یونسی: کنار گذاشتن نخبگان عامل اصلی سقوط رژیم پهلوی بود
دومين نشست نقد و بررسي «سقوط پهلوی، نقدی از درون» با حضور حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي یونسی، دستیار ویژه رئیس جمهوری در امور اقوام و اقلیتهای دینی و مذهبی و دکتر سید رضا صالحی امیری، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در اندیشگاه کتابخانه ملی برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوري اسلامي؛ دراين نشست پس از پخش فيلم گزيده گفتوگو با سپهبد آذربرزین، حجت الاسلام والمسلمين علی یونسی و دکتر سید رضا صالحی امیری سخن گفتند.
یونسی در این نشست گفت: در قرن گذشته ایران شاهد وقوع دو حادثه تاریخی انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی بوده است. با توجه به گذشت زمان تحلیل وقایع انقلاب مشروطه بسيار آسان تر ازمسائل مربوط به سقوط رژیم شاه در ایران است.
او افزود: متاسفانه همواره مواجهه ما با تاریخ دوره پهلوی با حب و بغض همراه بوده است. چون هنوز هستند کسانی که از این دوره تاریخی در پی کسب منافع شخصی هستند. اگر از این مقطع تاریخی فاصله بگیریم و دیگر منافع حزبي یا گروهی مطرح نباشد به راحتی میتوانیم در اين باره نظر بدهیم.
او افزود: برای بررسی علل سقوط دوره پهلوی و ظهور انقلاب اسلامی باید به علل اجتماعی داخلی و بین المللی در کنار هم توجه کنیم. برای ظهور یک پدیده عوامل مختلفی سهیم هستند و باید پس از جدا سازی علل اصلی و فرعی ، آنها را تحلیل کرد تا به نتیجه درستی دست یافت.
یونسی گفت: امروزه یکی از مهمترین پرسشهای نسل جوان در مواجهه با انقلاب اسلامی این است که چرا پدران و مادران آنها دربرابر رژیم پهلوی قد علم کردند. پرسشی که ممكن است نتوانیم آن چیزی که در مواجهه با انقلاب در ذهنمان شکل گرفت را به نسل جوان منتقل کنیم.
او در ادامه با اشاره به سخن برخی از تحلیل گران که عواملی چون مسائل امنیتی و ساواک را از عوامل اصلی سقوط شاه عنوان میکنند گفت: باید قبول کرد که رژیم پهلوی در اوج قدرت ساقط شد و در آن دوره ساواک در اوج توانایی و قدرت بود. ارتش شاه نیز در آن دوران نه تنها در ایران بلکه در منطقه قدرتمند بود اما این ارتش که شاه برای آن بسیار هزینه کرده بود نتوانست در مقابل خواست مردم بیاستد.
به گفته یونسی شاه نخستین کسی بود که سقوط دولت پهلوی را پیش بینی کرد و از ایران گریخت. چون او متوجه شد که با این ساز و کار نظامی نمیتواند در مقابل مردم ايستادگي كند. یکی از مهمترین تجربیات شکست خورده ۱۷ شهریور بود. چون بسیاری از منتقدان به شاه توصیه کردند که با یک کشتار دست جمعی مردم سر جایشان خواهند نشست، اما ۱۷ شهریور نشان داد که حتی کشتار در این سطح هم نمیتواند مانعی برای مطالبات بوجود آورد.
او افزود: با اینکه رضا شاه و پس از او محمد رضا شاه برای داشتن یک ارتش قوی در ایران و منطقه تلاش کردند اما متاسفانه ارتش نتوانست به کمک شاه بیاید و ساز و کار امنیتی و نظامی در دوره پهلوی تاثیر معکوس داشت.
یونسی با اشاره به انقلاب سفید در ایران گفت: شاه فکر میکرد، با انقلاب سفید توانسته نوسازی در جامعه ایران بوجود آورد و افکار جدید و به تبع آن مردم جدیدی در جامعه بوجود آورد که هواخواه دستورات او هستند. جامعهای که شاه میخواست پس از انقلاب سفید به توصیه آمریکاییها بسازد جامعهای غیر سنتی بود. پس از انقلاب سفید شاه فکر میکرد که مردم دیگر با او همراه شدهاند اما سخت در اشتباه بود.
او با اشاره به جشنهای دو هزار و ۵۰۰ ساله گفت: شاه در این مقطع تاریخی فکر میکرد ایران از هر نظر به امنیت و ثبات رسیده است و برای همین با برگزاری جشنهای دو هزار و ۵۰۰ ساله میخواست خود را به عنوان شاه شاهان ایران زمین معرفی کند.
دستیار ویژه رئیس جمهوری در امور اقوام و اقلیتها افزود: در دوره پهلوی مردم ایران معتقد بودند که قدرت نظامی و امنیتی بسیار قوی است و مردم بر این باور بودند که ساواک آن قدر قدرتمند است که از هر پنج نفر یک نفر ساواکی است. مردم ایران در آن مقطع تاریخی معتقد بودند که نظام شاهنشاهی تنها با اتکا به نیروی شهربانی و ژاندارمری میتواند مردم را سرکوب کند.
یونسی با طرح این پرسش که چرا پهلوی در اوج قدرت اقتصادی، نظامی و فرهنگی ساقط شد؟ خاطرنشان کرد: ممکن است برخی این گونه بگویند که قدرت انقلاب قویتر بود، اما این ساده کردن مسئله است. باید خود این مسئله را تحلیل کرد که چگونه انقلاب از یک حرکت ساده قم به یک حرکت عظیم عمومی تبدیل شد؟ امام قدرتی جز مردم نداشت. چطور شد مردم در مدت کمی انقلابی شدند؟ این بحث بسیار مهمی است. انقلابیون و شاه هر یک تحلیلی ارائه دادند. شاه عمدتاً علت سقوط خود را به انگلیسیها نسبت میداد. یک عده هم آمریکا را علت این امر میدانند. این ساده سازی همان توهمی است که برخي ايرانيان گرفتارش هستند. شاه نمیخواست ضعفهای خود را بفهمد و آن را به گردن انگلیسیها میانداخت.
او گفت: اگر شاه نخبگان و خبرگان جامعه و کسانی را که به نوعی از مردم نمایندگی میکردند، در خوب و بد اداره کشور دخالت میداد. اگر جریانهای سیاسی، اجتماعی، مذهبی و قومی را مشارکت میداد رژيمش از بين نمي رفت، اگر در دولت اجازه میداد وضعيت فرق مي كرد اما شاه تحمل این را نداشت؛ حداقل در مجلس به آنها میدان میداد تا همه جریانهای اجتماعی احساس کنند در حکومت سهیم هستند و یک جا حرفشان را میزنند و هم به نوعی نسبت به دولت، احساس مالکیت میکردند.
یونسی با اشاره به بدبینی شاه گفت: شاه پس از شکستهای متوالی از مذهبیها، مصدق، حزب توده، گروههای چریکی و گروههای مختلف سیاسی، دچار یک عقده و بیماری شده بود که نمیتوانست به هیچ کس اعتماد کند و آمریکاییها این بیماری را تشدید کردند. بعد از کودتای ۲۸ مرداد گفتند خودت مملکتت را اداره کن. چرا حکومت را به دیگران بدهی و سلطنت دست تو باشد؟ دولت و نظام را یک دست کن تا بتوانی آن را مدیریت کنی. همانطور که ارتش را کاملاً گزینشی و فرماندهی کردهای، باید در کل سیستم اداری چنین کنی.
او افزود: به شاه گفته شد که برای ایجاد یک نظام صد در صد هماهنگ باید نمایندهها را خودش از میان افرادی که با او هماهنگ هستند، انتخاب کند.
یونسی با تاکید بر نخبه زدایی به عنوان یکی از عوامل سقوط پهلوی تصریح کرد: در قدم بعدی نخبه زدایی در ایران صورت گرفت؛ یعنی همه محصول توسعه کشور و همه صاحب نظران، حتی از رژیم و اطرافیان شاه، به تدریج کنار زده شدند. همواره تبلیغ میشد که شاه بهتر و بیشتر از همه میفهمد و مغز مافوق است. آنقدر تبلیغ شده بود که عوام باور کرده بودند. کسانی هم که در سیستم بودند اگر غیر از این فکر میکردند؛ قدرت ابراز نداشتند. شاه به ظاهر موفق شد یک نظام یکپارچه هماهنگ سرسپرده و دلسپرده ایجاد کند و هیچ منتقد دلسوز و هیچ معترض داخلی و خارجی تحمل نمیشد و زندانی یا تبعید میشد.
او در ادامه افزود: اگر شاه هدفش را ایجاد نظامی با این ویژگیها قرار داده بود؛ موفق شد. در دوره او امنیت برقرار بود. وضعیت اقتصادی و رابطه با خارج نسبتاً خوب بود. فرهنگ اجتماعی و دینی تا حدودي تبلیغ میشد. احزاب و گروههای سیاسی مخالف هم شکست خورده بودند. گروههای مسلح مخالف و مبارز هم در تئوری و هم در عمل شکست خورده بودند. اصلاً فکر نمیکردند از یک روحانی تبعیدی در نجف، موج عظیمی همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد
یونسی ادامه داد: وقتی یک نظام همه خواص جامعه را کنار بزند؛ خطر این است که هیچ کس برای دفاع از آن احساس مسئولیت نمیکند. هیچ یک از خواص به دلیل فشار، حاضر به کمک رژیم نبودند. نه مذهبیها نه احزاب چپ و راست و نه انقلابیون هیچکدام کنار شاه نبودند. یکی از ابزارهای قدرت شاه ارتش بود که امام توانست آن را جذب کند و ابزار دوم مردم که توسط خواص توجیه و با پیامهای امام جذب شدند و شاه فرو ریخت. هیچ کس برای شاه مویه نکرد. چون کسی را برای خودش باقی نگذاشته بود. یونسی در پایان سخنانش گفت: اگر شاه حتی خواص را در استبدادش مشارکت میداد؛ این گونه نمیشد و همه با او همکاری میکردند. کسی باقی نمانده بود که از شاه دفاع کند. شاه هم به همه حتی همسرش بدبین بود. شاه خطر اصلی را نخبگان میدانست. بله خطر اصلی نخبگان هستند؛ اگر در حاشیه باشند. اما اگر در متن بودند؛ مشارکت میکردند. هر رژیمی چنین کند از بحران جدی و انقلابها جلوگیری میکند. چنانچه حکومتی بخواهد همه را کنار بگذارد، قائم به شخص باشد و منافع خود را از خواص جدا کند؛ عوام هم به تدريج از دست میروند.
در بخش ديگر اين نشست ، دکتر سید رضا صالحی امیری سقوط پهلوی را محصول وجود دوگانهها دانست و گفت: در حوزههای مختلف دوگانهها و پارادوکسها بود که پهلوی را به سقوط رساند. این دوگانهها را میتوان در حوزههای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و نظامی وسیاسی مشاهده كرد.
او افزود: در حوزه اقتصادی طبقه فربه و غنی که در اقلیت و طبقه فقیری که در اكثريت هستند. در حوزه سیاسی یک اقلیت کم سواد و مستبد در راس و نخبگان در حاشیه، انزوا و زندان هستند.
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی دوگانگی در حوزه فرهنگی را ناشی از تقابل دو فرهنگ سنتی و مدرنیته خواند و افزود: ورود مدرنیته در ایران با سرعتی که پهلوی ایجاد کرده بود در برابر فرهنگ دو هزار و ۵۰۰ ساله مردم ایران اوج تضاد فرهنگ غربی و مردمی در ایران بود.
صالحی امیری ادامه داد: در حوزه نظامی پهلوی اصولا قائل به قدرت سخت بود و از قدرت نرم استفاده نمیکرد. اعتماد، انسجام، رضایت و همگرایی ملی در نظام پهلوی جای نداشت و چون پهلوی به این معتقد نبود که قدرت باید از پای صندوقها، از درون جامعه و از پیشاهنگی نخبگان بیرون بیاید، در نتیجه پهلوی در چنبره قدرت سخت گرفتار شد. در واقع قدرت سخت در شرایط سخت به داد پهلوی نرسید.
صالحی در ادامه با بیان اینکه پهلوی حمایت خارجی را از حمایت داخلی مهمتر میدانست، گفت: شاه بر قدرت بیرونی بیشتر از قدرت درونی تاکید میکرد، به همین دلیل خود را نیازمند نخبگان، دانشگاهیان و مردم نمیدانست و حمایت خارجی را در اکثریت تعریف کرد و این حمایت خارجی در شرایط بحراني به کمک پهلوی نیامد.
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی سومین عامل سقوط پهلوی را مقابله ارزشهای گروه حاکم با ارزشهای جامعه دانست و گفت: روحانیت طبقه مقبول و تاثیرگذار در جامعه بود چنانچه امروز هم همينطور است. مقابله جدی شاه و روحانیت برای مردم ناخوشایند بود؛ چرا که مفهوم حوزه برای مردم به معنای یک نهاد دینی است نه فقط یک پایگاه عادی.
صالحی دلیل مقابله شاه و روحانیت را در عدم درک صحیح پهلوی از مدرنیته دانست و ادامه داد: میشد جامعه مدرن باشد ولی با ارزشهای جامعه مقابله نکرد؛ کج فهمی که در پهلوی اول و دوم وجود داشت. اين بود كه پهلوی نتوانست بین مدرنیته و نهاد دین رابطه برقرار کند كه به نظر من از عوامل مهم سقوط شاه بود.
او با اشاره به اینکه عدم انتقاد از دیگر عوامل مهم در سقوط پهلوی است، اظهار کرد: پهلوی نقد را در جامعه تعطیل کرد و این عدم انتقاد باعث بسته شدن فضا و بسته شدن فضا باعث ایجاد استبداد میشود. در فضایی که نقد نباشد افراد احساس میکنند بدون عیب هستند. تجربه تاریخی نشان داده است که محصول استبداد فروپاشی است.
صالحی امیری ادامه داد: تخت مشروعیت پهلوی با یک تکان از حرکتهای خیابانی فرو ریخت چرا که فربگی استبداد در مقابل قدرت اجتماعی ناچیز است.
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی با بیان این مطلب که انسجام پهلوی انسجام مکانیکی بود، گفت: ما دو نوع انسجام داریم یکی انسجام ارگانیکی که مبتنی بر باورها، ارزشها و منافع جامعه است و باعث متحد شدن جامعه میشود و دیگری انسجام مکانیکی است که متکی بر زور و باید هاست.
صالحی امیری در پایان سخنانش گفت: پهلوی دوم در فضای انسجام مکانیکی زیست میکرد بدون اینکه بداند انسجام مکانیکی با کمترین تکانی فرو میریزد. این اتفاقی که بود که در مصرو لیبی هم افتاد. انسجام ارگانیکی انسجامی بود که امام در جامعه ایجاد کرد.