کتابخانه برای خوانندگان است و آرشیو برای نویسندگان
با شنیدن نام پژوهشکده و معاونت اسناد ذهن بیشتر افراد به سمت سندشناسی و سندخوانی متمرکز میشود. در حالیکه وظیفه آرشیو این نبوده و تنها یکی از وظایف مراکز اسناد سندخوانی است. رابطه آرشیو با سندخوان مانند رابطه کتابدار با کتابخوان است، چراکه این دو با یک جنس سروکار دارند و یک کار را انجام میدهند. کتابخوان الزاماً اصول کتابداری را بلد نیست و اگر فردی توانایی خواندن اسناد را داشته باشد به این معنا نیست که توانایی مرمت و ارزشیابی آن را نیز دارا باشد. خوشبختانه چندسالی است که دو رشته مطالعات آرشیوی و سندشناسی در مقطع کارشناسی ارشد دانشجو میپذیرد. رشته مطالعات آرشیوی در مقطع کارشناسی ارشد اداره امور آرشیو را آموزش میدهد و افرادی که در رشته سندشناسی تحصیل میکنند روی سندخوانی و استفاده از اسناد در مطالعات تاریخی تمرکز دارند. همچنین در مقطع کارشناسی رشته کتابداری نیز دو واحد مطالعات آرشیوی تدریس میشود.
جمعبندی ما در دو دوره بررسی نشان داد نزدیک به 50 درصد مراجعهکنندگان به آرشیو ملی را دانشجویان رشته تاریخ تشکیل میدهند. تخصصی بودن رشته یکی از دلایلی است که دانشگاهها نیاز مراجعه به آرشیو را احساس نکردند در حالیکه هر دانشجویی در هر رشته و مقطع تحصیلی میتواند کاربر بالقوه کتابخانه ملی یا هر کتابخانهای باشد چراکه بینیاز از کتاب نیست. همین موضوع را با کمی مدارا میتوان در بخشهای دیگر کتابخانههای تخصصی مشاهده کرد. برای مثال بخش نسخ خطی کتابخانههای تخصصی نسبت به دیگر بخشهای آن کتابخانه مراجعان کمتری دارد. یک ضربالمثل معروف در آرشیو وجود دارد که میگوید: کتابخانهها برای خوانندگان است و آرشیوها برای نویسندگان. به همان تعداد که میزان خوانندگان ما نسبت به میزان نویسندگان کمتر است میتوانیم نتیجهگیری کنیم تعداد مراجعهکنندگان به آرشیوهای ما نیز نسبت به تعداد کتابخانهها کمتر است. برخی از پژوهشگران به سازمان درخصوص معرفی آرشیو ملی و خدماتی که ارائه میدهد نقد دارند. این در حالی است که سازمان از سال 1349 شروع به شناساندن خود کرده است بنابراین در حوزه شناساندن خود و آموزش اقداماتی انجام داده هرچند شاید کافی نباشد. از جمله این اقدامات برپایی نمایشگاه اسناد در دانشگاههای تهران، شهیدبهشتی، خوارزمی و... است. افزون بر این پژوهشکده حدود یکصد عنوان کتاب سندی چاپ کرده است. یکصدمین شماره فصلنامه گنجینه اسناد نیز منتشر شده است، این فصلنامه در دورهای بهعنوان یک فصلنامه علمی- پژوهشی درآمد که رشته آرشیو در دانشگاه تدریس نمیشد. بنابراین اینکه دانشجوی رشته تاریخ ایران اسلامی پایاننامهای بدون مراجعه به اسناد مینویسد و استاد نیز از این پایاننامه دفاع میکند مشکل دیگری است که ارتباطی به سازمان اسناد ندارد. البته استفاده از اسناد کار دشواری است. کثرت مراکز اسناد و دسترسی به اسناد خانوادگی و خواندن سند از جمله این دشواریهاست. پس یک طرف موضوع سخت بودن کار است که موجب شده میزان مراجعه به آرشیو ملی کم باشد؛ افرادی که وارد این عرصه میشوند باید به معنای واقعی علاقهمند باشند.
چند سالی است که تورهای بازدید دانشجویی در سازمان برگزار میشود. از سال 85 حداقل یک همایش در سال برگزار کردهایم که فراخوان ملی داشتهاند. کارشناسان آرشیو نیز همواره آمادگی مشاوره به پژوهشگران و دانشجویان علاقهمند برای استفاده از اسناد را دارند. نکته پایانی اینکه پژوهشکده اسناد سه دوره را پشت سر گذاشته است؛ دوره نخست دوره بسیار خوبی بود چراکه سازمان اسناد ملی ایران در آن مقطع تصمیم گرفته بود تمام فعالیتهای پژوهشی خود را به پژوهشکده منتقل کند تا مخل انجام دیگر وظایف قانونی کارکنان خود نشود. در این دوره حدود 70 عنوان کتاب منتشر و از ظرفیتها و امکانات بیرونی استفاده فراوانی شد. بعد از ادغام، قرائت جدید از وظایف پژوهشکده باعث شد که فعالیتهای آن تا حدود سال 89 بسیار لطمه ببیند. از سال 89 به بعد احیای مجدد در پژوهشکده شروع شد. از سال گذشته دیدگاه ریاست محترم سازمان، دکتر صالحی امیری موجب عملیاتی شدن طرحهای بسیاری شد.
در حال حاضر که تأسیس پژوهشگاه در حال پیگیری است، این امر افزایش تعداد پژوهشکدهها و اعضای هیأت علمی را در پی دارد، بنابر این شاهد آغاز یک دوره شکوفایی برای پژوهشکده اسناد نیز هستیم. دورانی که نسبت به دوران قبل پژوهشکده اسناد محکمتر جلو میرود، چراکه حمایتهای سازمانی از روی کاغذ و نوشته و طرح فراتر رفته و عملیاتی شده (بودجه امسال ما نسبت به سال گذشته چهار برابر شده) است و امیدواریم تا پایان سال جاری بحث پژوهشگاه عملیاتی شود. در این صورت تقویت و همافزایی پژوهشکدهها شکل خواهد گرفت و افق روشنی را برای سازمان در چشمانداز پژوهشی کشور در ابعاد تخصصی آرشیو، اسناد، دانششناسی و اطلاعرسانی ترسیم خواهد کرد.