خاطرات آیتالله امینی
نگاهی به خاطرات آیتالله امینی از دیدگاه حجت الاسلام رسول جعفریان
در اوایل سال جاری، شاهد انتشار كتاب خاطرات آیتالله امینی، نائب رئیس مجلس خبرگان رهبری، عضو جامعه مدرسین حوزة علمیه، امام جمعه موقت قم، یار دیرین امام و انقلاب بودیم. اینك حجتالاسلام دكتر رسول جعفریان، در یادداشتی كه درباره انتشار خاطرات آیتالله امینی نوشته، این اثر و خاطرات آن را مورد ارزیابی قرار داده است. به گزارش همشهری آنلاین به نقل از وبگاه كتابخانه تاریخ اسلام و ایران، ححتالاسلام رسول جعفریان، در این یادداشت از این اثر به عنوان خاطراتی خواندنی یاد كرد و نوشت:
حلقه ای دیگر از خاطرات پیشگامان روحانی انقلاب انتشار یافت. آیتالله حاج شیخ ابراهیم امینی نجف آبادی، متولد 1304 كه از طلاب فاضل دهه بیست به این سوی بوده و اكنون نیز در مسند امامت جمعه شهر قم، همچنان مدافع حقوق مردم است.
كتاب، با خاطرات دوران كودكی و سپس تحصیلات اولیه آغاز شده است. آقای امینی -كه تربیت شدهة مرحوم شیخ علی منتظری است- در همان آغاز شرحی در باره نجف آباد و عالمان آن دیار به دست داده و نام 21 تن از عالمان این خطه و شرح حال مختصر آنان را بیان كرده كه بسیار مغتنم است.
ارتباط وی با عالمان این شهر، سبب علاقه وی به طلبگی شده و اوایل سال 1321 ش. راهی قم شده است. ایشان همواره در كنار طلاب نجف آبادی بوده و به همین دلیل، این خاطرات مشحون از اطلاعات در باره طلاب و فضلای این شهر و نقش و جایگاه آنان در حوزه علمیه قم از دهه بیست به این سو میباشد. ایشان تابستان سال بعد را به نجفآباد باز میگردد. بعد از تابستان وارد حوزه علمیه اصفهان میشوند و در مدرسه نوریه در بازار مسجد جمعه اقامت میكنند. در اینجا خاطراتی از مدرسه نوریه و مدرسه كاسهگران- كه نزدیك آن است- دارند. آنگاه شرحی از اساتید خود در اصفهان بیان كردهاند كه یكی از آنها مرحوم سید محمدجواد غروی نائینی است كه ایشان را «مردی فاضل، ادیب و دقیق» معرفی مینماید.
یكی از مجتهدان بزرگ آن زمان اصفهان، مرحوم حاج شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی بوده كه آقای امینی، با تفصیل بیشتری از او سخن گفته است. اطلاعات ریز ایشان از آن مرحوم، بسیار عالی و درجه یك است. شیخ محمد رضا جرقویه ای، علیاصغر محقق برزونی، صدرالدین كوپائی، میرزا علیآقا شیرازی كه نهج البلاغه درس می داده است، به علاوه یك لیست بلند از نامهای طلابی كه در اصفهان بوده اند نیز دركتاب آمده است. در ادامه در باره وضع مالی طلاب و وضع معنوی آنها هم نكاتی را آورده است كه از آن جمله درس اخلاق مرحوم نجف آبادی است و درس نهج البلاغه میرزا علیآقای شیرازی. نگاهی هم به وضع درسی طلاب دارد كه چه میخواندهاند. در ادامه یك بررسی در باره نقاط آسیبپذیر زندگی طلبگی دارد كه آن هم جالب و نو است. یكی از آنها نرسیدن به وضع جسمی در میان طلاب است كه همیشه برای آنان خسارت به همراه داشته است. تغذیه نامناسب، نداشتن خواب مرتب، ورزش نكردن و عواملی از این دست!
آقای امینی پس از شش سال تحصیل در اصفهان، دوباره عازم قم میشود. در این وقت، قم با آمدن آیتالله بروجردی رونق زیادی یافته و شهرتی بهدست آورده است. امتحانات شفاهی ورودی را میدهد و به همین مناسبت، شرحی از چگونگی امتحان گرفتن از طلاب را بیان میكند. سپس فهرستی از اساتید دروس سطح و خارج حوزه قم را به دست داده است. همچنین از هم مباحثه ایهای خود یاد كرده كه آیتالله جوادی، شیخ عباس ایزدی، محمد مفتح و چند نفر دیگر هستند.
در اینجا از اساتید درس خارج خود یاد كرده كه نخستین آنها امام خمینی است و درباره وی و درس ایشان به تفصیل سخن گفته است: «چندی بعد درس امام به صورت بهترین و پرجمعیت ترین درسها درآمد. علاوه بر علم و فضل و كمالات ذاتی امام، قطعاً آقای منتظری و مطهری بزرگ ترین نقش را داشتند. ایشان وصفی از امتیازات درس امام گفتهاند كه به 16 مورد میرسد.
آقای امینی سپس خاطراتی از خود را با امامخمینی بیان كردهاند. از جمله اشاره میكنند كه بار اول كه به قم آمدند، سه ماه به درس اخلاق امام رفته اند. بار دوم درس تعطیل بوده، اما كتابی را كه امام در اخلاق نوشته بوده، از خود ایشان گرفته و مطالعه كردهاند. این كتاب -كه دست نوشته بوده- پس از چندی به امام باز گردانده میشود كه مدتی بعد گویا ناپدیده شده و درنهایت سر از همدان و كتابخانة مرحوم آخوند درآورده كه به نام چهل حدیث منتشر میشود. ایشان البته زمانی به قم آمده كه امام درس حكمت و عرفان را كاملاً كنار گذاشته و مشغول فقه شده بودند. به هر حال خاطرات سیزدهگانة ایشان، حاوی نكات تازهای است. سپس بحثی هم در باره اخلاق و رفتار امام خمینی دارند كه آن نیز حاوی نكات تازه ای است: «خندههای او از حد تبسم تجاوز نمی كرد. با افراد زود مأنوس نمیشد. با این كه بداخلاق نبود، از اقتدار نفسانی و هیبت ویژهای برخوردار بود ... به شاگردان احترام میگزاشت و از ریاكاری جداً اجتناب میورزید.»
آقای امینی پس از امام، از علامه طباطبائی به عنوان استاد برجسته خود یاد كرده و ابتدا فهرست كتابهائی را كه از ایشان درس گرفته مانند منظومه، اسفار و شفا را بیان كرده است. در ادامه از ویژگیهای درسی علامه سخن گفته و بحثی هم در باره مخالفت با توسعه درس فلسفه دارند كه به شرح جزئیات در این باره پرداختهاند. ایشان همچنین از درس تفسیر علامه، خارج اصول، عرفان و بهخصوص جلسات پربركت هفتگی علامه طباطبائی سخن گفته و نام حاضرین را -كه یك لیست طولانی است- به دست دادهاند. در ادامه مطالبی در بارة آثار تألیفی علامه ازجمله المیزان، و نیز بحثی در بارة اخلاق علامه دارند. برخی از داستانها لطیف است و نمونه آن آمدن علامه امینی به در خانة علامه [طباطبائی] است. همچنین، بحثی در بارة زندگی معنوی علامه وخاطراتی نیز در باره سالهای پایانی عمر ایشان دارد.
سومین استادی كه وی از او یاد كرده، آیتالله بروجردی است كه به همین ترتیب در بارة درس ایشان، و ویژگیهای نهگانه آن سخن گفته اند. پس از آن بحثی در باره رابطه آیت الله بروجردی با فدائیان اسلام دارد كه در این باره مطالب فراوان و گاه متفاوت است. بحث آیتالله بروجردی و كودتای 28م مرداد، و همین طور غائله علی اكبر برقعی از دیگر خاطرات ایشان از آن سالهای قم است. نیز مبارزه آیتالله بروجردی با بهائیت، كه با حمایت از آقای فلسفی و اقدامات دیگر همراه بود، در ادامه آمده است.
... به مناسبت بحث اصلاحات در حوزه، از شهید مطهری و اندیشة بلند وی، مسئله تخصصی شدن فقه در حوزه، مسئله بودجه روحانیت و دشواریهای مربوط به آن، بحث سهم امام، مسئلة عوالم زدگی، در ادامه آمده كه حاوی دیدگاههای شهید مطهری و خود ایشان است.
استاد بعدی ایشان، آیتالله گلپایگانی است كه باز در باره ویژگیهای درسی و اخلاقی ایشان سخن گفته است. ایشان، مواضع سیاسی آیت الله گلپایگانی را در دورانی كه تقریباً مبارزه با شاه در حوزه علمیه محدود به ایشان شده بود، مورد توجه خاص قرار داده است. از این پس، خاطرات ایشان وارد مسائل انقلاب از سال 41 به بعد شده و از رویدادهای مهم یاد كرده و خاطرات خود را در بارة آنها بیان كرده است. سپس، یك مرور كلی بر رویدادهای سال 43 تا 57 دارد. بحث ولایت و دفاع از آن -كه سوژه شماری از مخالفان حركتهای انقلابی بود، و عمدتاً علیه آقایان منتظری و بهشتی- است، مورد توجه ایشان قرار گرفته و نكات جالبی را بیان كردهاند و به همین مناسبت، شرحی از جریانهای فكری در جامعه اعم از ماتریالیسم، روشنفكران مذهبی و غیر مذهبی بیان كرده و یادی هم از دكتر شریعتی دارند. عنوانی نیز به انجمن حجتیه اختصاص داده شده است.
جریان جامعه مدرسین كه آقای امینی از اعضای اولیه آن بوده و نامشان پای اطلاعیه های سیاسی از زمان آغاز حركتهای انقلابی به بعد بوده، موضوع بعدی خاطرات ایشان است.كشف اساسنامه این گروه در خانه آقای آذری قمی و دستگیری ایشان و ماجراهای بعدی، در ادامه آمده است. ایشان، به تدریج به مسائل سال 56 رسیده و مروری بر رویدادهای دو سال انقلاب دارند كه از ارتحال حاج آقا مصطفی آغاز شده است. در اینجا به پیروزی انقلاب رسیده و شرحی از كارهای خود در جامعه مدرسین ارائه كردهاند كه مفصل است. بحث حوزه و نظام، تدوین قانون اساسی، داستان ملاقات ایشان با امام در پاریس نیز به تفصیل نقل شده است ... بحث بازنگری قانون اساسی، مأموریتهایشان از طرف امام برای مناطق مختلف هم در ادامه آمده كه همراه با نامهها و احكامی است كه در این باره صادر شده است. اداره مدارس آیتالله منتظری پس از ماجراهای مربوط به عزل ایشان، حضور ایشان در خبرگان، ارتحال امام، انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری و مسائل مربوط به آن نیز، در این قسمت نسبتاً مفصل بیان شده است و بخشی از آن مربوط به دیدگاههائی است كه در خبرگان درباره انتخاب آقای گلپایگانی و آیت الله خامنهای وجود داشته است ... از این پس آقای امینی از دیگر مناصب خود نیز یاد كرده و تا امامت جمعه قم نیز سخن گفته ظاند. فهرستی از تألیفات ایشان و در انتها بخشی از سفرنامه های ایشان به نقاط مختلف دنیا درج شده كه در نوع خود دلپذیر و خواندنی است. از جمله سفر حج ایشان در سال 49 و سفرهای دیگر تمتع و عمره.