تاریخ اندیشه جدید ایرانی نوشته فرامرز معتمد دزفولی رونمایی شد
فرامرز معتمد دزفولي: اگر تاريخ را حرکتي رو به انتها يا حرکتي ماترياليستي ببينيم، هيچ ارزشي ندارد. تلاش کردم حرکت تاريخ را يک ديالکتيک يا جدلي ميان ايده و عمل ببينم. بنابراين، براي تحولات انديشهاي ارج قائلم. کوشيدم با روش پديدارشناسانه به بررسي متون، متفکران و انديشمندان بروم. محصول آن، پديدارشناسي تاريخ فکر است. نخستين يافته من، سفرنامههاست.
به گزارش روابط عمومي سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران آيين رونمايي جلد دوم کتاب «تاريخ انديشه جديد ايراني» نوشته فرامرز معتمد دزفولي چهارشنبه 14 مرداد 1394 با حضور اين نويسنده، الهام ملکزاده، عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، علي ططري، رئيس مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي و احسان شريعتي، جامعهشناس در سالن انديشگاه کتابخانه ملي ايران برگزار شد.
احسان شريعتي در اين نشست درباره «تاريخ انديشه جديد ايراني» گفت: مسائل مشروطه هنوز هم دغدغههاي امروز جامعه ماست. متاسفانه همانقدر که در راهاندازي مجلس نخست، پيشگام بودهايم، در «درجا زدن» هم پيشرو بودهايم. وقتي «تاريخ انديشه جديد ايراني» را مطالعه ميکنيم، ميتوانيم تاريخ عدم انديشه جديد ايراني را هم دريابيم. اگر در اين رسالهها دقت کنيم، تمام ضعفهاي انديشهاي خود را در طول تاريخ ميبينيم. اين کتاب به عنوان منبعي است تا پژوهشهاي پديدارشناسانه بر آن صورت گيرد.
وي ادامه داد: دو نظريه درباره مشروطه وجود دارد. نخست محور آن را انديشههاي غربي و ديگري نتيجه جنبشهاي فکري و انديشهاي درون ايران چون جنبشهاي اسماعيليه و شيخيه است. امروزه سلطنت طلبها خود را مشروطهخواه ميدانند. اميدوارم اين بلا سر اصلاحطلبي نيايد. بايد از ريشه، اين مبارزات بررسي شوند. کدام دسته از رسائل مهمترند؟ «تاريخ انديشه جديد ايراني» بايد به صورت منتقدانهتري مطرح شود.
علي ططري، ديگر سخنران اين مراسم طي سخناني درباره کتاب «تاريخ انديشه جديد ايراني» گفت: از معتمد دزفولي براي انتشار دو جلد از اين کتاب تشکر ميکنم. امروز، 14 مرداد است و جاي تبريک دارد. امسال سالگرد نهاد قانونگذاري کشورمان به 109 سال رسيد. در آسيا پس از ژاپنيها دومين کشوري هستيم که مجلس را تشکيل داديم. در خاورميانه هم قبل از ترکها پارلمان را شکل داديم و اين افتخار بزرگي است.
رئيس مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي در معرفي کتاب «تاريخ انديشه جديد ايراني» گفت: اين اثر دفتر دومي است که در اين باره، از سوي نشر شيرازه انتشار يافته است. دزفولي زحمات زيادي براي نگارش اين اثر متحمل شده است. 45 متن و رساله درباره دوران پيشامشروطيت، انتخاب و ثبت شده است. 6 رساله اين کتاب قبل از انتشار در اين مجلد، در هيچ نشريهاي منتشر نشده بود.
وي تاکيد کرد: هنوز مسائل بسياري درباره مشروطيت حل نشده است. اکنون هم درباره «نهضت» بودن يا «انقلاب» بودن آن در ميان متخصصان بحث است. هر يک دلايل محکم خودشان را دارند. نکته اينجاست که اين رسائل چقدر روي انديشه فکر و اقتصاد ما تاثير گذاشتند. ما تاثير چنداني نميبينيم. با توجه به مشکلاتي که در جامعه شاهد هستيم، به گمان من، هنوز در عصر مشروطيت باقي مانديم.
