گزارش تصویری | بازدید همکاران سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران از پارک ملی هوا فضا


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۲/۵ - ۱۲:۵۴:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۲/۵ - ۱۳:۵۸:۳۰
گزارش تصویری | بازدید همکاران سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران از پارک ملی هوا فضا
در راستای آگاهی و آشنایی با دستاوردها و توانمندی های راهبردی کشورمان در حوزه‌های موشکی، پدافند هوایی، پهپادی، عملیات هوایی و فضایی، همکاران سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران از پارک ملی هوا فضا بازدید کردند.

 


در نشست «صد کتاب ماندگار قرن»؛

کتابِ «خواب آشفته نفت دکتر مصدق و نهضت ملّی ایران» معرفی می‌شود


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۲/۵ - ۰:۳۳:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۲/۵ - ۰:۳۸:۳۴
کتابِ «خواب آشفته نفت دکتر مصدق و نهضت ملّی ایران» معرفی می‌شود
کتابِ «خواب آشفته نفت دکتر مصدق و نهضت ملّی ایران» به عنوان نهمین کتاب از «صد کتاب ماندگار قرن» معرفی می‌شود.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، کتاب « خواب آشفته نفت دکتر مصدق و نهضت ملّی ایران» نوشته محمدعلی موحد به عنوان نهمین کتاب از سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» ؛ روز یکشنبه 13 اسفندماه، ساعت 10 در سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران معرفی می شود.

لازم به توضیح است تا کنون کتاب های «تاریخ پیامبر اسلام»، اثر محمدابراهیم آیتی، «نثر طوبی؛ دایره‌المعارف لغات قرآن کریم» اثرعلامه ابوالحسن شعرانی، «بیست مقاله قزوینی» از مجموعه پژوهش های علامه محمد قزوینی، «زندگانی فاطمه زهرا سلام الله علیها» نوشته سید جعفر شهیدی، «مسئله حجاب» استاد شهی دمرتضی مطهری، «واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی» نوشته کتایون مزداپور و  «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» سلسله جلسات استاد سید علی خامنه ای مشهد مقدس رمضان المبارک 1353 ،«حواصل و بوتیمار» نوشته امیرحسن یزدگردی در سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» معرفی و بررسی شده است.

 


متن کامل سخنرانی‌های سمینار «کارنامه ساواک: واکاوی بر پایه اسناد» ـ بخش اول

عملکرد اداره‌کل سوم ساواک


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۲/۲ - ۱۳:۲۹:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۲/۲ - ۱۴:۴:۵۱
عملکرد اداره‌کل سوم ساواک
همایش «کارنامه ساواک: واکاوی بر پایه اسناد»، هم‌زمان با بزرگداشت چهل و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، و به‌منظور معرفی و بررسی اسناد فعالیت‌های ساواک، سه شنبه 17 بهمن ماه 1402 در سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران برگزار شد. در این همایش یک روزه قاسم تبریزی پژوهشگر موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی و موزه عبرت در خصوص «عملکرد اداره کل سوم ساواک»، محمدتقی تقی‌پور نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر درباره «مناسبات امنیتی حکومت پهلوی و رژیم صهیونیستی»، مصطفی جوان پژوهشگر تاریخ معاصر درباره «نقش و عملکرد ارتشبد حسین فردوست در دفتر ویژه اطلاعات» و نیز شاداب عسگری نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر و دفاع مقدس در خصوص «ساواک در گام آخر» مطالبی ارائه دادند. با عنایت به اهمیت موضوع، متن کامل سخنرانی‌ها به تناوب از پایگاه اطلاع رسانی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، منتشر خواهد شد. متن زیر، سخنرانی قاسم تبریزی با موضوع «عملکرد اداره کل سوم ساواک» است.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.

با عرض سلام و ادب، و عرض تسلیت ایام شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع)؛ سلام‌ و صلوات بر امام شهدا و شهدای انقلاب اسلامی و تبریک ایام دهة مبارک فجر. توفیقی حاصل شد تا در خدمت برادران و خواهران بزرگوارمان روایتی از ساواک به‌طورکلی، و از ادارة کل سوم به طور خاص، بیان کنیم. امیدواریم آنچه حق و حقیقت است بر زبانمان جاری بشود. هر حکومت و سیستمی نیاز به یک تشکیلات اطلاعاتی دارد؛ در هر رژیمی باشد، در هر مملکتی باشد، ضرورت سیستم اطلاعاتی غیرقابل‌انکار است چه در امنیت داخل، چه در اقتدار و استقلال و مرزهای بیرونی. حاکمیت پهلوی که ماهیت استبدادی و استعماری داشت هم مسلماً نیاز به یک تشکیلات اطلاعاتی داشت. موقعی تشکیلات اطلاعاتی موفق است که در درجة اول مستقل باشد؛ از ریاست تا رده‌های پایین مستقل باشند. تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی با خودش باشد. دوم بر اساس قانون حرکت کند. سیستم اطلاعاتی مستثنی از قانون نیست در چارچوب قانون باید عمل کند؛ باتوجه‌به آن جایگاه و موقعیتی که دارد. سوم در مسیر وحدت ملی، استقلال و اقتدار ملی هدایت کند. چهارم در متن جامعة خودش آرامش، امنیت و آسایش را پدید بیاورد.

با این توضیح ببینیم ساواک با چه اهدافی و چگونه تشکیل شد. خب کودتای 28 مرداد را امریکایی‌ها و انگلیسی‌ها انجام دادند. کودتا فقط یک روز 28 مرداد نبود، 25 سال طول کشید در این مملکت. امریکایی‌ها نیامدند که بیرون بمانند، آمدند که بمانند. شاه را نیاوردند که مستقل باشد، آوردند که عامل خودشان باشد. خب این حاکمیت متاسفانه تحت سلطة استعمار غرب شد. رژیم شاهنشاهی هم که ماهیتاً استبدادی بود دیگر.

سیستم اطلاعاتی ساواک را ایران تأسیس نکرد، ایران برنامه‌ریزی نکرد. آمریکایی‌ها طراحی کردند. سیستم اطلاعاتی که کشور استعماری متجاوز بخواهد طراحی کند آیا بر اساس منافع ما است؟ برای استقلال ما است؟ برای اهداف ما است؟ در مورد این که امریکایی‌ها تأسیس کردند خود محمدرضا در کتاب «پاسخ به تاریخ» می‌گوید، می‌گوید: ساواک را ما درست نکردیم آمریکایی‌ها طراحی کردند. آمریکایی‌ها درست کردند در دوران تیمور بختیار، به من هم ربطی نداشت زیر نظر نخست‌وزیر بود.[1] البته نیمی از حرفش درست است: نیمی که امریکایی‌ها درست کردند و دورة بختیار بود کاملاً همین‌طور است

این ادعا که به من مربوط نبود را می‌گذاریم برای بعد. سولیوان هم اشاره می‌کند می‌گوید که بله این‌طوری بود. محمد حسنین هیکل در کتاب «انقلاب ایران» او هم اشاره می‌کند که امریکایی‌ها ساواک را درست کردند و منابع دیگری که گویای همین مسئله است در خود اسناد. خب طراحی مال آمریکایی‌هاست از سال 1335 تا 1350 ده مستشار امریکایی بر ساواک نظارت می‌کردند؛ از سال 1350 به بعد یک نفر ماند. ادارة کل هشتم که ضدجاسوسی بود این را سرلشکر منوچهر هاشمی در کتاب خود (چاپ لندن، 1372) می‌نویسد؛ می‌گوید که من سال 1342 وقتی که آمدم ادارة کل هشتم (البته ایشان قبلاً مدیرکل خراسان و بعد هم فارس بود) می‌گوید آمدم ادارة کُل هشتم را سه تا امریکایی مدیریت می‌کردند یک زن و شوهر با یک فرد دیگر. [2] تمامی گزارش‌ها را به زبان انگلیسی می‌نوشتند توی گاوصندوق گذاشته بودند. از اینها خواستم که یک جلسه‌ای بگذاریم قبول نکردند و تمام گزارش‌ها را هم با خودشان بردند؛ ولی یک آمریکایی در ادارة کُل هشتم برای اهداف خودشان ماند.

این سیستم اطلاعاتی ما است: در خود ساختار ساواک برخی هوادار انگلیس بودند، برخی انگلیسی ـ اسرائیلی بودند، برخی امریکایی ـ اسرائیلی هستند. ناصر مقدم از عناصر وابسته به سیاست انگلیس است؛ این در اسناد لانة جاسوسی هست. وقتی که ایشان رئیس ساواک می‌شود، از سازمان سیا به دفتر اطلاعات سیا در تهران نامه می‌آید ـ این در اسناد لانة جاسوسی است ـ آیا او که رئیس ساواک شده هنوز طرف‌دار انگلیس است؟ با این که امریکایی‌ها سال 44 او را بردند چهار ماه آموزش دادند و آوردندش؛ یعنی رفته امریکا آموزش هم دیده؛ یا منوچهر هاشمی طرف‌دار انگلستان بود. آرشام که در کرمان آن جنایت‌های آن‌چنانی را کرد، هم انگلیسی بود؛ چه در دورانی که در خراسان بود، چه آمد در کرمان آنجا حالا یک مؤسسه آموزشی را هم درست کرد با بودجة شرکت نفت که برای خودش یک سوابق فرهنگی هم بسازد.

این کلیت ساواک است که به این‌گونه تأسیس شد و راه‌اندازی شد. در ساواک ادارة کُل مهمی که بخواهیم به آن بپردازیم ادارة کُل سوم است که امنیت داخلی در حقیقت با آن است. در همه موارد مطبوعات، دانشگاه‌ها، مساجد، حسینیه‌ها، مدارس، مطبوعات تمام موضوعاتی که به امنیت داخلی مربوط می‌شود با ادارة کُل سوم است. اولین رئیس ادارة کُل سوم سرلشکر مصطفی امجدی است. خب او از عناصر وابسته به سیاست انگلیس در دوران تیمور بختیار است. آن وقایع دستگیری‌ها و زندان و چیزهایی که در دورة او به وجود آمد. البته برخی می‌گویند هنوز ساواک به‌صورت کامل شکل هم نگرفته بود.

ولی خب در حوزه‌های بخصوص مرکز و تهران بود چون ادارة کُل سوم در تمامی استان‌ها و شهرها دفتر دارد. یعنی به تعداد استان‌ها و شهرها ادارة کُل سوم آنجا مأمور دارد و دفتر دارد. دوران او دوران سختی بود؛ اگرچه در اسناد سوءاستفاده‌های مالی و این‌گونه هم تیمور بختیار داشت، هم او، هم علوی کیا. حالا من به آن مسائل مالی‌اش کار ندارم بیشتر به آن مسئلة سیاسی‌اش می‌پردازیم. بعد از امجدی، در دوران سرلشکر پاکروان، ناصر مقدم آمد. خب او از ارتشی‌ها بود و سوابق داشت. در کارش آدم قوی‌ای بود؛ یعنی یک آدم مدیر، توانمند، قوی، منهای آن وابستگی‌اش به انگلیس، آن را شما جای خود محفوظ نگه‌دارید. در کارهایش نظم داشت. در دوران او در ادارة کُل سوم تشکیل پرونده در مورد افراد، تهیة گزارش‌ها سامان‌دهی شد ـ لازم به ذکر است که ما از ساواک 53 میلیون برگ سند در قالب در 5/3 میلیون پرونده داریم ـ خب او در این دوره این‌گونه عمل کرد. دوره او مصادف می‌شود با حمله مغول‌وار به مدرسه فیضیه به دستور ساواک و آن اقدامات کماندوها؛ قیام 15 خرداد و تبعید حضرت امام در همین دوران ناصر مقدم صورت گرفت. بین سال 1342 تا 1352، ده سال او در جایگاه اداره کل سوم بود. به یاد داشته باشیم که یکی از مهم‌ترین مراکزی که زیر نظر اداره کل سوم هست زندان‌هاست. در این دوره از سال‌های 38 به بعد، خصوصاً در دوران امجدی، آمریکائی‌ها آموزش بدنه ساواک را به اسرائیلی‌ها سپردند. افراد رده‌های بالا را خودشان می‌بردند آمریکا، چهار ماه کمتر یا بیشتر آموزش می‌دیدند و می‌آمدند. از سال‌های 1338 به بعد دیگر آموزش به عهده اسرائیلی‌ها بود. آیا عمدی در این کار بود؟ آیا می‌خواستند از ساواکی‌ها موجودات پلید، شکنجه‌گر آن‌چنانی تربیت کنند یا سهوی در کار صورت گرفت؟ آموزش باید باشد، انتقال تجربه هم باشد؛ اما با چه شرایطی؟

از سال 1338 تا دی 1357 متخصصین و معلمین اسرائیلی برای آموزش می آمدند. البته تیم‌هایی هم داشتیم که به اسرائیل می‌رفتند. امور زندان ها و بازجویی ها را به اسرائیلی‌ها سپردند. خصوصاً اسرائیلی ها تجربیاتی در دستگیری، شکنجه، بازجویی فلسطینی‌ها داشتند و دارند. این آموزش به ساواک انتقال پیدا کرد. این که می‌گویم نمی‌دانیم واقعاً آمریکایی‌ها آگاهانه این کار را کردند برای حفظ ژاندارم منطقه‌شان یا احیاناً برای امنیت مستشارانشان یا حالا هرچیزی بود، نمی‌دانم. عملکرد زندان‌ها را هم گسترش زندان‌ها شاهد بودیم: زندان گوهردشت و زندان اوین. البته زندان اوین را سرلشگر منوچهر هاشمی می‌گوید ما برای ضدجاسوسی درست کردیم و آقای ثابتی برای امنیت داخلی هم از آن استفاده کرد. حالا آنهایی که در اوین شکنجه شدند روایت‌های آنها را باید خواند.

یکی از اقداماتی که در این دوره اواخر زمان ناصر مقدم شد تأسیس کمیته مشترک ضد خرابکاری بود؛ البته این به پیشنهاد انگلیسی‌ها بود؛ چون در عملیات بین ژاندارمری، ارتش، شهربانی، ساواک گاهی اختلاف بود. به تعبیر خودشان یک سوژه را گاهی این دستگیر می‌کرد و آن یکی پیگیری می‌کرد. وقتی که کمیته ضد خرابکاری تشکیل شد قرار بود که تمام اینها به‌صورت واحد حرکت کنند؛ ولی عملاً به‌خصوص در دوران ثابتی که زیر نظر ساواک شد، آنها را کنار زدند. ساواک هم در بعضی از کلانتری‌ها یک دفتری تأسیس کرد که از طریق آنها هم بتواند کارهایش را انجام بدهد. در حقیقت اینجا ما شاهد اداره کل هشتم، یک بخش عمده‌اش زیر نظر اسرائیلی‌ها می‌رود. کمیته سه‌جانبه موساد، ساواک، سیستم اطلاعاتی ترکیه را هم داشتیم. این‌ها اسنادش را خوشبختانه برادرمان آقای محمدتقی تقی‌پور در کتابشان آورده‌اند. جلسات سه‌جانبه هرچند ماه تشکیل می‌شد؛ هدف کجا بود؟ عراق، مصر، سوریه، لبنان، اردن و کشورهای خلیج‌فارس.

آیا اهداف و امنیت و منافع ما با اسرائیل یکی بود؟ علی‌نقی عالیخانی، که از سران ساواک تا سال 42 بود، مدعی بود که ما با کشورهای عربی هیچ منافعی نداریم، منافع ما با اسرائیل است؛ در ساواک که ایشان بودند در بخش اقتصادی کار می‌کردند. یک کمیسیون سه‌جانبه هم بین ایران، اتیوپی و موساد بود. آیا واقعاً منافع ما این‌قدر با اسرائیل گره‌خورده و هماهنگ باید باشد؟! جالب این است که ساواک برای موساد در ایران خانه امن تأسیس کرده بود؛ یعنی ساختمان با امکانات و تجهیزات و خدمات که اسرائیل بتواند کارهای اطلاعاتی‌اش را در منطقه انجام دهد.

نصیری می‌نویسد به اداره کل سوم دائر بر اینکه این‌ها که این کارها را می‌کنند حداقل یک گزارش هم به ما بدهند. ما داریم پول را می‌دهیم، مکان را می‌دهیم، امکانات هم می‌دهیم اینها هیچ گزارشی نباید به ما بدهند؟! این بحث، همکاری صرف نیست؛ همه چیز به سود اسرائیل بود و ما هم زیر نظر اسرائیل. اسناد ما هم این را نشان می‌دهد؛ درمورد آمریکا هم باز همین را نشان می‌دهد. مرتب دفتر سازمان سیا در سفارت آمریکا در ایران برای ساواک نامه می‌نویسد که ما اسامی و زندگینامه 25 تا از کمونیست‌ها را داریم، شما عکسهایشان را برای ما بفرستید. مرتب تقاضایشان را می‌فرستند.

حالا این اداره کل سوم با مطبوعات چگونه عمل کرد؟ برادرمان آقای دکتر علیمردانی ده جلد کتاب تحت عنوان مطبوعات عصر پهلوی به روایت ساواک درآورده است. اولین قدم هماهنگی برخی از روزنامه‌نگاران با اسرائیل، سفر به اسرائیل بود که اسنادش هست و منتشر هم شده‌اند. روزنامه آیندگان به قول مرحوم جلال آل‌احمد سفارت اسرائیل در ایران بود؛ با بودجه اسرائیلی‌ها تأسیس شد. البته یک مقدار هم مؤسسه فرانکلین داد، صنعتی‌زاده هم یک میلیون و پانصد هزار تومان هم ایشان کمک کرد؛ چون در بعضی از اسناد هست که روزنامه آیندگان ارگان مؤسسه فرانکلین هم بود.

روزنامه آیندگان در خود اسناد ساواک هست که مدافع منافع اسرائیل است. البته آقای داریوش همایون عضو سازمان سیا بود، این در کتاب داریوش همایون به روایت اسناد ساواک آمده که حتی مأموریت به اندونزی و کجا و کجا او را می‌فرستند. از این‌طرف با اسرائیلی‌ها کار می‌کند؛ مسئول مطبوعات هم هست؛ البته وزیر اطلاعات و جهانگردی هم می‌شود که آنجا دیگر جایگاهش بالاتر است. بخشی از مطبوعات ما توقیف شدند در یک مرحله اگر اشتباه نکنم سال 1353، ده‌ها مجله و روزنامه تعطیل شد.[3] عمدتاً سانسور هم دست اداره کل سوم بود. برخورد با ناشرین مذهبی را من خودم از نزدیک شاهد بودم. چندین موسسه انتشاراتی اسلامی را تعطیل کردند. شرکت سهامی انتشار را،‌ که پانصدنفر به عنوان سرمایه‌گذاری هرکس مبالغ متفاوتی گذاشته بودند که مثلاً تعطیل نشود و یکی از مهمترین ناشران اسلامی بود، تعطیل کردند.  

حجت‌الاسلام مولانا، از انتشارات دارالفکر، را در قم دستگیرش کردند، تبعیدش کردند به فومن و انتشاراتش را بستند. مدیر انتشارات آذر را به‌قدری شکنجه دادند که دچار مشکل شد. او از دوستان قدیمی ما بود، خدا رحمتش کند آقای [مرتضی] عظیمی را. در خاطرات آقای احمد احمد بخوانید؛ ایشان یک مدت هم‌سلولی آقای عظیمی بود. بیش از 700 عنوان کتاب را ممنوعه اعلام کردند. تنها رساله امام نبود: آثار آیت‌الله طالقانی، آثار جلال آل‌احمد. کتاب نماز که شهید بهشتی در آلمان منتشر کرد در اینجا ممنوع شد؛ اینها اسنادش موجود است. یک جلسه هم می‌شود درباره مطبوعات و کتاب‌ها گذاشت. کتاب صدای اسلام، پیام اسلام، کتاب نماز حجت‌الاسلام مصطفی زمانی؛ او را به‌قدری شکنجه دادند که تا آخر عمر یک مقدار بنده خدا مشکل جسمی داشت. البته از کتاب‌های کمونیست‌ها هم ممنوعه داریم؛ بیش از دویست عنوان مال کمونیست‌ها بود. ساواک با جریان چپ، حزب توده، چریک‌های فدائی خلق که ضد رژیم و دنبال حکومت کمونیستی بودند، طبعاً برخورد می‌کرد.

در کنفدراسیون، ساواک چند منبع داشت، یک منبع هم سازمان سیا داشت؛ البته ساواک چند بار از سیا می‌خواهد او را معرفی کند، ولی معرفی نکرد. احتمالاً همین آقای [مهدی] خان‌بابا تهرانی باشد؛ سرنخ‌ها او را نشان می‌دهد؛ هنوز هم مشغول فعالیت است؛ در همه‌جا هم هست؛ در تشکیلات منافقین هست، تشکیلات اتحاد چپ هست، همه‌جا حضور فعال دارد. در کنفدراسیون، این‌ها منابعی داشتند؛ از درون، تمام اخبارشان می‌آمد که دو بخش آن منتشر شد: یکی پرویز نیکخواه به روایت اسناد ساواک که هم در سازمان انقلابی حزب توده بود و هم در کنفدراسیون انگلستان. البته یکی همانند عباس میلانی وقتی آمد اینجا دستگیر شد، با ساواک همکاری کرد و استاد دانشگاه شد؛ الان هم شرایط دیگری دارد. سیروس نهاوندی از همین بچه‌های سازمان انقلابی حزب توده بود؛ آمد اینجا از منابع ساواک شد.

درمورد مساجد، مسجد هدایت برای چه تعطیل شد؟ مسجدالجواد برای چه تعطیل شد؟ مدرسه فیضیه برای چه کوبیده شد؟ یکبار سال 42 یکبار هم سال 53. دستگیری‌های روحانیون برای چه بود؟ آیت‌الله دستغیب مبارزه مسلحانه داشت؟! آیت‌الله اشرفی اصفهانی با آن سن مبارزه مسلحانه می‌کرد؟! آیت‌الله غفاری مبارزه مسلحانه کرده بود؟! شهید آیت‌الله سعیدی یک بیانیه داد علیه سرمایه‌گذاری آمریکایی‌ها؛ آیا او مستوجب این بود زیر شکنجه به شهادت برسد؟! در منزل آیت‌الله گلپایگانی برای چه شنود می‌گذارند، منبع می‌گذارند، آنجا کار می‌کنند! اسنادش را بخوانید، 3 جلد کتاب آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی، 3 جلد کتاب آیت‌الله‌العظمی میلانی، 3 جلد کتاب آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی؛ اینها مراجع هستند؛ در امنیت یک کشور مرجعیت نباید آرامش داشته باشد؟ آسایش داشته باشد؟ باید مرتب در فشار باشد؟ شما از مراجع بگیرید بیایید تا پایین، تا وعاظ. این‌همه دستگیری روحانیون و وعاظ برای چی بود؟ تابه‌حال 85 جلد کتاب تحت عنوان یاران امام منتشر شده، بخوانید ببینید چه کار کردند. یک انتقادی آیت‌الله [هادی] روحانی در بابل کرد، دستگیر و زندانش می‌کنند. آیا او برای امنیت مملکت باید زندان برود؟! جلال آل‌احمد به خود ثابتی می‌گوید که من را نمی‌گذارید درس بدهم، مقالاتم که در مطبوعات چاپ نمی‌شود، کتاب‌هایم را ممنوع کردید و من را گوشه دیوار قراردادید؛ من هم به شما می‌توپم.

چون فرمودند سایر احزاب را هم بگویید، اشاره می‌کنم. چریک‌های فدای خلق مبارز می‌کردند، اعدام شدند، بعضی‌هایشان هم زندان طویل‌المدت بودند. سازمان مجاهدین خلق مبارزه کردند، زندان رفتند، بعضی‌هایشان اعدام شدند، بعضی‌هایشان هم همکاری کردند که اسنادشان همه‌اش منتشر نشده، یک‌بخشی منتشرشده است. یکی از تشکیلات سیاسی از 1339 تا 1347 جامعه سوسیالیست‌ها است به رهبری خلیل ملکی. او از مدافعین اسرائیل است. شما اسناد کتاب «خلیل ملکی به روایت اسناد ساواک» را نگاه کنید. برای کنفرانسی رفته فرانسه، از آنجا با هواپیمای اختصاصی گلدا مایر به اسرائیل می‌رود، با موشه دایان و این‌ها ملاقات می‌کند؛ وقتی هم می‌آید ایران با افتخار این را مطرح می‌کند. یک خاطره ای از آقای طالقانی نقل کنم به نقل از آقای دکتر سید محمدمهدی جعفری. آقای سیدمحمد مهدی جعفری نقل می‌کند، هنوزم استاد دانشگاه شیراز هست ـ بد نیست از ایشان سؤال کنید ایشان کامل‌تر می‌گوید ـ وقتی که آقای طالقانی آزاد شده بود جلال آل احمد می‌خواست بیایید دیدن عموزاده؛ خب به آقای طالقانی هم ارادت داشت. خلیل ملکی گفت من هم می‌آیم. با هم به دیدن آقای طالقانی می‌آیند. تا می‌نشینند آقای طالقانی می‌گوید چرا از اسرائیلی‌ها دفاع می‌کنی؟ خجالت نمی‌کشی؟ می‌گوید اینها ملل متمدن هستند ..... این مزخرفات چیست شما می‌گویید مردم را آواره کردند در بیابان هستند .... می‌گوید نه اینها مترقی هستند یک کشور مترقی در مهد فئودالیته تاسیس شده ........ می‌گوید این مزخرفات را که باز تکرار می‌کنی! من می‌گویم چرا از این جنایتکارها دفاع می‌کنی. بعد می‌گوید من رفتم آنجا را دیده‌ام، خیلی متمدن هستند، برخوردهایشان هم خیلی خوب است. جلال آل احمد می‌گوید رئیس این‌طور که شما می‌گویید نیست؛ ما هم رفته‌ایم و دیده‌ایم. گفت پس چه بود؟ گفت خر‌رنگ‌کُنی!

اسنادی داریم که بهایی‌ها برای اسرائیلی‌ها جاسوسی می‌کردند؛ اما اداره کل سوم هیچ‌گونه اقدام نداشت یا در لُجنه شیراز مطرح می‌شود ما گزارشمان را برای لندن می‌فرستیم هیچ اقدامی ندارد. فراماسون‌ها خیانت دارند می‌کنند هیچ‌گونه عملیات درمورد فراماسون‌ها ندارند. البته به یاد داشته باشیم ساواک حق ورود به لژها را نداشت و از بیرون اطلاعات جمع‌آوری می‌کرد؛ لذا مشکل ما الان این است که در تحلیل فراماسونری نمی‌دانیم در درون فراماسونری چه می‌گذشت مگر اینکه زندگی و کارنامه افراد را نگاه کنیم.

مجری محترم پرسیدند آیا ساواک درمورد امنیت مرزها کاری کرد؟ بله 2500 کیلومتر مرز شوروی را این‌ها نگهداشتند؛ البته آمریکائی‌ها هزار نظامی آورده بودند در مرزهای ما؛ مضافا دو پایگاه جاسوسی از جمله در بهشهر داشتند. در مرز کردستان هم ملامصطفی بارزانی هم با آمریکایی‌ها کار می‌کرد هم با اسرائیلی‌ها. دوتا پسرش هم همینطور؛ اسنادشان منتشرشده؛ یعنی هماهنگی اسرائیل، ایران ملامصطفی بارزانی و اکراد؛ اسرائیلی‌ها در کردستان ما علیه عراق و کشورهای دیگر تشکیلات داشتند؛ البته با ترکیه کاری نداشتند چون با آنها کمیسیون سه جانبه را داشتند. درکشورهای خلیج فارس فقط درمورد عراق بود که این‌ها حساسیت داشتند وگرنه بقیه یا دست آمریکایی‌ها بود یاد دست انگلیسی‌ها. درمورد پاکستان رابطه خیلی نزدیک بود که در یک مرحله ارتش 99 فروند هواپیما به پاکستانی‌ها هدیه داد که هندی‌ها هم متوجه نشدند. روابط سیستم اطلاعاتی ایران با پاکستان خیلی خوب بود؛ با افغانستان فراز و نشیب داشت: تا پادشاه بود رابطه خوب بود؛ حتی شاه افغانستان [ظاهرشاه] وقتی که تبعید شد محمدرضاشاه مرتب برایش مستمری ارسال می‌کرد. اگر بخواهیم به مستندات رجوع کنیم مطلب ادامه دارد. مطالب بالا را می‌توان چنین جمع‌بندی کرد:

  1. سیستم اطلاعاتی دوره پهلوی مستقل نبود و زیر نظر آمریکا، اسرائیل و انگلیس قرار داشت؛
  2. اداره کل سوم مستقل نبود و برای ملت کار نمی‌کرد. دستگاه اطلاعاتی موقعی موفق است که برای ملتش و امنیت مملکت کار کند؛ اداره کل سوم اتفاقاً ضدامنیت بود. حالا هم وابستگی بعضی از رؤسا به انگلیس یا به آمریکا یا به اسرائیل؛ درمورد خود آقای ثابتی اگر زمانی وقت شد یک صحبت مستقلی خواهم داشت. وقتی وابستگی آن‌گونه داشتند عادی بود که نتوانند عملکرد مثبتی داشته باشند. دستگیری، زندان، تبعید، شکنجه‌ها که هنوز بخشی از آن نسل زنده هستند. بین 1350 تا 1357 که کمیته مشترک ضدخرابکاری فعالیت داشت بیش از هشت هزار و پانصد نفر شناسایی شدند و زندان رفتند؛ از نوجوان 14ساله چه دختر چه پسر. استاد محمدحسن رجبی 14 ساله بود دستگیرشد. خانم سوسن حداد عادل 14ساله بود. دختر خانم دباغ 14ساله بود و نامزد داشت. برای یک انشاء دختری را آوردند آنجا شکنجه کردند. من چندوقت قبل سندش را دیدم که در گیلان، در یک روستای املش، یک کارگر حرفی زده درمورد شاه که وی لیاقت ندارد برای حکومت. آقای ثابتی نوشت او را بیاورید کمیته مشترک ببینیم او کیست. اگر سیستم اطلاعاتی پهلوی وابسته به اسرائیل، آمریکا، انگلیس نبود، حتی به دفاع از شاه هم به این مردم ظلم می‌کرد، ما این‌قدر ناراحت نبودیم و این‌قدر اذیت نمی‌شدیم. این آقای دکتر منتظمی کتابی ترجمه کرد تحت عنوان «یهود در قرآن» اثر عفیف عبدالفتاح طیاره. این کتاب را من خودم برای اجازه اش می‌رفتم؛ یکسال و نیم ما می‌رفتیم می‌آمدیم؛ اینجا را حذف کن، این آیه را حذف کن، این مطلب را حذف کن، حذف که کردیم وقتی کتاب برای چاپ می خواست برود تماس گرفتند با انتشارات بعثت که کتاب را منتشر نکنید چون اوضاع خاورمیانه بحرانی است!

 


[1]. «این سازمان [ساواک] در سال 1953 به ژنرال بختیار سپرده شد و او سازمان سیا را برای مشاوره به کار گرفت. در نتیجه بسیاری از افسران ساواک برای کسب تعلیمات سیا به لانگلی رفتند و بعضی نیز به دیگر کشورهای غربی اعزام شدند تا شیوه‌هایی را که در آنجا به کار می‌رفت فمئنراگیرند... در هیچ‌کشوری مسئولیت اعمال پلیس و نیروهای اطلاعاتی بر عهده پادشاه یا رئیس کشور گذاشته نشده است... در ایران، مسئولیت مستقیم ساواک بر عهده نخست‌وزیر بود»: محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ترجمه حسین ابوترابیان، مترجم، 1371، صص338 و 340.

[2]. تیمسار منوچهر هاشمی، فارغ‌التحصیل دانشکده افسری، ریاست شعب استانی ساواک در فارس و خراسان و آخرین رئیس اداره ضد جاسوسی ساواک، در مصاحبه با شاهرخ مسکوب در پروژه تاریخ شفاهی هاروارد می‌گوید: «چند ماه قبل از آمدن من به تهران این اداره کل هشتم به نام اداره کل هشتم تشکیل شده بود و آمریکایی‌ها دو، سه نفر مستشار آورده بودند گذاشته بودند داخل اداره کل هشتم. سی، چهل نفر بیشتر کادر نداشت که من روزی که برکنار شدم در حدود بین بالای پانصد تا ششصد نفر کادر داشتیم در سطح کشور کادر البته بیشتر کادرهای مراقبتی داشتیم. کادرهای مختلف به‌طور کلی سازمان اداره کل هشتم در مرکز و در شهرستان‌ها. وقتی من وارد این اداره شدم، اولین کاری که کردم که توجهم جلب به این خارجی‌ها که ما که کار ضدجاسوسی می‌کنیم، چطور یک خارجی که نشسته اینجا و به تمام امور و اعمال ما این واقف خواهد شد، دیگر این نمی‌تواند، به اضافه دیدم این اثرش در این جوان‌هایی که ما استخدام می‌کنیم، به اینها وقتی می‌گوییم ما اداره ضدجاسوسی تشکیل دادیم که خارجی‌ها را مراقبت کنیم، بعد همان خارجی‌ها نشستند توی اداره ما».

[3]. مهم‌ترین واقعه مطبوعاتی سال 1353، توقیف و تعطیلی 64 نشریه در 29 مرداد این سال بود. نشریاتی‌ چون‌ «سپید و سیاه»، «تهران‌ مصور»، «روشنفکر»، «فردوسی»‌، «امید ایران» و «سالنامه‌ دنیا» از جمله نشریات توقیف‌شده بودند.



دانلود متن سخنرانی

 

 


به منظورتعاملات علمی، پژوهشی و فرهنگی؛

تعدادی از اعضای هیئت علمی و پژوهشگران مرتبط با بنیاد امیرعلیشیرنوایی ازبکستان از سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران بازدید کردند


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۲/۱ - ۱۰:۵۸:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۲/۱ - ۱۱:۱۵:۱۶
تعدادی از اعضای هیئت علمی و پژوهشگران مرتبط با بنیاد امیرعلیشیرنوایی ازبکستان از سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران بازدید کردند
رئیس بنیاد امیرعلیشیرنوایی و هیئت همراه ضمن دیدار و گفتگو با معاون پژوهش و منابع دیجیتال و اعضای هیات علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، از بخش نسخ خطی این سازمان بازدید کردند.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد وکتابخانه ملّی ایران، عالمجان دولتاف دولتآویچ،رئیس بنیاد امیرعلیشیرنوایی،ارکین‌اعظماف‌نارمت‌آویچ، نویسنده ازبکستانی و سردبیر مجلۀ «تفکر»، میرعادل‌عبدالرحمناف عبدالله‌یویچ،معاون رئیس حزب دموکراسی «بازسازی ملّی» و جمعی از استادان دانشگاه‌های مختلف ازبکستان با فاطمه صدر، معاون پژوهش و منابع دیجیتال، غلامرضا امیرخانی، مشاور رئیس سازمان، علی کالیراد، رئیس پژوهشکده اسناد و جمعی از اعضای هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران دیدار و گفتگو کردند.

جان دولتاف دولتآویچ رئیس بنیاد امیرعلیشیرنوایی،در ابتدای این نشست ضمن ابراز خرسندی از حضور و بازدید از سازمان اسناد وکتابخانه ملّی ایران، به فعالیت‌های مشترک فی‌مابین اشاره کرد و گفت: کشور ایران و ازبکستان مشترکات فرهنگی بسیاری در زمینه‌های مختلف از جمله ادبیات دارند و در این راستا می‌توان فعالیت در زمینه‌‌های مشترکی چون ایرانشناسی، فرهنگ و هنرشناسی را گسترش داد.

وی ادامه داد: منابعی در مورد کشور ازبکستان در کتابخانه ملّی ایران وجود  دارد که می‌توان با همکاری‌های مشترک، این منابع را در اختیار پژوهشگران ازبکستان قرار داد و در عین حال تبادل منابع نیز صورت گیرد.

فاطمه صدر، معاون پژوهش و منابع دیجیتال سازمان در این نشست ضمن خیر مقدم به هیات علمی و فرهنگی کشور ازبکستان، گفت: با توجه به تاریخ مشترک ایران و ازبکستان و سابقه فرهنگی و تمدنی شهرهایی چون بخارا، سمرقند و تاشکند؛ موضوعات تاریخی و پژوهشی مشترک پیش و پس از اسلام بین دو کشور وجود داردکه بخشی از تمدن ایران فرهنگی بزرگ را شامل می شود. در ازبکستان نیز منابع قابل توجه پژوهشی وجود دارد که می‌تواند در اختیار پژوهشگران ایرانی نیز قرار گیرد.

وی ادامه داد:کتابخانه دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، منابع دیجیتال شده بسیاری را در اختیار جامعه علمی در نقاط مختلف دنیا قرار داده است و پژوهشگران ازبکستانی نیز می‌توانند از منابع دیجیتال این کتابخانه از همان کشور استفاده کنند. در حوزه زبان و ادبیات فارسی و تاریخ مشترک نیز منابع بسیاری در کشور ازبکستان وجود دارد که می‌تواند در اختیار جامعه پژوهشی کشور ایران قرار گیرد.

فرح زاهدی عضو هئیت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران در ادامه با بیان درخواست هایی مبنی بر تبادل نسخ خطی و منابع از نیاد امیرعلیشیرنوایی گفت: تخصص بنده سغدی شناسی است. در نتیجه بسیار تمایل دارم تبادلاتی که بین کتابخانه ملّی ایران و بنیاد امیرعلیشیرنوایی صورت می گیرد، متعلق به منابع پیش از و پس از سلام باشد.

وی ادامه داد: در منابعی خوانده ام که تعدادی سالنامه چینی در کشور ازبکستان وجود دارد که این سالنامه ها از جهت ذکر مکان های جغرافیایی به صورتی که اسم را تغییر داده اند؛ اطلاعات مربوط به حکمرانان برای پژوهشگران ایرانی  بسیار مفید است. بنابراین این دسته از منابع هم مورد توجه کتابخانه ملّی ایران قرار دارد. همچنین فعالیت های باستان شناسی نیز در کشور ازبکستان به زبان روسی و یا ازبکستانی در دوره های قبل تا کنون انجام شده و یا در حال انجام است و چون این تحقیقات مربوط به ایران فرهنگی بزرگ است، تمایل داریم گزارش های باستان شناسان نیز در اختیار پژوهشگران ایران قرار گیرد و در کتابخانه ملّی ایران نگهداری شود.

در ادامه این نشست،غلامرضا امیرخانی، مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران گفت: با توجه به جایگاه سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران و دارا بودن منابع غنی می توان فعالیت های مشترکی را در حوزه های فرهنگی به ویژه شناساندن شخصیتی چون امیرعلیشیرنوایی از دو جنبه عمومی و آکادمیک تعریف و اجرایی کرد.

این عضو هیات علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران ادامه داد: نزدیک به 30 نسخه از آثار امیرعلیشیرنوایی از اواخر قرن پانزده تا نوزده میلادی در مخازن کتابخانه ملّی ایران موجود است که پیشنهاد می کنم طی تفاهم‌نامه‌ای بخشی از تالار مللِ تالارهای معاونت کتابخانه ملّی به کشور ازبکستان اختصاص یابد. همچنین نیاز است محققان ایرانی با مباحث تاریخی و فرهنگی دو کشور و به خصوص با شخصیت امیرعلیشیرنوایی آشنا شوند. البته آثار و مقالات بسیاری درباره این شخصیت در ایران نوشته شده است که در حوزه رمان می‌توان به رمان «پریزاد» نوشته زنده یاد سعید تشکری اشاره کرد.

علی کالیراد، رئیس پژوهشکده اسناد با بیان این مطلب که کشور ازبکستان نقش مهمی در همگرایی فرهنگی در منطقه آسیای مرکزی دارد گفت: با توجه به پیوندهای تاریخی دو کشور ایران و ازبکستان؛ این آمادگی وجود دارد که همکاری‌های فرهنگی و مشترک تاریخی و تمدنی فی‌مابین انجام شود.

لازم به توضیح است در این نشست مصطفی نوری از پژوهشگران سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران در مورد مهاجران سمرقتدی و بخارایی که در نیشابور ساکن هستند صحبت کردند. و همچنین علی محمد طرفداری عضو هیئت علمی و رییس گروه ایرانشناسی و اسلام‌شناسی سازمان با اشاره به فرصت پیش آمده بین بنیاد امیرعلیشیرنوایی و سازمان، خواستار همکاری این دو مرکز برای مبادله نسخ و اسناد مورد نیاز طرفین و به خصوص اسناد مرتبط با تاریخ معاصر ایران شد، و بر حضور هیئتی از سازمان جهت بازدید و انتخاب اسناد مورد نیاز پژوهشگران ایرانی از مراکزی آرشیوی ازبکستان تأکید کرد.

در پایان این نشست عالمجان دولتاف دولتآویچ رئیس بنیاد امیرعلیشیرنوایی یک مجموعه 30 جلدی نشر علمی دوره استقلال مطالعه مدرن ازبکی، کتاب ۴ جلدی با عنوان «خمسه» اثر امیر علیشیر نوایی و آثاری در حوزه موسیقی محلی و ادبیات ازبکستانی به کتابخانه ملّی ایران اهدا کردند و معاونت پژوهش و منابع دیجیتال به عنوان نماینده سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران یک کتاب دو جلدی «زیباترین ابیات قصه های مثنوی»،کتاب «فهرست نفایس هنری» و فهرست نسخه های خطّی کتابخانه ملّی ایران را به بنیاد امیرعلیشیرنوایی ازبکستان اهدا کرد. 

 


کتابِ «حواصل و بوتیمار» در هشتمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» معرفی شد


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ - ۱۶:۲۲:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ - ۱۷:۱۶:۵۸
کتابِ «حواصل و بوتیمار» در هشتمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» معرفی شد
هشتمین کتاب در سلسله نشست های « صد کتاب ماندگار قرن» به منظور پاسداشت نگاشته های برتر ایرانیان در یک قرن اخیر، با بررسی کتابِ «حواصل و بوتیمار» تالیف امیرحسن یزدگردی به کوشش اصغر دادبه با حضور اکبر ایرانی مدیرعامل مرکز پژوهشی میراث مکتوب، علیرضا مختارپور رئیس سازمان اسناد وکتابخانه ملّی ایران، معاونان و مدیران این سازمان و جمعی از پژوهشگران برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، هشتمین کتاب در سلسله نشست های « صد کتاب ماندگار قرن» با سخنرانی علی اشرف صادقی استاد گروه زبان شناسی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و علی اصغر دادبه استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی و مدیر گروه ادبیات دائره المعارف بزرگ اسلامی سخنرانی در تاریخ 29 بهمن ماه برگزار شد.

غلامرضا امیرخانی عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران که دبیری این نشست را به عهده داشت؛ ضمن خوش آمدگویی به حاضران، توضیحاتی درباره سلسله نشست های «صدکتاب ماندگار قرن» ارائه کرد و گفت: ایده برگزاری سلسله نشست های صد کتاب ماندگار قرن از سال 1300 تا 1400؛ توسط آقای مختارپور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران مطرح شد و قرار است در این مجموعه نشست ها، یکصد کتاب تالیفی که به زبان فارسی نوشته و در ایران منتشر شده است؛ معرفی شود.

وی ادامه داد: پیشنهاد معرفی کتاب «حواصل و بوتیمار» به عنوان هشتمین کتاب از «صد کتاب ماندگار قرن» نیز از سوی آقای مختارپور ارائه شد و زمانی که ایده معرفی این کتاب با اهالی فن، کارشناسان و متخصصان مطرح  شد به اتفاق معتقد بودند که انتخاب این اثر به عنوان کتاب ماندگار شایسته و مورد تقدیر است.

 

کتاب «حواصل و بوتیمار» یک اثر تحقیقی و ادبی است

علی اشرف صادقی استاد گروه زبان شناسی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به شخصیت علمی امیرحسن یزدگردی نویسنده کتاب «حواصل و بوتیمار» گفت: استاد امیرحسن یزدگردی محقق عالی رتبه و توانایی بود و از همان دوران دانشجویی که در محضر استاد فروزانفر شاگردی می کرد آوازه پژوهش ایشان به گوش می رسید.

این عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی تصریح کرد: یزدگردی عاشق زبان و ادبیات فارسی بود و عشق به زبان فارسی را در پیشگفتار کتابِ «حواصل و بوتیمار» به خوبی می توان مشاهده کرد. زیرا وی پیشگفتار این کتاب را با نثری ادبی، شیوا و روان نوشته و هیچ اشکال دستور زبانی در آن وجود ندارد و به اعتقاد من یک متن ادبی، آراسته و فوق معیار است. با این اوصاف کتاب «حواصل و بوتیمار» یک اثر تحقیقی و ادبی است.

وی ادامه داد: این کتاب حاصل 16 سال تحقیق و پژوهش یزدگردی است که کامل ترین شکل تحقیق را ارائه کرده است. وقت و زمانی که وی صرف دقت در پژوهش این کتاب داشته موجب شده که نتواند کتاب دیگری از خود به یادگار بگذارد. و حیف که عمر کوتاه و بیماری او اجازه نداد در عرصه فرهنگ این سرزمین کتاب های دیگری بنویسد. در واقع روحیه کمال گرایی یزدگردی مانع از نگارش و انتشار کتاب های دیگر از او شد. به همین دلیل به جوانان محقق توصیه می کنم دامنه تحقیق و وسعت دید خود را در زمینه های متعدد گسترش دهند. زیرا زمان زندگی اندک است و باید برای کارهای به زمین مانده وقت گذاشت.  

علی اشرف صادقی زبان شناس و استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران اظهار داشت: ذکر این نکته مهم است که انتخاب این کتاب برای معرفی بسیار درست و با دقت انجام شده است. زیرا نمی‌توان از نثر ادبی فاخر و مطالب درست و در عین حال تو‌در‌توی آن گذشت.

 

استاد امیرحسن یزدگردی در مقوله تحقیق پیرو مکتب دقت بود

علی اصغر دادبه استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی و مدیر گروه ادبیات دائره المعارف بزرگ اسلامی که کتاب «حواصل و بوتیمار» به کوشش وی منتشر شده است؛ در ادامه این نشستِ تخصصی با اشاره به دیدگاه های متفاوت درباره مقوله تحقیق گفت: آنچه استاد علی اشرف صادقی درباره سرعت در مباحث تحقیقاتی گفت، درست است. اما نکته ای که نباید فراموش کرد، توجه به این مطلب است که وقتی تحقیقات جدید به زمینه های علمی و فرهنگی کشور افزوده شد؛ دو دیدگاه در این مقوله نیز مطرح شد. یک دیدگاه مکتب سرعت و دیگری مکتب دقت بود. که در مکتب سرعت می توان از استاد سعید نفیسی و در مکتب دقت از استاد علامه قزوینی یاد کرد که وجود هر دو مکتب در زمینه های مختلف تحقیقاتی ضروری است.

وی ادامه داد: از دیدگاه بنده استاد امیرحسن یزدگردی در مقوله تحقیق پیرو مکتب دقت بود و این موضوع در وجوه مختلف زندگی او نیز نمایان بود و صادقانه عمل می کرد. در همین راستا وقتی به جوانان مجوز داده می شود که به دلیل وقت اندک، براساس مکتب سرعت پیش بروند، یک خطر بزرگ وجود دارد و آن هم وجود بی دقتی محض در تحقیقات است که متاسفانه این روزها شاهد آن هستیم. بنابراین توصیه می کنم علاوه بر سرعت، موضوع دقت و خوب دیدن مقوله های مورد تحقیق را در دستور کار خود قرار دهند.

 

بی واسطه سراغ منابع تحقیقاتی خود می رفت

این استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی در ادامه صحبت های خود با اشاره به این مطلب که استاد یزدگردی در مسیرتحقیقات خود همیشه سراغ اصل مطلب می رفت؛ گفت: این استاد فرهیخته در مسیر تحقیقاتی خود واسطه ها را کنار می گذاشت و شخصا سراغ اصل موضوع می رفت. به عنوان مثال یک منبع تحقیقاتی که در کتاب هم آمده به زبان عِبری نوشته شده بود و برای اینکه به آن منبع دسترسی بی واسطه داشته باشد اول زبان عِبری یاد گرفت و بعد تحقیقات خود را ادامه داد.

در پایان این نشست غلامرضا امیرخانی مشاور رئیس سازمان و عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران یادداشت ارسالی هادی عالم زاده استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران را قرائت کرد.

 

معرفى دو مقاله كمتر شناخته شده استاد يزدگردى 

هادی عالم زاده استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران در این یادداشت ضمن قدردانی از انتخاب این کتاب برای معرفی در سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» چنین آورده است: مقدمه ممتّع و دقيق و فاضلانه دوست و همكار گرامى، جناب استاد دكتر دادبه، مرا از معرفى اين كتاب و ورود  به بيان  دقايق تحقيقاتى و نكته يابى ها علمى و ادبى و عمق و گستره تتبعات مؤلف فقيد  بى نياز مى سازد ؛ هم چنين اطمينان دارم كه اهل كتاب با دو اثر مشهور شادروان يزدگردى، يعنى نفثةالمصدور و ديوان ظهيرالدين فاريابى آشنايند و مى دانند كه اين دو تحقيق گران سنگ از چنان جايگاهى برخورداربوده اند كه موفق به اخذ جايزه كتاب سا ل شده اند؛ از اين روى؛  اين بنده، اين فرصت و نشست پربركت را مغتنم مى شمرم و تنها به معرفى دو مقاله كمتر شناخته شده استاد يزدگردى  و اشاره اى به سهم ارزشمند احتمالاً ناشناخته او در مشاركت مؤثرش در تصحيح و تحقيق دو اثر  مشهور كليله و دمنه  مصحح استاد مجتبى مينوى و ديوان شمس تبريزى مصحح استاد بديع الزمان فروزانفر مى پردازم.

 ١.مقاله «ساز عرفانى ذوالفنون»

مقاله كوتاهى است در هفت صفحه، با خط خوش استاد، در باره جلال ذوالفنون موسيقى دان ، رديف شناس و نوازنده برجسته سه تار ايران ( ١٣١٦ – ١٣٩٠ ش ) كه با  عبارتى در سه سطر شروع مى شود كه مى توان اين عبارت را به مثابه چكيده مقاله تلقى كرد: « سه تار ذوالفنون، به يارىِ انديشه ى نكته پرداز و پنجه ى تواناىِ سِحرآفرين وى، شعر مجسّم و موسيقىِ مصوّر است، كه به گفته ى بزرگان ادب فارسى، اين هر دوان( شعر و موسيقى) فرزندان مادرعشق و تؤامان رَحِم فطرتند.»

 استاد در سمت راست آخرين  صفحه  نوشته اند: «به مناسبت اجراى موسيقى سنتى ايران ( سه تار) در كليساى پرتستان آلمانى زبان تهران به نفع خانه نابينايان نوجوان أصفهان، در تاريخ پنجم مارس ١٩٨٥.» و در سمت چپ چنين افزوده اند: «براى سرورم، يار ديرنم، دوست دانشمندم ، ايرج افشار، كه اگر مصلحت ديد، در «آينده» به چاپ رساند، و الّا پاره كند و به دور ريزد… ارادتمند، ا. ح. يزدگردی» [ بى تاريخ ]. اين بنده كه پيگ رساندن مقاله به دفتر مجله بودم، پيش از رساندن پاكت حاوى مقاله به جناب ايرج افشار، نسخه اى از اصل آن براى روز مبادا زيراكس كردم كه مى توان دست خط چشم نواز استاد را در آن ديد و از أن محظوظ شد.

مقاله «ساز ذوالفنون» و نقش و سهم بزرگ استاد در پيشنهاد تأليف كتابى در موضوع مصطلحات موسيقى در ديوان حافظ به شادروان حسنعلى ملاح، موسيقى دان مشهور( كه به تأليف وچاپ كتاب حافظ و موسيقى انجاميد) دلالت تامّ و آشكار بر ذوق سرشار موسيقيايى و شناخت شگفت انگيزاستاد يزدگردى از دستگاه ها و گوشه هاى موسيقى ايرانى دارد، چندان كه با شنيدن آغاز نواى هر سازى يا آوازى، بى درنگ گوشه و دستگاه آن را در مى يافت و نام مى برد. اين بنده  يكى دو بار  براى ضبط تك نوازى هايى از نوازندگان زبردست سازهاى گونه گون  براى  كاست هايى كه از حافظ ، خيام ، مولوى و نظامى با صداى خود خوانده اند و نسخى از آنها موجود است، در خدمت ايشان بوده ام.

٢. مقاله «به ديده انصاف بنگريم»

  مقاله بلندى است در٧٩ صفحه كه در شماره ٥ و ٦، سال ١٦، مجله دانشكده ى ادبيات و علوم انسانى، ارديبهشت ١٣٤٨،به چاپ رسيده است. سمت راست بالاى صفحه اول مقاله با اين جمله استاد موشَّح گشته است: «تقديم به: علّامه ى استاد، مجتبى مينوى، آزاد مردى كه نقد عمر را يكسره بر ادب و تاريخ و فرهنگ وقف كرده است.» و در سمت چپ بالاى همين صفحه اين جمله از كتاب نفثة المصدور نقل شده است: « … از نفثةالمصدورى كه مهجورى بدان راحتى تواند يافت، چاره نيست… - شهاب الدين نَسَوى» .

 اين مقاله پاسخ استاد است به نقدى كه در شماره ٨٦ نشريه دانشكده ادبيات و علوم انسانى تبريز با عنوان «ملاحظاتى چند در باب تصحيح نفثة المصدور» به قلم حسن قاضى طباطبائى، يكى از اعضاى هيأت علمى آن دانشكده چاپ شده است.   به گمان اين بنده، جمله منقول  از كتاب نفثه المصدور به مثابه «بَراعت إستهلال» در اين مقاله است تا خواننده را از پيش براى خواندن پاسخى تلخ و گزنده در نقد و ردّ نظرات ناقد بركتاب نفثه المصدور آماده سازد، همانند شهاب الدين نسوى، مؤلف نفثه المصدور كه كتاب خود را بى بَسمَله و خطبه وخطابه اى با اين جمله تلخ و اندوه بار آغازيده كه : «در اين مدت  كه تَلاطُم أمواج فتنه كار جهان برهم شورانيده است و سيلاب جَفاى أيام سرهاى سروران را جُفاى خود گردانيده ؛ طوفان بلا چنان بالا گرفته كه كشتى حيات را گذر بر جداول ممات متعين گشته …».

اين مقاله مَثل أعلَى و سرمشقى يكتا است در تحقيق و نكته يابى هاى باريك در مطالعه و بررسى متون و شيوه استناد به منابع و استشهاد از شواهد و عرضه دلايل در اثبات قوت و صحت كارخويش و نفى مدعيات نادرست ناقد در ايراد إشكالات و ارائه اصلاحات؛  افزون براين نمونه اى است گويا و آموزنده از شيوه نگارش استاد در استخدام كلمات و تعابير متون كهن، خاصه تاريخ بيهقى كه شيفته آن بود و حتى در محاورات روزمره ومكالمات تلفنى او نيزجلوه مى كرد؛ نمونه را به نقل يك عبارت از صفحه ٦٦ بسنده مى كنم : «به يقين اگر آن معلم فاضل در اين عبارت غَورى – چنانكه بايد- مى فرمودند، در برنشاندن نظرِ خويش بر كرسى قبول بيش إصرار نمى ورزيدند، و بابِ اين [ فرض] و [ اصلاح ] را كه [ شايد بجاى «تيزتر» لفظ «برتر» مناسبتر باشد] ، عَلى مصراعيه ، بر راىِ روشن خويش فرو بسته مى يافتند.»  به عرض مى رسانم كه قطعاً خواننده دقيق النظر به آسانى ظرافت تركيب « باب اين فرض على مصراعيه  بر راى خويش فروبسته مى يافتند .» را در مى يابد و محظوظ مى گردد.

٣. كليله و دمنه مصحَّح مجتبى مينوى

   همه آشنايان با ادبيات فارسى از اهميت و سرگذشت اين كتاب، يعنى ترجمه آن  از  اصل هندى اش ، موسوم به پَنچَه تَنترَه به پهلوى توسط برزويه طبيب در زمان انوشيروان و ترجمه آن از پهلوى به عربى توسط روزبه پسر دادويه، معروف به ابن مقفع،  در زمان منصور خليفه عباسى  و ديگر ترجمه هاى منثور و منظوم آن به عربى، فارسى ، تركى، سريانى، زبان هاى اروپايى و ديگر زبان ها آگاهند. در زبان فارسى ترجمه منظوم رودكى سمرقندى و ترجمه منثور واعظ كاشفى، با عنوان انوار سهيلى، از شهرتى نسبى برخوردارند؛ اما شاخص ترين ترجمه فارسى اش از آنِ ابوالمعالى نصرالله منشى است كه آن را به بهرام شاه غزنوى تقديم كرده و ازاين  روى به كليله و دمنه بهرامشاهى نيز شهرت يافته. استاد مينوى در باره ترجمه نصرالله منشى مى گويد: اين ترجمه  مقلدان بسيارى داشته ، اما يكى را هم نمى شناسد كه شيوه انشاى او را چنانكه بايد وشايد أموخته و هنر او رابه كار برده باشد(مقدمه ،صفحه يج).

  در باب نقش وسهم  استاد يزدگردى در تصحيح و چاپ كليله و دمنه بهرامشاهى چاپ دانشگاه به نقل عين نصّ سخن استاد مجتبى مينوى (صفحه يح – يط ) بسنده مى شود:

 «قبل از توصيف نسخِ مِلاك كار و تعريف كتبِ مأخذِ ترجمه ها و تفسيرها و شروح و توضيحات، لازم است عرض كنم كه:

در  اين  كار از نامداران  شهر

مرا از دو  كس بود بسيار بهر

نخست آقاى دكتر امير حسن يزدگردى، دانشيار فاضل دانشگاه طهران و صَديق ارجمندِ نگارنده كه پنج سالى با بنده به هر نوع يارى و همكارى كردند، از استنساخ كتاب ار روى[ نسخه ] أساس و همراه كردنِ آن  با نسخ ديگر و رهنمائى در اينكه چه الفاظى در حواشى توضيح و تشريح گردد و در بسيار موارد ارائه مأخذ و شاهدى براى روشن كردنِ معناى اين لفظ و أن لفظ ، و غير اين يارى ها كه اگر در هر موردى چنان كه حقْ است شكرگزارىِ جداگانه از آن كمك مى كردم مى بايست صفحه اى از صفحات از ذكر نام عزيزشان خالى نباشد؛ وليكن مسؤوليت صحت و سقم مندرجات كتاب تماماً بر عهده ى اين بنده است. »

  تجرى مى ورزم از مسموعات خود بر سخن استاد مينوى اين را مى افزايم كه ترجمه همه ابيات عربى به فارسى اين كتاب كه كم شمار نيست، از استاد يزدگردى است.

٤. ديوان شمس تبريزى مصحح بديع الزمان فروزانفر:

 استاد يزدگردى در تصحيح ديوان شمس تبريزى چاپ دانشگاه تهران مشاركت  داشته كه مدتى مديد زمان برده است.  شادروان بديع الزمان فروزانفر در مقدمه اين اثر به ايجاز از اين  همكارى تشكر كرده است.


از 30 بهمن ماه؛

نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» روی آنتن شبکه چهار سیما می رود


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ - ۱۴:۳۳:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ - ۱۴:۳۷:۲۹
نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» روی آنتن شبکه چهار سیما می رود
مجموعه نشست های «صد کتاب ماندگارقرن»، روزهای دوشنبه هر هفته ساعت 9 از شبکه چهار سیما پخش خواهد شد.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» به منظور پاسداشت نگاشته های برتر ایرانیان در یک قرن اخیر، همزمان با هفته کتاب در آبان ماه آغاز شد و تا کنون هشت برنامه از این مجموعه در سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران برگزار شده است؛ و شبکه چهارسیما در نظر دارد به منظور ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی، این سلسله نشست‌ها را برای عموم مردم پخش کند.

براساس این گزارش نخستین بخش این برنامه، فردا 30 بهمن ماه، ساعت 9 با پخشِ نشست دو کتاب «نثرطوبی» و «تاریخ پیامبر اسلام» آغاز می شود.

لازم به توضیح است تا کنون کتاب های «تاریخ پیامبر اسلام»، اثر محمدابراهیم آیتی، «نثر طوبی؛ دایره‌المعارف لغات قرآن کریم» اثرعلامه ابوالحسن شعرانی، «بیست مقاله قزوینی» از مجموعه پژوهش های علامه محمد قزوینی، «زندگانی فاطمه زهرا سلام الله علیها» نوشته سید جعفر شهیدی، «مسئله حجاب» استاد شهیدمرتضی مطهری، «واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی» نوشته کتایون مزداپور، «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» سلسله جلسات استاد سید علی خامنه ای مشهد مقدس رمضان المبارک 1353 و «حواصل و بوتیمار» نوشته امیرحسن یزدگردی در سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» معرفی و بررسی شده است.


گزارش تصویری | نشست بررسی هشتمین کتاب از «صد کتاب ماندگار قرن» با عنوان «حواصل و بوتیمار»


تاریخ انتشار: ۷۸۲/۱/-۱۱۷ - ۱۳:۴۸:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ - ۹:۴۷:۲۵
گزارش تصویری | نشست بررسی هشتمین کتاب از «صد کتاب ماندگار قرن» با عنوان «حواصل و بوتیمار»
نشست بررسی هشتمین کتاب از سلسله نشست‌های « صد کتاب ماندگار قرن» با معرفی کتابِ «حواصل و بوتیمار» اثر مرحوم حسن یزدگردی برگزار شد.


کتابِ «حواصل و بوتیمار» در نشست صد کتاب ماندگار قرن معرفی می شود


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ - ۱۰:۴۶:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ - ۱۰:۵۱:۳۹
کتابِ «حواصل و بوتیمار» در نشست صد کتاب ماندگار قرن معرفی می شود
کتابِ «حواصل و بوتیمار» تالیف استاد امیرحسن یزدگردی به عنوان هشتمین کتاب از صد کتاب ماندگار قرن معرفی می‌شود.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، کتابِ «حواصل و بوتیمار» تالیف استاد امیرحسن یزدگردی به کوشش اصغر دادبه، به عنوان هشتمین کتاب از سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» ؛ روز یکشنبه 29 بهمن ماه، ساعت 10 در سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران معرفی می شود. 

در این نشست تخصصی علی اشرف صادقی زبان شناس و استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و علی اصغر دادبه استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی و مدیر گروه ادبیات دائرة المعارف بزرگ اسلامی سخنرانی خواهند کرد و غلامرضا امیرخانی عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران دبیری این نشست را به عهده خواهد داشت. 

این اثر ماندگار، حاوی دقیق‌ترین و روشن‌ترین پژوهش‌ها درباره حواصل و بوتیمار است. در این کتاب، حواصل ـ که گونه‌ای از پرندگان خانواده مرغ سقا یا پلیکان است ـ و بوتیمار ـ که از راسته لک لک سانان و از خانواده بوتیمار است، به تفصیل معرفی شده است.  در بخش‌هایی از کتاب نویسنده ردّ پای این دو پرنده را در ادبیات فارسی ـ اعم از نظم و نثر ـ دنبال کرده است.

ارزش کار او هنگامی مشخص می‌شود که بدانیم برای نگارش اثر حاضر از هر کتابِ پرنده‌شناسی به زبان‌های اروپایی (بویژه انگلیسی و فرانسه) و گاه دیگر زبان‌ها مانند عربی حتی عبری بهره برده است.کتاب  «حواصل و بوتیمار» پس از درگذشت نویسنده انتشار یافته و در سال ۱۳۷۲ به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده است. 

لازم به توضیح است تا کنون کتاب های «تاریخ پیامبر اسلام»، اثر محمدابراهیم آیتی، «نثر طوبی؛ دایره‌المعارف لغات قرآن کریم» اثرعلامه ابوالحسن شعرانی، «بیست مقاله قزوینی» از مجموعه پژوهش های علامه محمد قزوینی، «زندگانی فاطمه زهرا سلام الله علیها» نوشته سید جعفر شهیدی، «مسئله حجاب» استاد شهیدمرتضی مطهری، «واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی» نوشته کتایون مزداپور و  «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» سلسله جلسات استاد سید علی خامنه ای مشهد مقدس رمضان المبارک 1353 در سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» معرفی و بررسی شده است.


با هدف اطلاع‌رسانی اسناد مرتبط با رخدادهای انقلاب اسلامی ایران؛

سومین ویژه‌نامه سندنگار با ارائه اسناد مکتوب و تصویری منتشر شد


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۲۴ - ۱۴:۴۳:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۲/۲ - ۱۴:۳۰:۱۱
سومین ویژه‌نامه سندنگار با ارائه اسناد مکتوب و تصویری منتشر شد
مجموعه سوم از ویژه‌نامه سندنگار با عنوان «انعکاس نور»، به مناسبت ایام‌ الله فجر انقلاب اسلامی، به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، این اسناد شامل مجموعه‌ای از اسناد مکتوب و تصویری آرشیو ملی ایران درباره رخدادهای انقلاب اسلامی در سال 1357،  است که به همت معاونت اسناد ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران تدوین و با همکاری معاونت پژوهش و منابع دیجیتال منتشر شده است.

مجموعه اسنادی «انعکاس نور» شامل 38 عنوان سند ‌در قالب 54 برگ و 42 قطعه عکس انتشار یافته است که روایتی از افکار، بینش‌ها، ایدئولوژی، نقش رهبری، محورهای مبارزه و اشک و لبخند حماسه‌سازان این رویداد عظیم است.

مجموعه اول این سندنگار به مناسبت واقعه پانزده خرداد در پاییز سال 1401 منتشر شد و مجموعه دوم به اسناد مرتبط با قیام مردم مسلمان ایران در مسجد گوهرشاد تعلق دارد.

تدوین و انتشار اسناد تاریخی ایران اسلامی در قالب ویژه‌نامه سندنگار، پویشی است برای ترسیم نگاهی نو و مترقی به اسناد که از سوی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران به جامعه فرهیختگان و پژوهشگران تاریخ، به‌ویژه علاقه‌مندان به حوزه تاریخ انقلاب اسلامی عرضه می‌شود تا روایت‌گری صادق و مستند به دست متولیان حفظ و حراست خود، باشد.

در آغاز چهل ‌و ششمین جشن پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران بر آن شد تا با انتشار بخش کوچکی از اسناد انقلاب اسلامی، صفحات روشنی از این رویداد باشکوه را ارائه نماید و به تدوین، پژوهش و انتشار روایت‌های صحیح از تاریخ این مرز و بوم مبتنی بر اسناد مدد رساند.

علاقمندان می‌توانند فایل این مجموعه را به صورت رایگان از آدرس زیر دریافت نمایند.

  https://dl.nlai.ir/UI/b28cd312-835c-4303-8ae9-e9bb48e63b9d/Catalogue.aspx

 


کتابِ «حواصل و بوتیمار» در نشست صد کتاب ماندگار قرن معرفی می شود


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۲۱ - ۱۲:۳۸:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۱/۲۱ - ۱۲:۴۴:۴۱
کتابِ «حواصل و بوتیمار» در نشست صد کتاب ماندگار قرن معرفی می شود
کتابِ «حواصل و بوتیمار» تالیف استاد امیرحسن یزدگردی به عنوان هشتمین کتاب از صد کتاب ماندگار قرن معرفی می‌شود.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، کتابِ «حواصل و بوتیمار» تالیف استاد امیرحسن یزدگردی به کوشش اصغر دادبه، به عنوان هشتمین کتاب از سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» ؛ روز یکشنبه 29 بهمن ماه، ساعت 10 در سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران معرفی می شود.

این اثر ماندگار، حاوی دقیق‌ترین و روشن‌ترین پژوهش‌ها درباره حواصل و بوتیمار است. در این کتاب، حواصل ـ که گونه‌ای از پرندگان خانواده مرغ سقا یا پلیکان است ـ و بوتیمار ـ که از راسته لک لک سانان و از خانواده بوتیمار است، به تفصیل معرفی شده است.

در بخش‌هایی از کتاب نویسنده ردّ پای این دو پرنده را در ادبیات فارسی ـ اعم از نظم و نثر ـ دنبال کرده است. ارزش کار او هنگامی مشخص می‌شود که بدانیم برای نگارش اثر حاضر از هر کتابِ پرنده‌شناسی به زبان‌های اروپایی (بویژه انگلیسی و فرانسه) و گاه دیگر زبان‌ها مانند عربی حتی عبری بهره برده است.کتاب  «حواصل و بوتیمار» پس از درگذشت نویسنده انتشار یافته و در سال ۱۳۷۲ به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده است.

لازم به توضیح است تا کنون کتاب های «تاریخ پیامبر اسلام»، اثر محمدابراهیم آیتی، «نثر طوبی؛ دایره‌المعارف لغات قرآن کریم» اثرعلامه ابوالحسن شعرانی، «بیست مقاله قزوینی» از مجموعه پژوهش های علامه محمد قزوینی، «زندگانی فاطمه زهرا سلام الله علیها» نوشته سید جعفر شهیدی، «مسئله حجاب» استاد شهیدمرتضی مطهری، «واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی» نوشته کتایون مزداپور و  «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» سلسله جلسات استاد سید علی خامنه ای مشهد مقدس رمضان المبارک 1353 در سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» معرفی و بررسی شده است.


در همایش «کارنامه ساواک» مطرح شد؛

نقش اداره کل سوم ساواک در سرکوب مخالفان/ نکات مغفول‌مانده درباره مناسبات امنیتی حکومت پهلوی و رژیم صهیونیستی


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۱۹ - ۱۰:۳۴:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۲/۲ - ۱۲:۵۳:۱۱
نقش اداره کل سوم ساواک در سرکوب مخالفان/ نکات مغفول‌مانده درباره مناسبات امنیتی حکومت پهلوی و رژیم صهیونیستی
همایش «کارنامه ساواک: واکاوی بر پایه اسناد»، هم‌زمان با ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی، به‌منظور معرفی و بررسی اسناد فعالیت‌های ساواک در سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران برگزار شد

به گزارش روابط‌عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، همایش «کارنامه ساواک: واکاوی بر پایه اسناد»، هم‌زمان با بزرگداشت چهل و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، با بررسی موضوعاتی چون «عملکرد اداره کل سوم ساواک»، «مناسبات امنیتی حکومت پهلوی و رژیم صهیونیستی» و «نقش و عملکرد ارتشبد حسین فردوست در دفتر ویژه اطلاعات» با حضور علیرضا مختارپور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، معاونان و مدیران این سازمان و جمعی از پژوهشگران و علاقه‌مندان در ساختمان آرشیو ملی این سازمان برگزار شد.

 

سیستم‌های اطلاعاتی باید مستقل، بر اساس قانون و در مسیر وحدت ملّی حرکت کنند

 قاسم تبریزی پژوهشگر مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی موزه عبرت در ابتدای این همایش یک‌روزه با اشاره به‌ضرورت وجود سیستم اطلاعاتی در نظام‌های سیاسی گفت: وجود تشکیلات اطلاعاتی برای حفظ امنیت داخل کشور و حفاظت از اقتدار و استقلالِ برون‌مرزی، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر در حکومت‌ها و نظام‌های سیاسی است. اما این ضرورت زمانی معنا پیدا می‌کند که سیستم‌های اطلاعاتی مستقل باشند و بر اساس قانون عمل و در مسیر وحدت ملّی، استقلال و اقتدار ملّی حرکت کنند تا در بطن جامعه آرامش، امنیت و آسایش برقرار شود.

این پژوهشگر تاریخ افزود: طبق اسناد تاریخی سیستم اطلاعاتی ساواک را حکومت سلطنتی شاهنشاهی طراحی نکرد؛ بلکه طراحی، برنامه‌ریزی و اجرایی‌کردن این سیستم توسط آمریکایی‌ها و در دوران تیمور بختیار انجام شد و به‌این‌ترتیب بود که از سال 1335 تا 1350، 10 مستشار نظامی بر سیستم اطلاعاتی و جاسوسی ساواک حکمرانی کردند. 

وی با اشاره به وظایف اداره کل سوم ساواک گفت: این اداره کل یکی از شاخه‌های مهم سیستم اطلاعاتی ساواک بود که وظیفه تأمین امنیت داخلی کشور در همه امور چون مطبوعات، دانشگاه‌ها، مساجد، مدارس، حسینیه‌ها و غیره را به عهده داشت. اولین رئیس اداره کل سوم ساواک سرلشکر مصطفی امجدی از عناصر وابسته به انگلیس در دوران تیمور بختیار بود و در ادامه سرلشکر پاکروان، نصیری و مقدم رؤسای این اداره کل بودند که حمله به مدرسه فیضیه قم و بعد هم قیام 15 خرداد و تبعید امام خمینی (ره) در زمان ریاست ناصر مقدم صورت گرفت.

 

به گواه تاریخ سیستم اطلاعاتی ساواک در جهت منافع مردم ایران حرکت نمی‌کرد

تبریزی پژوهشگر مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی موزه عبرت در ادامه صحبت‌های خود با اشاره به این مطلب که اداره زندان‌ها زیر نظر اداره کل سوم ساواک بود گفت: آموزش نیروهای ساواک برای اداره زندان‌ها و شکنجه زندانیان زیر نظر این اداره کل انجام می‌شد و آمریکایی‌ها در ابتدا وظیفه آموزش نیروهای ساواک را به عهده داشتند و در ادامه از سال 1338 آموزش تربیت نیروهای ساواک به عمال رژیم صهیونیستی سپرده شد. یکی از رخدادهای دوران ریاست ناصر مقدم بر اداره کل سوم ساواک تشکیل کمیته مشترک ضد خرابکاری بود. به گواه تاریخ سیستم اطلاعاتی ساواک در حکومت پهلوی دوم به هیچ عنوان مستقل نبود و در جهت حفظ امنیت و منافع مردم حرکت نمی‌کرد.  

 

دفتر ویژه اطلاعات برای آگاهی از اتفاق‌های مختلف در ارکان جامعه تأسیس شد

مصطفی جوان نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر در ادامه همایش علمی «کارنامه ساواک: واکاوی بر پایه اسناد» به «نقش و عملکرد ارتشبد حسین فردوست در دفتر ویژه اطلاعات» پرداخت و بیان کرد: برای بررسی این عنوان موضوعی در درجه نخست باید به این سؤالات پاسخ داده شود که چه عواملی باعث تشکیل دفتر ویژه اطلاعات شد؟ و چرا حسین فردوست به‌عنوان رئیس این دفتر انتخاب شد؟ و چه نتایجی از آن حاصل شد؟

وی ادامه داد: پس از اشغال ایران توسط متفقین در شهریور 1320 محمدرضا پهلوی جوان با حمایت دولت های خارجی به قدرت رسید و در ادامه قدرت بین دربار، گروه های سیاسی، اجتماعی، احزاب و غیره تقسیم شد و از سوی دیگر اتفاق‌هایی چون سوء قصد به شاه، ترور رزم آرا، ترور هژیر، غائله کردستان و آذربایجان و و نابسامانی‌های ایران پس از جنگ جهانی دوم، شاه را بر آن داشت تا برای حفظ حاکمیت خود سازمان های امنیتی و نظامی را تشکیل دهد. 

جوان اظهار داشت: نهادهای اطلاعاتی و امنیتی باهدف کنترل و نظارت بر تشکیلات نظامی ایجاد شد. در واقع شاه به دلیل نگرانی و ترسی که برای ناامن شدن حکومت خود داشت تصمیم به تشکیل نهادهای اطلاعاتی گرفت تا بتواند جامعه را کنترل کند. در کنار تشکیلات امنیتی که شاه از ترس خروش مردم و یا کودتای نظامیان ایجاد کرد، دفتر ویژه اطلاعات به‌منظور آگاهی از اتفاقات در ارکان مختلف جامعه تأسیس شد. دفتر ویژه اطلاعات وظیفه نظارت بر مراکز امنیتی را به عهده داشت تا نتایج حاصل از آن را به اطلاع شاه برساند. در واقع این دفتر، صافی مجموع کانال‌های اطلاعاتی آن دوران بود که رئیس و محدوده اختیارات آن را شاه مشخص می‌کرد.

این نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: موضوع شیوع فساد در دربار و نظامیان، ناامنی و بحران‌های پیش‌آمده در کشور از دیگر دلایل تأسیس دفتر ویژه اطلاعات بود. هم شاه و هم کشورهای خارجی از جمله انگلیس برای حفظ منافع خود به یکدیگر احتیاج داشتند؛ زیرا روابط ایران و غرب شکل‌گرفته بود و برای شناسایی مخالفین و موافقین خود نیاز داشتند دفتر ویژه اطلاعات را تشکیل دهند. در نتیجه شاه به ارتشبد حسین فردوست مأموریت می‌دهد طی 4 ماه آموزش های لازم را در انگلستان طی کند و حسب دستور شاه آموزش های لازم را می بیند و با بودجه مستقیم از سوی ارتش و زیرنظر شاه این دفتر تشکیل می شود و نظارت بر نهادهای نظامی موازی از طریق تشکیلات اداری شامل رئیس، معاون و پنج شعبه صورت می‌گرفت.  

مصطفی جوان در پایان صحبت‌های خود درباره وظایف دفتر ویژه اطلاعات گفت: از مهم‌ترین وظایف این دفتر ارزیابی و خلاصه‌کردن اخبار و ارائه آن به شاه، ایجاد شبکه‌های مخفی برای کسب اطلاعات فردی و تشکیلاتی در سیستم‌های اداری و نظامی، اعزام نیروهای متخصص برای آموزش جاسوسی و تشکیل شورای امنیت بود. 

 

مناسبات امنیتی حکومت پهلوی و رژیم صهیونیستی از نکات مغفول مانده تاریخ‌نگاری ایران معاصر است

 محمدتقی تقی‌پور نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر معتقد است مناسبات امنیتی حکومت پهلوی و رژیم صهیونیستی از نکات مغفول مانده در حوزه تاریخ‌پژوهی و تاریخ‌نگاری ایران معاصر است که باید روی این موضوع فعالیت پژوهشی قابل‌اعتنا صورت گیرد.

این پژوهشگر تاریخ معاصر با بیان این مطلب در همایش علمی «کارنامه ساواک: واکاوی بر پایه اسناد» گفت: مناسبات امنیتی حکومت پهلوی و رژیم صهیونیستی بخشی از اسرار گم‌شده و ناگفته تاریخ معاصر ایران است. زیرا از نظر بنده فراتر از بحث امنیتی، جاسوسی و اطلاعاتی ابعاد مختلف همکاری حکومت پهلوی و رژیم صهیونیستی در حوزه اقتصادی، سیاسی، دیپلماسی و فرهنگی از جمله موضوعاتی است که باید در حوزه مطالعاتی و تاریخ‌نگاری موردتوجه پژوهشگران و تاریخ‌پژوهان قرار گیرد. 

 

پایگاه اطلاعاتی رژیمِ صهیونیستی در ایران ستون اصلی سیستم جاسوسی در جهان اسلام بود

وی ادامه داد: رژیم صهیونیستی در اردیبهشت سال 1327 شمسی اعلام موجودیت کرد و یکسال بعد یعنی در اسفند سال 1328 حکومت پهلوی این رژیم غاصب را به رسمیت شناخت. اما نکته قابل توجه این است که در فروردین همان سال و قبل از به رسمیت شناخته‌شدن رژیم صهیونیستی، حکومت پهلوی نمایندگانی را به این کشور فرستاد. همچنین طبق اسنادِ موجود پایگاه اطلاعاتی، امنیتی و جاسوسی توسط این رژیم در ایران بنا نهاده شده بود. بنابراین دلیل فرستادن نمایندگان قبل از اعلام موجودیت موضوعی است که همچنان در ابهام قرار دارد. 

این نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به حضور یعقوب نیمرودی به‌عنوان یکی از شخصیت‌های کلیدی رژیم صهیونیستی گفت: یعقوب نیمرودی یکی از شخصیت‌های کلیدی در روابط ایران با رژیم صهیونیستی در حکومت پهلوی است. او در کتابی که با عنوان «سفر زندگی من» نوشته، از وجود پایگاه اطلاعاتی این رژیمِ اشغالگر در ایران به‌عنوان ستون اصلی سیستم جاسوسی رژیم صهیونیستی در جهان اسلام یاد می‌کند. 

محمدتقی تقی‌پور ادامه داد: بخش دیگری از روابط ایران و رژیم صهیونیستی پایگاه‌های برون‌مرزی این رژیم در ایران است که از شمال غرب در بانه و مریوان، تا غرب کشور در ایلام و جنوب غرب در اهواز را در برمی‌گرفت و قدرت نفوذ یعقوب نیمرودی به‌اندازه‌ای بوده که در تمامی اداره‌های ساواک و حتی رکن دوم ارتش را دخالت می‌کرد و این اجازه و اختیاری بود که مستقیماً شاه به او داده بود؛ بنابراین سراسر ایران جولانگاه مأموران یعقوب نیمرودی بود. 

 

گستردگی فعالیت ساواک در کل جامعه یک غنیمت اسنادی برای پژوهشگران است

در ادامه این همایش علی‌اکبر علی‌مردانی پژوهشگر تاریخ معاصر و رئیس پیشین مرکز بررسی اسناد تاریخی سرفصل «ملاحظات تاریخ‌نگارانه در بهره‌گیری از اسناد امنیتی» را تشریح کرد و گفت: بدنه اولیه ساواک از نیروهای ارتش تشکیل شده بود که به دلیل عدم آموزش کافی، به‌صورت ابتدایی موضوعات را ثبت می‌کردند؛ بنابراین یکی از چالش‌های مورخان مواجه با همین اسناد است. در حقیقت گزارش‌های موجود در اسناد ساواک برای حفظ نظام نوشته شده و از نگاه تاریخ‌نگاری مورد بررسی قرار نگرفته است. 

وی ادامه داد: روش تهیه بخشی از گزارش‌ها از طریق شنود مکالمه‌های تلفنی بود. از سوی دیگر گستردگی فعالیت ساواک به کل جامعه تسری پیدا کرده بود که همه اقشار را در برمی‌گرفت و به اعتقاد من این موضوع یک غنیمت اسنادی و تاریخی برای پژوهشگران است. رئیس پیشین مرکز بررسی اسناد تاریخی ادامه داد: شبکه اطلاعاتی ساواک به‌گونه‌ای بود که گاهی گزارش یک رویداد از چند منبع تهیه می‌شد. 

در پایان همایش علمی «کارنامه ساواک: واکاوی بر پایه اسناد» شاداب عسگری نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر و دفاع مقدس موضوع «ساواک در گام آخر» را مورد بررسی قرار داد و گفت: یکی از مباحث مهم در حوزه پژوهش‌های سندی توجه به این موضوع است که بسیاری از پژوهشگران گمان می‌کنند پرداختن به برخی موضوعات دیگر ضرورت ندارد، درحالی‌که چنین نیست.

این نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر و دفاع مقدس اظهار داشت: یکی از موضوعاتی که بر اساس شواهد تمام‌شده به نظر می‌رسد، موضوع انحلال ساواک بود. وی ادامه داد: انحلال ساواک جزو برنامه‌های شریف‌امامی بود؛ اما شاه نپذیرفت و در نهایت قرعه به نام بختیار افتاد و به‌ظاهر انحلال ساواک در زمان نخست‌وزیری او رخ داد.

شاداب عسگری خاطرنشان کرد: در 4 بهمن سال 1357 بختیار لایحه انحلال را به مجلس ارائه کرد که در تاریخ 17 بهمن با آن موافقت شد. اما اصل موضوع توجه به این مطلب است که انحلال ساواک امری نمایشی بود و از اساس قرار بر انحلال نبود، بلکه هدف این بود که برای مدتی این تشکیلات تعطیل شود تا بعد از فروکش کردن التهابات بار دیگر فعالیت خود را از سر بگیرد. 

 

گفتنی است متن کامل مباحث صورت‌گرفته در این همایش متعاقباً منتشر خواهد شد.


در نشست «کتابخانه ملی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی» مطرح شد:

توسعة قابل توجه منابع کتابخانه ملی دردوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۱۸ - ۱۹:۳۰:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۱/۱۸ - ۱۹:۳۶:۵۹
توسعة قابل توجه منابع کتابخانه ملی دردوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی
نشست تخصصی «کتابخانه ملی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی: 45 سال گردآوری، حفاظت، سازماندهی و اشاعه اطلاعات میراث مکتوب» با حضور دکتر نجفقلی حبیبی عضو هیئت امناء سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، دکتر حبیب الله عظیمی عضو هیئت علمی و مشاور ریاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ، و با حضور آقای علیرضا مختارپور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، و معاونین و مدیران سازمان و علاقه مندان برگزار شد.

نسخ خطی بصورت رایگان در اختیار پژوهشگر قرار گیرد

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در این نشست نجفقلی حبیبی عضو هیئت امنای سازمان، حفاظت از نسخه‌های خطی را که پشتوانه فرهنگی و تمدنی ایران است، با اهمیت شمرد و ضمن تشکر از سازمان به جهت اهتمام به حفاظت از این میراث ملی گفت: راه استفاده و بهره‌مندی دانشجویان و اساتید و پژوهشگران از نسخ خطی باید تسهیل شود و در حال حاضر دشواری‌هایی وجود دارد. لذا پیشنهاد می کنم سازمان پس از بررسی، این نسخ را بصورت رایگان در اختیار پژوهشگرانی که روی نسخ خطی کار می‌کنند، قرار دهد.

 

گردآوری اطلاعات از اهم وظایف کتابخانه ملی است

حبیب اله عظیمی عضو هیئت علمی و مشاور ریاست سازمان دیگر سخنران این نشست بود. عظیمی با تاکید بر وظیفه گردآوری اطلاعات در کتابخانه ملی گفت: طبق بند 1 و 2 ماده 3 اساسنامه کتابخانه ملی، گردآوری، حفاظت، سازماندهی واشاعه اطلاعات مربوط به آثار مکتوب (چاپی و خطی) در ایران یا متعلق به ایرانیان خارج از کشور همچنین در زمینه اسلام شناسی و ایران شناسی خصوصا انقلاب اسلامی از اهم وظایف تعریف شده است.

وی در خصوص اقدامات و دستاوردهای کتابخانه ملی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه فراهم‌آوری منابع گفت: افزایش قابل توجه نسخ خطی و منابع خارجی، افزایش قابل توجه منابع چاپی با تصویب قانون واسپاری درسال 1368 در شورای انقلاب فرهنگی، دریافت کتابخانه های شخصی بزرگ مانند کتابخانه استاد احمد آرام (با 6000 جلد) و سراج انصاری (با 1000 جلد) وخاندان شیخ جعفر شوشتری (با 600 نسخه خطی و تعدادی کتب چاپی) و نیز ورود اطلاعات ثبتی منابع ورودی به کتابخانه در سیستم نرم افزار رسا، و مبادله منابع به کتابخانه های داخل و خارج از کشور و تدوین آیین نامه فراهم آوری از جمله اقدامات این حوزه بوده است.

این عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران افزود: آغاز صدور فیپا سال 77 بصورت آزمایشی، راه اندازی فیپای الکترونیکی، راه اندازی شاپا (شناسه استاندارد پیایندها) و شابکا (شناسه بین المللی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی)، اجرایی شدن فهرست نویسی سیستمی، تسهیل دریافت ایزوی فهرست کتابها برای کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی، ورود اطلاعات فهرست کامل نسخ خطی یا اطلاعات ثبتی و توصیفی نسخه ها در سیستم بصورت برخط از فعالیت‌های حوزه ساماندهی منابع در کتابخانه ملی بوده است.

مشاور ریاست سازمان، راه اندازی مخازن و تالارهای تخصصی و عمومی، راه اندازی سرای پژوهش، راه اندازی خدمات مرجع حضوری و غیر حضوری مجازی بصورت آنلاین و آفلاین، راه اندازی تالار دیجیتال برای پایان نامه ها و نسخ خطی، راه اندازی کتابخانه دیجیتال، ارائه خدمات غیرحضوری برای محققان نسخ خطی، را از دیگر اقدامات کتابخانه ملی در اشاعه اطلاعات و اطلاع رسانی بیان کرد.

عظیمی راه اندازی اتحادیه کتابخانه های ملی عضو اکو باهمکاری وزارت خارجه، سازمان ارتباطات و مؤسسه فرهنگی اکو از سال 1387 را از فعالیت‌های برون مرزی کتابخانه ملی برشمرد و گفت: دعوت از رؤسای کتابخانه های ملی فرانسه و انگلیس، اتریش و .... و کتابخانه کنگره آمریکا، امضای تفاهم نامه همکاری با کتابخانه های خارج از کشور، مبادله منابع مازاد با کتابخانه ها و مراکز ایرانشناسی خارج از کشور، راه اندازی اتاق کتابخانه ملل در برخی از کشورها بصورت دوجانبه از دیگر فعالیت‌های بین‌المللی سازمان است.

 

امیدواریم شاهد آغاز پایش و پردازش داده ها با استفاده از فناوری‌های نوین در این دهه باشیم

در این نشست عصمت مومنی، معاون کتابخانه ملی که دبیری نشست را برعهده داشت، در خصوص فعالیت‌ها و اقدامات کتابخانه ملی از دهه 60 تا کنون گفت: دهه 60 ادغام مرکز خدمات کتابداری با کتابخانه ملی ایران، انتشار اولین ویرایش سرعنوان‌های موضوعی فارسی، تدوین اساسنامه جدید کتابخانه ملی، بررسی طرح اجرای پروژه ساختمان کتابخانه ملی، انتشار منابع بومی شده در حوزه کتابداری از قبیل نشانه مولف، رده بندی دیویی داشتیم؛  دهه 70 شروع جذب دانشجو در مرکز عالی کتابداری، آغاز دیجیتالی کردن امور کتابخانه، تولید کتابشناسی ملی روی لوح فشرده، آغاز صدور رسمی فیپا. همچنین در دهه 80 راه­اندازی مدیریت­های استانی و منطقه­ای، راه‌اندازی کتابخانه دیجیتال، آغاز به کار سازماندهی منابع غیر کتابی، آغاز به کار مرکز ملی شاپا و همچنین تخصیص شابکا، بهره‌برداری از نرم‌افزارهای کتابخانه‌ای، افتتاح ساختمان جدید کتابخانه ملی، تشکیل کمیته ملی حافظه جهانی یونسکو، تولیدات علمی سازمان از قبیل گسترش های رده بندی دیویی و دستنامه های سازماندهی و مستندسازی، مجموعه مقالات ایفلاو انتشار نشریات تخصصی علم اطلاعات و آرشیوی از جمله فعالیت‌های کتابخانه ملی بوده  و در دهه 90، حضور در مجامع بین‌‎المللی، برگزاری کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی، برگزاری همایش‌ها و جشنواره‌ها و نشست‌های تخصصی را داشتیم؛ و اکنون در تداوم فعالیت‌های کتابخانه‌ای و اسنادی امیدوار هستیم در این دهه آغاز پایش و پردازش و بهره‌برداری از داده‌ها با استفاده از فناوری‌های نوین را شاهد باشیم.

 


نشست تخصصی «اصول کلی حفاظت پیشگیرانه» برگزار شد


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۱۸ - ۱۵:۱۸:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۱/۱۸ - ۱۵:۳۴:۰
نشست تخصصی «اصول کلی حفاظت پیشگیرانه» برگزار شد
نشست تخصصی «اصول کلی حفاظت پیشگیرانه» همزمان با ایام دهه فجر انقلاب اسلامی بصورت مجازی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در این نشست که با هدف آشنایی با راهبردهای حفاظت پیشگیرانه در کتابخانه ها در راستای حفاظت پایدار از منابع کتابخانه ای برگزار شد، سیده سمیه محسنیان کارشناس حوزه مرمّت، حفاظت پیشگیرانه را مقدم بر مرمت و تعمیر و از جمله میراث فرهنگی شصت ساله ایرانیان دانست و گفت: راهبردهای حفاظت پیشگیرانه به طور گسترده در کشورهای  اروپایی و کشور کانادا و ایالات متحده آمریکا اجرایی شده و در آسیا، رویکرد بسیار متفاوتی در زمینه حفاظت از آثار داشتند و عمدتاً به جای حفاظت، مرمت، نوسازی و بازسازی را مدنظر قرار دادند.

این کارشناس مرمت آثار معتقد است آینده نگری حفاظت پیشگیرانه  در آثار منجر به حداقل رساندن روند فرسایش و نیز صرفه جویی در هزینه های مرمت می شود. 

وی حفاظت پیشگیرانه به دلیل حذف یا به حداقل رساندن عوامل آسیب رسان مخرب را عالی ترین شکل حفاظت از آثار دانست و گفت: راهبردهای حفاظت پیشگیرانه از سه بخش تشکیل شده است: یکی روش هایی جهت به حداقل رساندن آسیب به آثار، دیگری برنامه ریزی و نظارت و مدیریت ساختمان، شرایط محیطی، مدیریت بحران و مدیریت تلفیقی در موزه، و آخرین روش آماده سازی کلیه شرایط جهت اجرای راهبردهای حفاظت پیشگیرانه و آموزش به کارکنان درباره آسیب‌های قابل کنترل و ثبت وضعیت آثار می باشد.

محسنیان در این کارگاه عدم اطلاع و آموزش  مجموعه‌داران از حفاظت‌پیشگیرانه در کنار عدم ارتباط آنان با نهادهای علمی ـ تخصصی، مهمترین مانع اعمال حفاظت‌ پیشگیرانه دانست که پیامد آن از بین‌رفتن ارزش ها و میراث فرهنگی خواهد بود.


کلیه تالارهای کتابخانه ملی ایران، 22 بهمن تعطیل است


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۱۸ - ۱۵:۱۱:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۱/۱۸ - ۱۵:۱۲:۱۸
کلیه تالارهای کتابخانه ملی ایران، 22 بهمن تعطیل است
تالارهای کتابخانه ملی ایران طبق سنوات گذشته در روز پیروزی انقلاب اسلامی تعطیل است

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، تمامی تالارهای کتابخانه ملی در روز 22 بهمن ماه مصادف با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، طبق سال‌های گذشته  تعطیل می باشد.


گزارش تصویری | نشست «کتابخانه ملی پس از پیروزی انقلاب اسلامی»


تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۱۷ - ۱۶:۳۱:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۴۰۲/۱۱/۱۷ - ۱۶:۴۷:۱۳
گزارش تصویری | نشست «کتابخانه ملی پس از پیروزی انقلاب اسلامی»
نشست «کتابخانه ملی پس از پیروزی انقلاب اسلامی» برگزار شد.