برگزاری رونمایی کتاب جدید «رضا داوری اردکانی»

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۸/۲۹ - ۱۰:۳۶:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۳۹۷/۸/۲۹ - ۱۵:۲۹:۵۹
برگزاری رونمایی کتاب جدید «رضا داوری اردکانی»
نشست سوم از سلسله نشست های‌ «پنج شب، پنج کتاب، پنج شخصیت» شامگاه دوشنبه بیست و هشتم آبان در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با همکاری انتشارات سخن برگزار شد. به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در این مراسم از کتاب «خرد و توسعه» نوشته رضا داوری اردکانی رونمایی شد. آیینی که در آن علاوه بر نویسنده کتاب، غلامرضا اعوانی، اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و تعدادی از علاقه‌مندان فلسفه و آثار دکتر داوری نیز حضور داشتند.

تفاوت عقل جدید و حکمت

«غلامرضا اعوانی»، نخستین سخنران این مراسم بود. وی با اشاره به این که امروز بیشتر روی فصل اول این کتاب تمرکز می کنم که درباره موضوع مهمِ توسعه است، گفت: دکتر داوری اردکانی توسعه و پیشرفت را یک مفهوم مدرن می داند. توسعه، پدیده ای است که در غرب به وجود آمده و باید ماهیت نظری آن را واکاوی کرد.کتابی توسط فیلسوف و مورخ معروف دانشگاه کمبریج در پنجاه سال پیش نوشته شده است که نظرات و تاثیرگذاری فیلسوفان بر نظریه پیشرفت و مدرنیسم را بیان کرده است. در این کتاب آمده است که نظریه توسعه در یونان قدیم و قرون وسطی وجود نداشته است و مولود قرون جدید است.

اعوانی در ادامه افزود: نویسنده کتاب خرد و توسعه معتقد است عقل جدید، با تعبیر افلاطون و ارسطو و فارابی و ابن سینا از عقل متفاوت است. ضمن این که با مقصود قرآن کریم از عقل هم متفاوت است. عقل جدید، اکتشافی و ابزاری است و برای تسخیر آمده است در حالی که عقل نظری در معنای قدیم خود زمینه ساز کمال نفس بود. عقل جدید، ارتباط چندانی با عقل قدیم ندارد و ارتباط دادن آن اشتباه است. خرد توسعه با هیچ یک از سه صورت عقل نظری و اخلاقی و صناعی گذشتگان تطبیق ندارد و کاربردی است. عقلی است برای عمل، برای مطلوبیت، بهره برداری، تسخیر و تغییر دادن عالم.

اعوانی  با بیان این که به گفته دکتر داوری اردکانی درکتاب  خرد و توسعه تقسیم کشورها به توسعه یافته و توسعه نیافته، مفهومی جدید و بر مبنای نظریه پیشرفت غربی است، گفت:  اطلاق توسعه به تمدن های قدیم، درست نیست. نویسنده این کتاب عنوان می کند که خرد، تفسیرهای مختلفی دارد. خردِ پیشرفت با عقل قدیم متفاوت است. معنای عقل و خرد در دوره های مختلف مخصوصاً در دوره های جدید دستخوش تغییراتی شده است. یعنی عقل، عقل ابزاری است. داوری اردکانی از این عقل به «عقل بوالفضول» تعبیر می‌کند. عقل بوالفضول، عقل جزئی است. قدما دو گونه عقل را تعریف کرده بودند؛ عقل کلی(انتلکتوس) که میل به  سوی وحدت و حق دارد و عقل جزئی که میل به سوی کثرت دارد. بعد از دکارت عقل به رشنالیسم(عقل‌گرایی) تبدیل شد و انتلکتوس هم به هوش تبدیل شد.شیخ محمود شبستری هم می گوید: ز دوراندیشی عقل فضولی/ یکی شد فلسفی دیگر حلولی. «فلسفی» اینجا یعنی اهل تعطیل و به تعطیل معرفت و «لاادری‌گری» اعتقاد دارد و به نیهیلیسم می رسد.این، حکایت عقل جدید است و این که چرا تفکر در دنیای امروز به سمت نیهیلیسم رفته است.

دکتر اعوانی افزود: نباید دو گونه از عقل را با هم ترکیب کرده و یا به جای همدیگر استفاده کنیم. استدلال نویسنده این کتاب این است که پیشرفت نیازمند هم شرایط نظام خاصی است،اما ما می خواهیم این پیشرفت و توسعه را همراه با آشفتگی به دست بیاوریم. داوری اردکانی در کتاب خود آشکارا از این بابت گلایه می کند. ضمن اینکه دوره جدید دوره اصالت قدرت و اراده است.در قرآن کریم قدرت تابع علم است. قدرتی که تابع حکمت نباشد، بحران ساز است.

این چهره ماندگار فلسفه گفت: ایشان در بخشی از این کتاب، نهاد دانشگاه و مدارس کهن مثل نظامیه و دارالفنون را بسیار خوب تحلیل کرده اند و این که آیا دانشگاه توانسته بین علوم جدید و قدیم ارتباط برقرارکند و در جایی نوشته اند: با دانشگاه عزلت گزیده از زندگی و جامعه چه بایدکرد؟ نکته جالب دیگر این کتاب، اختصاص فصلی به فلسفه و جنگ و به تعبیر خودشان فلسفه و تسلیحات است که واقعاً خواندنی است.

اندیشه دکتر داوری اردکانی در غربت

«بیژن عبدالکریمی»، استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی هم در این جلسه عنوان کرد: امروز، روز جهانی فلسفه است. در سال های اخیر هم نکوداشت و تجلیل های فراوانی از دکتر داوری اردکانی شده است اما معتقدم هم ایشان و هم خود فلسفه در جامعه ما غریب هستند.

او در توضیح این موضع گفت: بخش زیادی ازجامعه  توده  مردم هستند که با فلسفه بیگانه اند و نباید هم توقع داشت که آنها با فلسفه و اندیشه های داوری اردکانی نسبتی داشته باشند.گروه دیگر، سیاستمداران و اصحاب قدرت هستند . اندیشه های داوری در این حوزه هم جایگاهی ندارد وغریب است، چون فلسفه و تفکر در میان سیاستمداران غریب است.

عبدالکریمی اظهار داشت: به نظر می رسد نخبگان، روشنفکران و حوزویان و دانشگاهیان جامعه ما هم با داوری بر سر مهر نیستند. بسیاری از روشنفکران ما داوری را ایدئولوگ رسمی قدرت سیاسی و حتی مسبب وضعیت موجود و توجیه گر نظام سیاسی کشور می دانند.

وی در ادامه افزود: در این کتاب می توانیم موضع داوری در قبال شرایط اجتماعی کشور را به وضوح ببینیم، اما متأسفانه روشنفکران و شبه روشنفکران ما قادر نیستند تمایزی بین چپ بودن و رادیکال بودن برقرار کنند. به همین دلیل، اکثر قریب به اتفاق روشنفکران ما دریافتی از رادیکال ترین انتقادات رادیکال ترین منتقد وضع موجود ندارند و متأسفانه تصاویری معوج، هم از فلسفه و هم از داوری اردکانی ارائه می دهند. من به افرادی که داوری را به توجیه وضع موجود متهم می کنند، توصیه می کنم دو مقاله «خرد و توسعه» و «خرد و توسعه نیافتگی» را بخوانند و ببینند که چگونه مدعای من ثابت می شود.

دکترعبدالکریمی به گروه دیگری از مخاطبان فلسفه داوری اردکانی نیز اشاره کرد: امروزه حلقه هایی در کشور پیدا شده اند که حلقه های «داوری‌خوانی» تشکیل داده و متن کتاب او را گاهی با مخاطبان چندهزار نفری مرور می کنند، اما در میان این افراد و جریان ها هم می بینیم که با تمسک به آثار و ایده های وی، به ویژه آثار دهه های شصت و هفتاد و نوشته هایی که نگرش انتقادی به غرب دارند، می کوشند تفسیری  ایدئولوژیک از انقلاب ایران ارائه دهند. به نظر من اینها نیز داوری اردکانی را دقیق نخوانده اند و توهمات خود را با افکار این فیلسوف پیوند زده اند. آنها هم باید به دقت این کتاب را بخوانند.

فلسفه انضمامی دکتر داوری اردکانی

«محمد زارع شیرین کندی» از پژوهشگران فلسفه و عضو گروه کلام و فرق بنیاد دایره‌المعارف اسلامی هم با عنوان این مطلب که فسلفه ای که داوری اردکانی می گوید و می نویسد، به تعبیر مارکوزه «فلسفه انضمامی» است گفت: فلسفه انضمامی یا غیرانتزاعی، فلسفه ای است که حقیقت وضع کنونی ما و مسائل و مشکلات و دردها و رنج های تاریخی ما را تبیین کند. فلسفه انضمامی، وضع انضمامی ما را در تعینات ساختار اجتماعی می بیند و به ما کمک می کند که خودآگاه شویم و امکانات تاریخی مان را بشناسیم. این گونه فلسفه، تاریخیت ما را در درون ساختار هستی شناسی در عالم درنظر می گیرد. این فلسفه به درگیری ها، بن بست ها و تناقضات، گرفتاری ها و معضلات انضمامی ما در موقعیت خاص تاریخ می پردازد و از این رو فلسفه پردازی در خلاء و انضمامی نیست.

زارع  اظهار کرد: نویسنده کتاب خرد و توسعه بیش از نیم قرن است که مسائل انضمامی عمیقی را اندیشیده است. او « وضع نه دیگر سنتی» و «نه هنوز متجدد ما» را اندیشیده است. دکتر داوری، فیلسوف جامعه توسعه نیافته است و به پرسش ها و مسائل و امور این جامعه خاص پرداخته است. آن چه او به عنوان فلسفه می گوید، نه شرح و تفسیر فلسفه فیلسوفان غرب است و نه توضیح فلسفه فیلسوفان مسلمان. گرچه با بیشتر این فلسفه ها آشناست و از مصالح آنها برای ساختن فلسفه انضمامی خود بهره می برد. فلسفه او شرح درد توسعه نیافتگی جامعه ما در 150 سال اخیر است.

او افزود: دکتر داوری در مقام فیلسوفی اندیشنده و پرسنده، پرسش های بنیادین جامعه ما در150 سال اخیر را طرح کرده است: غرب زدگی چیست؟ توسعه نیافتگی چیست؟ فلسفه چیست؟ نیست انگاری چیست؟ علوم انسانی کدام است؟ خردچیست؟ آموزش چیست و دانشگاه کجاست؟ روابط و مناسبات میان حیطه های مختلف حیات جمعی ما چگونه است؟ جامعه توسعه یافته در قیاس با جامعه توسعه یافته چگونه است؟

فلسفه دکتر داوری به آن جهت که انضمامی است، فلسفه خنثی نیست که بتوان آن را به سهولت نادیده نگرفت، بلکه فلسفه ای است که توجه اهل نظر واصحاب اندیشه را به خود جلب می کند.

ایثار معرفت‌شناسانه دکتر داوری اردکانی

مالک شجاعی جَشوقانی عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی هم در سخنانی کوتاه گفت: دکتر داوری از آغازی که کتاب فارابی را نوشتند تا امروز که علوم انسانی و برنامه ریزی توسعه  و بعد خرد و توسعه را نوشتند  باید گفت فیلسوف مدرنیزاسیون هستند. منطق فهم این تجربه علوم انسانی است، خردِ توسعه هم علوم انسانی است. ایشان یک ایثار معرفت شناسانه کردند که در مورد فوتبال و علوم انسانی و... نوشت و اگر از بنده به عنوان کوچک ترین دانشجوی ایشان بپرسند که کدام کتاب به خوبی عصاره تفکر ایشان را نشان می دهد؟ من شاگردانه عرض می کنم کتاب «ما و راه دشوار تجدد». پروژه فکری دکتر داوری اندیشیدن به ابعاد گوناگون قصه ما و راه دشوار تجدد است.

در زندگی سعی کردم حد خودم را رعایت کنم

«رضا داوری اردکانی» به عنوان نویسنده کتاب «خرد و توسعه»  آخرین سخنران این آیین فرهنگی بود. داوری اردکانی  ضمن تشکر از سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران گفت: من به وضعی که اکنون دارم راضی هستم. معتقدم به بیش از آن چه لیاقت دارم رسیده ام  و همه این لطفی که به من می شود، برای من کافی است. در سال های اخیر، چندین بار مجالس و برنامه هایی ترتیب داده شده و به  دوستان و بزرگان همواره  به من محبت داشتند. در چنین برنامه هایی من همیشه شرمسار بودم و سر به زیر  می انداختم و از این همه اظهار لطف خجالت می کشیدم و الطاف و تعبیراتی که من لایقش نبودم. البته نمی دانم چرا امشب که این قدر مورد لطف قرار گرفتم دیگر  شرمسار نشدم. شاید علتش پیری بیش از حد باشد! بالاخره ما بازنشسته و از خدمت خارج هستیم.

رئیس فرهنگستان علوم در ادامه گفت: قصد داشتم در باب خرد حرف بزنم اما چون مطالب به خوبی و به تفصیل توسط دوستان گفته شد، باز هم سپاسگزارم که بیش از حد مرا نواختید.

دکتر داوری افزود: همیشه وقتی که مطالب عجیبی  بر می خوردم و می خواندم، تعجب می کردم که چگونه افراد می توانند این این چیزها را می گویند و می نویسند. چند روز پیش در جلسه ای خدمت خانم دکتر بروجردی بودم و نقل  قولی را از حاج میرزا آقاسی صدر اعظم محمدشاه قاجار نقل کردم که آقای دکتر اشراقی در کتابی آورده اند. حاج میرزا آقاسی گویا در دیدار با   سفیر فوق العاده فرانسه گفته بود: تصمیم دارم ملکه انگلستان را در هند دستگیر کنم و بحریه(نیروی دریایی) بریتانیا را هم به کلی نابودکنم؛ در حالی که در آن زمان بحریه بریتانیا به نوعی صاحب دریاها بود. شاید بیشترین ارتباطی که میرزا آقاسی  با دریا داشت، فقط اندکی شنا کردن بود. با این حال مدعی بود می تواند بحریه بریتانیا را نابود کند و متأسفانه حالا می بینم حرف هایی عجیب تر از ادعای  میرزا آقاسی هم دیگر برای ما عجیب نیست.

 این فیلسوف و متفکر شناخته شده کشور در ادامه گفت: نه تنها این حرف ها برای ما عجیب نیست، بلکه گاهی مسموع و مقبول هم هست و در جاهای مختلف نقل می شود. درست است که گاهی موجب انبساط  خاطر است اما به نظر می رسد به تدریج به بیهوده ترین و یاوه ترین حرف ها عادت کرده ایم. ما خط قرمز زیاد داریم؛ کاش خط قرمزی هم برای یاوه‌گویی بود و تذکر می دادند که برخی در یاوه‌گویی حد را رعایت کنند!

 داوری اردکانی در پایان گفت: پرمدعایانه بگویم که در زندگیم سعی کرده ام ( نمی گویم موفق شده ام) سعی کرده ام که حد خودم را رعایت کنم. این لطفی هم که دوستان داشتند و دارند شاید به همین خاطر باشد.

در پایان، از آن از کتاب «خرد و توسعه» که توسط انتشارات سخن منتشر شده است، رونمایی شد.