سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 22 مرداد 1405

  • 1397/09/03 - 09:36
  • - تعداد بازدید: 3
  • - تعداد بازدیدکننده: 3
  • زمان مطالعه : 8 دقیقه

تاریخ شفاهی پارك ژوراسیك

وقتی شركت جلوه‌های ویژه جرج لوكاس (آی ال ام -كمپانی نور و جلوه های دیداری) استیون اسپیلبرگ را متقاعد كرد كه می‌توان دایناسورها را به صورت رقمی به تصویر كشید، كل صنعت جلوه‌های ویژه، دستخوش انقلابی شد كه با خلق شگفت‌انگیزترین جلوه‌ها همراه بود. استیون اسپیلبرگ كه همراه دوستانش اقدام به ساخت ماكت‌های واقعی روباتیك كرده بود- باعث پدید آمدن نقطه عطفی در تاریخ سینما شد كه به ساخت فیلم «پارك ژوراسیك» انجامید و دایناسورهای منتقرض شده در هزاران سال قبل، به كمك همین جلوه‌های ویژه، به حالت طبیعی به تصویر درآمدند.

 این تحول در هنر جلو‌ه‌های ویژه، بالندگی چیزی بود كه امروزه به آن فناوری « CGI» گفته می‌شود. با این فیلم، تاریخ سینما ورق خورد و دوره نوینی در سینما پدیدار شد. البته نباید موفقیت فیلم را فقط مربوط به جلوه‌های ویژه آن دانست، بلكه فیلمنامه قوی و سایر عوامل مؤثر در موفقیت آن را نیز در نظر باید داشت.

 داستان فیلم، در مورد میلیاردری است كه فكر ایجاد یك پارك تفریحی پیش از تاریخ را در سر می‌‌پروراند و دو دانشمند را به نام‌ های «گرانت» و «الی» به استخدام خود درمی‌آورد. در ابتدای فیلم، اشاره‌ای به سنگ كهربائی می شود كه در اندرون آن حشره‌ای به دام افتاده است كه هزاران سال پیش از خون یك دایناسور آشامیده بوده است. دانشمندان از طریق آن حشره و با كمك دی‌ان‌آی [DNA] دایناسورها، دست به احیای مجدد آن‌ها می‌زنند و در پارك تفریحی واقع در یك جزیره، در محوطه‌ای نظارت شده، از آن‌ها محافظت می‌كنند. فیلم در ادامه، به طغیان دایناسورها و دررفتن مهار از دست محافظان پارك می‌ پردازد و رویاروئی بین دایناسورها و شخصیت‌ های فیلم را به تصویر می‌ كشد .

به پارك ژوراسیك خوش آمدید!

استیون اسپیلبرگ، كارگردان معروف آمریكائی، در كودكی عاشق دایناسورها بود. تندیس‌‌های چدنی آن‌ها را جمع‌ آوری می‌كرد و دوست داشت نقش اول فیلم‌ های سینمائی را آن‌‌ها داشته باشند.

بعدها وقتی مایكل كریكتون كتاب پارك ژوراسیك را نوشت، این كتاب الهام‌بخش استیون اسپیلبرگ برای تولید ماجراهای هیجان‌ انگیز این فیلم شد. فیلمی كه صرف‌ نظر از دستاوردهای فنی مبتكرانه آن، پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما در سال 1993 شد. برای تولید فیلم، «استن وینستون» نمونه‌ های بزرگی از حیوانات درشت اندام در حدود 20 فوت طراحی كرد و «فیل تیپت» نمونه‌ های كوچك این دایناسورها را آماده كرد و «دنیس مورن» نظریه كاربرد سی جی آی (نوعی فناوری پویانما) را برای جان بخشیدن به دایناسورها مطرح كرد

به همین روی و به مناسبت بیستمین سالگرد تولید فیلم سه بعدی پارك ژوراسیك، «تیم استك» و «كیت استاسكیویچ»، در گزارشی در مجله اینساید مووی[1] نگاهی دوباره به فیلم انداخته و با مصاحبه با دست‌اندركاران آن شامل كارگردان، فیلمنامه‌ نویسان، بازیگران، مسئول دایناسورهای متحرك فیلم، سرپرست دایناسورها، طراح صدای دایناسورها و حیوانات پیش از تاریخ، یك مجموعه تاریخ شفاهی شكل داده‌اند.

این مجموعه، شامل مراحل پیش‌تولید فیلم، از ساخت و طراحی اولیه نمونه‌ های كوچك و بزرگ حیوانات و دایناسورها، طراحی حركت دایناسورها به كمك فیل تیپت، دیرین‌شناس معروف، طراحی صدا، جیغ، تنفس و صداهای حلقی دایناسورها با الهام از دنیای واقعی و همچنین مراحل تولید فیلم در اوت 1992 در هاوائی است.

در این مجموعه، با بازیگران اصلی فیلم نظیر «لورا درن»، «جوزف مازلو»، «سام نیل»، «جف گلدبلوم» و «آریانا ریچاردز» مصاحبه شده و خاطرات جالب آن‌‌ها سر صحنه فیلمبرداری ثبت شده است. همچنین در این مجموعه، گفتگوهائی خواندنی با گروه فنی و جلو‌ه‌های ویژه انجام گرفته است. در زیر، بخش‌هائی از این مصاحبه و خاطرات دست‌اندركاران فیلم را  مرور می‌كنیم:

 

استیون اسپیلبرگ، در قسمتی از خاطرات خود می‌گوید: «مسئله وحشتناك، ایجاد شخصیت‌های  اصلی فیلم بود. این دایناسورها، ستاره‌های فیلم بودند و اگر كار طراحی و ساخت نمونه‌ها به خوبی انجام نمی‌شد، پارك ژوراسیك اصلآ پیش نمی‌رفت. این كار دلهره‌آور و مأیوس‌كننده بود؛ چون من پول هنگفتی بابت آن خرج كرده بودم. این فیلم جلو‌ه‌های ویژه را كاملاً متحول كرد و خوب یا بد واقعآ نقطه عطفی در دنیای مجازی به شمار می‌آمد. باید اعتراف كنم فیل تیپت (سرپرست دایناسورها) به تمام دایناسور‌ها شخصیت و ویژگی واقعی بخشید.»

كاتلین كندی، تهیه كننده فیلم در مصاحبه خود گفته است:  «دنیس مورن، مسئول دایناسورهای كاملاً متحرك، تلفنی به من گفت: «چیزی دارم كه تو و استیون باید ببینید.» ما به آن ‌جا رفتیم و مدل یك دایناسور را دیدیم كه با یك چهار چوب سیمی ساخته شده بود و روی صحنه این طرف و آن طرف می رفت. این، باعث شد ما از جا بپریم، چون این صحنه بسیار عجیب، غیرمنتظره، ورای آنچه تا آن روز در فیلم‌ها دیده بودیم و مهم بود.»

دنیس مورن اما می‌گوید: «من می‌دانستم انجام چنین جلوه‌هائی مشكل است. زیرا از اوایل دهه 80 مطرح شده بود كه فقط با CGI می‌توان این كار را انجام داد و بالأخره همین‌ طور هم شد.»

فیل تییپت در بخشی از مصاحبه خود گفته است: «نكته مهم دیگر، این بود كه مرا با گری ریدستروم، طراح صدا به مدت یك هفته در یك اتاق گذاشتند. قبل از شروع كار، من بایست صدای دایناسورها را می‌شنیدم و تا حد امكان به آن‌ها نزدیك می‌شدم.»

گری ریدستروم، ماجرا را این‌گونه شرح داده است: «من سعی كردم كارم طبیعی باشد. بنابراین ماهیت و اجزای صدای همه دایناسورها، از دنیای واقعی گرفته شد. صدای پرنده گوشتخوار، از تركیب صدای 20 تا 30 حیوان مختلف ساخته شد و به همین ترتیب تنفس، صداهای حلقی، جیغ‌ها، نحوه برقراری ارتباط و امثال آن. اما جیغ مخصوص حمله، از تركیب صدای فیل دریائی برای بسامدهای پائین و دلفین نر برای بسامد‌های بالا به دست آمد.»

لورا درن، در نقش دكتر الی ساتلر چنین گفته است: «من به نیكلاس كیج گفتم: قرار است در باره فیلم دایناسورها با اسپیلبرگ صحبت كنم.» او به من گفت: «تا حالا كسی به چنین فیلمی نه نگفته است، نكند شوخی می‌كنی؟!! یكی از آرزوهای من بازی در فیلم دایناسورهاست.» بنابراین نیكلاس كیج در تصمیم‌گیری من مؤثر بود و به اسپیلبرگ پاسخ مثبت دادم. سر صحنه وقتی دایناسورهای سه شاخ(تری سراتوپس) را دیدم، نمی توانستم باور كنم؛ سام نیل هم همین‌طور. هوش از سر هر دوی ما پریده بود؛ احساس می‌كردیم شكمشان بالا و پائین می‌رود. من پیش عروسك گردان‌ها رفتم و آن‌ها اجازه دادند داخل شكم دایناسورها را ببینیم!‌»

سام نیل در نقش دكتر آلن گرنت: «من در لس‌آنجلس بودم و می‌خواستم برای شغلی به كانادا بروم. به من اطلاع دادند كه اسپیلبرگ می‌خواهد مرا ببیند. به خانه او رفتم و راجع به پارك ژوراسیك صحبت كردیم. من، به كانادا رفتم و دو روز بعد نقش را پذیرفتم. سه، چهار هفته بعد هم فیلمبرداری در هاوائی آغاز شد. بنابراین همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. من، كتاب را نخوانده بودم و هیچ چیز در باره آن نمی‌دانستم. فقط ظرف چند هفته متوجه شدم دارم با اسپیلبرگ كار می‌كنم. سر صحنه دیدم دایناسورها واقعا نفس می‌كشند، استن وینستون این كار را بسیار طبیعی انجام داده بود و لمس آن‌ها، آدم را مات و مبهوت می‌كرد. اسپیلبرگ می‌گفت: «به آن جا نگاه كنید و تصور كنید یك دشت وسیع پر از دایناسورهای علف‌خوار از همه گونه و نوع هستند. چه احساسی در این باره دارید؟» من گفتم: «نمی‌دانم استیون، فكر كنم غش كنم» و به همین دلیل پاهایم به سختی روی صحنه جلو می رفت.»

آریانا ریچاردز در نقش لكسمن  نیز خاطره جالبی را نقل كرده است: «به دفتر بازیگردانی دعوت شدم و آن ها فقط از من خواستند جیغ بزنم. بعداً شنیدم كه اسپیلبرگ آن روز از چند نفر دیگر هم آزمون گرفته، ولی من تنها كسی بودم كه انتخاب شدم و جیغ من باعث شده بود همسرش از خواب بپرد و به طرف هال بدود تا ببیند بچه‌هایش سالم هستند یا نه!»

جف گلدبلوم در نقش یان مالكوم: «من، در كودكی مثل همه بچه‌ها عاشق دایناسورها بودم. من، در پیتسبورگ بزرگ شده بودم و در آن زمان در موزه كارنگی، بزرگترین دایناسور را به نمایش گذاشته بودند. من هفته‌ای یك بار می‌رفتم و آن را می‌دیدم و حالا به هاوائی آمده بودم و شاهد دایناسورهای كاملی بودم كه عروسك‌گردانان چشم آن‌ها را می‌چرخاندند و نفس كشیدن آن‌ها را نمایش می‌دادند. برای تمام دنیا این دایناسورها زنده بودند و این شگفت‌انگیز بود.»

جوزف مازلو، در نقش تیم خاطره‌اش را این ‌گونه نقل می‌كند: «مدت طولانی مأیوس بودم، چون هیج دایناسوری نمی‌دیدم. ما در هاوائی می‌چرخیدیم و باید تصور می‌كردیم كه گالیمیموها از اطراف ما می‌گذرند. تصاویری كه بعداً به كمك رایانه به فیلم اضافه می شد. یادم می‌آید صحنه‌ای را كه یكی ازدایناسورها از جنگل بیرون می‌آمد و یك نفر را قاپ می‌زد و می‌خورد. چیزی كه من می‌دیدم، یك تكه چوب بود با یك سر دایناسور در بالای آن. من به عنوان یك پسر ‌9 ساله، فكر می‌كردم می‌توانم آن را بكشم. استیون دائماً از داخل بلندگویش فریاد می‌زد: «خوب، حالا داره اون را می‌خوره....،.تو داری اون را نگاه می‌كنی... ببین داره می‌خوره!»  من كمی مأیوس شدم، با خودم گفتم: پس ما كی دایناسورها را می‌بینیم! چون دائم می‌شنیدم كه این فیلم در باره دایناسورهاست.»

 

 

 

  • گروه خبری : اخبار
  • کد خبر : 8118
کلمات کلیدی
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب