاد کرد، فارغ از اینکه بازیگران چه کسانی باشند. اهمیت بازیگران در این است که میتوانند یک حادثه تاریخی را عقب و جلو بیاندازند و یا شدت ببخشند اما در اصل وقوع تغییر حاصل نمیکنند.
رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی در توضیح اینکه چه اتفاقی در متن جامعه افتاد که رژیم پهلوی سقوط کرد، گفت: در سال ۱۳۵۷ برای اولینبار در طول تاریخ کشور، جمعیت شهرنشین با جمعیت روستانشین و عشایری برابر شد، درحالیکه جمعیت شهری به شدت دوقطبی شده بود. این دو گروه شامل گروه شهری که از ابتدا ساکن شهر بودند و گروه روستایی که به شهر مهاجرت کرده بودند مي شدند. گروه روستانشین جزو حاشیهنشینهایی بودند که دائم تحقیر میشدند. این افراد در سرنوشت کشور هیچ نقشی را ایفا نمیکردند.
بهشتی با اشاره به اینکه اصلاحات ارضی منجر به مهاجرت روستاییان به شهر و درنتیجه عدم توازن بين شهر و روستا شد، ادامه داد: این عدم توازن منجر به گسستی در متن کشور شد که در نهایت به انقلاب ختم شد. عدم توازنی که خود نظام شاه در آن دمیده بود.
او افزود: اسناد و مدارک به دست آمده، حاکی از آن است که افراد دارای بصیرت و دانایی در خارج و داخل رژیم به شاه تذکراتی برای جلوگیری از وقوع انقلاب میدادند.
بهشتی در پایان سخنان خود گفت: نباید به تاریخ معاصر به مثابه نمایشنامه کوچکی که بازیگران محدودی دارد، نگاه کنیم بلکه باید تاریخ را همچون چراغ پیش رو برای آینده بدانیم.
هادی خانیکی با اشاره به اینکه ورود به تاریخ از منظر تاریخ شفاهی افق تازهای را پیش روی ما باز میکند، بیان کرد: در تاریخ شفاهی با تعبیر و تفسیر کسانی که درباره موضوع تاریخی سخن میگویند مواجه هستیم. هر یک از روایات سندی است که محقق با کنارهم گذاشتن آنها به روایتی جدید دست پیدا میکند.
او افزود: ادبیاتی که شاه از آن استفاده میکند و دراین مستندها افراد نیز به آن اشاره میکنند ادبیات خودش نیست، وی متاثر است از کسانی که میخواهند مصلح اندیشانه جلوی این اتفاق را بگیرند.
این استاد دانشگاه با طرح این سوال که چه اتفاقی افتاد که لایههای زیرین جامعه دیده نشد، بحث خود را به موضوع سقوط پهلوی معطوف کرد و گفت: سالهای ۵۵ تا آستانه انقلاب اسلامي برای نیروهای مبارز مذهبی، سالهای خوبی نبود، زیرا این گروه به مبارزات رادیکال سیاسی توسط نیروهای مبارز مذهبی، اميد بسته بودند اما مبارزه مجاهدین خلق لطمه به فضای مبارزاتی وارد کرد.
خانیکی درادامه فضای بیرونی کشور را در سال ۵۵ تشریح کرد و گفت: از بیرون تسلط شاه بر جامعه، سرکوب مبارزین و مخالفان، زندانی و تبعید شدن آنها دیده میشد. حزب رستاخیر با این شعار كه همه مردم عضو این حزب هستند و هرکس این حزب را نمیخواهد از کشور خارج شود، در ظاهر بر اوضاع مسلط بود.
او حریف طلبیدن نظام شاهنشاهی و سرکوب مبارزه مسلحانه نیروهای مذهبی را از عواملی دانست که باعث شد صدای امام شنیده شود.
این جامعهشناس با بیان اینکه از سال ۵۵ به بعد تحولاتی در متن جامعه رخ داد که دیده نمیشد گفت: وقتی خارج از کلیشهها جامعه آن زمان را نگاه کنیم قدرت شاهنشاهی در ظاهر شبیه به کوه استوار بود ولی درحقیقت برفی بود که کم کم آب شد.
او افزود: آنچه درسطوح رسمی درکشور ابراز میشود، مطابق با متن سیاسی است اما آنچه در جامعه دیده میشود مطابق با زمینه تغییرات جامعه شکل میگیرد و از جمله این تغییرات میتوان به تغییرات اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی اشاره کرد. درنتیجه از عواملی که میتوان آن را باعث شکلگیری انقلاب اسلامی در کشور دانست میتوان به بحران فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد.
خانیکی در ادامه به تحقیقی اشاره کرد که در آن زمان از سه دسته از جامعه از جمله: دانشگاهیان به اعتبار علمی شان، از مدیران فرهنگی به دلیل شناخت وضع موجود و دسته سوم از دانشجویان به خاطر آرمان خواهی آنها به عمل آمده بود، و گفت: نتیجه این تحقیق در آن زمان نشان داده بود که یک تغییر در راه است وآن تغییری مذهبی است.
این استاد ارتباطات در پایان سخنان خود گفت: آنچه درسطوح رسمی در کشور ابراز میشود، مطابق با متن سیاسی است اما آنچه در جامعه دیده میشود مطابق با زمینه تغییرات جامعه شکل میگیرد و از جمله این تغییرات میتوان به تغییرات اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی اشاره کرد. درنتیجه از عواملی که میتوان آن را باعث شکلگیری انقلاب اسلامی در کشور دانست میتوان به بحران فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد.
درادامه اين نشست زمانی با برشمردن دو گونه ادبيات تاريخي گفت: ما درتاریخ دو نوع ادبیات داریم یکی ادبیات فروپاشی و دیگری ادبیات نفرت. آنچه ما درتاریخ بعد ازانقلاب نمایش دادهایم بیشترادبیات نفرت بوده است، درحالی که آنچه باعث پیشرفت و کمک به عدم تکرار تاریخ میشود ادبیات فروپاشی است.
زمانی با بیان اینکه ادبیات فروپاشی دو دسته خطای محاسباتی و اخلاقی- انسانی دارد، ادامه داد: این اشتباه بزرگی است که به همه خطاهای نظام پهلوی رنگ خطاهای اخلاقی را میدهند، در حالی که بايد به خطاهای محاسباتی و تخصصی آنها توجه بیشتری شود .
درادامه این نشست حسین دهباشی با اعلام در دسترس بودن منابع پروژه تاریخ شفاهی و تصویری عصر پهلوی دوم برای پژوهشگران گفت: پژوهشگران در تهران و پنج استان کشور میتوانند از همه منابعی که در جریان پروژه تاریخ شفاهی عصر پهلوی گردآوری شده استفاده کنند و این امکان از یک ماه گذشته میسر شده است.
او با بیان اینکه بعضی از سوالات مطرح شده از رجال سیاسی رژیم پهلوی دراین پروژه ثابت بودند افزود: ازسوالات ثابت درجریان مصاحبهها میتوان به این پرسش که شما به عنوان یکی از مقامات مسئول کشور چه زمانی متوجه بزرگی انقلاب شدید اشاره کرد. از میان تمام این مصاحبهها موردی را به خاطر ندارم که شخصی زمانی زودتر از دیماه را عنوان کرده باشد.
دهباشی افزود: درانجام این پروژه با حدود ۱۰۰ نفر از رجال سیاسی رژیم سابق گفتوگو کردیم اما تعداد زیادی از این افراد اجازه انتشار مصاحبه و اسنادشان را به ما ندادند و در نهایت ۴۸ نفر حاضر به منتشر شدن گفتوگوهایشان شدند.
این مستندساز با بیان اینکه ابهت و بزرگی انقلاب را تصمیمسازان حکومت سابق پیشبینی نکرده بودند افزود: بسیاری از این افراد بعد از وقوع انقلاب، ایران را ترک نکردند، زیرا براین عقیده بودند که آمریکا، ایران را با این موقعیت رها نمیکند، به همین دلیل بسیاری ازآنها سرمایههای خود را از کشور خارج نکردند.