بازشناسی هویت و تاریخ اندونزی
نقش تاریخ شفاهی در بازشناخت هویت مردم اندونزی
بازشناسی هویت و تاریخ اندونزی، دستمایه طرح و مقالهای است كه خانم «راتیه هارجونو»، روزنام هنگار و دبیركل جامعه مردم سالاری اندونزی به آن پرداخته است. خانم هارجونو، در این طرح كوشیده است تا با بررسی دهكدهای غیر بومی) معادل فارسی non-indigenous در علوم زیستی به معنای گونهای است كه بومی محدوده زیستی خود نیست و خارج از محیط خود زندگی میكند( در منطقة «بانگای»، به این پرسش پاسخ دهد كه استفاده از ابزاری مانند تاریخ شفاهی، بهطور اساسی چقدر میتواند به فرآیند بازشناخت هویت ملی یاری رساند.
او در مقاله خود نوشته است: «تاریخ شفاهی، بهترین راه حفظ و ضبط رویدادهای گذشته دهكدههای غیر بومی و نیز هدایتگر جامعه های مختلف در اندونزی است. نكتة حائز اهمیت این است كه در اندونزی دهكدههای غیر بومی نسبت به دهكده-های بومی، از موقعیت اجتماعی پائین تری برخوردارند و چالش اصلی بر سر فهم این ابهام و نظر جهانی درباره آن هاست.
در اصطلاح محلی اندونزیائی، عبارت «غیر بومی» به معنای «پشته ای از اجساد» است. این معنا، اشاره به شیوع بیماری مالاریا دارد كه در 50 سال قبل باعث مرگ صدها روستائی شد. بر اساس اطلاعات حاصل از تاریخ شفاهی، روستائیان، معنقدند كه آن ها از یك عذاب و نفرین فرار كرده اند و مجبور به ترك روستای خود شده و در مكان های جدید و دور از مناطق آلوده سكنا گزیدند. اما این كه این نفرین را چه كسی نازل كرده و چرا باعث كوچ اهالی شده، روشن نشد.
مطلب جالب توجه در این مهاجرت، این است كه روستای جدید، بعدها دین مسیحیت را پذیرفت و این موضوع در منطقه ای كه بیش از 90 درصد ساكنان آن مسلمان هستند، باعث ایجاد تنشهائی گردید.
اما واقعیت این است كه این دهكده به اصطلاح غیر بومی -كه در منطقه بانگای واقع شده- ، قدمتی 150 ساله دارد و دقت بیش تر در این موضوع، روشن ساخت كه ریشة این تنشها، به زمان جنگ «توبلو» باز میگردد. این جنگ، در دهه 1830 میان پادشاهان محلی به وجود آمد و مردم این روستا از اعقاب سلطان شكست خوردند و تبعید شدند و چون به دلیل جنگ، از مناطق اصلی خود دور افتاده و یا دركوهستان ها زندگی میكردند، به مسیحیت گرویدند. بررسی موضوع، نشان داد كه جنبه مذهبی، بر این رویداد تاریخی سایه انداخته و باعث شده است كه عقیده محلی نفرین شدگی و نزول بلا، بر واقعیت تاریخی و ریشه و علل اصلی آن مهاجرت بچربد.
خانم هارجونو در بخش دیگری از مقاله خود، آورده است :
بندیكت اندرسون مینویسد «هر ملت، مجموعهای است كه به صورت اجتماعی و در تصور مردم، به عنوان بخشی از یك گروه شاخته می شود». كشور اندونزی، در سال 1945 با در كنار هم قرار گرفتن تاریخ های شفاهی مختلف در سراسر این مجمعالجزایر، به وجود آمد. تاریخ شفاهی، تصورات افراد از تاریخ است؛ اما مهم این است كه صاحبان این تاریخ، آن را حقیقی میشمارند. در واقع رئیس جمهور سوكارنو، اولین كسی بود كه این حكومت های محلی را متحد ساخت و به صورت جمهوری جدید درآورد و توانست صاحبان تاریخ شفاهی محلی را متقاعد كند كه هر كدام از آن ها فصلی از تاریخ بزرگ كشور اندونزی هستند .