ططري رسائل منتشر شده را نمود آرا و افکار نخبگان کشور در عهد مشروطيت دانست و تصريح کرد: آنها بهترين متفکراني بودند که اين رسائل را نوشتهاند. آيا اين آثار ميراث انديشه ايراني بوده است؟ آيا نمودي از انديشه فارابي، سلجوقيان و دوران باستان داشته است؟ به گمان من چنين نبوده و حتي ماکتي هم از آن نيست. وقتي جامعه ما کمتر از يک درصد با سواد داشت، چطور امکان بروز يک انديشه قوي در آن وجود داشت. جامعه قاجار ما در آن زمان کمتر از يک درصد سواد داشت که نماينده طيف روشنفکران، روحانيون، تجار و حتي دراويش بودهاند. چقدر اين رسائل از اجتماع و اقتصاد به طور دقيق سخن گفتهاند؟
رئيس مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي با اشاره به روش مقايسه تطبيقي در علوم انساني، به قياس مجلس ژاپن در آسيا با مجلس ايران پرداخت و گفت: انقلاب ميجي، پيش از آن که صنعتي باشد، انقلابي فرهنگي بود. فرهنگ توليد تکنولوژي اتفاق افتاد. انقلاب کبير فرانسه، سياسي بود. انقلاب مشروطيت، چيزي ميان انقلاب سياسي و ايدئولوژيک بود و نميتوانست انديشه و علم ايجاد کند. در فرانسه رسائل مهمي نوشته شد که دنيا را تغيير داد و بر پايه آن دو کتاب «روحالقوانين» نوشته مونتسکيو و «قرارداد اجتماعي» نوشته ژان ژاک روسو پارلمانهاي دنيا شکل گرفت.
وي يادآور شد: برخي فرازهاي «قرارداد اجتماعي» جزو قانون اساسي انقلاب کبير فرانسه شد. در تمام تغييرات قانون اساسي فرانسه، اين کتاب، اثري مقدس بود. «روحالقوانين» مونتسکيو هم همينطور. 31 مقاله و کتاب در اين اثر مورد بحث قرار گرفتهاند. 1728 ميلادي يعني 60 سال قبل از انقلاب کبير فرانسه اين کتاب نوشته و سال 1748 چاپ ميشود. در مدت 14 ماه، 22 بار در پاريس چاپ و در اروپا منتشر شد. چاپ نخست آن در ايران، 1322 خورشيدي، يعني 200 سال پس از انتشار آن در فرانسه. ما چگونه انتظار داريم يک انقلاب مشروطه با يک ايدئولوژي قوي شکل بگيرد. نمايندگان حتي نميدانستند در پي چه هدفي بودند. البته با مرور 10 ساله مجلس نخست، آن را يکي از سالمترين مجلسهاي ايران ميدانيم.
ططري سپس به قياس جامعيت «روحالقوانين» با رسالههاي ايراني پرداخت و درباره آزادي، قانون، فساد و انواع حکومتها فرازهايي از روحالقوانين را خواند.
معتمد دزفولي سخنران بعدي اين نشست در ابتدا پس از تبريک 14 مرداد به عنوان يکصد و نهمين سالگرد مشروطه که ايرانيان زندگي جديدي را برساختند، در معرفي کتاب و زمينههاي پرداخت به اين موضوع گفت: اين پروژه تاريخ انديشه جديد ايرانيان است. به اين معني که ما از 200 سال پيش با تحولات بسياري وارد عصر جديد شديم.
اين پژوهشگر ادامه داد: ما ايرانيها در جهان قديم خود انديشمنداني داشتيم اما از طريق مطالعه سفرنامهها بود که با تحولات دنياي جديد آشنا شديم و پرسشهاي فراواني برايمان شکل گرفت. تفکر بدون التفات به ديگري حاصل نميشود. در 200 سال گذشته بود که غرب براي ما «ديگري» شد. هر قدر تمدن جديد برايمان مساله باشد، امکان شناخت از خودمان بيشتر ميشود.
وي در ادامه به چيستي تاريخ انديشه پرداخت و افزود: درون تاريخ انديشه يک نکته مهم است که ايرانيان اکنون به چه ميانديشند و چرا اينگونه ميانديشند؟ هنگامي تاريخ فکر متولد ميشود که ما در پي اين باشيم که روال منطقي و روالي از انديشه در گذري از تاريخ شکل بگيرد. چرا با گذشت 200 سال از تاريخ تجدد ما، هنوز تاريخ تفکر و انديشه نداريم؟
معتمد دزفولي در پاسخ به اين پرسش گفت: مهمترين پاسخي که دادهاند اين بود که آيا اصلا ايرانيان فکر داشتهاند که تاريخ فکر داشته باشند؟! گروهي معتقدند که ايرانيان در دوران کهن و کنوني دچار امتناع از تفکر و انديشهورزي بودهاند. اگر چنين باشد، يافتن تاريخ فکر بيهوده است. يکي از دلايل همت نکردن براي تاريخ فکر، اين است که پيشفرضهاي ستبري داريم که اجازه رفتن به آن سمت را به ما نميدهند. اگر تاريخ را حرکتي رو به انتها يا حرکتي ماترياليستي ببينيم، هيچ ارزشي ندارد. تلاش کردم حرکت تاريخ را يک ديالکتيک يا جدلي ميان ايده و عمل ببينم. بنابراين، براي تحولات انديشهاي ارج قائلم. کوشيدم با روش پديدارشناسانه به بررسي متون، متفکران و انديشمندان بروم. محصول آن، پديدارشناسي تاريخ فکر است. نخستين يافته من، سفرنامههاست.
وي يادآور شد: اين سفرنامهها حکايت شناخت ديگري و خودآگاهي است. ما در دنياي سنت «ديگري» نداريم مگر «اساطير». توسط سفرنامهنويسان «فرنگ» براي نخستين بار تبديل به اتوپياي زميني شد. فرنگستان در واقع اروپا نيست اما شايد به زبان جامعهشناسان نوعي ايدهآل است. رنسانس براي غرب با شکلگيري اتوپياي جديد شکل گرفت. سفرنامهنويسان نخستينبار اخباري آوردند مبني بر اينکه جهان و زميني هست که امنيت، آسايش، وفور نعمت و راحتي دارد و خبري از تحقير و استبداد در آنجا نيست. امکان وجود اين اتوپياي زميني، ما ايرانيان را وارد تاريخ فکر ميکند.
اين نويسنده گام بعدي مطالعاتش را بررسي ترقي در عصر جديد دانست و گفت: من سفرنامهنويسان را آيينهآوران ميدانم. آنها با آيينهآوري براي ما، موجب اين شدند که خودمان را بيابيم. پيش فرض من تجدد است. گام دوم را در جلد دوم کتاب بررسي کردم که از اروپا سرمشق ميگيرد. دفتر سوم اين پژوهش، مشروطه و مشروطهخواهان است. پس از آن به کنشگران جديد پرداختم، پسامشروطيت و روشنفکراني که انقلاب اسلامي را رقم زدند، دفتر پنجم است. دفتر ششم اين پژوهش دوره پساانقلاب است. ما اکنون از عصر انقلاب فاصله گرفتهايم. اين دوران را پساانقلاب ناميدم که بازيگرانش متفکراناند. آنها با روشنفکران تفاوت دارند. اين 6 دفتر شايد بتواند سير تفکر ما ايرانيان را در اين مدت 200 ساله نشان دهد.
در ادامه، الهام ملکزاده به توضيحاتي درباره تاريخ مشروطه و سير اوج و افول آن پرداخت. وي در بخشي از سخنانش گفت: «تاريخ انديشه جديد ايراني» کاري ارزشمند است و رسالههايي که در آن منتشر شده است خيلي هوشمندانه گزينش شدهاند. اگر فرصتي براي نقد کتاب باشد، ميتواند جنبههاي فني و نشر دفترهاي بعدي را بهتر کند.
وي در پايان اظهار داشت: بسيار شنيديم که مشروطه شکست خورد يا اين که انقلاب مشروطه به نتيجه نرسيد. پس از خواندن اين رسالات، متوجه ميشويم که چه عللي در تحريک اخبار جامعه موثرند. چه افرادي که به عنوان نوگرا ميشناسيم و چه افراد عامه به عنوان کنشگراني که وارد جريان انقلاب شدند.