سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 07 مرداد 1405

  • 1405/05/06 - 17:05
  • - تعداد بازدید: 28
  • - تعداد بازدیدکننده: 20
  • زمان مطالعه : 10 دقیقه
در چارچوب سلسله‌نشست‌های «روزهای ایران‌شناسی»

بازخوانی ظرفیت‌های نمایشی، آیینی و پژوهشی تعزیه

دهمین نشست از سلسله‌نشست‌های «روزهای ایران‌شناسی» با عنوان «بازخوانی آیین تعزیه در ایران؛ نگاهی نو به کهن‌ترین نمایش ایرانی» با حضور جمعی از پژوهشگران و هنرمندان در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

taazi

به گزارش روابط‌عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، این نشست روز سه‌شنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵، از ساعت ۱۰ تا ۱۳ در تالار فرهنگ سازمان برگزار شد.

در این نشست، محمدرضا خاکی و لاله تقیان درباره ابعاد مختلف آیین تعزیه در ایران و ویژگی‌ها و جایگاه آیین تعزیه در فرهنگ و هنر نمایشی ایران و لزوم پاسداشت ظرفیت‌های این میراث فرهنگی سخنرانی کردند. ناصر عاشوری نیز دبیری نشست را بر عهده داشت.

ناصر عاشوری، دبیر نشست و مدرس دانشگاه، با اشاره به پیشینه تاریخی آیین‌های سوگواری گفت: «در تاریخ ابن‌کثیر آمده است که معزالدوله احمد بن بویه در دهه نخست ماه محرم دستور داد بازارهای بغداد تعطیل شوند، مردم لباس سیاه عزا بپوشند و به سوگواری برای سیدالشهدا(ع) بپردازند.»

وی افزود: «این آیین طی هفت قرن، مرحله‌به‌مرحله از یک سوگواری عمومی با نشانه‌های محدود دینی و شیعی فراتر رفت و به دنیای پررمز و راز نیایش و نمایش وارد شد؛ آیینی که امروز آن را با عنوان شبیه‌خوانی یا تعزیه می‌شناسیم و بخشی از اطلاعات مربوط به آن نیز در گزارش‌های سیاحان ثبت شده است.»

عاشوری در ادامه، به روند شکل‌گیری عناصر نمایشی در آیین‌های عزاداری اشاره کرد و گفت: «دسته‌های عزاداری در آغاز، با حرکت‌های آهسته، سینه‌زنی، سنج‌زنی، زنجیرزنی و حمل نشانه‌ها و علم‌هایی که بی‌شباهت به ابزارهای جنگی نبودند، شکل گرفتند. نوحه‌خوانی، هم‌آوایی و هم‌سرایی نیز به‌تدریج ماجرای کربلا را به‌گونه‌ای بازنمایی کردند که این واقعه هرچه زنده‌تر و باورپذیرتر بر ذهن و روان عزاداران اثر بگذارد.»

وی افزود: «این تأثیر عاطفی به جاری شدن اشک‌ها می‌انجامید و از خلال گریستن، ترس‌ها و اضطراب‌های درونی فرو می‌ریخت؛ ترس از هر آنچه جز حق و خداست. از این منظر، آیین سوگواری واجد نوعی کارکرد درمانی و شفابخش است.»

 

لاله تقیان، کارگردان و پژوهشگر، با اشاره به ظرفیت‌های گسترده تعزیه برای مطالعات فرهنگی و هنری گفت: «سخن گفتن از تعزیه، به معنای توجه به آیینی سرشار از جزئیات است که از متون و شیوه اجرا تا ارزش‌ها و جایگاه آن در فرهنگ ایران، زمینه‌های فراوانی برای پژوهش دارد.»

وی افزود: «تعزیه پیش از هر چیز یک آیین است و مانند هر آیین دیگری، جنبه نمایشی دارد و بر اساس قراردادهای ویژه خود عمل می‌کند؛ با این حال، شاید بتوان آن را یکی از معدود آیین‌های آسیایی دانست که دارای متن نمایشی مکتوب است. هر متن تعزیه برای اجرا نوشته می‌شود و از آن با عنوان مجلس یاد می‌کنند.»

این پژوهشگر ادامه داد: «در آیین‌های نمایشی قرون وسطای اروپا نیز مصائب حضرت مسیح بر اساس متون مذهبی در محوطه کلیساها اجرا می‌شد، اما این آثار عمدتاً به زندگی مسیح محدود بودند. در نسخه‌های تعزیه، تأثیر ادبیات خلاقانه به‌روشنی دیده می‌شود و مضامین بسیاری در آن‌ها وجود دارد که الزاماً ارتباط مستقیمی با واقعه کربلا ندارند.»

وی با تأکید بر فراتاریخی بودن تعزیه گفت: «محور اصلی تعزیه، واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) است، اما تعزیه صرفاً روایت‌کننده یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه صورت مثالی و فراتاریخی آن را به نمایش می‌گذارد و جامعه، اندیشه‌ها و باورهای خود را در آن متجلی می‌کند.»

تقیان تصور عامیانه بودن نویسندگان نسخه‌های تعزیه را نادرست دانست و اظهار کرد: «بررسی نسخه‌ها نشان می‌دهد که نویسندگان آن‌ها افرادی باسواد، آشنا با جنبه‌های مختلف فرهنگ ایران و حتی دارای شناختی گسترده از ادیان دیگر بوده‌اند. از همین رو، نسخه‌هایی با مضامین تاریخی، حماسی، فلسفی، افسانه‌ای و اسطوره‌ای نیز پدید آمده است؛ از مرگ سیاوش و قتل ناصرالدین‌شاه با عنوان “شاه شهید” تا روایت‌هایی درباره حلاج و رابطه شمس و مولانا.»

وی درباره زمینه‌های تاریخی شکل‌گیری تعزیه توضیح داد: «با رسمیت یافتن مذهب شیعه در دوره صفویه، آیین‌های سوگواری امام حسین(ع) گسترش یافت و تعزیه نیز از دل همین مناسک پدید آمد. در شکل‌گیری آن، افزون بر متون شیعی، عناصر موجود در حافظه جمعی ایرانیان، از جمله روایت سیاوش و برخی آیین‌های کهن، تأثیرگذار بوده‌اند.»

این کارگردان و پژوهشگر، کتاب «روضة‌الشهدا» اثر ملاحسین واعظ کاشفی را از مهم‌ترین منابع نسخه‌نویسان تعزیه دانست و گفت: «نثر گیرا، جنبه ادبی و شیوه خلاقانه روایت واقعه کربلا در این کتاب، تأثیر چشمگیری بر مجالس سوگواری و نسخه‌های تعزیه داشته است. این اثر، تاریخ شیعه را در قالب تاریخی مقدس بازنمایی می‌کند و الگویی از جایگاه پیامبران، انسان مؤمن و مفهوم ایمان ارائه می‌دهد.»

تقیان افزود: «نسخه‌های تعزیه در گذر زمان و متناسب با تحولات اجتماعی و ترکیب مخاطبان تغییر کرده‌اند. در دوره قاجار و به‌ویژه با برگزاری تعزیه‌های باشکوه در تکیه دولت و حضور طبقات اعیان و اشراف، محتوای نسخه‌ها متنوع‌تر شد و تخیل نویسندگان و خواست مخاطبان نقش بیشتری در شکل‌گیری داستان‌ها پیدا کرد.»

این پژوهشگر با مقایسه ساختار نسخه‌های تعزیه و نمایشنامه‌های متعارف گفت: «در نسخه‌های تعزیه نیز می‌توان عناصری مانند موضوع، شخصیت، کشمکش، نقطه اوج و نتیجه‌گیری را مشاهده کرد. نسخه‌نویس شخصیت‌ها را عمدتاً در دو گروه خیر و شر قرار می‌دهد و کشمکش، به‌عنوان ساختار اصلی تراژدی، محور روایت می‌شود.»

تقیان در پایان بر ضرورت پژوهش و حفاظت از تعزیه تأکید کرد و گفت: «تعزیه و دیگر هنرهای سنتی و قدسی ایران به پژوهش‌های گسترده نیاز دارند و این امر بدون حمایت و سرمایه‌گذاری نهادهای مسئول امکان‌پذیر نیست. هنوز فهرست جامعی از نسخه‌ها، تعزیه‌خوانان و مکان‌های اجرای تعزیه در کشور وجود ندارد و شیوه نسخه‌نویسی آن نیز باید با همکاری کارشناسان و پژوهشگران تدوین شود.»

وی خاطرنشان کرد: «تعزیه هم در فهرست میراث ملی ایران و هم در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شده است؛ بنابراین مسئولان باید از این ظرفیت برای حفاظت، پژوهش و انتقال این آیین ارزشمند به نسل‌های آینده بهره بگیرند.»

 

محمدرضا خاکی، نویسنده و کارگردان، در سخنرانی خود با عنوان «تعزیه در ایران؛ از میراثی آیینی تا ضرورت نجات یک هنر ملی» گفت: «بخش قابل توجهی از اطلاعاتی که امروز درباره تعزیه در اختیار داریم، از یادداشت‌ها و گزارش‌های مسافران، سفیران و مستشرقانی به دست آمده است که به‌ویژه در دوره قاجار به ایران سفر کرده‌اند. آنان برخلاف تصورشان، در ایران با گونه‌ای نمایشی روبه‌رو شدند که نمونه آن در بسیاری از سرزمین‌های اسلامی وجود نداشت.»

خاکی با تأکید بر تنوع جغرافیایی و فرهنگی تعزیه بیان کرد: «تعزیه تنها یک روایت یا یک شکل اجرایی ثابت نیست. ایران کشوری پهناور با اقوام، زبان‌ها، باورها و فرهنگ‌های گوناگون است و تعزیه نیز در مناطق مختلف، صورت‌ها و ویژگی‌های متنوعی پیدا کرده است.»

وی با اشاره به دیدگاه کنت دو گوبینو درباره تعزیه گفت: «گوبینو که چند بار به ایران سفر کرده بود، جمله‌ای دارد که برای من بسیار تعیین‌کننده بود؛ اینکه روزی درام ملی ایران از دل تعزیه پدید خواهد آمد. این سخن نشان می‌دهد که ظرفیت‌های نمایشی تعزیه حتی برای ناظران خارجی نیز تا چه اندازه چشمگیر بوده است.»

این نویسنده و کارگردان ادامه داد: «جامعه همواره در حال تحول است و این تحولات، ذهنیت، تفکر و شیوه زندگی تازه‌ای ایجاد می‌کند. نمایش نیز بخشی از همین فرایند است و تعزیه، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آیین‌های نمایشی ایران، حاصل یک تحول تاریخی و میراث معنوی عظیم است.»

خاکی با ابراز نگرانی از وضعیت امروز تعزیه گفت: «بسیاری از پژوهشگران، تعزیه را تنها شکل نمایشی پیشرفته در جهان اسلام دانسته‌اند؛ با این حال، باید با تأسف گفت که این هنر ملی امروز در معرض فراموشی و نابودی تدریجی قرار گرفته است.»

وی افزود: «کشورهایی مانند ژاپن، چین، هند، مالزی و اندونزی، میراث‌های نمایشی خود را با تمام جزئیات موسیقایی، اجرایی و معماری ثبت و تدوین کرده‌اند، اما تعزیه در ایران روزبه‌روز بیشتر به حاشیه رانده شده است.»

خاکی با اشاره به جایگاه تکیه دولت در تاریخ نمایش ایران اظهار کرد: «به تعبیر بهرام بیضایی، تکیه دولت بزرگ‌ترین تالار نمایشی ایران بود، اما این بنای ارزشمند از میان رفت. امروز تنها از طریق برخی تصاویر و آثار باقی‌مانده می‌توان شکوه آن را تصور کرد؛ شکوهی که گوبینو آن را برتر از تئاترهای اروپا دانسته است.»

وی با تأکید بر کاهش تولید آثار تازه در تعزیه گفت: «تعزیه زمانی زنده می‌ماند که نسخه‌های تازه نوشته و اجراهای جدید بر پایه سنت‌های اصیل شکل بگیرد. هنگامی که متن تازه‌ای تولید نمی‌شود، این هنر دیگر امکان تجدید و استمرار طبیعی خود را از دست می‌دهد.»

این کارگردان، تعزیه را هنری سرشار از نشانه‌ها و قراردادهای نمایشی دانست و افزود: «تعزیه مجموعه‌ای پیچیده از نشانه‌ها، علائم، موسیقی، شعر، حرکت و شیوه‌های اجرایی است، اما امروز با کاهش شدید اجراهای اصیل روبه‌رو شده‌ایم. در بسیاری از اجراها، با وجود شور و هیجان، از اشعار ضعیف و کم‌مایه استفاده می‌شود و فاصله محسوسی با سنت‌های معتبر تعزیه دیده می‌شود.»

خاکی با اشاره به درگذشت بسیاری از استادان تعزیه گفت: «بسیاری از استادان قدیمی تعزیه را از دست داده‌ایم، بی‌آنکه دانش، تجربه، شیوه خواندن و ویژگی‌های منطقه‌ای اجرای آنان را به‌درستی ثبت کنیم. میراث زنده، پیش از هر چیز به گفت‌وگو با حاملان آن و ثبت تجربه‌هایشان نیاز دارد.»

خاکی مشکل انتقال دانش میان نسل‌ها را یکی دیگر از چالش‌های تعزیه دانست و گفت: «دانشجویان و نسل جوان به اندازه کافی برای شناخت و پژوهش درباره تعزیه ترغیب نشده‌اند و در نتیجه، انتقال دانش و تجربه از نسلی به نسل دیگر با مشکل جدی روبه‌رو شده است.»

وی افزود: «نسخه‌ها و متون تعزیه نیز پراکنده‌اند؛ بخشی نزد تعزیه‌خوانان و خانواده‌های قدیمی نگهداری می‌شود و بخشی دیگر در مجموعه‌هایی مانند کتابخانه مجلس یا مراکز مختلف قرار دارد، اما هنوز مطالعه‌ای جامع و دقیق درباره همه این نسخه‌ها صورت نگرفته است.»

این نویسنده و کارگردان با انتقاد از رویکردهای فرهنگی موجود اظهار کرد: «سیاست‌های فرهنگی بیش از آنکه بر حفظ، پژوهش و توسعه تعزیه متمرکز باشند، به بهره‌برداری تبلیغاتی از آن توجه کرده‌اند. خطر اصلی برای تعزیه، مخالفت دشمنان آن نیست، بلکه بی‌توجهی دوستان و متولیان آن است.»

وی با اشاره به تنوع شیوه‌های اجرایی تعزیه در ایران گفت: «تعزیه در مناطق مختلف کشور صورت‌های متفاوتی دارد. برای نمونه، در برخی مناطق جنوبی ایران، برخلاف تصور رایج از مردانه بودن تعزیه، زنان نیز در اجراها نقش‌آفرینی می‌کنند. این تنوع باید شناسایی، ثبت و مطالعه شود.»

خاکی در پایان، تأسیس مرکزی آموزشی برای تعزیه را ضروری دانست و گفت: «تعزیه به یک مدرسه ملی یا مدرسه عالی تخصصی نیاز دارد. آموزش این هنر باید از سنین پایین آغاز شود، زیرا تعزیه مجموعه‌ای از مهارت‌ها شامل آواز، بازیگری، نسخه‌خوانی، موسیقی، تاریخ و شیوه‌های اجرایی را دربر می‌گیرد.»

وی خاطرنشان کرد: «این مهارت‌ها باید در قالب یک برنامه آموزشی منظم و تخصصی تدوین شوند تا زمینه انتقال دانش، تربیت نسل تازه و استمرار تعزیه به‌عنوان یک هنر ملی فراهم شود.»

پس از پایان این نشست، تعزیه‌ای در تالار قلم مرکز همایش‌های بین‌المللی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران اجرا شد.

  • گروه خبری : اخباراصلی
  • کد خبر : 15750
کلمات کلیدی

تصاویر

_R3A9588 _R3A9436 _R3A9387 _R3A9573 _R3A0260 _R3A0340 _R3A0243 _R3A0336 _R3A0078
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب