معرفی مقالهای با عنوان «ساواک، پاشنهی آشيل سلطنت»
به مناسبت 23م اسفند، سالروز تصویب قانون تشكیل سازمان اطلاعات و امنیت كشور
در مجلس شورا
این مقاله كه به قلم آقای فرهمند نگارش یافته در صفحهی 6 پنجاه و سومین شمارهی ماهنامهی الكترونیكی بهارستان، با نشانی الكترونیكی زیر، در وبگاه مؤسسهی مطالعات تاریخ معاصر ایران، قابل مشاهده است:
http://iichs.org/magazine/sub.asp?id=450&theme=Blue&magNumber=53&magID=56&magIMG=coverpage53.jpg
وی در این مقاله، به شرح مختصری از شكلگیری ساواك پرداخته و اذعان داشته كه سازمان اطلاعاتی ایران در دورهی پهلوی اول، در شهربانی و نیز در رکن دوم ارتش شکل گرفتهاست. شهربانی وظیفهی اصلیاش کارهای پلیسی بود، اما در حاشیه به خلافهای سیاسی نیز میپرداخت و از جملهی مهمترین اقدامهای آن، دستگیری گروه موسوم به 53 نفر، به جرم فعالیتهای کمونیستی بود.
پس از اشغال ایران در شهریور بیست، رکن دوم ارتش تقویت شد و کار سازمان اطلاعاتی غیرنظامی را نیز بر عهده گرفت و تا کودتای 28م مرداد، نقش چشم و گوش شاه را داشت.
وقایع ملی شدن صنعت نفت و فرار محمدرضا پهلوی به خارج و سپس بازگشت وی به کمک سازمانهای اطلاعاتی غرب، درس عبرتی بود که شاه را به فكر ایجاد سازمانی اطلاعاتی انداخت تا بتواند با گردآوری اطلاعات مورد نیاز، وی را از خطرات احتمالی آینده مصون دارد، و به این ترتیب با کمک سازمانهای اطلاعاتی امریکا و انگلیس، پایهی اولیهی ساواک گذاشته شد و در اسفند سال 1337 به طور رسمی تشكیل آن در مجلس شورای ملی، به عنوان سازمانی وابسته به نخستوزیری، تصویب شد.
اولین رئیس سازمان، تیمور بختیار، بازوی قدرتمند شاه و از سرکردگان کودتای 28م مرداد بود كه به علت قدرت زیادی كه یافت، به عنوان سفیر درواقع از كشور تبعید شد و به جای وی، حسن پاکروان - كه از نظامیان تحصیلکرده بود- رئیس ساواك شد. اما پس از اندکمدتی، جایش را به نعمتالله نصیری داد؛ كسی كه منصور رفیعزاده، آخرین رئیس شعبهی ساواک در آمریکا، او را در زمرهی افسران کلاّش، بی سواد، قرهنوکر، چاپلوس، خشن نسبت به زیردست، قشری و گیج و گنگ، یاد كرده است.
شاه نیز، به چنین فردی نیاز داشت و با این شرایط، وی بیش از ده سال - كه از سیاهترین سالهای شکنجهی مخالفان شاه به حساب میآید بر این سازمان مهم ریاست کرد.
یکی از علل خشم و ناراحتی مردم از رژیم پهلوی، همین ساواک بود كه به پاشنهی آشیل و نقطهی ضعف رژیم تبدیل شده بود. ناصر مقدم، آخرین رئیس این سازمان مخوف بود، تا آن كه سازمان را شاه، منحل كرد.
تمامی رئیسان این سازمان، دچار عاقبتی شوم شدند و نتیجهی سالها شكنجه و آزار مردم بیگناه را دیدند. بختیار، اولین رئیس ساواك، با تصفیهی درونسازمانی روبهروگردید و به دست ساواک در عراق ترور شد. پاکروان، نصیری و مقدم نیز، در زمان انقلاب، دستگیر و به اعدام محكوم شدند.