به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و نهادهای فرهنگی
رونمایی از «مرقع عمادالکتاب» در زادگاه خوشنویسی ایران
آیین رونمایی از کتاب «مرقع عمادالکتاب» پنجشنبه ۱۲ شهریورماه در فرهنگسرای بانو قزوین برگزار شد و صاحبنظران در این مراسم، جایگاه عمادالکتاب در حفظ و انتقال سنت خوشنویسی ایران به دوره معاصر را بررسی کردند.
به گزارش روابطعمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، به نقل از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قزوین، این آیین به همت مدیریت اسناد و کتابخانه ملی قزوین، ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین و شرکت چاپ و نشر بانک ملی ایران و با مشارکت انجمن خوشنویسان قزوین، بانک ملی استان قزوین، شهرداری و شورای اسلامی شهر قزوین برگزار شد.
در این مراسم، امین عارفنیا، مدیرعامل شرکت چاپ و نشر بانک ملی ایران، حجتالاسلاموالمسلمین محمدعلی خسروی، قرآنپژوه، احسانالله شکراللهی، رئیس اندیشگاه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، میرحیدر موسوی، مدیرعامل انجمن خوشنویسان ایران و احمد ابوطالبیان، پژوهشگر و مجموعهدار خوشنویسی، درباره جایگاه هنری عمادالکتاب و نقش او در انتقال سنت خوشنویسی ایران به دوره معاصر سخن گفتند.
«مرقع عمادالکتاب» که با شماره ۳۹۸۷۸-۵۱ در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نگهداری میشود، مجموعهای نفیس شامل هشت قطعه خوشنویسی در خطوط نستعلیق، شکستهنستعلیق، نسخ و ثلث است. سه برگ نخست این مجموعه به بخشهایی از دعای صلوات چهارده معصوم اختصاص دارد و از بهترین نمونههای قطعهنویسی عمادالکتاب به شمار میرود.
موسوی: عمادالکتاب حلقه وصل خوشنویسی قاجار و دوره معاصر بود
میرحیدر موسوی، مدیرعامل انجمن خوشنویسان ایران، با اشاره به جامعیت عمادالکتاب گفت: آثار و کتابتهای بسیاری از عمادالکتاب بهجا مانده است، اما نکته مهم درباره او جامعیتی است که کمتر هنرمندی در مسیر زندگی خود به آن دست پیدا میکند. او علاوه بر مهارت در قلمهای مختلف، مسیرهای گوناگونی را در هنر طی کرد.
موسوی افزود: عمادالکتاب در دورهای فعالیت میکرد که خوشنویسی ایران شرایط چندان خوبی نداشت و استاد تراز اول در آن دوره حضور نداشت. اگر عمادالکتاب نبود، خوشنویسی معاصر ایران آسیب جدی میدید. او در واقع حلقه وصل خوشنویسی دوره قاجار با دوره معاصر شد و استادان زیادی را تربیت کرد.

او ادامه داد: یکی از ویژگیهای خط عمادالکتاب، تنوع شیوههای اوست. البته در برخی شیوهها موفقتر و در برخی ضعیفتر بود، اما یک اثر خوب و تراز اول از یک خوشنویس میتواند جایگاه واقعی او را نشان دهد. من یک صفحه از کتابت عمادالکتاب دیدم که از نظر کیفیت با آثار استادانی مانند سلطانمحمد حسین شیرازی قابل مقایسه بود و حتی از نظر کرسیبندی به نظرم قویتر میرسید.
وی همچنین با اشاره به سیاهمشقهای عمادالکتاب در دوران زندان بیان کرد: او در زندان ترکیبهای تازهای در سیاهمشقهای خود به وجود آورد و از این نظر صاحب سبک شد. اگرچه ممکن است برخی از این آثار از نظر کیفیت خط قابل مقایسه با آثار دیگر او نباشند، اما از نظر ترکیببندی بسیار مهم و تأثیرگذار بودند و بعدها الگویی برای نسلهای بعد شدند.
خسروی: قزوین مهد خوشنویسان ایران
حجتالاسلام محمدعلی خسروی، قرآنپژوه یزدی نیز در این مراسم با اشاره به جایگاه عشق در بنیان هنر گفت: پایه و ریشه همه هنرها عشق است؛ عشقی که منشا پیدایش جهان هستی است و آنچه در عالم وجود دارد از آن سرچشمه میگیرد. یکی از وسایلی که در این عالم توانسته رمز و راز عشق را بگشاید «نی» است؛ نی هم در نوازندگی و هم در خوشنویسی، عشق را به جهانیان معرفی کرده است.
این قرآن پژوه در ادامه با تفسیر ابیات آغازین مثنوی معنوی بیان کرد: مولانا نی را از همان ابتدا بهعنوان انسان کامل معرفی میکند؛ نی هنگامی صدا میدهد که تهی باشد، و انسانی که درونش پر از حسد و کینه و خودبینی است، نمیتواند صدای عشق را منعکس کند. صدای نی از خود نی نیست، بلکه کسی دیگر در آن میدمد، و مصداق کامل این انسان کامل، امیرالمؤمنین علی(ع) و در جایگاهی برتر، پیامبر اکرم(ص) است که واسطهی فیض الهی بوده و حقیقت عشق از زبان ایشان به بشریت عرضه شده است.
حجتالاسلام خسروی با اشاره به بیت «من به هر جمعیتی نالان شدم» تشریح کرد: نی هرچند در مجالس گوناگون نواخته میشود، اما نه به دنیا تعلق دارد و نه به آخرت؛ صدای آن، صدای عشق است. قزوین، بهعنوان مهد خوشنویسی ایران، خاستگاه هنرمندانی بوده که با پیچوخم قلم و نی توانستهاند دلها را به عالم عشق پیوند دهند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: به پیشنهاد دکتر عارفنیا، مبنی بر انتشار آثار نفیس توسط انتشارات بانک ملی، همراه با جمعی از کارشناسان به کتابخانه ملی مراجعه کرده و در میان آثار موجود، اثری متعلق به عمادالکتاب یافتهاند؛ مجموعهای شامل چهار «صلوات» به خط ایشان (صلوات بر پیامبر، امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و امام مجتبی)، که ظاهراً برگه پنجم آن، مربوط به سیدالشهدا، مفقود یا ربوده شده و در دسترس نبوده است.
حجتالاسلام خسروی افزود: برای نگارش مقدمه این اثر از استاد امیر فلسفی دعوت شد و ایشان پس از مشاهده اصل اثر، آن را بینظیر توصیف کرده و اظهار داشتند که شناخت چندانی از عمادالکتاب در دسترس نیست. بر همین اساس مقدمهای فنی و کامل بر اثر نگاشته و عنوان کتاب نیز به خط زیبای استاد فلسفی مزین شد.
وی به برخی آثار برجایمانده از عمادالکتاب از جمله کتیبههای سردر دانشکده الهیات و سردر بیمارستان فیروزآبادی در شهر ری، و همچنین خط «ولایت علیابنابیطالب» در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) اشاره کرد.
این قرآن پژوه در خاتمه یادآور شد: عمادالکتاب پنج سال در دوران مشروطه در زندان بوده و در سال سوم حبس، تصویری از چهره خود کشیده که در همین کتاب منتشر شده است.
عارفنیا: عمادالکتاب سنت خوشنویسی را به نسلهای منتقل کرد
امین عارفنیا، مدیرعامل چاپ و نشر بانک ملی نیز گفت: امروز صرفاً از یک کتاب رونمایی نمیشود، بلکه از بخشی از میراث و هویت هنری این سرزمین و از پیوند میان قلم، فرهنگ، دین و زیبایی رونمایی میشود.
عارفنیا با اشاره به دوره صفوی بیان کرد: پایتختشدن قزوین صرفا یک تصمیم جغرافیایی یا سیاسی نبود، بلکه نشاندهنده جایگاه این شهر در ساختار تمدنی و فرهنگی ایران آن روزگار بود؛ بهگونهای که حتی در شکلگیری اصفهانِ دوره صفوی نیز از تاثیر تجربه پایتختی قزوین بر معماری سخن گفته میشود. اهمیت واقعی قزوین را باید در اثرگذاری آن بر فرهنگ و تمدن ایران جستوجو کرد، بهویژه در حوزه خوشنویسی که سهمی فراتر از اندازه جغرافیایی این شهر داشته است.
وی تاکید کرد: فرهنگ زنده، در زندگی مردم جریان دارد نه فقط در موزهها؛ خوشنویسی یکی از زیباترین نمونههای انتقال فرهنگی ایران است؛ هنری که در آن کلمه تنها نوشته نمیشود، بلکه زندگی میکند و معنا در کنار زیبایی قرار میگیرد.
عارفنیا با معرفی میرزا محمدحسین سیفی قزوینی، مشهور به عمادالکتاب، او را از استادان برجسته خط نستعلیق دانست که در نسخ و شکستهنستعلیق نیز صاحب مهارت بود.
وی یادآور شد: نقش مهمتر عمادالکتاب، نقش او در انتقال سنت خوشنویسی به نسلهای بعد بود؛ چرا که او تنها خوشنویس نبود بلکه معلم و صاحب مکتب و روش نیز بود و همین ویژگی است که یک هنرمند را از یک صاحباثر معمولی متمایز میکند.
او در ادامه به دوره تاریخی زندگی عمادالکتاب اشاره کرد؛ دورهای که ایران با پدیدههایی چون گسترش چاپ، توسعه مدارس، تلگراف و تحولات اجتماعی روبهرو بود، و عمادالکتاب از هنرمندانی بود که در این گذار، به حفظ و توسعهی خوشنویسی یاری رساند.
عارفنیا در توضیح ساختار کتاب گفت: مرقع، در سنت هنری ایران، مجموعهای از قطعات هنری کنار هم است تا مخاطب هم زیبایی هر قطعه و هم ارتباط میان آنها را دریابد. این اثر شامل هشت قطعه خوشنویسی در خطوط نستعلیق، شکستهنستعلیق، نسخ و ثلث است و به مخاطب امکان میدهد نهفقط با نام، بلکه مستقیما با اثر هنری عمادالکتاب مواجه شود.
وی بیان کرد: انتشار چنین آثاری اقدامی برای حفاظت، معرفی و انتقال میراث فرهنگی است، زیرا آثاری که مستندسازی و بازتولید نشوند، بهمرور از دسترس نسلهای آینده خارج میشوند؛ در حالیکه نشر درست یک اثر میتواند آن را از فضایی محدود به حافظه عمومی وارد کند.
عارفنیا با اشاره به اینکه این کتاب به مناسبت میلاد پیامبر اعظم(ص) منتشر شده، گفت: این انتخاب در سنت ایرانی معنای ویژهای دارد، چرا که بخش بزرگی از تاریخ خوشنویسی اسلامی در پیوند با قرآن، حدیث و ادعیه شکل گرفته و قلم در این سنت، ابزار انتقال معناست.
وی در پایان تصریح کرد: این آیین رونمایی را باید فراتر از رونمایی یک کتاب دانست؛ زیرا از نظر من اقدامی است برای زندهکردن دوباره نام عمادالکتاب و یادآوری ارزش خوشنویسی ایرانی به نسل امروز. امیدوارم این اثر در دست و نگاه نسل جدید قرار گیرد.
شکراللهی: ضرورت بازشناسی عمادالکتاب برای نسل جدید
احسانالله شکراللهی، رئیس اندیشگاه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، با اشاره به گسست نسلی و فرهنگی در برخی خانوادهها گفت: «بخشی از این مسئله به کمتوجهی ما به موضوعات فرهنگی و هنری در محیطهای آموزشی بازمیگردد. وقتی در یک جمع فرهنگی حضور جوانان و نوجوانان کمرنگ است، باید درباره علت این فاصله تأمل کنیم. ما نتوانستهایم ظرفیتهای فرهنگی و هنری کشور را آنگونه که باید به نسل جدید منتقل کنیم.»
شکراللهی با بیان اینکه ادبیات فارسی یکی از بزرگترین دستاوردهای فرهنگی ایران در هزاره گذشته است، افزود: «در کنار شعر و ادبیات، خوشنویسی و داستان از مهمترین ابزارهای انتقال فرهنگ به نسلهای مختلفاند. قزوین نیز با برخورداری از بناهای تاریخی متعدد و شخصیتهایی مانند میرعماد، درویش عبدالمجید طالقانی و عمادالکتاب، ظرفیت فراوانی برای داستانپردازی، تولید فیلم و سریال و معرفی تاریخ و فرهنگ ایران دارد.»
وی زندگی عمادالکتاب را سرشار از فراز و نشیبهای تاریخی و اجتماعی دانست و اظهار کرد: «عمادالکتاب تنها خوشنویسی برجسته نبود، بلکه در تحولات اجتماعی روزگار خود نیز حضور داشت. او در پنج دوره سلطنتی زندگی کرد، آموزش دو ولیعهد را که بعدها به پادشاهی رسیدند بر عهده داشت، با چند زبان آشنا بود و شاهنامه را به زیباترین شکل کتابت کرد. زندگی او چنان ظرفیت داستانی دارد که میتوان بر اساس آن رمان نوشت و فیلم یا مجموعهای تلویزیونی ساخت.»
رئیس اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با تأکید بر ضرورت گردآوری اسناد پراکنده عمادالکتاب گفت: «او با طراحی ۳۶ دفتر رسمالمشق برای مقاطع مختلف تحصیلی، آموزش خوشنویسی را از فرایندی طولانی و انحصاری به مسیری کوتاهتر و در دسترس عموم تبدیل کرد. انتشار آثاری مانند «مرقع عمادالکتاب» نیز میتواند زمینه بازشناسی میراث مکتوب ایران و معرفی شخصیتهایی را فراهم کند که بخشی از هویت فرهنگی این سرزمین را ساختهاند.»
ابوطالبیان: عمادالکتاب یکی از ستارگان درخشان هنر ایران بود
احمد ابوطالبیان، پژوهشگر و مجموعهدار خوشنویسی نیز در این مراسم گفت: قزوین در طول تاریخ، بزرگان بسیاری در عرصه خوشنویسی داشته است؛ از نصیرالدین عبدالله قزوینی و زینالعابدین شریفی قزوینی گرفته تا درویش عبدالمجید طالقانی و دیگر استادانی که هر کدام در تحول و تطور خوشنویسی ایران نقش داشتهاند.
ابوطالبیان با اشاره به جایگاه خط در فرهنگ ایرانی اظهار کرد: خط زیبا تجلی عالم معنا در جلوه صورت است و ایرانیان از گذشته جایگاه ویژهای برای خوشنویسی قائل بودهاند. عمادالکتاب نیز یکی از مهمترین چهرههای این هنر است که در زندگی پربارش اتفاقات و تجربههای بسیاری داشته است.
این خوشنویس ادامه داد: یکی از ویژگیهای مهم عمادالکتاب، چند قلمی بودن اوست. او در خطوط مختلف از جمله نسخ، ثلث، محقق، ریحان، توقیع، رقاع، تعلیق، نستعلیق و شکستهنستعلیق مهارت داشت و در کتابت، کتیبهنویسی و آموزش نیز صاحب جایگاه بود.
این پژوهشگر با اشاره به زندگی عمادالکتاب تشریح کرد: او در سال ۱۲۴۰ متولد شد و در نوجوانی علوم متداول زمان خود را آموخت. در ۱۶ سالگی به عتبات رفت و هفت سال در آنجا زندگی کرد و آثار بسیاری را کتابت کرد. پس از بازگشت به ایران، مدتی در قزوین و تهران و سپس در مشهد اقامت داشت و در تهران نیز به فعالیتهای هنری خود ادامه داد.
ابوطالبیان افزود: عمادالکتاب از شاگردان مستقیم میرزا محمدرضا کلهر نبود، اما برای شناخت شیوه او با شاگردان مستقیم کلهر، از جمله زینالعابدین شریفی قزوینی و آقا مرتضی نجمآبادی، گفتوگو و تحقیق کرد و توانست شناخت دقیقی از شیوه کلهر به دست آورد.

وی با اشاره به آثار عمادالکتاب اظهار کرد: علاوه بر کتابت شاهنامه فردوسی، آثاری مانند ترجمه کتاب بیستون، اوصافالاشراف، ترجیعبند هاتف اصفهانی، دیوان ناصرخسرو و سفرنامه استنلی از جمله آثار اوست. در کتیبهنویسی نیز آثاری در آرامگاه فردوسی، خانقاه صفیعلیشاه، سردر مسجد سپهسالار و دیگر بناها از او باقی مانده است.
ابوطالبیان همچنین به نقش عمادالکتاب در آموزش خوشنویسی اشاره کرد و افزود: او شاگردان فراوانی تربیت کرد و از مهمترین شاگردانش میتوان به استاد علیاکبر کاوه اشاره کرد که از شاگردان مستقیم او بود. عمادالکتاب در انتقال خوشنویسی سنتی به دوره معاصر نقش مهمی داشت و حلقه وصل میان نسلهای گذشته و خوشنویسی معاصر بود.
وی ادامه داد: عمادالکتاب هنرمندی بود که از تحولات سیاسی و اجتماعی زمان خود تاثیر میگرفت و بر آنها نیز تاثیر میگذاشت. به دلیل همکاری با کمیته مجازات و نوشتن بیانیهها و شبنامهها، دستگیر و سالهایی را در زندان گذراند. با این حال، حتی در زندان نیز از آموزش و پرداختن به خط دست نکشید.
ابوطالبیان در پایان گفت: عمادالکتاب در دورهای زندگی کرد که جامعه ایران در حال عبور از سنت به مدرنیته بود. او با استفاده از شیوههای جدید آموزشی و تهیه ۳۶ دفتر رسمومشق، نقش مهمی در آموزش خوشنویسی داشت و میتوان او را یکی از ستارگان درخشان فرهنگ و هنر ایران و حلقه وصل خوشنویسی سنتی با دوره معاصر دانست.