سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 24 مرداد 1405

 مصاحبه با انوشیروان صدیق اعلم

مصاحبه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با آقای انوشیروان صدیق اعلم  

 


 

تأسیس فرهنگستان 

اولین بار که وضع لغات جدید شروع شد در سال [دکتر عیسی صدیق] 1303 خورشیدی بود که در وزارت جنگ انجمنی از هفت افسر تحصیل کرده و چهار غیرانتظامی که پدر من یکی از آنها بود تشکیل شد و این انجمن ظرف چهار ماه نزدیک به سیصد لغت نظامی وضع کرد، که همگی امروز معمول و متداول است مانند هواپیما ـ فرودگاه ـ هواسنج ـ آتشبار ـ گردان و غیره.

در سال 1311 که پدرم مشغول تبدیل دارالمعلمین عالی به هسته مرکزی دانشگاه تهران بود برای اولین بار در ایران در دارالمعلمین عالی انجمن های فوق برنامه درست کرد که یکی از آنها انجمن وضع اصطلاحات علمی بود که ضرورت آن با تشکیلات جدید دانشگاهی که در حال تکوین بود شدیداً احساس می شد. انجمن مزبور با راهنمائی استادانی چون دکتر حسابی ـ دکتر رضازاده شفق و حسین گل گلاب در ظرف چند سال چند صد لغت جدید برای رشته های علوم و ریاضی وضع کرد که اکثر آنها مورد قبول دانشمندان و مؤلفان قرار گرفت. و امروز اکثر آنها بکار برده می شود.

در ظرف 8 سالی که پدرم ریاست دانشسرای عالی و دانشکده علوم و دانشکده ادبیات را بعهده داشت انجمن 3 هزار لغت وضع کرد که عده ای از آنها بعداً به تصویب فرهنگستان ایران نیز رسید مانند گرماسنج ـ تراوش و تپش و غیره.

با توجه به سابقه ای که پدرم در این کار داشت مرحوم فروغی نخست وزیر از پدرم خواست که طرحی برای انجمن بمنظور وضع لغات و تکمیل زبان و ادبیات فارسی تهیه کند. طرح مزبور با جزئی تغییر به تصویب هیئت دولت رسید و انجمن بنام فرهنگستان ایران با 24 عضو بوجود آمد که این 24 نفر از فضلا و دانشمندان طراز اول ایران بودند و پدرم هم یکی از آنها بود. طبق اساسنامه فرهنگستان تعداد اعضاء می تواند تا پنجاه نفر باشد. در ابتداء رئیس فرهنگستان مرحوم فروغی بود با دو نایب رئیس که عبارت بودند از ادیب-السلطنه سمیعی و پدرم. در فروردین 1315 وثوق الدوله به ریاست فرهنگستان انتخاب شد. در سال 1317 فرهنگستان منحل شد و فرهنگستان جدیدی که بلافاصله ایجاد شد تغییراتی در سازمان آن داده شد و عده جدیدی به عضویت فرهنگستان جدید انتخاب شدند.

عده ای دیگر بیرون در فرهنگستان جدید وزیر فرهنگ عهده دار ریاست فرهنگستان بود. فرهنگستان ایران علیرغم مشکلاتی که با آن روبرو بود ظرف شش سال از 1314 تا 1320 خدمات مهمی بزبان فارسی نمود که مهمترین آن شاید در جلوگیری از افراط و تندروی عده ای که معتقد بودند تمام لغات عربی را باید کنار گذاشت.

فرهنگستان در ظرف این مدت چند صد لغت شیوای فارسی را احیاء کرد و چند صد اصطلاح علمی جدید وضع کرد که همگی مورد قبول عامه یافت و امروز در    و کتب معمول و متداول است. پس از واقعه شهریور 20 فرهنگستان مجدداً تحت ریاست فروغی شروع بکار کرد. و مجله سودمندی با خطابه ها و مقالات بسیار جالب تحت عنوان «نامه فرهنگستان" تا سال 1326 در ده شماره منتشر ساخت و جلساتی برای سخنرانی دائر نمود. اما اوضاع ناگوار داخلی و اقامت نیروهای بیگانه در ایران و سپس بحران نفت و مشکلات اقتصادی انجام کار اساسی میسر نگشت و اکثر اعضاء پیوسته چشم از جهان فرو بستند و با درگذشت ادیب السلطنه در سال 1332 که از 1321 سمت ریاست فرهنگستان را بعهده داشت جلسات فرهنگستان تعطیل شد.

 

مصاحبه کننده: شفیقه نیک  نفس

 

تاریخ:  1374/08

در سال 1312 که فروغی نخست  وزیر شد، رضاشاه فروغی و داور را مأمور می  کند شخصی را برای وزارت معارف معرفی کنند. با سابقه  ای که پدرم در معارف کشور داشت و مأمور هم شده بود که دانشگاه تهران را تأسیس کند و با دوستی‌ای که داور و فروغی با پدرم داشتند، طبعاً پدرم را برای این پست درنظر می  گیرند و به او تفهیم می  کنند که قبولی وزارت، مستلزم اجرای دستور رضاشاه خواهد بود بدون      [هیچ گونه]چون و چرا.

داور که به خصوصیات اخلاقی پدرم واقف بود، به طور خصوصی توصیه می  کند که پدرم از قبول این پست صرف  نظر کند، زیرا احتمال می  داد که بین رضاشاه و پدرم اختلاف به وجود آید و در آن صورت نه تنها از وزارت برکنار خواهد شد، بلکه از وجود پدرم هیچ استفاده دیگری نخواهد شد.

قابل توجه است که تحت تأثیر جوِ موجود بود، هنگامی که پدرم لایحه تأسیس دانشگاه را نوشت، تعیین ریاست دانشگاه را به شورائی مرکب از رؤسای دانشکده  ها و یک نفر استاد از هر دانشکده محول کرد که یک نفر نتواند نظرات خود را برای تعیین ریاست دانشگاه یا در امور گردش دانشگاه تحمیل کند. وزیر دربار طی نامه  ای در سال 1310 از پدرم که در امریکا مشغول گرفتن درجه دکترای خود بود، می  خواهد تحقیق کند که اگر ایران بخواهد دارالفنونی در تعدادی از رشته  ها تأسیس کند، چه احتیاجاتی خواهد بود و مخارج آن چقدر خواهد شد. در آن موقع لغت دانشگاه به کار برده نمی  شد و پدرم بود که این لغت را ابداع کرد. پدرم در ظرف دو ماه با کارشناسان و مؤسسات فرهنگی مذاکره و طرحی تهیه می  کند و برای وزیر دربار ارسال می  دارد.

چون موضوع تز دکترای پدرم نیز راجع به فرهنگ ایران بود، خلاصه طرح تأسیس دانشگاه را در پایان تز دکترای خود منظور می  کند و از آنجائی که تز از طرف دانشگاه کلمبیا در حد ممتاز شناخته شده بود، دانشگاه به خرج خود تز را جزو انتشارات دانشگاه تحت عنوان:

Modern Persia and her Educational System

که فارسی آن "ایران نوین و فرهنگ آن" است، منتشر می  کند.

پس از مراجعت به ایران، پدرم مأمور می  شود طرح را پیاده کند و چون ابوالحسن فروغی که ریاست دارالمعلمین عالی را به عهده داشت، سفیر در سوئیس شده بود، پدرم به ریاست این مؤسسه فرهنگی منصوب می  شود که آن را هسته مرکزی دانشگاه قرار دهد. در ضمن، در سال 1311 لایحه تأسیس دانشگاه را تهیه می  کند و در کمیسیونی مرکب از تعدادی از استادان دارالمعلمین عالی که عبارت بودند از غلامحسین رهنما، دکتر حسابی، دکتر سیاسی، دکتر شفیق و علی  اصغر حکمت، لایحه تحصیل وزارت معارف مورد رسیدگی و بحث قرار می  گیرد و با تغییرات جزئی به هیأت دولت و مجلس تقدیم می  شود و در 8 خرداد 1313 به تصویب می  رسد و دانشگاه روز دوشنبه 15 بهمن 1313 رسماً از طرف رضاشاه گشوده می  شود.

 

 شماره ردیف مصاحبه: 159

مصاحبه کننده: شفیقه نیک  نفس

 

×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب