سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 14 مرداد 1405

  • 1396/02/28 - 01:15
  • - تعداد بازدید: 8
  • - تعداد بازدیدکننده: 8
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه

روحانی و استقرار آرامش و امنیت

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دولت دکتر روحانی، ارتقای سطح نرم‌افزاری امنیت در سطح ملی و فراملی بوده است. به بیان دیگر ایجاد امنیت از طریق مشارکت جویی، رضایت‌مندی، شفافیت، قانون محوری، افزایش اعتماد عمومی و توجه اساسی به امنیت فکر، قلم و بیان، محصول رویکرد دولت یازدهم در مواجهه با مقوله امنیت بوده است. آرامش ذهنی و امنیت فکری و روحی دو اصل لازم برای شکل‌گیری جامعه پرنشاط است و روحانی بارها بر لزوم حفظ آرامش به عنوان یکی از اهداف دولت تأکید نموده است.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دولت دکتر روحانی، ارتقای سطح نرم‌افزاری امنیت در سطح ملی و فراملی بوده است. به بیان دیگر ایجاد امنیت از طریق مشارکت جویی، رضایت‌مندی، شفافیت، قانون محوری، افزایش اعتماد عمومی و توجه اساسی به امنیت فکر، قلم و بیان، محصول رویکرد دولت یازدهم در مواجهه با مقوله امنیت بوده است. آرامش ذهنی و امنیت فکری و روحی دو اصل لازم برای شکل‌گیری جامعه پرنشاط است و روحانی بارها بر لزوم حفظ آرامش به عنوان یکی از اهداف دولت تأکید نموده است.
این رویکرد در سطح منطقه‌ای نیز نتیجه‌بخش بوده و امروز قدرت نرم دیپلماسی ما از مهم‌ترین عوامل تحقق امنیت ایران در منطقه پرآشوب خاورمیانه محسوب می‌شود. در واقع ایران توانسته از طریق دیپلماسی فعال، بدون قرار گرفتن در لوپ معیوب جنگ و خونریزی و خشونت، چند حرکت اساسی انجام دهد.
یکم- عقلانیت در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری: در مواجهه با بحران‌های بین‌المللی عمدتاً دو روش متداول و تجربه شده به کار می‌رود. یک روش عکس‌العمل‌های آنی، احساسی و زودگذر، اما پر هزینه و درگیرانه است و در آن رویکرد استراتژیک و نگاه بلند مدت نسبت به منافع و مصالح ملی کمتر دیده می‌شود. برای مثال حمله به سفارتخانه‌ها توسط گروهی خودسر، ناشی از این نوع نگاه است.
روش دیگر، نگاه عمیق و استراتژیک به مسائل دارد و تلاش می‌کند ضمن پرهیز از ورود به مناقشات بین‌المللی، به‌عنوان یک بازیگر اصلی در استقرار امنیت پایدار ایفای نقش کند. خوشبختانه رویکرد دولت روحانی بر همین نگاه استوار بوده و به مدد این استراتژی، دولت موفق شده نقش جمهوری اسلامی ایران را به عنوان قدرت برتر منطقه در ایجاد آرامش و پرهیز از مناقشه تثبیت کند؛ تا جایی که دولتمردان امریکایی و اروپایی اذعان کرده‌اند که امنیت در خاورمیانه بدون حضور و مشارکت ایران محقق نخواهد شد.
دستیابی به این موفقیت حاصل تلفیق سه ضلعی است که در کنار هم مثلث قدرتمندی را شکل داده‌اند: سه گانه تدابیر مقام معظم رهبری، حمایت مردم به عنوان پشتوانه اصلی نظام و دولت و همچنین وجود قوای نظامی و نیروی مسلح قدرتمند و حاضر در صحنه که با تقویت بنیه دفاعی، اقتدار خود را به رخ جهانیان کشیده‌اند. در واقع این سه عامل با هم‌افزایی و همبستگی، موفقیت دیپلماسی در منطقه را مکمل توفیقات در عرصه داخلی کرده‌اند.
دوم- این یک واقعیت است که دوگانه دیپلماسی و اقتدار ملی توأمان و در کنار هم جواب می‌دهد و چگونگی استفاده از این دوگانه در جهت استفاده از منافع ملی، تراز مناسبی برای موفقیت یا ناکامی دولت‌ها به شمار می‌رود.
واضح است که این نیرو و همین دیپلماسی در گذشته هم وجود داشت، اما از آنجا که قدرت تجزیه و تحلیل کلان مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی و دورنمای مصالح و منافع ملی را از منظر رویکرد استراتژیک دنبال نمی‌کرد، نتیجه آن چیزی جز تشدید مناقشات نبود.
سوم- نکته مهم‌تر در زمینه امنیت بین‌المللی، قدرت و توان دیپلماسی در تصمیم‌گیری برای رسیدن به توازن قدرت جهانی است و این نکته‌ای است که دولت‌ها و چهره‌های برجسته سیاست خارجی در دنیا به آن معترفند. از این منظر ظهور قدرت جدید منطقه‌ای ایران با عنوان دیپلماسی در عرصه سیاست خارجی از مهم‌ترین دستاوردهای مذاکرات هسته‌ای و تعاملات بین‌المللی است که به اعتقاد نگارنده، فراتر از موضوع برجام و به عنوان یک طرح کلان، موجب شد نسل جدید دیپلماسی در ایران هم‌پا و حتی پیشروتر از نهادها و شخصیت‌های دیپلماسی جهانی بروز و ظهور یابد.
به همین دلیل معتقدم اگر چنین ظرفیتی ایجاد نمی‌شد و فرصت عرضه نمی‌یافت، امکان ورود به فضای درگیری، جنگ و منازعه محتمل بود.
با وجود رفتار غیرعقلانی و کودکانه برخی کشورهای بازنده منطقه و دولت‌های مدعی قدرت و مرتجع عربی در مقابل این شکست دیپلماسی، جمهوری اسلامی با نگاه بلند و پرهیز از تنش و برخورد، در جهت وحدت جهان اسلام و منافع کلان خود حرکت می‌کند. این یک واقعیت غیرقابل کتمان است که کوچکترین ضعف در دستگاه دیپلماسی و نظامی یا تصمیم‌‌های احساسی در شورای امنیت ملی براحتی می‌توانست ما را وارد فضای جنگ و نزاع کند.
چهارم- امنیت امروز ما بر سه پایه اساسی استوار است که یک پایه آن در داخل، یک پایه در منطقه و پایه دیگر آن در نظام بین‌الملل قرار می‌گیرد. البته منشأ اصلی امنیت ذات مطلق خداوند است و با این نگاه، مرجع اصلی امنیت در داخل مرزهای کشور، بی‌تردید مردم هستند. در سطح منطقه نیز نیروهای انقلابی وفادار جمهوری اسلامی که تحت تأثیر آموزه‌های امام(ره) و رهبری معظم قرار دارند، امنیت منطقه‌ای ما را فراهم کرده‌اند. همچنان که پایه سوم این امنیت در فضای بین‌المللی، قدرت فرامنطقه‌ای ایران به عنوان یک متغیر تأثیرگذار در ابعاد جهانی است. البته در جهان امروز رسانه نیز به عنوان کانون امنیت یا ناامنی نقش تأثیرگذاری بر عهده دارد و از این منظر باید گفت متأسفانه رسانه ملی نقش پایه چهارم امنیتی را آن چنان که انتظار می‌رود، ایفا نکرده است.بسیاری از رسانه‌های غربی یا همین رسانه‌های عربی، در هدایت افکار عمومی و تصویرسازی در ذهن جوامع با تمام توان فعالیت می‌کنند، اما جمهوری اسلامی در بهره‌گیری از این عنصر مؤثر در قدرت و امنیت، به جای نگاه کلان، جامع و همه جانبه نسبت به پدیده موفقیت یا ناکامی عملکرد دولت، بیشتر به مسائل خرد و حاشیه‌ای توجه می‌کند. سخن آخر اینکه امروز به اذعان اغلب افراد مطلع در امر سیاست و امنیت در ایران، منطقه و نظام جهانی؛ دولت دکتر روحانی در عرصه سیاست داخلی و امنیت ملی موفقیت‌های اساسی داشته است.دولت در سه سال گذشته با درک واقعی از ابعاد چهار گانه قدرت و تحلیل دقیق از قدرت نرم و سخت و استفاده لازم و بموقع از فرصت‌ها، توانسته تهدیدهای بزرگ پیش روی خود را به فرصت‌های ملی تبدیل کند. این مهم اولاً در سایه شعار و گفتمان «اعتدال» و پرهیز از افراط و تفریط محقق شده است و ثانیاً ناشی از فهم بالای رئیس دولت از مفهوم امنیت ملی به سبب تجربه بیش از دو دهه فعالیت در بالاترین سطوح امنیتی نظام و سکانداری امنیت ملی است. پیش از این نیز روحانی در آوردگاه‌های حساسی همچون مسأله نبرد با طالبان یا سقوط رژیم صدام نقش اساسی در موفقیت دیپلماسی منطقه‌ای ایفا کرده و امروز هم حاصل آن تجربه به استخدام دولت و در خدمت حراست از آرامش و احساس امنیت آحاد ملت درآمده است. نتیجه این رویکرد و موفقیت ایران در عرصه سیاست خارجی، افزایش انسجام ملی و اعتماد عمومی و ایجاد ثبات، آرامش و امنیت کم نظیری است که بر کارآمدی نظام جمهوری اسلامی افزوده است. از این‌رو معتقدم نادیده انگاشتن این توفیق بزرگ و تقلیل مفهوم امنیت به مسائل حاشیه‌ای یک نوع انحراف در سطح تحلیل و انحراف افکار عمومی و جفا به مردم و نظام است.

منبع: روزنامه ايران

  • گروه خبری : اخبار سازمانی
  • کد خبر : 374
کلمات کلیدی
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب