دکتر بلخاری: فتوت تشیع مبنای انگیزش مسوولیت های اجتماعی عرفا در صفویه شد
دكتر بلخاري استاد داتشگاه تهران در اختتاميه نخستين همايش بين المللي شيخ صفي الدين اردبيلي فتوت ناشي از تشيع را راه نجات تصوف صفويان عنوان كرد و گفت: اين فتوت مبناي انگيزش مسووليت هاي اجتماعي عرفا شد و ميل به جمعيت و جامعه را افزايش داد.
به گزارش روابط عمومي سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، در اختتاميه نخستين همايش بين المللي شيخ صفي الدين اردبيلي كه عصر دوشنبه 16 دي ماه 92 برگزار شد، دكتر بلخاري گفت: اميدوارم اين همايش طليعه اي باشد براي شيخ صفي الدين اردبيلي پژوهشي با اين نظر كه چگونه او توانست عرفان را از فرديت خارج كند و به عرصه جمعيت و دولت صفوي برساند.
وي افزود: حقيقت عرفان خزيدن در پستوها و خانقاه ها و تصوف خانه ها نيست، بلكه حقيقت عرفان آن است كه فرد خود را فاني كند تا جمعيتي به رستگاري رسند كه جنبش و نهضت صفويه اين گونه بود.
بلخاري با اشاره به فقدان نگره تحليل تاريخي به تحولات در ايران گفت: ار جمله مسائل تمدن ايران اسلامي اين است كه در عين فربهي و بلند پروازي و ژرفايي عمق، فاقد نگره تحليل تاريخي است و چرايي هاي زيادي در تاريخ فلسفه و علم وجود دارد. اگر تمدني دانش هاي خود را در قلمرو فلسفه تاريخي و تحليل به تعمق و ارزيابي ننشيند، لاجرم ركود دستاوردهاي آن است.
وي ادامه داد: ركودي كه 200 تا 300 سال در ايران وجود داشت، بر فلسفه ملاصدرا و شرح و حاشيه نويسي برآن گذشت تا ظهور فلسفه ديگر. مي توانيم متناسب با اين همايش از عرصه عرفان يك گزارش گونه با اين نگره تحليلي ارائه دهيم
اين استاد دانشگاه تهران حكومت صفويه را اولين حكومت پس از ايران باستان دانست كه تمدن اسلامي و ايراني را با هم تجميع كرد و افزود: شيخ صفي الدين از دل تصوفي كه جمعيت گريز است، يك جمعيت را ساماندهي كرد.
بلخاري در بخش ديگري از سخنان خود به ويژگي هاي شيخ صفي الدين در زندگي و تعاليمش اشاره كرد و افزود: وي حكومت را مبناي صلاح جامعه معرفي مي كند و از دل عرفان جمعي، حكومت شيعي و سياسي قدرتمند تاسيس مي شود.
وي با اشاره به شباهت بين نهضت شيخ صفي الدين اردبيلي و نهضت امام خميني (ره) ادامه داد: صفويه اولين دولتي است كه تمركز در ايران را به وجود آورد و با نگاهي به نهضت امام خميني پي مي بريم كه عرفان حضرت امام نيز از ايشان جدانشدني نبود و توانست حكومتي شيعي مقتدري را در عصر حاضر به سرانجام برساند. وي جمع عرفان و سياستي كه در تمدن هاي ديگر شايعه است، در اين تمدن اصل قرار داد.
دكتر بلخاري در پايان گفت: عرفان جريانات اجتماعي ايران را تلطيف كرد و از دلش صفويه بيرون آمد كه البته پايانش به مانند آغاز شفاف و روشن نبود.