ائتلاف بزرگ، انتخاب عقلانی
صندوقهای رأی واجد پیامهای نهفتهای است که رمز گشایی از آن میتواند به درک بهتر مسئولان از مطالبات اصلی مردم و اصلاح رویههای نادرستی که خود را مقابل رأی مردم میبیند بینجامد. در واقع مردم با اعتماد به سازوکار انتخابات و علنی کردن گرایش خود، به طرح مطالبات اصلی پرداختند و انتظار تحقق خواستههای خود از جمله حل چالشهای اقتصادی، آسیبهای اجتماعی، حفظ امنیت ملی و... را از منتخبان خود طلب کردند. واقعیت آن است که بعد از شمارش آرا، بخشی از پیامهای نهفته انتخابات فراموش میشود. از این رو فارغ از نتیجه شمارش آرا، تحلیلگران و کارشناسان جامعه شناسی، باید رفتارشناسی انتخاباتی جامعه ایران و پیامهای نهفته در آن را در دستور کار خود قرار دهند.
گذر از انتخاب پوپولیستی و احساسی به انتخاب آگاهانه، دستاورد بزرگی است که باید مورد ارزیابی و بررسی جامعه شناسان قرار بگیرد. در فرآیند تصمیمگیری عقلانی، انتخاب بین گزینههای ممکن صورت میگیرد نه بین گزینههای مطلوب و رسیدن به چنین تصمیمی نیازمند خردورزی و آگاهی بالایی است. برای فراگیر شدن چنین رویکردی جامعه باید به حدی از توسعه یافتگی رسیده باشد تا رفتاری عقلانی از خود بروز دهد. از این رو برخلاف نظر عدهای که توسعه سیاسی را مطالبه مردم نمیدانند، معتقدم توسعه سیاسی از اولویتهای فرآیند توسعه در ایران به شمار میرود؛ روندی که از سال 1376 آغاز شده و با فراز و نشیبهای بسیار راه خود را بتدریج باز میکند.
نباید فراموش کرد که در جامعه ایرانی به دلیل ضعف نهادهای مدنی، عرصه رقابت انتخاباتی با مشکلاتی روبه رو است و مسیر انتخاب و طرح درست مطالبات چندان سهل و آسان نیست. مسلماً اگر امکان رشد و تقویت احزاب در عرصه سیاسی ایران بیشتر بود، رفتار انتخاباتی جامعه هم به موازات آن به سمت عقلانیت بیشتری سوق پیدا میکرد. چرا که یکی از کارکردهای احزاب، تسهیل گری انتخاب مردم است. احزاب میتوانند پیش از نظارت استصوابی و با سازوکارهای درون تشکیلاتی خود،به منظور مقبولیت بیشتر نزد افکار عمومی، نسبت به معرفی افراد موجه تر و شایسته تر اقدام کنند و از این منظر هزینههای ناشی از عدم تأیید صلاحیتها از سوی هیأتهای نظارت را به طور چشمگیری کاهش دهند. به میزانی که فضای رقابت حزبی محدود و تنگ تر شود، فضای تنش زایی و انگ زنی و تخریب و بیاخلاقی فراخ تر خواهد شد. چنانکه در انتخابات اخیر هم شاهد بیاخلاقی و حرمت شکنیهایی بودیم. تا آن جا که رئیس جمهوری محبوب، دکتر روحانی را به واکنش واداشت و در مقابل موج اتهام افکنیها تأکید کرد: «به فهم مردم توهین نکنید... استعمارگران پیر قدیمی را بزرگ و ملت ایران را کوچک نشمارید.» مردم در هفتم اسفند یک «نه» بزرگ به بیاخلاقی گفتند و از تبلیغات تخریبی، انگ زنی و برچسب زنی دروغین انگلیسی و رویکردهای غیر ملی برخی رسانهها اعلام برائت کردند.
نتیجه انتخابات هفتم اسفند از منظری دیگر، رفراندوم ملی در اقبال به رویکرد دولت تدبیر و امید و حمایت از سیاستهای جناب آقای روحانی هم هست تا دولت ایشان بتواند مسیر آغاز شده از بهار 92 را با اقتدار بیشتری پیموده و برای اجرای برجام 2 گامهای محکمتری بردارد.
پیروز این رقابت بیشک در وهله اول ملت بزرگ ایران و نظام سیاسی جمهوری اسلامی است که میزان مقبولیت و اقتدار خود را با تدبیر رهبر معظم انقلاب مبنی بر مشارکت حداکثری مردم، به رخ جهان کشید و در وهله دوم تمام جریانهای سیاسی درون نظام که با حفظ هویت خود و مرزبندی شفاف با مخالفان جمهوری اسلامی در رقابت انتخابات ایفای نقش کردند و میزان مقبولیت و مشروعیت خود را نه از روابط پشت پرده یا پشت کردن به انقلاب قهر با صندوق رأی، که با مراجعه به آرای عمومی کسب کردند. تداوم و تقویت این رویکرد میتواند جلوی هر فرصت سوزی را بگیرد و منشأ تحولات قابل توجهی شود. میتوان گفت رفراندوم ملی هفتم اسفند محصول ائتلاف بزرگ عقلانی و رهبران جریانهای اصلاح طلبی واعتدالی با اصولگرایان معتدل بود. برگزاری سالم انتخابات و تمکین به آرای ملت هم، اعتماد بازسازی شده نزد افکار عمومی را به میزان تصاعدی بالا میبرد و به ارتقای سرمایه اجتماعی میانجامد. باید از همه دست اندرکاران این امر بویژه برادر عزیزم جناب مهندس مقیمی که مسئولیت سنگین ستاد انتخابات کشور را عهده دار بود صمیمانه تشکر کنم.