سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 09 بهمن 1404

  • 1397/07/15 - 15:28
  • - تعداد بازدید: 4
  • - تعداد بازدیدکننده: 3
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

به بهانه ضبط تاریخ شفاهی در محضر استاد حسن امداد

 گاهی اوقات انسان از تاثر انسان های بزرگ متاثر می گردد و از اینکه ناخواسته خاطراتشان را با گفتن الفاظی که یادآور گذشته هاشان می باشد و خاطرات خوش و دل بستگی هایی که به افرادی نظیر خودشان داشته اند، اشکشان را جاری می کنند، متاثر می شود این کلمات را گفتم که مقدمه ای باشد از شخصی که در باره وی خواهم نوشت. 
 پنج شنبه، نهم مهرماه 1389 در حافظه ام یک روز فراموش نشدنی ثبت شد روزی بود که تنهایی، استادی را دیدم که در بین کتاب هایش دیگر احساس تنهایی نداشت واین احساس من بود که پنداشتم او تنهاست ودر مصاحبه با او از گذشته هاعبور کردیم و وقایع تلخ وشیرین را روشن می نمود. جملاتی که می گفت انسان را به تامل وا می داشت دیگر دنیا آنقدر برایش بی ارزش شده بود و روحیه خدایی و طبع لطیفی پیدا کرده بود که حقیقت را میشد در او جست.
 اشعاری را سروده بود ومی سرود ومی گفت وصیت کردم برسنگ قبرم بنویسید، اشعاری را از سنایی می سرود که درست در خاطرم نیست اما اولین ابیات یادم مانده که می سرود: بمیر ای حکیم از چنین زندگانی... از این زندگانی چو مردی بمانی .... از این زندگانی بترس که اکنون در آنی ....بدان عالم پاک مرگ است ...که مرگت رساند دروازه آن جهانی، در حالی که اشک گونه هایش خشک نشده بود سوالی پرسیدیم درجوابمان گفت بزرگترین خوشبختی این است که انسان آزارش به کسی نرسیده باشد و خدمت کند و باز اشکش جاری گشت و دیگر انگار آرزویی جز رسیدن نداشت. از جنگ جهانی هم از ایران و خطه فارس، خاطراتی داشت و هنوز کوچه های محل تاخت و تاز انگلیسی هارا بیاد بود که تیفوس امده بود وجنازه های که برزمین بود و مردم از بدبختی لباس سربازان را از تنشان برای پوشیدن در می آوردند تیفوس جان آنها را می گرفت. از محل زندگیش گفت از دوستانش کرامت االه افسر مرحوم محمد حسن اقلیدس دکتر حمیدی دکتر محمد حسن گنجی ومرحوم محمد اسماعیل رضوانی که خاطرات فراموش نشدنی با آنها داشته که بغض گلویش را گرفت و ما مجبور شدیم جهت تسکین وی از فرزندانش بپرسیم از نوه اش گفت که استاد زبان روسی و فارسی دانشگاه سانفرانسیسکو است و باز احساس خوشی به او دست داد و راضی بود از فرزندان و نوه هایش و شکر گزاری می نمود .
 جملات ارزشمندش را فراموش نخواهم کرد، ایشان از سعدی اشعار زیادی را در حافظه اش داشت و می گفت انسان باید روحیه سعدی داشته باشد.
از ایرانی های گذشته گفت از سنت حسنه وقف و این که در ذات ایرانی وقف و خیر خواهی و بخشش است و از پدرانمان، که برای باسواد کردن فرزندانشان حتی خانه های مسکونی شان را وقف می کردند جهت مدرسه و فرا گیری علم ودانش و از اخلاق جدید ما ایرانی ها گفت که همیشه روی نقاط ضعف بحث می کنیم چرا نقاط قوت را نمی بینیم ...
 این استاد گرانقدر و شاعر و دانشمند توانا و بی همتا، استاد حسن امداد است که آثار و تالیفاتش درباره تاریخ و پیشینه ایران و خطه فارس بی همتاست. و امیدوارم اجل مهلت دهد و مشغله های اداری حواس ما راهم از پرداختن به اصل مهم جمع آوری تاریخ شفاهی در استان فارس غافل نگرداند تا شرح خاطرات و تجربیات دیگر اندیشمندان این سرزمین راضبط و به حافظه تاریخ بسپاریم. 
 
احسانی مقدم
10مهر 1389
 
 
  • گروه خبری : اخبار شیراز
  • کد خبر : 6661
کلمات کلیدی
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب