در یکصدمین سالگرد درگذشت ایرانشناس بریتانیایی
ادوارد براون در آینه ایرانشناسی، ادبیات، پزشکی و سیاست
نشست «بازخوانی زندگی و آثار ادوارد براون» به مناسبت یکصدمین سالگرد درگذشت این ایرانشناس بریتانیایی، یکشنبه یکم شهریورماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
نیازی: براون ایران را از دریچه مردم و فرهنگ آن شناخت
محمدعلی نیازی، دبیر نشست، با ارائه زندگینامه کوتاهی از ادوارد براون گفت: «براون در فاصله سالهای ۱۸۸۷ تا ۱۸۸۸ یک سال در ایران زندگی کرد و در سفر به تبریز، تهران، اصفهان، یزد، شیراز و کرمان، از نزدیک با خلقوخو و فرهنگ ایرانیان آشنا شد. حاصل این تجربه کتاب «یک سال در میان ایرانیان» بود. عنوان کتاب نیز نشان میدهد که توجه او بیش از سرزمین ایران، معطوف به مردم آن بود.»
وی افزود: «اهمیت این کتاب در آن است که براون تأکید میکند پیش از آنکه کشوری را با سیاستهای روز یا دولت حاکم بر آن بشناسیم، باید آن را از طریق مردمش بشناسیم. امروز نیز لازم است ایران را با نگاهی مشابه نگاه براون و از مسیر شناخت جامعه، فرهنگ و مردم آن مطالعه کنیم.»
نیازی ادامه داد: «براون به اهمیت ادبیات فارسی توجهی ویژه داشت. به نقل از زندهیاد لئونارد لویزون، استاد ادبیات فارسی دانشگاه اکستر، براون در روزگار گسترش راهآهن گفته بود ادبیات فارسی را مهمتر از اختراع راهآهن میداند. او در کنار پژوهش درباره فرهنگ و ادبیات ایران، با چهرههای سیاسی و فرهنگی کشور، از جمله سیدحسن تقیزاده، نیز مراوده و مکاتبه داشت.»
رحمانیان: در شناخت ادوارد براون نباید فریب روایتهای یکپارچهساز را خورد
داریوش رحمانیان در این نشست گفت: «بنیادیترین داشته و بزرگترین ثروت ایران، مفهومـروایت ایران است. این مفهومـروایت در سراسر تاریخ، نقشی بنیادین در پاسداشت ایران در برابر یورشها، خطرها، آسیبها و تلاطمهای روزگار داشته و ستون نگهدارنده ایران بوده است. ازاینرو، در بررسی تاریخ دیپلماسی و سیاست خارجی ایران، بهویژه در دوره جدید، باید به میزان توجه یا غفلت حکومتها و دستگاه دیپلماسی از این مفهومـروایت توجه کرد.»
ملویل: براون منتقد ساختارهای سلطه و پشتیبان تلاش ملت ایران برای دستیابی به آزادی بود
چارلز ملویل، ایرانشناس و استاد دانشگاه کمبریج، در پیامی تصویری گفت: «ادوارد گرانویل براون برای ربع قرن چهره مسلط مطالعات ایران و زبان فارسی در بریتانیا بود و تأثیری عمیق و ماندگار بر مسیر آینده این حوزه گذاشت. او پس از تکمیل تحصیلات پزشکی، سفر مشهور خود به ایران را انجام داد و شرح آن را در کتاب «یک سال در میان ایرانیان» ثبت کرد. یادداشتهای اصلی این سفر همچنان در کتابخانه کالج پمبروک نگهداری میشوند و نسخه دیجیتال آنها نیز در دسترس است.»
وی افزود: «بخش مهمی از فعالیتهای براون در چارچوب بنیاد یادبود گیب انجام شد. او به مدت ۲۴ سال نیروی اصلی تعیینکننده مسیر این بنیاد بود و بر انتشار، ترجمه و تصحیح شمار زیادی از متون فارسی و گردآوری نسخههای خطی نظارت داشت. حمایت او از پژوهشگرانی چون میرزا محمد قزوینی به انتشار آثاری بنیادین مانند «تاریخ جهانگشای جوینی» و «مرزباننامه» انجامید. براون همچنین «تاریخ گزیده» حمدالله مستوفی را تصحیح و «تاریخ طبرستان» ابن اسفندیار را به انگلیسی ترجمه کرد و با فراهمکردن متون انتقادی و تصحیحشده، مسیر پژوهشهای بعدی در تاریخ ایران و ادبیات فارسی را هموار ساخت.»
ملویل ادامه داد: «براون اگرچه تنها یک بار و به مدت یک سال به ایران سفر کرد، پس از آن نیز ارتباط و مکاتبات گسترده خود را با پژوهشگران و شخصیتهای ایرانی حفظ کرد و از جنبش مشروطه حمایت به عمل آورد. او منتقد ساختارهای سلطه و پشتیبان تلاش ملتها برای دستیابی به آزادی بود. فعالیتهای سیاسی و علمی او، نشانه منش والای انسانی و علاقه عمیقش به مردم و فرهنگ ایران است. براون میراثی عظیم در مطالعات ایران، تاریخ ادبیات فارسی و پژوهش درباره جنبشهای دینی از خود به جای گذاشت.»
تفرشی: براون از پیشگامان دیپلماسی عمومی با محوریت ایران بود
مجید تفرشی، تاریخنگار و سندپژوه، در مراسم صدمین سال درگذشت ادوارد براون، در سخنانی ویدئویی با اشاره به اهمیت بازخوانی زندگی و آثار این ایرانشناس اظهار کرد: «با گذشت یک قرن از درگذشت ادوارد براون، همچنان آثار و پیامدهای فعالیتهای او در تاریخ سیاسی، ادبی و دانشگاهی ایران قابل مشاهده است و کمتر پژوهشگری در غرب را میتوان یافت که آثارش چنین ماندگار و اثرگذار بوده باشد.»
وی با اشاره به پژوهشهای انجامشده درباره ادوارد براون گفت: «در سالهای گذشته پژوهشگران مختلفی به بررسی جایگاه براون پرداختهاند که از جمله آنها میتوان به جان گرنی، استاد دانشگاه آکسفورد، حسین جوادی و مسعود بنکداریان اشاره کرد. آثار این پژوهشگران بخشهای مهمی از زندگی، فعالیتهای علمی و نقش سیاسی براون در ایران را روشن کرده است.»
وی یکی دیگر از موضوعات مهم را مکاتبات میان مورگان شوستر و ادوارد براون دانست و گفت: «کمتر به این موضوع توجه شده که براون از معتمدان مورگان شوستر، خزانهدارکل آمریکایی ایران، بود. مکاتبات میان شوستر و براون میتواند به شناخت لایههای درونی نظام اداری و مالی ایران در آن دوره کمک کند و حتی بخشی از درد دلها و نگاه شوستر به شرایط ایران را نشان دهد. براون در جریان اولتیماتوم روسیه نیز تلاش کرد با این روند مقابله کند، اما در نهایت اولتیماتوم پذیرفته شد، شوستر از ایران اخراج شد و مجلس نیز تعطیل شد.»
تفرشی در بخش پایانی سخنان خود، اهمیت ادوارد براون را فراتر از فعالیتهای علمی و تاریخی او دانست و اظهار کرد: «یکی از دغدغههای اصلی من درباره براون، نقش او در دورهای است که سوءتفاهم و برداشتهای نادرست میان ایرانیان و غرب، بهویژه بریتانیا، وجود داشت.»
این تاریخنگار با اشاره به مفهوم دیپلماسی عمومی گفت: در زمان حیات براون چیزی به نام دیپلماسی عمومی به شکل امروزی وجود نداشت، اما او از پیشگامان چنین رویکردی با محوریت ایران بود. امروز نیز جای خالی چنین افرادی بهشدت احساس میشود و توجه به میراث و تجربه براون میتواند برای فهم بهتر روابط ایران و غرب و ایجاد ارتباط میان دو جامعه راهگشا باشد.
شاکری: براون فقط ایران را مطالعه نکرد، با ایران گفتوگو کرد
حمید شاکری، پژوهشگر عضو مؤسسه ایرانشناسی بریتانیا، گفت: «مکاتبات ادوارد براون و سیدحسن تقیزاده چیزی فراتر از نامهنگاری میان یک ایرانشناس کمبریج و یکی از مهمترین روشنفکران و سیاستمداران عصر مشروطه است. در این نامهها تنها اخبار ایران ردوبدل نمیشود، بلکه گفتوگویی میان دو جهان، یعنی ایران در آستانه تجدد و اروپایی که گاه ناظر، گاه حامی و گاه بخشی از مسئله ایران است، جریان دارد.»فراستخواه: براون در عالم ایران «اقامت معرفتی» کرد
مقصود فراستخواه، جامعهشناس و استاد برنامهریزی توسعه و آموزش عالی، گفت: «براون با رسیدن مطالعاتش به ایران و زبان فارسی، در ادبیات، فرهنگ، اجتماع و تاریخ ایران مستغرق شد. آنچه براون را به براون تبدیل کرد، استغراق گسترده و عمیق او در فرهنگ، ادبیات و تمدن ایرانی بود. کارنامه او را نباید تنها یک سال اقامت در میان ایرانیان دانست، بلکه او در عالم ایران اقامت معرفتی کرد.»رنجبر درخشیلر: براون را باید ستود، اما نباید مرعوب ایرانشناسان شد
جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه، گفت: «نسل ادوارد براون، سیدحسن تقیزاده و محمد قزوینی نسلی بود که دانش را با مسئولیت اجتماعی، اخلاق، هویت و معنا پیوند میداد. شاید مشارکت پرشور براون در جنبش مشروطه نیز از همین نگاه برخاسته باشد، درحالیکه بعدها تخصصگرایی افراطی و نوعی عافیتطلبی جای این رویکرد را گرفت.»
وی افزود: «تاریخ ادبیات چهارجلدی براون با توجه به امکانات محدود آن دوره، شاهکاری بزرگ بود. او این اثر را «سیر معنوی ایران» نامید و بهجای فهرستکردن نام شاعران و آثار، تصویری از پایداری ایران از دوران باستان تا دوره قاجار ارائه کرد. براون کوشید از شناخت کالبد ایران فراتر رود و به روح ایرانی نزدیک شود، هرچند نمیتوانست همه ظرایف فرهنگی این سرزمین را دریابد.»
رنجبر درخشیلر درباره جایگاه شاهنامه در آثار براون بیان کرد: «براون پژوهش مستقلی درباره شاهنامه انجام نداد و بیشتر تحت تأثیر کتاب «حماسه ملی ایران» نولدکه بود. کمتوجهی او به شاهنامه نیز از این باور ناشی میشد که این اثر در اروپا شناخته شده و به زبانهای مختلف ترجمه شده است. بااینحال، او نکات مهمی مانند آمیختگی اسطورههای ایرانی و سامی و تعبیر درفش کاویانی بهعنوان درفش آزادی ملی را بهدرستی تشخیص داد.»
وی ادامه داد: «در کنار این نکات، خطاهایی نیز در شاهنامهشناسی براون دیده میشود. سرودهشدن شاهنامه برای سلطان محمود، پیوند ضحاک با نفرت ایرانیان از عربها، معرفی رستم بهعنوان شخصیتی برساخته و تصور شاهنامه بهمثابه متنی گسسته و اپیزودیک، از جمله این موارد است. گاهی نیز علایق شخصی براون وارد تحلیل علمی او شده است. بنابراین، در عین احترام به جایگاه و خدمات براون، نباید مرعوب ایرانشناسان شد و آثار آنان را باید با رویکردی انتقادی خواند.»

نمازی: پزشکی برای براون راهی برای ورود به حوزه ذهن و علوم انسانی بود
حمیدرضا نمازی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشآموخته فلسفه، با اشاره به کتاب «یک سال در میان ایرانیان» اظهار کرد: «در این اثر میتوان پیوند میان پزشکی، ادبیات و اندیشه را در نگاه ادوارد براون مشاهده کرد. براون در این کتاب از تجربه پزشکی خود برای فهم مسائل ذهن و روان استفاده کرده و حتی برخی مفاهیم و باورهای مربوط به حافظه، وهم و خیال را با دانستههای فیزیولوژی قرن نوزدهم بررسی کرده است.»
وی ادامه داد: «پزشکی برای براون صرفاً یک دانش تخصصی نبود، بلکه ابزاری برای ورود به حوزه ذهن و علوم انسانی محسوب میشد.»
نمازی همچنین با تأکید بر تجربه عملی براون بهعنوان پزشک گفت: «برخلاف برخی روایتهای رایج، براون با هدف مطالعه بیماریها به ایران نیامده بود. در ترجمه ذبیحالله منصوری از «یک سال در میان ایرانیان» این برداشت ایجاد شده که براون برای مطالعه امراض به ایران آمده، در حالی که متن اصلی چنین ادعایی ندارد. با این حال، براون در جریان سفر خود در مناطقی مانند فارس، یزد، بهبهان و کرمان به طبابت پرداخت و تجربههای پزشکی خود را در کتابش ثبت کرد.»
وی با اشاره به حضور براون در مجلس حفظالصحه و مواجهه او با مسائل بهداشت عمومی اظهار کرد: «براون پس از مشاهده شیوه جمعآوری آمار بیماریها، درباره دقت این آمارها تردید کرده بود. او همچنین در کتاب «طب عربی» از رازی بهعنوان یکی از برجستهترین پزشکان ایرانی یاد میکند و تجربهگرایی او را مورد ستایش قرار میدهد.»
وی افزود: «براون در بازدید از دارالفنون و دیگر نقاط تهران نیز نگاهی متفاوت به ایران داشت و برخلاف برخی روایتهای منفی از جامعه ایرانی، تلاش میکرد وجوه مثبت آن را نیز نشان دهد.»
نمازی در بخش دیگری از سخنان خود درباره رویکرد براون به تاریخ پزشکی گفت: «براون صرفاً تاریخ طب قدیم را روایت نمیکرد، بلکه آن را به تاریخ پزشکی تبدیل میکرد و میان طب تاریخی و تاریخ طب تمایز قائل میشد.»
وی ادامه داد: «براون در «طب عربی» داستانها و نمونههای ادبی فارسی را در دل مباحث پزشکی وارد کرده و حتی برای فهم برخی بخشهای «مثنوی معنوی»، آشنایی با پزشکی را ضروری دانسته است. در روش براون، استدلال بالینی میتوانست بر استدلال تاریخی اثر بگذارد و همان الگوی انسانشناختی که او در تاریخ ادبیات به کار میگرفت، در تاریخ پزشکی نیز دیده میشود.»

پروین گنابادی: براون با شناخت زبان فارسی، فرهنگ ایران را از درون شناخت
بهرام پروین گنابادی، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی، با تأکید بر ایراندوستی ادوارد براون گفت: «این ایراندوستی از علاقه او به زبان فارسی و شناخت فرهنگ ایران سرچشمه میگرفت. دقت براون در زبان فارسی کمنظیر بود و همین شناخت زبانی به او امکان داد ذهن و فرهنگ ایرانی را از درون بشناسد. براون در همین مسیر، در دفاع از حق استقلال و آزادی ایرانیان نیز سخن گفت و بر شایستگی ملت ایران برای حکومت بر سرنوشت خود تأکید کرد.»
وی در ادامه، تاریخ ادبیات چهارجلدی براون را یکی از آثار مهم و تأثیرگذار دوره تجدد دانست و اظهار کرد: «اهمیت این اثر تنها در گردآوری اطلاعات نیست، بلکه براون به تحلیل ادبیات فارسی پرداخت و تلاش کرد نشان دهد چه عواملی به شکلگیری اندیشه و آثار شاعران بزرگی مانند سعدی و حافظ انجامیده است. براون این اثر را در شرایطی نوشت که بسیاری از متون و نسخههای خطی هنوز شناسایی و تصحیح نشده بودند و با وجود خطاهای موجود، ارزش و اهمیت تاریخی آن همچنان پابرجاست.»
این پژوهشگر همچنین به تعبیر براون درباره سعدی اشاره کرد و گفت: «براون گلستان و بوستان را آثاری میدانست که به دلیل جایگاهشان بهعنوان کتابهای درسی، تفکر سعدی را نسلبهنسل در جامعه ایرانی منتقل کردهاند. وی در توصیف گلستان، سعدی را «ماکیاول ایران» دانست؛ تعبیری که بعدها بحثهای گستردهای میان پژوهشگران ایرانی ایجاد کرد.»
وی این بحثها را نمونهای از تأثیر براون بر خودشناسی انتقادی ایرانیان دانست و گفت: «بازخوانی این دیدگاهها، جامعه ایرانی را به تأمل دوباره درباره اندیشه و اخلاق سیاسی خود واداشته است.»
گنابادی در پایان با تأکید بر تفاوت نگاه براون با برخی شرقشناسان اظهار کرد: «براون ایران را صرفاً موضوع مطالعه نمیدید، بلکه تلاش میکرد فرهنگ و جامعه ایرانی را با دقت و انصاف بشناسد. او افزود که تسلط براون بر زبان و فرهنگ ایران، نگاه او را از بسیاری از رویکردهای سطحی شرقشناسان متمایز میکرد و همین ویژگی موجب شد آثارش علاوه بر ثبت تاریخ و ادبیات ایران، در شکلگیری نگاه انتقادی ایرانیان به فرهنگ و تاریخ خود نیز اثرگذار باشد.»
همچنین در این نشست، کلیپی از زندگی و آثار ادوارد براون، محصول سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، به نمایش درآمد.






