رئیس سازمان در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا
از «شیفت شب» تا تغییر آییننامه عضویت
غلامرضا امیرخانی «شیفت شب» را تصمیم مدیریتی اشتباهی میخواند که بدون پشتوانه مطالعاتی ایجاد شد و با اشاره به تغییرات آییننامه عضویت کتابخانه ملی، شرط مدرک برای عضویت را به دلیل کمبود فضای مطالعه عنوان میکند.
به گزارش روابطعمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و به نقل از خبرگزاری ایسنا، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به مناسبت روز خبرنگار از این خبرگزاری بازدید کرد و در جریان فعالیتهای این مجموعه قرار گرفت. وی همچنین با محمدعلی نادعلیزاده، مدیرعامل ایسنا، به گفتوگو درباره مسائل مختلف فرهنگی پرداختند.
امیرخانی در ادامه با حضور در استودیوی ایسنا درباره موضوعاتی چون شیفت شب، سرنوشت بایگانی راکد ملی و عملکرد سازمان در دوره مدیریتش به گفتوگو نشست.
مشروح مصاحبه با رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در پی میآید:
کتابخانه ملی، کتابخانه عمومی بزرگ نیست
سؤال نخستام قائل به درخواستها و انتقادهایی است که برای برقراری «شیفت شب» وجود دارد؛ خدمات عمومی نظیر «شیفت شب» برای استفاده از سالن مطالعه کتابخانه عمومی جزو رسالتهای سازمان اسناد و کتابخانه ملی نیست و بر آن عارض شده است و تعطیلی این خدمت حاشیههایی را به وجود آورد. بهنظر میرسد نیاز به بازتعریفی از مفهوم «کتابخانه ملی» داریم. میتوانید دیدگاهتان را نسبت به این مسئله توضیح دهید؟
این نگاه که کتابخانه ملی یک کتابخانه عمومی بزرگ است، شاید در ذهن خیلی از افراد جامعه باشد که این تعریف، اشتباه است. کتابخانه ملی مطلقا کتابخانه عمومی نیست و وظیفه مشخصی دارد. کلمه (national) [ملی] باری را بر دوش این سازمان میگذارد که استاندارد بینالمللی دارد و تعریف عجیبی نیست که ما ارائه کرده باشیم، بلکه تعریفی است که در دنیا وجود دارد. عموما تعریف و وظایفی که برای کتابخانه ملی ذکر میشود به قرن بیستم برمیگردد؛ اگرنه کتابخانهها سابقه چندصدساله و چندهزارساله در تمدن بشری دارند.
البته این نکته را در پرانتز بگویم، اسم کامل مجموعه ما، «سازمان اسناد و کتابخانه ملی» است که دو بخش اسناد و کتابخانه ملی را شامل میشود. بخشی که بیشتر مردم و پژوهشگران با آن سروکار دارند و بحثهایی چون شیفت شب و ساعت کار و روزهای تعطیلی که دنبال میکنند، مربوط به قسمت کتابخانه است.
کتابخانه ملی مانند سایر کتابخانهها منابعی دارد که این منابع را حفظ و نگهداری کرده و در اختیار دیگران قرار میدهد. همه کتابخانهها این سه وجه اصلی را دارند اما هر کتابخانهای ویژگیهای خاص خود را دارد. کتابخانه عمومی یا کتابخانه کودک و نوجوان را داریم که حفظ و نگهداری منابع برایشان آنقدرها هم مهم نیست. فلسفه کتابخانه عمومی این است که کتاب به کتابخانه بیاورند و به مخاطبان امانت بدهند. کتابخانه عمومی خوب، کتابخانهای است که آنقدر از کتابهایش استفاده شود که کتابها «پارهپوره» شده و بعد از مدتی جایگزین شوند ولی کتابخانه ملی اینطور نیست. کتابخانه ملی نگهبان میراث مکتوب کشور است؛ البته این برداشت نشود که کتابخانه ملی آرشیو و خزانهای است که کتابها را نگه میدارد. کتابخانه ملی در کنار وظیفه حفظ و نگهداری، وظیفه سرویسدهی و اشاعه اطلاعات را نیز دارد یعنی اگر منابعی دارد، باید فضاهای مطالعه خود را در اختیار محققان و پژوهشگرانی بگذارد که در درجه اول از منابع استفاده میکنند. البته الان منابع و دسترسیهای اینترنتی هم هست؛ کما اینکه اعضا لپتاپ با خودشان میآورند که هیچ اشکالی هم ندارد. بنابراین فضای کتابخانه ملی، فضای پژوهش است. حال چه منابع را از ما بگیرند و چه از منابع خودشان استفاده کنند.
تصمیم مدیریتی اشتباه
کتابخانه عمومی میتواند سالنی داشته باشد که شبانهروزی باشد؛ افرادی که نیازی به منابع ندارند بیایند از آن سالن در طول شبانهروز استفاده کنند و مثلا برای کنکور و آزمونهای مختلف درس بخوانند. استفاده از سالن مطالعه در طول شبانهروز نیاز به حق و به جایی است؛ زیرا همه در خانه خود این شرایط را ندارند و ما این نیاز را هیچ وقت نفی نمیکنیم اما نباید جوابگوی این نیاز، کتابخانه ملی باشد.
اینکه در مقطعی در کتابخانه ملی شیفت شب (استفاده از خدمات کتابخانه ملی از ساعت ۱۲ بامداد تا ۷ صبح) راهاندازی شده، کاملاً تصمیم مدیریتی بود. نه قانونی، نه آییننامهای و نه اساسنامهای، هیچ چیزی نبود و هیچ نمونه خارجی هم نداریم؛ بر اساس کار پژوهشیای که همکاران ما انجام دادند به ضرس قاطع میتوانم، بگویم هیچ کتابخانه ملی در دنیا پیدا نکردند که شیفت شب به این معنا داشته باشد. هرچند از حیث مجموع ساعت کار، کتابخانه ملی تقریبا با فاصله قابل توجهی رتبه اول را در جهان دارد؛ الان بدون شیفت شب هم رتبه اول را دارد و علت این است از ۷ صبح تا ۹ شب یکسره باز است و در کل سال هم فقط ۳ روز تعطیلی دارد؛ هیچ پنجشنبه و جمعهای و هیچ مناسبت و اعیادی تعطیل نیستیم. بنابراین ساعت کتابخانه، ساعت کار زیادی است. (کتابخانه ملی روز اول نوروز، روز عاشورا و ۲۱ ماه رمضان تعطیل است.)
شیفت شب، قطعا تصمیم اشتباهی بود و علت این تصمیم که در سال ۹۱ یا ۹۲ گرفته شد، موجب شد سایر کتابخانههای عمومی یعنی کتابخانههای شهرداریها و نهاد کتابخانههای عمومی احساس کنند، در این زمینه وظیفهای ندارند و به این دلیل میبینیم اگر کتابخانه شبانهروزی هم داشتیم، تعطیل شدند. یادم میآید در دهه ۱۳۷۰ کتابخانه شبانهروزی در پل سیدخندان در تهران داشتیم، فرهنگسرای اندیشه کتابخانه شبانه روزی بود، الان تاجایی که میدانم دیگر شبانه روزی نیست. بنابراین کتابخانهای که شبانه روزی باشد، امر منطقی و نیاز واقعی و کاملاً معقول بخشی از جامعه ماست و کتابخانههایی مانند کتابخانههای نهاد کتابخانههای عمومی و شهرداری و دانشگاهها باید پاسخگوی این نیاز باشند.

یکی از چالشهای سازمان اسناد و کتابخانه ملی و دیگر مؤسسات فرهنگی ما، تغییر مدیریت با تغییر دولتهاست. این موضوع رویکرد و مشیهای متفاوت و موقت را ایجاد میکند، برنامههایی که در نیمه راه به خاطر تغییر رویکردها متوقف میشوند؛ حتی گاه در مواردی مدیرانی خارج از مجموعه بر مدیریت انتخاب میشوند که دیدگاهی نسبت به آن مجموعه ندارند. بهنظر شما این موضوع چه مسائلی را برای مجموعه سازمان اسناد و کتابخانه به صورت اخص ایجاد میکند و چه اصلاحاتی در این زمینه باید شکل بگیرد.
