سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 06 مرداد 1405

  • 1405/05/05 - 17:10
  • - تعداد بازدید: 27
  • - تعداد بازدیدکننده: 25
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه
به همت اندیشگاه فرهنگی

اکبر ثبوت: سعدی آسایش مردم را بر تجمل حاکمان مقدم می‌داند

سومین نشست از سلسله‌نشست‌های متن‌خوانی «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» با حضور اکبر ثبوت، پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی، در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

سعدی جلسه سوم

به گزارش روابط‌عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، اکبر ثبوت در این نشست با ادامه خوانش و شرح ابیاتی از باب نخست «بوستان سعدی» با عنوان «در عدل و تدبیر و رأی»، دیدگاه‌های سعدی درباره حقوق مردم، شیوه مصرف بیت‌المال، مسئولیت حاکمان در تأمین امنیت و ضرورت شنیدن صدای دادخواهان را بررسی کرد.

ثبوت در آغاز سخنان خود، سعدی را ترجمان رنج‌های انسانی توصیف کرد و گفت: «سعدی با دقت به سراغ یکایک رنج‌هایی می‌رود که بر انسان‌ها تحمیل می‌شود و به حاکم هشدار می‌دهد که باید تا آنجا که می‌تواند از این رنج‌ها بکاهد و برای مردم آسایش فراهم کند.»

وی با اشاره به توصیه سعدی درباره رسیدگی به وضعیت زندانیان افزود: «سعدی به حاکم می‌گوید به احوال زندانیان توجه و بررسی کن که مبادا در میان آنان فردی بی‌گناه و بدون جرم و خطا وجود داشته باشد.»

این پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی در ادامه، با خواندن ابیاتی درباره منع دست‌اندازی به اموال بازرگانانی که در غربت از دنیا می‌رفتند، گفت: «تجاوز به مال کسی که در غربت از دنیا رفته، فرومایگی است. سعدی به حاکم هشدار می‌دهد که به فکر یتیمان او باشد و از آه دل دردمند آنان بترسد.»

ثبوت حفظ حقوق مالی مردم را لازمه نیک‌نامی حاکمان دانست و اظهار کرد: «ای‌بسا حاکمی پنجاه سال به عدالت رفتار کرده و نام نیکی به دست آورده باشد، اما یک خطا و یک جرم، همه آن پنجاه سال نیکوکاری را پایمال کند.»

وی در شرح بیت «بر آفاق اگر سر به سر پادشاست/ چو مال از توانگر ستاند گداست» افزود: «اگر حاکمی همه سرزمین‌های جهان را زیر سلطه خود درآورد، اما به سراغ مردم برود و مال آنان را بگیرد، در حقیقت گداست.»

ثبوت سپس با بازخوانی حکایت فرمانروایی دادگر که از پوشیدن لباس‌های گران‌بها پرهیز داشت، گفت: «از نگاه این فرمانروا، لباس برای پوشاندن جسم و آسایش انسان است و هرچه بیش از این باشد، جنبه زینت و آرایش دارد.»

وی با تأکید بر اینکه درآمدهای عمومی نباید صرف تجملات حاکمان شود، افزود: «مالیاتی که از مردم گرفته می‌شود برای آرایش ظاهر حاکم و تخت و تاج او نیست. خزانه حکومت نیز ملک شخصی حاکم نیست که هرگونه می‌خواهد در آن تصرف کند.»

این پژوهشگر با اشاره به مسئولیت حکومت در حفظ امنیت مردم اظهار کرد: «فلسفه وجود حاکم آن است که مانع تجاوز شود. اگر در قلمرو او مال یک روستایی را به ظلم ببرند و او نتواند جلوی آن را بگیرد، چه حقی دارد از مردم مالیات بستاند؟»

ثبوت در توضیح بیت «مروت نباشد بر افتاده زور/ برد مرغ دون دانه از پیش مور» گفت: «زورگویی به کسانی که افتاده و زیردست‌اند، با مروت و جوانمردی سازگار نیست. همان‌گونه که ربودن دانه از پیش مورچه رفتاری پست است، ستم کردن حاکم به مردم ناتوان نیز رفتاری فرومایه به شمار می‌رود.»

وی با اشاره به تمثیل رعیت و درخت در بوستان افزود: «مردم مانند درخت‌اند؛ اگر به آنان رسیدگی شود، حاکم نیز از ثمره آن بهره‌مند خواهد شد. کندن این درخت از ریشه، در حقیقت ستم کردن حاکم به خود اوست.»

ثبوت با خواندن بیت «به مردی که ملک سراسر زمین/ نیرزد که خونی چکد بر زمین»، بر پرهیز از جنگ و خشونت تأکید کرد و گفت: «وقتی می‌توان سرزمینی یا حتی دلی را با نرمی و انسانیت به دست آورد، نباید به خون‌ریزی روی آورد. حکومت بر همه جهان نیز ارزش ریختن یک قطره خون را ندارد.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود، حکایت دارا و گله‌بان را نمونه‌ای از ضرورت شناخت مردم و زیردستان دانست و اظهار کرد: «گله‌بان به پادشاه می‌گوید من از میان صد هزار اسب، هر یک را با ویژگی‌هایش می‌شناسم؛ تو نیز باید مردمی را که زیر فرمانت هستند، به‌درستی بشناسی و از آنان مراقبت کنی. باید بر مملکتی گریست که تدبیر پادشاهش از تدبیر یک شبان کمتر باشد.»

ثبوت سپس با ورود به بخش «گفتار اندر نظر در حق رعیت مظلوم»، بر ضرورت شنیدن صدای دادخواهان تأکید کرد و گفت: «حاکم هرقدر در جایگاهی بلند باشد، باید چنان زندگی کند که فریاد دادخواهان به گوش او برسد.»

وی مسئولیت ظلم کارگزاران را متوجه حاکم دانست و افزود: «وقتی حاکم، کارگزار ظالم را منصوب کرده است، نمی‌تواند خود را در برابر ظلم او بی‌مسئولیت بداند؛ هر ستمی که آن کارگزار انجام می‌دهد، به حاکم نیز منسوب است.»

این پژوهشگر، جسارت سعدی در نقد قدرت را برخاسته از استقلال و بی‌نیازی او دانست و اظهار کرد: «اگر کسی به دریافت چیزی از حاکم طمع داشته باشد، نمی‌تواند آزادانه سخن بگوید؛ اما اگر طمع را از دل بگسلد، می‌تواند هر سخن حقی را بی‌پرده بر زبان آورد.»

ثبوت در بخش پایانی سخنان خود، حکایت سعدی درباره عمر بن عبدالعزیز را بازخوانی کرد و گفت: «در روزگار قحطی، عمر بن عبدالعزیز وقتی دید مردم آرامش و توان ندارند، آسوده زیستن خود را خلاف جوانمردی دانست و دستور داد انگشتر گران‌بهایش را بفروشند و بهای آن را میان یتیمان، درویشان و نیازمندان تقسیم کنند.»

وی با خواندن ابیات «مرا شاید انگشتری بی‌نگین/ نشاید دل خلقی اندوهگین» و «خنک آن که آسایش مرد و زن/ گزیند بر آرایش خویشتن» افزود: «حاکم می‌تواند انگشتری بدون نگین داشته باشد، اما شایسته نیست مردم به سبب فقر و گرسنگی اندوهگین باشند. خوشا کسی که آسایش مردم را بر آرایش و تجمل خود ترجیح دهد.»

سومین نشست «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» با پرسش و پاسخ حاضران پایان یافت. این سلسله‌نشست‌ها با هدف خوانش و بررسی آثار برجسته ادب کلاسیک فارسی، دوشنبه‌ها از ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه تا ۱۲ و ۳۰ دقیقه در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد است.

  • گروه خبری : اخباراصلی
  • کد خبر : 15757
کلمات کلیدی

تصاویر

_R3A9086 _R3A9060 copy _R3A9095 _R3A9048 _R3A9040 _R3A9018 _R3A9014 _R3A8982 _R3A8961 _R3A8953
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب