سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 12 مرداد 1405

  • 1396/02/28 - 02:52
  • - تعداد بازدید: 36
  • - تعداد بازدیدکننده: 36
  • زمان مطالعه : 14 دقیقه

صالحی امیری: زبان سعدی زبان همدلی است

مراسم یادروز سعدی شیرازی دوشنبه شب با حضور دکتر صالحی امیری رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سلطانی فر رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری،احمدی استاندار فارس و جمعی از فرهیختگان  و علاقه مندان به فرهنگ و ادب در آرامگاه سعدی برگزار شد.

مراسم یادروز سعدی شیرازی دوشنبه شب با حضور دکتر صالحی امیری رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سلطانی فر رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری،احمدی استاندار فارس و جمعی از فرهیختگان  و علاقه مندان به فرهنگ و ادب در آرامگاه سعدی برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی متن کامل سخنان دکتر صالحی امیری به این شرح است

با نام آن بزرگ بی‌نیاز و حکیم بنده‌نواز که «طاعتش موجب قربت است و بشکر اندرش مزید نعمت»، سلام می‌فرستم به جمیع انبیای الهی خاصه بر «سرورِ کائنات و مَفخر موجودات و رحمت عالمیان و صفوَتِ آدمیان محمدمصطفی، صلی الله علیه و آله و سلم»
و هم سلام می‌گویم بر يكايك اديبان، دانشوران و علاقمندان فرهنگ و زبان و ادب دیرسال و استوار پارسي. بسيار خرسندم كه به احترام يكي از استوانه‌هاي فرهنگ و هنر كشور عزيزم عرض مطلب می‌کنم: سعدی شیرازی، سخن‌سرای بلندآوازه ایران و اسلام، كه اول ارديبهشت ماه جلالي گلستان بي‌مثالش را قلم‌زده و از اين رو بهترينِ روزهای سال از منظر خرّمي و اعتدال به نامش رقم خورده است. اين روز را مغتنم مي‌شمارم و با شوق و ايمان زبان به تحسين كسي مي‌گشايم كه نه تنها شيرازيان، كه تمامي ايرانيان، و بلكه خيل عظيمي از شيرازه‌بندان شعر و ادب در اقصا نقاط جهان وی را مي‌شناسند و او را به بلندي مقام در فرهنگ و ادب مي‌ستايند. وقتي سخن از سعدي استاد سخن است، از سويي دست و دل آدمي مي‌لرزد كه در مقام او چه مي‌توان گفت كه درخور او باشد؛ راستی: «من چه در پاي تو ريزم كه خوراي تو بود»؛ و از سويي، دل آدمي قرص است كه مديح كسي در ميان آمده كه در استواري كلام، و فصاحت بيان قله‌اي دست نايافتني است، و شعر و نثر او نمونه‌اي عالي در همة ادوار شعر و نثر پارسی. آري «همه گويند ولي گفتة سعدي دگر است».
بی‌شک سعدی یکی از ستون‌های استوار فرهنگ و ادب پارسی و محصول اندیشة والای وی در غالب نثر و شعر تشکیل‌دهندة یکی از برازنده‌ترین اندام‌های پیکرة شکوهمند فرهنگ کنونی ماست. در حقيقت پاسداشت مقام سعدي، گرامیداشت فرهنگ، معنویت، ادب، هنر، فرهیختگی و اخلاق است، و استقبال گرم ایرانیان و ادب‌دوستان جهان از خالق بوستان و گلستان، و قصاید و غزلیات سخته و پختة وی از یك‌سو ريشه در نیازي دارد كه بشر این روزگار به شعله‌ور نگاه‌داشتن مشعل دانش، اخلاق و ادب احساس‌می‌كند، و از دیگر سوی نشانگر ارج نهادن فرزانگان روزگار به فرهنگ و فضیلت و هنر و زیبایی است.
اول اردیبهشت روز بزرگداشت كسي است كه بیش از هفت قرن پس از حیات جسماني، همچنان سرزنده و پويا به حيات فرهنگي خویش ادامه مي‌دهد، و قلب عاشقش برای دوستی و مهر و مدارا می‌طپد. این باقی‌ماندن در عرصة مناسبات فرهنگی در بخش قابل ملاحظه‌ای از زمین متمدن، نه تنها مستلزم فرارَوی از سنت‌های فرهنگیِ ملی و منطقه‌ای است، بلكه ملازم بهره‌مندی تام و تمام از سنت‌هایی‌ است كه متنی فاخر و فخیم را برای ادوار متوالی اعتبار و روایی بخشیده است. به بیانی دیگر تا اثر هنری در تلفیقی هنرمندانه و با نگاه و روشی هوشمندانه با باورهای دینی، و سنت‌های فرهنگی محیط خود، درنیامیزد، و فراز و فرود تجربیات بشری را آن‌گونه که هست درننوردد، قابلیت جهانی شدن را پیدا نمی‌كند.
شعر و نثر ارجمند این جهاندیدة انسان‌شناس و روانکاو خبره، همواره انعکاس‌دهندة عمیق‌ترین برداشت‌های عاطفی و اخلاقی از نُه‌توی فطرت و سیرت بشر بوده است، با پیامی که همواره به همراه‌داشته، چه از منبع وحی و گنجینة قرآن و حدیث نبوی، و چه از پرتو الهام و احساس پاک و بی‌غل و غش بشری.
آری اندیشة والای او طی قرون متمادی درخشان‌ترین پندارهای بخش پهناوری از شرق تا غرب جهان اسلام را دربرگرفته، و الهام‌بخش اندیشمندان جهان بوده است. هند، ایران، جهان عرب و شمال اِفریقا قلمرو بزرگی بود كه اندیشة سعدی آنها را درنوردید و از هر بوستان گلی چید، تا گلستان و بوستان پررنگ و بویی فراهم آورد كه تا امروز هم رایحه جان‌پرورش مشتاقان بسیار دارد؛
بدین‌صفت که درآفاق صیت شعر تو رفت نرفت دجله که آبش بدین روانی نیست
کلام سعدی در عین حال که از منظر زیبایی به اوج سرمی‌ساید، و به سرحد اعجاز میل می‌کند، همه‌فهم و مورد علاقة عام و خاص است، و به ندرت روزی است که شعر و نثری از او به صورت بیان هنری یا مثَلِ سایر به گوش مردمان نرسد. و جالب‌تر آن که این حُسن شهرت و قبول عام و گستردگی وسعت عالمگیرِ سخن وی، در زمانة حیاتش نیز ساری بوده، و شاعر بلندآوازة ما خود شکر این نعمت را بر خویش لازم می‌شمرده است:
زمین به تیغ بلاغت گرفته‌ای «سعدی» سپاس‌دار که جز فیض آسمانی نیست
صیت سخن سعدی چنان در زمان و مکان فراگیر گردیده که خوشبختانه هنوز و همچنان رایحة کلام دلنشینش از گوشه گوشة عالم به مشام می‌رسد. چنان كه دلبستگی متفكران، نویسندگان و شاعران بزرگ مغرب زمین به آثار سعدی از دیروز تا امروز و انس و الفت برخی از نامداران فرهنگ و تمدن غرب نظیر لافونتن، هوگو، ولتر، بالزاك و دیگران با سروده‌ها و گفتارهای این شاعر بزرگ ایرانی، شاهدی بر این مدعاست:
هفت كشور نمی‌كنند امروز بی مقالات سعدی انجمنی
شاید راز نفوذ کلام سعدی در پهنة اندیشة بشر دیروز و امروز، معجونی از عشق پاک، منطق استوار، عاطفة قوی، و توحید محکم و عمیق وی باشد.
باورمکن که صورت او عقل من ببرد عقل من آن ببرد که صورت‌نگارِ اوست
گر دیگران به منظرِ زیبا نظر کنند ما را نظر به قدرتِ پروردگار اوست
وی نسبت به مردم جهان مشربی پیامبرگونه دارد و با قاطبة خلق رؤف و مهربان است. او با داشتن سعة صدر و قلبی آکنده از محبتِ هم‌نوع، نسبت به خویش و بیگانه، و دوست و دشمن، به دیدة رأفت و مهر می‌نگرد، و مبشّر صلح و دوستی است. در نگاه آرمانی او:
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
از آنجا که انسان و آزادی او در نگاهِ شاعر آزادة ما ارزش و اهمیت فراوان دارد، نهایت آرزویش تفاهم میان ملت‌ها و از میان رفتن خصومت‌ها و رخت بربستن کدورت‌ها از جوامع بشری است.
هرچه خواهی کن که مارا با تو روی جنگ نیست پنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیست
سست‌پیمانا چرا کردی خلاف عقل و رای صلح با دشمن اگر با دوستانت جنگ نیست
گر تو را آهنگ وصل ما نباشد گو مباش دوستان را جز به دیدار تو هیچ آهنگ نیست
سعدیا نامت به رندی در جهان افسانه شد از چه می‌ترسی دگر بعد از سیاهی رنگ نیست
وی جز با ستم‌پیشگان و ریاکاران و منافقانی که دین و مقدسات را دام تزویر و ملعبة مقاصد و منافع شخصی خود می‌کنند مخالفت نمی‌کند.
عاشقانِ دین و دنیاباز را خاصیتی‌ست کان نباشد زاهدانِ مال و جاه‌اندوز را
شهامت ادبی شیخ اجل در بیان حقایق اجتماعی و دینی، و لحن عتاب‌آمیزش در برابر حاکمان و قدرتمندان زمان و دنیاداران از دیگر ویژگی‌های برجستة اوست، که در کمتر شاعری می‌توان سراغ جست. در روزگار پرغوغای سعدی، در هیاهوی غارت و كشتار كه اغلبِ مردم دَم فروبسته بودند تا با پرهیز از «خلاف رای سلطان، رای‌جستن»، به خون خویش دست نشویند، سعدی، با زبانِ ادب به‌گونه‌ای با حكمرانان بی‌باکانه سخن گفت كه كمتركسی در قلمرو فرهنگِ نقد ادبی و سیاسی جهان بدین پایه و مایه سخن گفته است. وی صریح و بی‌پروا حاکم ظالم را خطاب قرارداده و می‌گوید:
ای زبردست زیردست آزار گرم تا کی بماند این بازار
به چه کار آیدت جهان‌داری؟ مردنت به که مردم‌آزاری!
آرای سعدی را می‌توان نمونه‌ای ارزشمند از دستاوردهای نابِ اندیشة بشر به حساب آورد كه به اندازة كافی از میراث تمدن‌های شکوفای عصر بهره برده و در قید و بند محدوده‌ای خاص باقی نمانده است، و بر بال پژوهش و گفتگو بالیده است.
در یک کلام میراث معنوی سعدی برای تمدن و فرهنگ ایران و جهان آمیزه‌ای از همة نیكی‌ها و خردمندی‌هاست كه عقل جمعی بشر می‌توانست تا آن روزگار بدان دست یابد. حاصل سیر و سلوک سعدی در عالم عرفانی، و گشت‌وگذار وی در دنیای روزگار خود، تنها مشاهدة تجربیات سطحی بشر نیست، بلکه با چشم بصیرت و تأمل به عمق جهان نگریستن و از هرحرکت و جنبش و حادثة آن درسی آموختن و عبرتی اندوختن است.
از ویژگی بارز این پیر جهاندیدة مکتب عشق، سعة صدر در وفای به عهد و تحمل جفای یاران است:
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد سُست‌عهدی که تحمل نکند بار جفا را
شیخ شوریدة شیرازی ما، در راه عشق راستین خویش هر ملامتی را به جان می‌خرد، اما پای طلب از راه پس نمی‌کشد:
ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق کنج خلوت پارسایانِ سلامت جوی را
او علی‌وار مردمان را به قدرشناسی هرلحظه از عمرِ کوتاه فرامی‌خواند، و ازدست‌دادن هرفرصتی را منع می‌کند:
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
براستی که شیخ اجل گزارشی هنرمندانه از زوایای زندگی انسان عصر خویش عرضه داشته است، اما این گزارش تنها روایتی ساده و سطحی از حیات اجتماعی و اقتصادی انسان نبود و نیست، بلكه بیان دردمندانه‌ای از حیات بشر است كه آن را با واقعیت‌های زندگی همساز و همراه كرده تا زندگانی آن روزگار را آن‌گونه كه بوده است، و حقیقت‌های آن‌را آن‌گونه که باید باشد به تصویر بكشد.
سخن این شاعر آرمانگرا، پژواك هنرمندانة عقل و عشق، مِهر و مُدارا، وارستگی از تعلقات دنیا، و دلبستگی به آرمان‌های متعالی انسانی است:
توانگران را عیبی نباشد ار وقتی نظرکنند که درکوی ما گدایی هست
هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی ازین‌طرف که منم همچنان صفایی هست
به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست که در جهان بجز از کوی دوست جایی هست
در كلام سعدی آسمان و زمین، ملك و ملكوت، و لاهوت و ناسوت، چنان تلفیق لطیفی یافته كه نمی‌توان خط فاصلی میان آنها رسم نمود. وی نه چنان غرق عوالم عرفانی و ماورایی است كه یكسره عالم ناسوت را فرو نهاده باشد، و نه آن‌سان مفتون جاذبه‌های این جهانی است كه از سیر در عالم لاهوت بازماند.
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد
ای بوی آشنایی دانستم از کجایی پیغام وصل جانان پیوند روح دارد
سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد
باشد که خود به رحمت یادآورند ما را ورنه کدام قاصد پیغام ما گذارد؟
هم عارفان عاشق دانند حال مسکین گر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد
اگر سعدی در گلستانِ همیشه خرّم خود از جهان واقعیت نگاشته، در بوستان همیشه جاویدش آرمان‌سرایی را انگاشته که همة خردمندان روزگاران در پی‌اش بوده‌اند. مدینة فاضله‌ای که دورنمای جهان آرمانی و مطلوب سعدی است. بازنگری شعر و نثر سعدی و بازکاوی اندیشة والای وی، و گلگشت در بوستان و گلستان همیشه خرّمش پلی است که آدمی را به خویشتن خویش بازمی‌گرداند، و وجدان‌های بیدار و هوشیار را در مقابله با نابرابری‌ها و ستم‌های روزگار آماده می‌سازد. چرا که انسان موضوعِ سخن سعدی، انسانی است ملموس و واقعی، دست‌یافتنی و دوساحتی: آنسان كه از سویی نیكی را دوست دارد و می‌ستاید، و از بدی‌ها بیزاری می‌جوید، تا آنجاکه در خیر و نیکی شگفتی می‌آفریند. و از سوی دیگر همین انسان در نیرنگ و فریب و پلشتی، و كشتار و نابودی روسیاه روزگار است. داستان این انسان، داستان عصر و نسلی خاص نیست، بلكه حكایتِ طبیعت آدمی با تمامی فراز و فرودهای آن است. از همین روست كه انسان عصر حاضر به راحتی با آثار سعدی می‌تواند زیست و از خواندن آن نكته‌ها نغز می‌تواند آموخت.
رفتار اجتماعی و شیوة حکومت و سیاستی که سعدی در آثارش به ویژه در بوستان و گلستان و نصیحةالملوک پی‌می‌ریزد، و شالودة فرمانروایی که وی به تصویر می‌کشد همانی است که ذوق ایرانی می‌پسندد و در خیالش با آن انس دارد. شیوه‌ای تلفیقی که پروردة فرهنگ و مدنیتِ اسلامی و ایرانی است. شاید رمز و راز پذیرش زبان شکرریز و منطق دلاویز وی از سوی عالمیان رانیز در همین پیوند خجستة اسلام و ایران بتوان خلاصه کرد، و این سخن خود گواه آن است كه این تمدن و فرهنگ نه تنها در ادوار گذشته پویا و پرمایه بوده است، بلكه امروز نیز در صورت پالایش و نوسازی می‌تواند همچنان ببالد و برای انسان ِنیازمندِ معنویت و معرفت و آزادگی پیام‌های ارجمندی عرضه دارد.
امروز هر حکمران با فرّ و فرهنگ، و هر اندیشمند با درایت و فضیلت، به شایستگی می‌تواند با پیش چشم داشتن اندیشه و كلام سعدی، باب انسان‌دوستی و وارستگی، تحمل و مدارا، تواضع و تربیت، و عدل و احسان را به روی خویش بگشاید، تا این رویکردِ خیرپژوهانه لگامی باشد بر اسب سرکش دنیای آزمند امروز، و مهاری باشد بر طبع ستیزه‌گر بشر كنونی. تا گرایش به سخن امیدوارکننده، و تدبیرمدارِ سعدیِ شوریده فراخوانی باشد به سوی صلح و آشتی، و آرامش و آراستگی به فضیلت.
عاقبت از ما غبار ماند زنهار تا زتو بر خاطری غبار نماند
سعدی شوریده بی‌قرار چرایی در پی چیزی که بر قرار نماند
زبان سعدی زبان همدلی است. زبانی که بازگو کنندة آرزوی دیرسال محرومان و ستمدیدگان به نعمت امنیت و صلح و دوستی است. زبانی با سرمایة نزدیکی دل‌ها و و بن‌مایة آرامش جان‌ها.
ایران و جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری، و پیش از هر زبان دیگر، به زبان همدلی نیازمند است. زبان درک متقابل. زبان احترام دوسویه. زبان رعایت حقوق حقه، و زبان زیبای محبت و انصاف.
امروز نیاز ما به غزل‌های عارفانه و عاشقانة سعدی نه صرفاً برای التذاذ ادبی و هنری است، بلکه برای درک آرمانشهر راستی، عدالت، حق‌طلبی و آزادگی، و شیوة عاشقیِ فراگیر اوست.
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
زبان سعدی زبان همدلی است و ما به تازگی نمونه‌ای از این همدلی و همزبانی را در ماراتن مذاکرات هسته‌ای شاهد بودیم. آنجا که نمایندگان غیور جمهوری اسلامی با درک خواستة عمومی ملت و رعایت خطوط قرمز نظام، و با روحیه‌ای خستگی‌ناپذیر و عزمی راسخ و شجاعتی درخور تحسین، یکبار دیگر ایران و ایرانی را سربلند ساختند و با دستاورد توافق برد برد، به آغوش میهن بازگشتند، و موجب شادکامی ملت و رهبری شدند، و همدلانه یادآور این ابیات بلند سعدی گرديدند که:
شجاعت نیاید مگر زان دویار که افتند در حـلقة کارزار
دو همجنس همسفرة همزبان بکوشند درقلب هیجا بجان
اينجانب ضمن تأكيد بر حفظ همة حقوق جامعه از جمله حق بهره‌مندي از انرژي هسته‌اي، بر ضرورت غني‌سازي ذهن و زبان جامعه به انديشه و خرد بزرگان حکمت سرزمینمان چون فردوسي و مولانا و سعدي و حافظ كه گنجينه و حافظة فرهنگي ما هستند تأكيد مي‌كنم، و با این ابیات از شيخ اجل دامن سخن را فرا‌می‌چینم:
بیا که نوبت صلحست و دوستی و عنایت به شرط آن که نگوییم از آن چه رفت حکایت
ملامت من مسکین کسی کند که نداند که عشق تا به‌چه‌حدست و حسن تابه‌چه‌غایت
مرا سخن به نهایت رسید و فکر به پایان هنوز وصف جمالت نمی‌رسد به نهایت
  • گروه خبری : اخبار سازمانی
  • کد خبر : 1473
کلمات کلیدی
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب