سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 06 مهر 1405

  • 1405/07/05 - 10:33
  • - تعداد بازدید: 37
  • - تعداد بازدیدکننده: 32
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه
کاوشی در گنجینه کتابخانه ملی ایران | شماره ۷۳

معرفی کتاب «Iranische Ortsnamenstudien»؛ مطالعات نام‌های جغرافیای ایران

هفتادوسومین شماره مجموعه «کاوشی در گنجینه کتابخانه ملی ایران» به معرفی کتاب Iranische Ortsnamenstudien اثر ویلهلم آیلرز اختصاص دارد. این کتاب نام گذرگاه‌ها و دامنه‌های آفتاب‌گیر و سایه‌گیر را در ایران و سرزمین‌های پیرامون آن بررسی می‌کند.

1 (7) (1)

به گزارش روابط‌عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مجموعه «کاوشی در گنجینه کتابخانه ملی ایران» با هدف معرفی آثار شاخص، ارزشمند و کمترشناخته‌شده موجود در مخازن سازمان، در هر شماره یکی از منابع برجسته این گنجینه را به پژوهشگران و علاقه‌مندان معرفی می‌کند.

هفتادوسومین شماره «کاوشی در گنجینه کتابخانه ملی ایران»، به مناسبت ۲۷ سپتامبر (۵ مهر)، سالروز تولد ویلهلم آیلرز، به معرفی کتاب Iranische Ortsnamenstudien اختصاص یافته است؛ کتابی که در سال ۱۹۸۷ از سوی انتشارات آکادمی علوم اتریش در وین منتشر شد. آیلرز در این اثر، حاصل دهه‌ها گردآوری و بررسی نام‌های جغرافیایی آسیای غربی را در دو حوزه «گذرگاه‌ها و گردنه‌ها» و «دامنه‌های آفتاب‌گیر و سایه‌گیر» عرضه کرده است.

ویلهلم آیلرز (۲۷ سپتامبر ۱۹۰۶ - ۳ ژوئیه ۱۹۸۹)، پژوهشگر آلمانی مطالعات شرق‌شناسی بود که به‌ویژه در زمینه نام‌شناسی ایرانی، واژه‌شناسی و گویش‌های ایرانی پژوهش می‌کرد.

آیلرز پس از پایان تحصیلات کلاسیک، رشته حقوق را در دانشگاه برگزید و در سال ۱۹۳۱ با درجه دکترا فارغ‌التحصیل شد. سپس در دانشگاه لایپزیگ به مطالعات شرق‌شناسی روی آورد و زیر نظر هانس هاینریش شِدِر، پژوهشگر زبان‌ها و ادیان ایرانی پیش از اسلام، شروع به کار کرد.

او در سال ۱۹۳۱ همراه شِدِر به برلین رفت و در سال ۱۹۳۶ صلاحیت تدریس دانشگاهی را به دست آورد. پاول کوشاکر، مورخ حقوق باستان، از دیگر استادان او بود و علاقه آیلرز را به حقوق میخی برانگیخت. آیلرز همچنین نزد آشورشناسانی چون بنو لاندسبرگر، ف. ه. وایسباخ، یوهانس فریدریش و هاینریش زیمرن و نیز پاول شوارتس، متخصص جغرافی‌نگاران عرب، به تحصیل و پژوهش پرداخت.

دامنه پژوهش آیلرز سراسر خاورمیانه را دربرمی‌گرفت و از کهن‌ترین منابع مکتوب سومری تا مطالعات شرق‌شناسی معاصر امتداد می‌یافت. او مدتی دستیار شِدِر در برلین بود و در سال‌های ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳ در کاوش‌های باستان‌شناختی اوروک/ورکا شرکت کرد.

آیلرز در سال ۱۹۳۶ ریاست پایگاه تازه‌تأسیس ایرانِ مؤسسه باستان‌شناسی آلمان در اصفهان را بر عهده گرفت. پس از اشغال ایران به دست متفقین در سپتامبر ۱۹۴۱، در ایران بازداشت شد و سپس به مدت پنج سال در استرالیا زندگی کرد.

او در سال ۱۹۴۷ فعالیت دانشگاهی خود را از سر گرفت و به‌عنوان مدرس زبان عبری و مطالعات عهد عتیق در دانشگاه سیدنی مشغول به کار شد. در سال ۱۹۵۸ نیز به استادی فیلولوژی شرق‌شناسی در دانشگاه وورتسبورگ منصوب شد. با آنکه در سال ۱۹۶۲ کرسی استادی مطالعات خاور نزدیک باستان در دانشگاه وین به او پیشنهاد شد، ترجیح داد در وورتسبورگ بماند و تا زمان بازنشستگی در سال ۱۹۷۴ در آنجا تدریس کند.

آیلرز در سال ۱۹۶۳ به عضویت افتخاری آکادمی سلطنتی کوردوبا درآمد و در سال ۱۹۷۳ عضو رسمی آکادمی علوم باواریا شد. دانشگاه تهران نیز در سال ۱۹۷۴ به او دکترای افتخاری اعطا کرد. او همچنین یکی از نخستین اعضای هیئت مشاوران علمی Encyclopædia Iranica بود.

آیلرز از چندجانبه‌ترین شرق‌شناسان دوره معاصر بود. او تخصص‌های خود را چنین برشمرده بود: تاریخ حقوق و حقوق میخی، کتیبه‌شناسی، گویش‌شناسی، فرهنگ عامه، شعر عامیانه، واژه‌سازی، واژه‌شناسی و نام‌شناسی، ریشه‌شناسی، معناشناسی تطبیقی و دستور زبان عمومی. علاقه پژوهشی او سرانجام بر نام‌های جغرافیایی ایران و سرزمین‌های پیرامون آن متمرکز شد و Iranische Ortsnamenstudien، مهم‌ترین اثرش در این زمینه، انتشار یافت.

آیلرز در پیشگفتار کتاب می‌نویسد که دهه‌ها به گردآوری مطالبی درباره نام‌های جغرافیایی آسیای غربی مشغول بوده، اما تنها بخش اندکی از منابع گردآوری‌شده را منتشر کرده است. به باور او، پیشینه کهن فرهنگ ادبی ایران فرصت‌های ویژه‌ای برای این پژوهش فراهم می‌آورد، زیرا اطلاعات جغرافیایی را می‌توان حتی در متون کهنی چون اوستا یافت.

کتاب دو بخش اصلی دارد و در هر بخش، اصطلاحات جغرافیایی به‌کاررفته در سراسر جهان ایرانی، از قفقاز تا افغانستان، به‌تفصیل و با استناد به منابع بررسی می‌شوند. بخش نخست به نام‌های گذرگاه‌ها و گردنه‌های مرتفع ایران اختصاص دارد. بخش دوم، با عنوان «آفتاب‌رو ـ سایه‌رو»، به نام‌گذاری دامنه‌های آفتاب‌گیر و سایه‌دار دره‌های کوهستانی بر پایه موقعیت و جهت جغرافیایی می‌پردازد.

آیلرز در بخش نخست یادآور می‌شود که دو واژه عمومی فارسی نو برای مفهوم گذرگاه، «گردنه» و «کُتل» هستند. به نظر او، «کُتل» واژه‌ای متأخر و وام‌گرفته از زبان مغولی است. این دیدگاه با نظر هوار در مدخل مربوط به این واژه در دایرةالمعارف اسلام تفاوت دارد. بر این اساس، کاربرد «کُتل» در ایران به قرن سیزدهم میلادی و پس از آن بازمی‌گردد.

در این بخش، واژه‌های مرتبط در زبان‌های گوناگون ایرانی بر اساس گروه‌های معنایی طبقه‌بندی شده‌اند

در این گروه‌ها، معناهای خاص به‌تدریج به معنای عمومی «گذرگاه» گسترش یافته‌اند. «راهی از میان یا از عرض چیزی» و معادل آن در فارسی نو، «گذر»، از جمله این مفاهیم است.

آیلرز همچنین به تصور کوه‌هایی می‌پردازد که چنان بلندند که حتی پرندگان نمی‌توانند از فراز آن‌ها پرواز کنند. او در این زمینه به نام شناخته‌شده «کوه کرکس» در میان اصفهان و قم اشاره می‌کند.

بحث دیگر این بخش به نام دژ اسماعیلی الموت مربوط است. آیلرز برخلاف ریشه‌شناسی مشهور حمدالله مستوفی، که این نام را به معنای «آشیانه عقاب» می‌داند، می‌گوید شاهدی برای کاربرد واژه «آموت» به معنای «آشیانه» در دست نیست. او در عوض پیشنهاد می‌کند که نام الموت از عبارت «اَلوه‌آموخت» گرفته شده باشد، به معنای «از عقاب، بلند پرواز کردن را آموخته است».

بخش دوم کتاب تمایز میان دامنه‌های آفتاب‌گیر و سایه‌گیر در دره‌های کوهستانی را بررسی می‌کند، به‌ویژه دره‌هایی که امتداد شرقی ـ غربی دارند. این تمایز از نظر بوم‌شناختی و اقتصادی اهمیت فراوانی دارد. اهمیت آن در عرض‌های جغرافیایی شمالی‌تر خاورمیانه، در مقایسه با مناطقی مانند شبه‌جزیره عربستان، بیشتر است و در نتیجه، اصطلاحات متنوع‌تر و غنی‌تری برای بیان آن پدید آمده‌اند.

این تمایز در جهان سامی، به‌ویژه در سوریه و بین‌النهرین، نیز دیده می‌شود. واژه‌های عربی «شَمِس» و «مُشْمِس» در برابر «ظَلیل» و «مُظَلَّل» نمونه‌هایی از آن هستند. این تمایز در مناطق ترک‌زبان آناتولی و آذربایجان، با واژه‌های «گونی» و «گوزی»، و نیز در زبان‌های مغولی و فارسی نمود روشن‌تری دارد.

در فارسی نو، واژه‌هایی مانند «آفتاب‌رو» و «آفتاب‌نگیر» از همین تمایز حکایت می‌کنند. نام جغرافیایی «نسا/نیسا» در خراسان شمالی نیز بازتاب‌دهنده مفهوم «مکان سایه‌دار» است.

کتاب دارای کتابنامه و نمایه‌ای مفصل است که استفاده از محتوای آن را آسان می‌کند. این اثر دانش گسترده آیلرز از زبان‌های کهن و جدید خاورمیانه را آشکار می‌سازد و مجموعه‌ای غنی از داده‌ها، به‌ویژه درباره زبان‌های ایرانی و جغرافیای ایران، در اختیار خواننده قرار می‌دهد. نویسنده در سراسر کتاب نمونه‌های تطبیقی گسترده‌تری را نیز مطرح می‌کند.

پس از مطالعه این اثر، پرسشی تأمل‌برانگیز در ذهن باقی می‌ماند: چگونه دو مفهوم جغرافیایی به‌ظاهر ساده توانسته‌اند چنین تنوع و پیچیدگی گسترده‌ای در زبان انسان پدید آورند؟

کتاب Iranische Ortsnamenstudien با شماره رکورد کتابشناسی ۴۴۲۷۸-۸۱م در مخازن کتابخانه ملی ایران قرار دارد. همچنین صفحاتی از این اثر برای بهره‌مندی پژوهشگران و علاقه‌مندان در پیوست خبر منتشر شده است. 

  • گروه خبری : اخباراصلی
  • کد خبر : 16057
کلمات کلیدی
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب