تاریخ شفاهی راهپیمائی 28 م اوت 1963
28 اوت، سالروز راهپیمائی بزرگ سیاهپوستان امریكائی برای احقاق حقوق مدنی به رهبری مارتین لوتر كینگ است. در این راهپیمائی- كه در سال 1963 برگزار شد-، بیش از 250.000 نفر شركت كردند. این راهپیمائی، نقطه عطفی در مبارزات مدنی سیاهپوستان بود؛ چرا كه به تصویب قانون حقوق مدنی در سال 1964 و قانون حق رأی سیاهپوستان در 1965 انجامید. این راهپیمائی همچنین، یادآور سخنرانی مارتین لوتر كینگ با عنوان «من یك آرزو دارم» است.
مارتین لوتركینگ، كشیش و مبارز حقوق مدنی، «اجلاس رهبری مسیحیان جنوبی» را در سال 1957 برای مبارزه جهت احقاق حقوق مدنی تأسیس كرد. سیاهپوستان برای دریافت حقوق مدنی حود، مبارزات گستردهای شروع كرده بودند. در ماه می 1963 در شهر «بیرمنگام» ایالت «آلاباما» پلیس با استفاده از باتوم، شلنگ آب آتشنشانی و سگ، به معترضان سیاه پوست- كه اغلب زن و بچه بودند، -یورش برد. در یازدهم ژوئیه 1963 مجر اورس، عضو فعال سیاهپوستان در میسیسیپی به قتل رسید و متعاقب آن، تظاهرات گستردهای در سرتاسر ایالات متحده برگزار شد.
از آن هنگام به بعد، هرساله در سالروز راهپیمائی
28 اوت 1963 ، راهپیمائی گستردهای در آمریكا صورت گرفته است. اگرچه این راهپیمائی برای اغلب آمریكائیان شناحته شده است، اما این سئوال در باره آن مطرح است كه این واقعه در عمل چكونه اتفاق افتاد و راهپیمائی چگونه شكل گرفت. روزنامه دیجیتال آتلانتیك دیلی ورد، در باره این رخداد با چند تن از دست اندركاران و مطلعان جنبش حقوق مدنی سیاهان مصاحبه كرده است. در زیر، بخشهائی از این مصاحبه را میخوانیم:
برنارد لافایت، دستیار مارتین لوتر كینگ جونیور: «راهپیمائی 1963 بخشی از یك استراتژی برای ایجاد تغییرات اجتماعی بود. این حركت، مانند راهپیمائیهای دیگر نبود. این حركت درواقع از جنبش بیرمنگام ناشی شده بود. برای موفق شدن استراتژی روش عدم خشونت برای ایجاد تغییرات اجتماعی، وجود عواملی ضروری هستند كه از آن جمله حضور تعداد زیاد طرفداران آن است. راهپیمائی واشنگتن در حالی اتفاق افتاد كه اغلب مردم برای ایجاد تغییر آمادگی داشتند.»
زرنونا كلیتون، از همكاران مارتین لوتر كینگ جونیور: «جنبش مارتین لوتر، از میان یك حركت پرتنش یعنی جنبش بیرمنگام بیرون آمد. جنبش بیرمنگام، تمام انرژی و همه برنامهریزی و نیروی انسانی را به خود اختصاص داده بود. اغلب مردم یادشان نمیآید كه این راهپیمائی از سوی فیلیپ راندولف اعلام شده بود و همه سازمانهای حقوق مدنی فراخوان شده بودند. بعضی افراد به این دعوت پاسخ ندادند. اما مارتین لوتر كینگ احساس كرد كه میتواند و باید این كار را بكند. او میدانست كه بعضی نسبت به آن بیمیل هستند. اما آن، یك فراخوان عظیم بود برای این كه همه در واشنگتن گرد هم آیند.»
رالف وورل: «شش ماه طول كشید تا این سازماندهی انجام شد.
فیلیپ راندولف، چهره كلیدی این برنامه بود كه همه این چیزها را كنار هم قرار داد. او و بایارد راستین راهپیمائی را هماهنگ كردند.»
كلیتون: برنامهریزی به طور مستقل و به طور جمعی انجام شد. به این معنا كه بعضی از برنامهها در این جا در چارچوب سازمانی انجام شدند و برنامهریزی ملی به همت آقای بایارد راستین كه پی ریزی برنامه را با موفقیت به انجام رساند، از دفتر آقای فیلیپ راندولف انجام شد. سپس طرح را سازمان های وابسته به حقوق مدنی حمایت كردند.
وورل: «یكی از چیزهائی كه در آن دوره بسیار مورد بحث و بررسی بود، مسئله شغل بود كه از آمریكا خارج شده و به آن طرف آب كشیده شد. بنابراین مهم ترین چیز برگشت دادن شغلها به آمریكا و نشان دادن اهمیت شغل هایی بود كه مورد نیاز بود. تمركز اصلی بر روی مسئله شغل بود؛ شغل، شغل، شغل. زیرا آنها میدانستند كه در صورت داشتن شغل، می توان گرسنگی و فقر را از بین برد.»
لافایت: «بعضی از افرادی كه به این راهپیمائی تمایل داشتند، به این دلیل بود كه نمیخواستند ظاهر فقیرانه ای داشته باشند و خواهان بهبود وضعیت اقتصادی خود بودند. افراد دیگری بودند كه از اتفاقی كه در بیرمنگام افتاده بود، ترسیده بودند و نگران بودند كه خصومت موجود، مردم را به نقطه ای برساند كه عصبانی بشوند. سیاهپوستانی هم بودند كه نگران آینده فرزندانشان بودند.
درحقیقت مردم میگفتند كه اگر ما به پا خیزیم و خشونت در كنگره ملی شیوع پیدا كند، تمام سیاهپوستان برمیخیزند و جنبش و تمام تلاشهائی كه ما انجام داده بودیم، پنجاه سال به عقب یر خواهد گشت. بنابراین بعضی از مردم خیلی نسبت به رفتن به آن جا بیمیل بودند. چیزی كه جنبش را در یك دوره خیلی كوتاه زمانی به پیش برد، تلفنهائی بود كه از جانب گروه های مختلف -به طور تقریب سه هفته قبل از افتادن این اتفاق- می شد و این سؤال پرسیده می شد كه «اتوبوسمان را كجا پارك كنیم؟»