نه صرفاً در جاهای فرهنگی کلاً مدیریت تخصصی در دنیا، انقدری دچار تغییر و تحول نیست. سالها پیش در گزارشی میخواندم کتابخانه کنگره آمریکا در قرن بیستم، پنج رئیس داشته است. در همه دنیا زمانی که دولتها عوض میشوند، طبعا وزرا تغییر میکنند اما اینکه رئیس پالایشگاه، نیروگاه، موزه و اماکن علمی و دانشگاهی هم عوض شوند، اینطور نیست و به نظرم اینها استدلالی هم ندارد و چیزی نیست که بخواهد تابعی از سیاستهای دولت باشد. معمولاً در دنیا اینطور است و کمتر تغییر مدیریتی صورت میگیرد. آنچه به ذهنم میرسد و در کشورهای دیگر دنیا دیدهام به این شکل است، نباید دستخوش تغییرات دولتی شود که بعد هم تصمیمات سلیقهای شود.
با استدلال میگویم که راهاندازی شیفت شب از ابتدا اشتباه بوده است؛ شیفت شب یک تصمیم مدیریتی و کاملا سلیقهای بود و هیچ پشتوانه مطالعاتی نداشت. اما برای اینکه منِ رئیس نخواهم سلیقهای تصمیم بگیرم به مسائل دیگر برمیگردد. این مثال برای شفافتر شدن پاسخ پرسش شما بود.

خیلی از پژوهشگران و علاقهمندان فرهنگ، انتخاب و حضور شما را در کسوت رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی با توجه به اینکه از خانواده کتابخانه ملی بودید، روزنه امیدی میدیدند و حضور شما را مغتنم میشمردند؛ زیرا از خانواده سازمان بودید و از بطن مشکلات و مسائل سازمان اسناد و کتابخانه ملی خبر داشتید. اگر بخواهید از عملکرد دوساله خودتان گزارشی ارائه دهید به چه مواردی اشاره میکنید.
هنوز دو سال نشده و چند ماهی مانده تا دو سال شود. در این بیستماه یا بیشتر، دو جنگ را داشتیم و از بدشانسی دولت آقای پزشکیان بود که از ابتدا با این مشکل مواجه شد. یکسری برنامه داشتیم که طبعا نتوانستیم به خاطر مسائل و مشکلات انجام دهیم. ولی در کل در مقامی نیستم و نمیتوانم بگویم به خودم چه نمرهای میدهم اما در مجموع سعی کردیم حرفهایی را که اعضا و پژوهشگران میزنند، بشنویم. هنوز یکسری مشکلات وجود دارد که دست ما نیست؛ اگر بخواهم مثال بزنم کتابخانه ملی کافیشاپی داشت که چند ماهی میشود، تعطیل شده است. اعضا میگویند چرا کافیشاپ تعطیل شده است، درحالی که حتی برای سازمان شما هم میتواند درآمدی داشته باشد؟ این درست است اما همین مسئله ساده درگیر مسائل حقوقی، کارشناس رسمی دادگستری، مزایده و اینها شده است. گاه مشکلاتی داریم که واقعا درگیر مسائل خاص و پشت پرده و حاشیهای است. کاری را که میشد، انجام دهیم و بنا بر انجامش داشتیم، انجام دادیم.
از همان روز اولی که آمدیم نسبت به آیین عضویت اعتراض وجود داشت؛ دانشجوی ارشد نمیتوانست از کتابخانه ملی استفاده کند، مگر اینکه پروپوزال خود را بارگذاری کرده باشد. ما این محدودیت را برداشتیم.
نسخههای خطی بسیار کمی خریداری شده بود و سعی کردیم تا جایی که میشود این نسخههای خطی را از خانههای مردم، از دست مجموعهداران و کسانی که نسخه خطی دارند، بتوانیم گردآوری و خریداری کنیم.

کارهای مختلفی انجام شده و در مجموع اگر انتقادی به ما هست، ما شنواییم. تیم مدیریتی سازمان، همه با تجربه و با سابقه هستند، معاونان و مدیران عموما بالای ۲۰ سال سابقه و مدارک تخصصی این حوزهها را دارند. در مجموعه مدیریتی هیچ انتصابی بر مبنای ارتباطات فردی در سازمان نبوده که این نقطه مثبتی است و از آن دفاع میکنم؛ همه چیز بر اساس شایستگیها بوده است. بله؛ ممکن است فردی را در سمتی بگذارم و بعد از یک سال نیازهای سازمان را برآورده نکرده یا با سازمان همسو نبوده و برکنار شده باشد اما زمانی که انتصاب صورت گرفته است، همه را قابل دفاع میدانم.
درباره عملکرد هم باید بگویم دو جنگ و مشکلات اقتصادی داشتیم. هر آنچه را که در توان ما بوده است تاجایی که قانون دستوپای ما را نبسته بود، انجام دادیم و سعی کردیم امور مراجعان، پژوهشگران و کسانی که از راه دور و حتی خارج از کشور میخواستند از منابع استفاده کند، تسهیل کنیم و حتیالمقدور انجام دهیم.
یکسری پروژههای بلند مدت هم داریم و امیدوارم در سالهای آینده مستمر باشد و انجام شود.
درباره این پروژههای بلند مدت میگویید که چه مواردی را شامل میشود؟
یکی از پروژهها بحث نظام اداری و اتوماسیون اداری است. در واقع سیستم جامعی برای اسناد اداری در کشور در نظر داریم. تقریبا هر روز با سازمانهای مختلف در وزارت ارتباطات و سازمان امور استخدامی جلسه داریم و مشغول رایزنی هستیم. کار اساسیای را شروع کردیم و از اولویتهایمان این کار بوده است و امیدوارم که کار پیش برود. البته حداقل یک سال زمان میخواهد به نتیجه برسد و کار بسیار فراگیر، مهم و ملی است.
کار دیگری که مستمر انجام میشود، دیپلماسی فرهنگی است که موضوع فوقالعاده مهمی محسوب میشود. واقعاً در حوزه بینالملل کارهای خوبی علیرغم جنگ که تأثیر مستقمی بر این حوزه داشته، انجام شده است؛ پروازی نبود، مهمانی نیامده و ارتباطات کمرنگ شده و اینترنت هم در مقاطعی قطع شده و مشکلاتی که همه ما میدانیم. با این حال برخی از کارها انجام شده است و تفاهمنامههایی داشتیم و منابع رد و بدل شده و نشستهایی با کشورهای مختلف انجام شده است.
یکی دیگر از کارهای سازمان اسناد و کتابخانه ملی، کارهای پژوهشی است؛ کارهای پژوهشی مهمی در حال انجام است و تعداد قابل توجهی از کارهای تاریخ شفاهی را سال گذشته انجام دادیم و قرار است، هفته آینده دو کتاب که یکی در حوزه تاریخ شفاهی است، در مشهد و در جوار حرم مطهر رضوی رونمایی خواهد شد. کارهای پژوهشی در حوزه تاریخ شفاهی پررنگتر شده و پروژههای مفصلتری داریم که حوزه بسیار مهمی است.

شرایط عضویت در کتابخانه ملی بدون داشتن مدرک
به آییننامه عضویت اشاره کردید و تغییراتی داشتید. یکی از انتقادهایی که به آییننامه عضویت وجود دارد، انحصار عضویت برای دانشجویان ارشد و دکتری است. درحالی که ما پژوهشگرانی داریم که لیسانس دارند و یا مصححی داریم که دیپلم دارد و نمیتواند عضو کتابخانه ملی شود. این مدرکگرایی در عضویت مورد انتقاد است.
این ایراد به صورت اساسی وارد است و هیچجای دنیا چنین چیزی نداریم و یک استاندارد دارد و همه مردم باید از آن استفاده کنند و مدرک معنا ندارد. مشکل ما برای فضای مطالعه است؛ این فضا مشتری زیاد دارد و مجبوریم این محدودیت را بگذاریم که اولویت با دانشجوی فوق لیسانس و دکتری باشد. زمانی تیم مدیریتی داشت به این سمت میرفت که شخص باید فوقلیسانس را هم تمام کرده باشد. به خاطر فضاست. همین الان اگر به کتابخانه ملی بروید، ممکن است جای نشستن نباشد. اما اگر مراجعین فقط پژوهشگران باشند، تعداد خیلی کم میشود. اگر کتابخانههای عمومی استاندارد و کتابخانه دانشگاهی داشتیم که این نیاز را برآورده میکرد، لزومی نداشت که همه تا تپههای عباسآباد بیایند و آنجا مطالعه کنند. چون فضای مناسب را نداریم؛ مجبورند تا آنجا بیایند. به همین دلیل ممکن است از کارهای دیگرمان غافل شده باشیم و محدودیتهایی را بگذاریم که یکی همین است؛ ولی یکی از کارهایی که در آییننامه انجام دادیم، این است که تبصرههایی گذاشتیم و عضویت پژوهشگران را حتی اگر دیپلم نداشته باشند، تسهیل کردهایم به صرف اینکه کتاب چاپ کرده باشند و تألیفات و مقالاتی داشته باشند، گفتهایم مشکلی برای استفاده و عضویت پیش نیاید.
سال ۱۳۹۸ در ساختمان آرشیو، آبگرفتگی صورت گرفت و بخشی از اسناد از بین رفت و بخشی هم جابهجا شدند. سرنوشت این ماجرا چه شد؟
قصه آبگرفتگی را هر جا که برویم باید توضیح دهیم. آن آبگرفتگی بلای طبیعی بود. تعطیلاتی در کشور داشتیم که اتفاقات همین ایام پایانی ماه صفر بود. در این تعطیلی دستگاه پمپی که باید کار میکرد و آب را میکشید، کار نکرده بود و آب به ساختمان زده بود و این اتفاق افتاد. اشتباه مدیریتی صورت گرفته بود، این اشتباه این بود به جای اینکه اسنادی را که دچار آبگرفتگی شده خشک و آنها را زنده کنند، اسناد را امحا کردند. البته در ابتدا این مسئله از اساس تکذیب شد و بعد هم که تأیید شد، گفتند این اسناد مهم نبودند. البته شاید خیلی از اسناد امحایی بوده و ارزش خاصی برای نگهداری نداشت اما بالاخره باید بررسی و بعد تصمیم گرفته میشد. تصیم عجولانه گرفتند و این اسناد معدوم و امحا شدند که این تصمیم مطلقا قابل دفاع نیست و اشتباهی بود که صورت گرفت. خوشبختانه تمهیداتی اندیشیده شد که در بلاهای طبیعی چنین اتفاقی نیفتد.
ما در عصر هوش مصنوعی و دسترسی به اطلاعات از طریق وب هستیم. شما در سازمان از امکاناتی چون هوش مصنوعی استفاده خواهید کرد؟
همین الان بخشهای از کتابخانه بر روی پروژهای کار میکنند و کارهایی هم کردهاند؛ فاز اول بحث استفاده از هوش مصنوعی در استخراج منابع و پایانامهها بود. برای پایاننامهها بر همین مبنا چکیدههای هوشمندی استخراج کرده و کارهای خوبی انجام شده و دارد انجام میشود. به هر حال راه ناگزیری است و همه باید به این سمت بروند؛ اگرنه از قافله تکنولوژی عقب میمانند.
یکی از پروژههای سازمان اسناد و کتابخانه ملی، پروژه بایگانی راکد ملی بود اما سرنوشتش معلوم نیست که در کدام مرحله است.
زمینی در «پردیس» دماوند در سال ۱۳۹۹ به پروژه بایگانی راکد اختصاص داده شد اما از آن سال تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است و فقط دورتا دور زمین را محصور کردند. در این مدت دولت پروژه جدیدی را آغاز نکرده است و آغاز هم نمیکند. حق دارند باید پروژههای نیمهتمام، تمام شوند. برای این پروژه کاری انجام نشده بود و با توجه به شرایط خاص کشور، بودجهای هم اختصاص داده نشده است. اگر شرایط عادی شود و بتوان بودجه گرفت یکی از مهمترین کارهای ماست. باید بایگانی ملی داشته باشیم و یکی از بزرگترین چالشها، مسئله بایگانی ملی است. بایگانی راکد فضایی است که اسناد قبل از اینکه واجد نگهداری دائم تشخیص داده شوند، نگهداری و به اصطلاح دپو میشود. ما این فضا را نداریم. فضای استانداردی که ملزوماتی دارد و در همه کشورهای دنیا هست. امیدواریم شرایط به گونهای باشد که اتفاق خوبی بیفتد.

یعنی با دولت برای آغاز پروژه جدید تعامل میکنید.
صراحتاً باید بگویم این امر بودجه کمی نمیخواهد؛ بلکه بودجه قابل توجهی برای ساخت بنا میخواهد. الان فقط مکان مشخص شده و در تمام این ۶ سال اقدامی صورت نگرفته است. اگر درگیر جنگهای ناجوانمردانه نبودیم، قطعا دولت محترم توجهی به این امر داشت و میشد کار جدیتر پیگیری شود و اقداماتی صورت بگیرد. ما واقعا پیگیری کردیم اقدام عملی انجام نشده است.
کمبود بودجه همواره یکی از چالشهایی است که متوجه سازمان است. درباره بودجه کتابخانه میگویید که به چه شکل است؟
جایی را نداریم که بگوید بودجه ما کافی است؛ همه میگویند بودجه ما کم است. باید با توجه به وضعیت کشور و مسائل مختلف، این را در نظر بگیریم. اگر بخواهیم بودجه کتابخانه ملی را با مؤسسههای مشابه در دنیا مقایسه کنیم، فوقالعاده کم است. مثلا کتابخانه ملی سنگاپور سالانه چقدر بودجه دارد و ما چقدر بودجه داریم؟ اصلا قابل قیاس نیست. چند هفته پیش در یکی از منابع خبری دیدم که کتابخانه ملی فرانسه دستنوشتههای آلبر کامو را از خانوادهاش ۹ میلیون یورو خریده است. آلبر کامو برای هزار سال پیش نیست، دهه ۱۹۶۰ میلادی از دنیا رفته است و دستنوشتهها نویسنده نسبتاً معاصر را ۹ میلیون یورو خریدهاند. بودجه سالیانه ما برای سال ۱۴۰۵ نزدیک یک همت است. حالا با قیمت دلار حساب کنید، ببیند چقدر میشود. اما از کسی گلهای نداریم و کسی هم کوتاهی نکرده است. شرایط خاص کشور و دو جنگ ناجوانمردانه که ابرقدرتهای جنایتکار بر ما تحمل کردهاند، این داستان را متفاوت کرده است.
در مجموع، بودجه بخشهای فرهنگی پایین است و آنقدر دولتمردان ما درگیر مشکلات مردم هستند که از حق نگذریم مسائل معیشتی در اولویت هستند و فرهنگ از اولویت خارج شده است. مشکلی است که گریبانگیر فرهنگ ماست. فرهنگ، آموزش عالی و دانشگاهها به لحاظ بودجه نیاز به تحول اساسی دارند. معتقدم دولتی که رئیس جمهورش یک پزشک متخصص درجه یک است و در بهترین دانشگاهها درس خوانده و معاون رئیس جمهور که از یکی از معتبرترین دانشگاههای دنیا مدرک دکتری دارد و یک چهره علمی شناخته شده است، اگر در شرایط مطلوب و خوبی بودند، نگاهشان به مقوله علم، فرهنگ و آموزش خیلی گسترده و روشنبینانه بود. چه کنیم که شرایط اینگونه است؟ باز هم در مجموع شرایط دولت را قابل دفاع میدانم با همه مشکلات بودجهای که گریبانگیر ماست.
کتابخانهها بنگاههای اقتصادی نیستند که انتظار درآمد از آنها داشته باشیم. اما اقتصاد فرهنگ یکی از مسائلی است که کمتر به آن توجه میشود. در سخنان خود به کافیشاپی اشاره کردید که میتوانست برای کتابخانه ملی درآمدی به همراه داشته باشد. نگاه شما به این موضوع چیست؟
در تمام دنیا به جاهای فرهنگی سوبسید میدهند. کتابخانهها نیاز به بودجه دارند؛ زیرا درآمد خاصی ندارند و طبیعی است هزینه بردارند و در همه جای دنیا این امر پذیرفته شده است اما میشود منابع درآمدی داشت. اشکالی ندارد یکی کافه است، ما تعدادی سالن همایش داریم که اجاره میدهیم که یک منبع درآمد برای ما است. درآمدی هم از قِبَل حق عضویتها داریم و اعضا حق عضویت میدهند که میتواند گوشهای از کار را بگیرد. جاهای فرهنگی بهخصوص کتابخانهها هزینهبر هستند و باید برای آنها هزینه کرد.
البته این هزینهها بازگشت سرمایه فرهنگی دارد.
بله؛ همه کشورهای دنیا هزینه میکنند و میدانند در دراز مدت بازگشت دارد. هزینهای که برای آموزش و مباحث فرهنگی میشود، در درازمدت به صورت غیر قابل محاسبهای سودش برمیگردد و طبعاً اگر کوتاهی شود، ضررش بر میگردد.
