در آیین رونمایی از کتاب «ارمغان فکری» در مشهد
امیرخانی: انتشار «ارمغان فکری» ادای دین به رمضانعلی شاکری است
غلامرضا امیرخانی، محمدجعفر یاحقی، محمد وفادار مرادی و حمید شاکری در آیین رونمایی از کتاب «ارمغان فکری» در مشهد، با مرور وجوه مختلف زندگی و فعالیتهای زندهیاد رمضانعلی شاکری، از نقش او در کتابداری، نسخهپژوهی و پاسداشت میراث مکتوب ایران سخن گفتند و بر ارزش اسنادی و فرهنگی این اثر برای شناخت بخشی از تاریخ فکری معاصر تأکید کردند.
به گزارش روابطعمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، آیین رونمایی و گفتوگو درباره کتاب «ارمغان فکری» به همت مرکز اسناد و کتابخانه ملی منطقه شرق کشور برگزار شد و سخنرانان درباره جایگاه علمی و فرهنگی زندهیاد رمضانعلی شاکری و ارزش تاریخی و اسنادی این اثر سخن گفتند.
«ارمغان فکری» اثری ۲۸۲ صفحهای است که بهکوشش حمید شاکری آماده شده و مجموعهای از یادداشتها، خاطرات و تأملات اندیشمندان، فضلا، هنرمندان و استادان ایرانی و غیرایرانی را دربرمیگیرد. شکلگیری این مجموعه از سال ۱۳۴۲ و با دفتری آغاز شد که زندهیاد رمضانعلی شاکری، مورخ، نسخهپژوه، کتابشناس و رئیس پیشین کتابخانه آستان قدس رضوی، برای ثبت دستخط و دیدگاه چهرههایی که با آنان ارتباط علمی، فرهنگی یا شخصی داشت، فراهم کرده بود. این مسیر در سالهای بعد به همت حمید شاکری ادامه یافت و سرانجام در قالب کتاب منتشر شد.
در این مراسم، غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، سیدمحمود سادات، معاون پژوهش و منابع دیجیتال سازمان، محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، محمد وفادار مرادی، پیشکسوت کتابخانه رضوی، حمید شاکری، پژوهشگر تاریخ ایران و گردآورنده اثر و سید صدرا میردامادی، مدیر اسناد و کتابخانه ملی منطقه شرق کشور، سخنرانی کردند.
امیرخانی: شاکری بخشی از مسیر من به سوی کتابداری را رقم زد
غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، با اشاره به آشنایی خود با آثار زندهیاد رمضانعلی شاکری و تأثیر فعالیتهای او در حوزه کتاب و کتابداری گفت: «خیلی از ما با نام مرحوم شاکری، یا همان «ر. ع. شاکری»، با کتاب «سیاحت غرب» آشنا شدیم. این کتاب در دهه شصت با استقبال بسیار زیادی مواجه شد و بعدها که بزرگتر شدیم، «سیاحت شرق» را نیز با همان تصحیح شاکری خواندیم. این دو، اتفاق مهمی بودند و هر دو از کتابهای قابل ذکر و حتی قابل تحلیل در چهل، پنجاه سال اخیر هستند. خود من هم زمانی که در دانشکده علوم درس میخواندم و به کار کتاب و کتابخانه علاقهمند بودم، بهطور اتفاقی با یکی از کتابهای آموزش کتابداری مرحوم شاکری آشنا شدم و برای نخستینبار فهمیدم کتابداری نیز علم، اصول، ردهبندی و فهرستنویسی دارد. شاید بتوان گفت مرحوم شاکری به نوعی مسیر ما را تغییر داد و باعث شد از آن رشته بیرون بیاییم و وارد رشته کتابداری و اطلاعرسانی شویم.»
وی با تأکید بر جایگاه حرفه کتابداری در تاریخ علم و فرهنگ افزود: «کتابداری واقعاً شغل مقدسی است و ما افتخار داریم که در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران صدها تن از عزیزانی که این رشته را بهصورت آکادمیک یا تجربی فراگرفتهاند، به این شغل شریف اشتغال دارند. اگر بخواهیم فهرستی از کتابدارانی که در طول تاریخ بودهاند تهیه کنیم، با سیاههای بسیار بلند مواجه میشویم. شخصیتهای بزرگی در جهان و ایران در دورهای از زندگی خود کتابدار بودهاند و در همین کتابخانه ملی نیز نامهای بزرگی چون محمود اعتمادزاده «بهآذین»، مهدی اخوان ثالث، مهدی محقق، جلالالدین محدث ارموی، مسعود رجبنیا، مهستی بحرینی و زندهیاد کامران فانی با کتابداری پیوند داشتهاند. نقش کتابداران در تمدن اسلامی و ایرانی بسیار قابل توجه بوده و بسیاری از بزرگان در گذشته به کتابداری بهعنوان شغلی مهم و ارزشمند اشتغال داشتهاند.»
امیرخانی با اشاره به پیشینه تاریخی اصطلاح و حرفه کتابداری در ایران اظهار داشت: «در تحقیقی که بیش از بیست سال پیش انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که ظاهراً یکی از قدیمیترین موارد کاربرد لفظ «کتابدار» در متون تاریخی به قرن نهم بازمیگردد و این لفظ از اواخر قرن نهم رواج پیدا کرده است. پیش از آن تعبیرهایی مانند «خازن کتب» به کار میرفته است. این نشان میدهد کتابداری از گذشته شغلی شریف و مهم بوده و بسیاری از بزرگان عهدهدار آن بودهاند. کتابداران فقط نگهبان گنجینهها نبودند، بلکه نگاهبان و حافظ میراثی بودند که بخشی از حافظه علمی و فرهنگی جامعه را شکل میداد.»
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با اشاره به پیشینه درخشان خراسان در حوزه کتاب و کتابخانه گفت: «یاقوت حموی در «معجمالبلدان» درباره مرو عبارتی دارد که واقعاً حیرتآور است. میگوید زمانی که در مرو بوده، از کتابخانههای آن شهر دویست کتاب امانت گرفته است؛ دویست نسخه خطی در زمانی که هنوز چاپ وجود نداشته است. اینکه در قرن ششم، فردی که حتی اهل آن شهر نبوده و بهعنوان مسافر در آنجا حضور داشته، بتواند دویست کتاب از کتابخانههای مرو امانت بگیرد، نشاندهنده جایگاه فوقالعاده کتاب و کتابخانه در این سرزمین است. خراسان الحق و الانصاف مهد کتابخانهها بوده و امروز نیز به برکت وجود مضجع شریف امام رضا(ع)، کتابخانهای هزارساله و یکی از غنیترین گنجینههای کشور در این سرزمین قرار دارد. نقش کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی و ایرانی واقعاً اظهر من الشمس است.»
وی در پایان، انتشار «ارمغان فکری» را ادای دینی به زندهیاد رمضانعلی شاکری و دیگر چهرههای علمی و فرهنگی حاضر در این مجموعه دانست و بر تقویت ارتباط نخبگان فرهنگی خراسان با مرکز اسناد و کتابخانه ملی منطقه شرق کشور تأکید کرد و گفت: «مرحوم شاکری بهعنوان کتابداری که سالهای سال در این مجموعه خدمت کرده است، شایسته بزرگداشت بود و انتشار این کتاب کوچکترین کاری بود که ما و همکارانمان در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای بزرگداشت نام و یاد ایشان انجام دادیم. در این مجموعه نام و یاد بسیاری از بزرگان نیز حفظ شده است، چه آنان که در قید حیات هستند و چه کسانی که دار فانی را وداع گفتهاند. از همه دوستان اهل فرهنگ خواهش میکنم ارتباط خود را با مرکز ما بیش از پیش گسترش دهند. این مرکز یکی از شعب مهم سازمان در کشور است و امور مربوط به خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی را پوشش میدهد. امیدوارم با همراهی اهل فرهنگ شاهد رشد و تعالی هرچه بیشتر مرکز اسناد و کتابخانه ملی در این منطقه باشیم.»
یاحقی: شاکری با کتاب یکی شده بود
محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به پیشینه آشنایی خود با زندهیاد رمضانعلی شاکری و جایگاه او در حوزه کتاب و فرهنگ گفت: «شادروان شاکری حقیقتاً در کتاب مستحیل و با کتاب یکی شده بود. هم کتاب تولید میکرد، هم آن را ترویج میکرد و هم کسانی را که اهل کتاب بودند تشویق میکرد. من از سال ۱۳۴۵ با مرحوم شاکری آشنا شدم، زمانی که دانشآموز سال ششم دبیرستان بودم و به کتابخانه فرهنگ و هنر مشهد میرفتم. ایشان با مهر و محبت و رفتاری پدرانه مرا راهنمایی کردند و چنان مرا به آن کتابخانه علاقهمند کردند که آنجا برای من به خانه دوم تبدیل شد. این ارتباط از همان زمان آغاز شد و در طول سالهای بعد، چه در فضای کتابخانه و چه در فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی، ادامه پیدا کرد.»
وی با بیان خاطرهای از زلزله سال ۱۳۴۷ در جنوب خراسان، وجه انسانی شخصیت شاکری را از برجستهترین ویژگیهای او دانست و افزود: «پس از آن زلزله، من دانشجویی زلزلهزده بودم. روزی به کتابخانه رفتم و آقای شاکری مرا خواستند و با ملاطفت بسیار از من دلجویی کردند. هنگام رفتن، کیفی به من دادند و گفتند چون به کتاب علاقهمند هستی، چند کتاب برای مطالعه در آن گذاشتهام. وقتی به خانه رسیدم و کیف را باز کردم، دیدم علاوه بر کتاب و لوازمالتحریر، کمکهایی هم در آن قرار دادهاند. آنچنان شرمنده بزرگواری و انسانیت ایشان شدم که از آن پس هر بار او را میدیدم، احساسی شبیه احترام به پدر و معلم در وجودم زنده میشد. سالها آن کیف را نگه داشتم و وقتی خودم معلم شدم، کتاب در آن میگذاشتم و به دانشآموزان و دانشجویانم میدادم و احساس میکردم کار شادروان شاکری را ادامه میدهم.»
یاحقی با اشاره به تنوع چهرههایی که دستنوشتههای آنان در «ارمغان فکری» گردآوری شده است، این اثر را منبعی قابل توجه برای بررسی حیات اجتماعی و فرهنگی چند دهه دانست و اظهار داشت: «اگر طیف افرادی را که در این کتاب یادداشت نوشتهاند نگاه کنید، با مجموعه بسیار متنوعی روبهرو میشوید، از روحانی و استاد دانشگاه و سیاستمدار گرفته تا کتابشناس و نسخهشناس. این تنوع نشاندهنده گستره روابط انسانی شادروان شاکری است. این مجموعه میتواند تطور تفکر طیفهای مختلف را در دورههای گوناگون نشان دهد و از این جهت معرف بخشی از حیات اجتماعی و فرهنگی جامعه است. به نظر من این مطالب از منظر جامعهشناسی و انسانشناسی نیز شایسته تحلیل و بررسی است و میتوان درباره وجوه مختلف آن مقالات متعددی نوشت.»
وی در تشریح پیوند علمی خود با آثار شاکری و نقش او در ترویج مطالعه ادامه داد: «شادروان شاکری از همان سالهای دانشجویی کتابهایش را به من هدیه میکرد. «سیاحت شرق» و «سیاحت غرب» را از ایشان گرفتم و همین تشویقها باعث شد «سیاحت شرق» را با دقت بخوانم و در سال ۱۳۵۲ مقالهای در معرفی و نقد آن در مجله «راهنمای کتاب» مرحوم ایرج افشار بنویسم. حتی در آن مقاله چند نقد نیز مطرح کرده بودم که شادروان شاکری با بزرگواری پذیرفت. در دهه هفتاد نیز هنگامی که مرکز خراسانشناسی را راهاندازی کردیم، از ایشان درخواست کردم با ما همکاری کنند و ایشان همراه مرحوم امامی در بخش تاریخی مرکز فعالیت کردند. بخشی از یادداشتها و نوشتههای ایشان نیز محصول همان فضای علمی و پژوهشی است.»
استاد دانشگاه فردوسی مشهد در پایان، رمضانعلی شاکری را نمونهای کمنظیر از «کتابدار واقعی» توصیف کرد و گفت: «بسیار کماند کسانی که مانند شاکری در محیط کتابخانه رشد کنند و کتابخانه برایشان میدان علمآموزی و علمآزمایی باشد. او مصداق بارز یک کتابخوان، کتابشناس و کتابدار واقعی بود، کسی که نهتنها امکان استفاده دیگران از کتاب را فراهم میکرد، بلکه خودش نیز از این محیط برای آموختن، پژوهش و نوشتن بهره میگرفت. چنین انسانهایی را نباید صرفاً به چشم یک کارمند دید، زیرا برای خدمت به کتاب، کتابداری و مخاطب، زمان و مکان نمیشناسند و شاکری از همین گروه بود. یقین دارم خدمات استاد شاکری در پهنه فرهنگ، دانایی و حیات علمی خراسان ماندگار خواهد ماند و نسلهای بسیاری مدیون اعتقاد و تلاش او در راه کتاب و فرهنگ خواهند بود.»
وفادار مرادی: شخصیت شاکری در یک عنوان خلاصه نمیشد
محمد وفادار مرادی، پژوهشگر و کارشناس پیشکسوت نسخ خطی کتابخانه آستان قدس رضوی، با اشاره به سابقه چند دهه آشنایی و همکاری خود با زندهیاد رمضانعلی شاکری، از او بهعنوان شخصیتی چندوجهی در حوزه فرهنگ، کتاب و نسخههای خطی یاد کرد و گفت: «سابقه دیرینه ارادت و آشنایی من با خاندان شاکری به دهه پنجاه بازمیگردد. در آن سالها از محضر مرحوم محمدمهدی شاکری بهره میبردم و از سال ۱۳۵۹ نیز با استاد رمضانعلی شاکری ارتباط نزدیکتری پیدا کردم. نشستها و گفتوگوهای آن دوره زمینهای شد تا از اواخر سال ۱۳۵۹ افتخار خدمت در بخش نسخ خطی کتابخانه آستان قدس رضوی را پیدا کنم و بخش عمدهای از آن دوران را در کنار استاد شاکری بگذرانم. همیشه مرهون لطف، عنایت پدرانه و آموزشهای ایشان بودم و از همین رهگذر خاطرات و آموزههای فراوانی از او در ذهنم باقی مانده است.»
وی با طرح این پرسش که «شاکری که بود؟»، گستره فعالیتهای علمی و فرهنگی او را فراتر از یک عنوان و تخصص مشخص دانست و افزود: «هنوز این سؤال در ذهن من وجود دارد که به واقع شاکری که بود؟ آیا یک مصحح بود که «سیاحت شرق» و «سیاحت غرب» را تصحیح کرد؟ بود، اما فقط این نبود. آیا مؤلف و نویسندهای در حوزه جغرافیا و تاریخ بود؟ بود، اما فقط این نبود. آیا شرححالنویس، مورخ، تاریخشفاهیپژوه، کتابشناس و نسخهشناس بود؟ همه اینها بود، اما شخصیت او در هیچکدام از این عناوین خلاصه نمیشد. فهرستنگاری نسخههای خطی، نگارش آثار متعدد، ثبت تاریخ کتابخانه و فرهنگ و هنر و تهیه گزارشهای تخصصی، تنها بخشی از کارنامه اوست.»
وفادار مرادی با اشاره به دقت زندهیاد شاکری در امور اداری و علمی و اهتمام او به ثبت دقیق اطلاعات اظهار داشت: «ایشان صاحب روحیهای بسیار قوی در گزارشنویسی بود و حتی میتوان گفت معلم گزارشنویسی بود. از سفرهایی که برای بررسی کتابخانههای بزرگ جهان از جمله کتابخانه واتیکان داشت، گزارشهای مفصل و دقیقی تهیه میکرد و تجربههای آن سفرها را برای طراحی و ساماندهی بخشهای کتابخانه به کار میگرفت. همیشه به من توصیه میکرد که در یک نامه درخواست، هیچ زاویه، خلأ و جای سؤالی نباید باقی بماند. میگفت تمام آنچه لازم است باید در همان نامه نوشته شود تا کسی نتواند با طرح یک سؤال یا ارجاع دوباره، کار را به تأخیر بیندازد. این دقت در همه شئون کاری او وجود داشت.»
وی یکی از مهمترین اقدامات شاکری را پیگیری برای حفظ و انتقال مجموعهای از نسخهها و کتابهای نفیس به کتابخانه آستان قدس رضوی عنوان کرد و گفت: «در اواخر دهه شصت گزارشهایی به دست ما رسید که تعدادی از کتابها و نسخههای خطی نفیس مصادرهشده در مجموعههای وابسته به بنیاد مستضعفان قرار گرفته و بعضاً به بازار راه یافته است. موضوع را با استاد شاکری در میان گذاشتیم و ایشان با جدیت وارد ماجرا شدند. با نامهنگاریها و پیگیریهای مستمر، موضوع تا سطوح عالی دنبال شد و در نهایت مجموعه قابل توجهی از کتابهای خطی و آثار نفیس به کتابخانه آستان قدس رضوی منتقل شد. در میان این مجموعه آثار بسیار ارزشمندی وجود داشت. این اتفاق حاصل دغدغهمندی و پیگیری کسی بود که حفظ میراث مکتوب را مسئولیتی جدی برای خود میدانست.»
وفادار مرادی در پایان، اخلاق و منش فردی زندهیاد رمضانعلی شاکری را مهمتر از وجوه علمی و حرفهای او دانست و تصریح کرد: «از همه این ویژگیها مهمتر، او معلم اخلاق بود. اخلاق نبوی و علوی داشت و به هیچ عنوان عصبانی نمیشد. بارها شرایطی پیش میآمد که همه مقدمات عصبانیت فراهم بود، اما ایشان با یک خنده ماجرا را تمام میکرد و آن مجلس را چنان زیبا مدیریت میکرد که من از رفتار او درس میگرفتم. در تمام لحظات حشرونشر با ایشان، آموزش وجود داشت. مدیری موفق و بدون حاشیه بود. هنوز هم اگر از من بپرسند شاکری که بود، نمیتوانم پاسخ را در یک عنوان خلاصه کنم. شاید بتوان گفت سراسر حیات شاکری، شکرانه حیات و جلوهای از شاکریت بود.»
حمید شاکری: «ارمغان فکری» از یک دفتر شخصی به بخشی از حافظه فرهنگی ایران تبدیل شد
حمید شاکری، پژوهشگر تاریخ ایران و گردآورنده کتاب «ارمغان فکری»، با اشاره به سابقه شکلگیری این اثر و اینکه ایده اولیه آن بیش از شش دهه پیش شکل گرفته است، گفت: «داستان این کتابی که امروز در معرض دید عموم عزیزان است، در واقع بیش از شصت سال پیش از یک دفتر شروع شد. اگر بخواهم دقیق عرض کنم، شصتوسه سال پیش پدر، که با کتاب و اسناد و آرشیو محشور و همواره علاقهمند به این حوزه بود، دفتری را تنظیم کرد. آغاز این دفتر حاصل پیوند دو امر بود، یکی دفتر شخصی فردی دغدغهمند درباره مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زمانه خود و دیگری روحیه فردی که با کتاب، کتابداری و آرشیوسازی در ارتباط بود و دغدغه اسناد، آرشیو و محافظت از حافظه مکتوب کشور خود را داشت.»
وی درباره چگونگی انتخاب افرادی که دستنوشتههای آنان در این مجموعه گردآوری شده است افزود: «افرادی که برای نوشتن در این دفتر انتخاب میشدند، واجد دو ویژگی بودند، یکی اینکه در زمره مشاهیر، افراد صاحب فکر و صاحب فضیلت و بهگونهای شناختهشده باشند و دوم اینکه با پدر مراوده و ارتباط داشته باشند. این دو ویژگی در مجموعه افرادی که امروز در کتاب شاهد آن هستیم وجود دارد. بعدها که پدر به دلیل کهولت سن خانهنشین شدند، گفتند اگر میتوانی این کار را دنبال کن. من هم دفتر را تحویل گرفتم و از سال ۱۳۸۲ شروع کردم افرادی را که با پدر سابقه ارتباط و مراوده داشتند پیدا کنم و این مسیر تا رسیدن مجموعه به حدود پنجاه نفر ادامه پیدا کرد.»
شاکری با تأکید بر ارزش اسنادی و پژوهشی «ارمغان فکری»، این اثر را فراتر از مجموعهای از دستنوشتهها دانست و گفت: «علاوه بر ارزش سندیت این مجموعه که نمونه دستنوشتهها و امضای بسیاری از مشاهیر ایران را در خود دارد، از منظر دیگری نیز بسیار حائز اهمیت است. از نخستین فرد، مرحوم استاد محمدتقی شریعتی که در سال ۱۳۴۲ در این دفتر مطلب نوشتند، تا آخرین افرادی که در دهه نود خورشیدی در آن نوشتند، شما سیر تحول اندیشه و تفکر را شاهد هستید. اینکه دغدغههایی که بر روی کاغذ آمده و بر قلم این افراد جاری شده، چقدر متفاوت شده و دغدغهها در طول این دههها چقدر تغییر کرده است.»
وی همچنین زبان و ادبیات دستنوشتههای این مجموعه را بازتابی از فضای فکری و اجتماعی دورههای مختلف دانست و اظهار داشت: «افراد با تمام اختلاف دیدگاه و نظر و شخصیت، یک وجه اشتراک داشتند و آن ارتباطشان با پدر بود، اما در عین حال اگر تاریخ پایین امضای بسیاری از این دستنوشتهها را هم برداریم و آنها را کنار یکدیگر بگذاریم، شاید از فحوای کلام و گفتمان غالب بر نوشته بتوان پی برد که مربوط به چه دوره و کدام دهه خورشیدی است. بسیاری از افرادی که در این دفتر نوشتهاند امروز دیگر در قید حیات نیستند و همین موضوع روزبهروز بر ارزش این نوشتهها میافزاید. شاید از برخی از این افراد، تنها نوشتهای که باقی مانده، همان چیزی باشد که در این دفتر نوشتهاند.»
فرزند زندهیاد رمضانعلی شاکری در پایان، «ارمغان فکری» را بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایران خواند و با قدردانی از همراهی رئیس و همکاران سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای انتشار آن گفت: «این مجموعه شاید در ابتدا یک مجموعه شخصی مربوط به رمضانعلی شاکری بود، اما به مرور زمان دیگر یک میراث شخصی نبود، تبدیل به یک میراث فرهنگی ایران شده بود و هست. از این حیث، یک مجموعه شخصی به بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانزمین تبدیل شد، در اختیار عموم قرار گرفت و متعلق به عموم شد. شاید امروز امانتدار آن ما باشیم، اما این مجموعه متعلق به ایران و ایرانزمین است. لازم میدانم از جناب آقای دکتر امیرخانی و همکارانشان در سازمان اسناد و کتابخانه ملی که حقیقتاً در فراز و نشیبهای انتشار این مجموعه همراهی و همدلانه کمک کردند، صمیمانه قدردانی کنم.»
میردامادی: شاکری از فرهنگبانان مهم ایران بود
سید صدرا میردامادی، مدیر اسناد و کتابخانه ملی منطقه شرق کشور، با توصیف زندهیاد رمضانعلی شاکری بهعنوان یکی از «پدران فرهنگی مشهد و خراسان»، به بیش از هفت دهه فعالیت او در پاسداشت میراث مکتوب ایران و اسلام اشاره کرد و گفت: «مرحوم شاکری بیش از هفتاد سال از عمر خود را صرف حفظ میراث ایران و اسلام در خراسان کرد و بهحق از فرهنگبانان مهم ایران بود. او در حوزه تصحیح، نسخهشناسی و تحقیق درباره آثار علمی و مفاخر خراسان چهرهای کوشا و نامدار بود. ما به برکت وجود چنین بزرگانی باید به فرهنگ ملی و هویت ایرانی ـ اسلامی خود ببالیم، کسانی که بدون چشمداشت، عمر خود را وقف فرهنگ کردند و در سراسر زندگی علمیشان در پی شناسایی و حفظ آثار علمی و فرهنگی ایران و اسلام بودند.»
وی با تأکید بر ضرورت معرفی دوباره چهرههایی چون رمضانعلی شاکری به نسل جوان افزود: «در دنیای امروز که برقراری ارتباط با نسل جدید دشوارتر شده است، کار فرهنگی و شناساندن و بازشناسی چهرههایی مانند رمضانعلی شاکری با زبان نسل امروز، میتواند بخشی از خلأهای فرهنگی ما را پر کند. معرفی زندگی، آثار و منش این شخصیتها میتواند زمینهای برای پیوند نسل جدید با میراث فرهنگی و هویتی خود فراهم کند.»
سادات: ارزش واقعی «ارمغان فکری» در آینده آشکارتر خواهد شد
سیدمحمود سادات، معاون پژوهش و منابع دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، با تأکید بر ارزش تاریخی مجموعه دستنوشتههای گردآوریشده از سوی رمضانعلی شاکری گفت: «اگر چهارصد سال به عقب بازگردیم و در دوره صفویه فردی مانند رمضانعلی شاکری وجود داشت که نمونه خط ملاصدرا، شیخ بهایی و دیگر بزرگان آن دوره را گردآوری میکرد، امروز کار نسخهپژوهان بسیار آسانتر بود، زیرا نمونه خط صاحبان آثار در اختیارشان قرار داشت. ارزش واقعی چنین کارهایی در آینده مشخص میشود و این مجموعه گنجینهای است که برای آیندگان باقی خواهد ماند. شاید امروز به دلیل حجاب معاصرت، اهمیت نمونه خط برخی از افرادی که آقای شاکری گردآوری کرده است چندان آشکار نباشد، اما در آینده ارزش و اهمیت این کار بیش از پیش روشن خواهد شد.»