گفتوگوی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با مدیر اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور بهمناسبت روز اسناد ملی و میراث مکتوب
هر سند تاریخی در واقع بخشی از حافظه جمعی یک ملت است و خروج آن از کشور را نمیتوان صرفاً جابهجایی یک شیء یا کالای فرهنگی دانست. وقتی یک سند تاریخی، یک مجموعه آرشیوی یا یک نسخه خطی از کشور خارج میشود، در واقع بخشی از حافظه تاریخی جامعه از دسترس عمومی و پژوهشی خارج میشود. به همین دلیل من معتقدم خروج گسترده اسناد تاریخی را باید نوعی آسیب جدی فرهنگی و حتی نوعی «جنایت فرهنگی» تلقی کرد. البته بخشی از این مسئله به ارزش اقتصادی و بازار خرید و فروش اسناد و نسخ تاریخی بازمیگردد. طبیعتاً بسیاری اوقات، خانوادهها یا صاحبان اسناد به دلایل مختلف تصمیم به فروش مجموعههای خود دارند و در این میان دلالان یا واسطهها نیز فعال هستند. مهمترین راهکار در این زمینه، افزایش آگاهی عمومی و تقویت حس مسئولیت اجتماعی نسبت به اسناد تاریخی است.
امروز با پدیدهی اسناد ذاتاً دیجیتال مواجه هستیم؛ یعنی اسنادی که از ابتدا در قالب دیجیتال تولید شدهاند، مانند عکسهای دیجیتال، فایلهای متنی، ایمیلها یا اسناد الکترونیکی. این دسته از اسناد نیز بخشی از حافظه تاریخی معاصر ما هستند و باید برای نگهداری و ساماندهی آنها برنامهریزی شود. اگر امروز نسبت به ثبت و نگهداری این اسناد اقدام نکنیم، در آینده با خلأ جدی در مستندسازی تاریخ معاصر مواجه خواهیم شد. در بسیاری از موارد، اسناد صرفاً بهعنوان منابعی برای مطالعه گذشته دیده میشوند؛ یعنی تصور عمومی این است که اسناد تنها برای شناختِ تاریخ گذشته کاربرد دارند. کاربردی که برای پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ جذاب باشد، اما ارتباط مستقیمی با مسائل امروز جامعه ندارد. در حالی که اگر نگاه راهبردی به اسناد داشته باشیم، میتوانیم از آنها بهعنوان منابعی برای فهم تجربههای تاریخی مدیریت و حکمرانی استفاده کنیم؛ فهمی که به کار امروز ما میآید. در آرشیو ملی ایران میلیونها برگ سند وجود دارد که گویای دههها تجربه مدیریتی، اداری و اجرایی کشور است.
اگر این اسناد بهدرستی مطالعه شوند، میتوانند نشان دهند که در مواجهه با مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی یا شهری در ادوار مختلف، چه تصمیمهایی اتخاذ شده، چه سیاستهایی اجرا شده و نتایج آنها چه بوده است. بسیاری از مسائل امروز جامعه در واقع تکرار یا بازتولید مسائل گذشته هستند؛ ممکن است شکل آنها تغییر کرده باشد، اما ماهیت آنها مشابه است. در چنین شرایطی مطالعه اسناد میتواند به ما نشان دهد که در گذشته چه راهکارهایی برای این مسائل ارائه شده و چه تجربههایی به دست آمده است. تجارب چند دهه حکمرانی و اداره دولت در این اسناد قابل مطالعه است. بنابراین سند تنها روایتگر گذشته نیست، بلکه میتواند بهعنوان منبعی برای امروز و فردای کشور مورد استفاده قرار گیرد. • ما در بسیاری از پژوهشهای تاریخی بیشتر به زندگی و فعالیتهای شخصیتهای برجسته یا نهادهای رسمی توجه کردهایم، در حالی که تاریخ اجتماعی در واقع روایت زندگی روزمره مردم است.
حافظه تاریخی اصفهان در خانهها خاک میخورد،خطر فقر سندی جدی است
اسنادی مانند قبالههای ازدواج، وقفنامهها، مصالحهنامهها، قراردادهای خرید و فروش، نامههای شخصی، اسناد مربوط به کسبوکارهای کوچک، آلبومهای خانوادگی، کارتهای دعوت، بروشورها، پوسترهای تبلیغاتی و فراوان موارد دیگر، اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره زندگی اجتماعی و فرهنگی یک شهر و مردمانش ارائه میدهند. برای مثال یک آلبوم عکس خانوادگی ممکن است اطلاعاتی درباره نوع پوشش، شیوه زندگی، معماری خانهها یا مناسبات اجتماعی یک دوره تاریخی در اختیار ما قرار دهد. یا یک بروشور تبلیغاتی مربوط به یک مغازه یا کارگاه صنعتی حاوی اطلاعاتی از ساختار اقتصادی شهر و وضعیت معیشتی در یک مقطع زمانی است.
در مطالعات جدید تاریخی، توجه به اسناد زندگی روزمره اهمیت زیادی پیدا کرده است. این اسناد به ما کمک میکنند تا تصویر دقیقتری از تجربه زیسته مردم در دورههای مختلف تاریخی به دست آوریم. از این منظر بسیاری از حوزههای تاریخ اجتماعی اصفهان هنوز نیازمند پژوهش اسنادی هستند؛ از تاریخ محلات و بازارها گرفته تا تاریخ فرهنگ عمومی، آیینها، مشاغل سنتی و سبک زندگی شهروندان.
متن کامل: ibna.ir/x6GVV