|
مصاحبه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با آقای احمد سمیعی گیلانی
جلسه پنجم، تاریخ: 1385/03/31 |
![]() |
ـ شما به جز سردبیری نامه فرهنگستان، الآن چه مسئولیتهای دیگری در فرهنگستان دارید؟
ـ الآن مدیر گروه ادب معاصر هستم، عضو شورای گروه نشر آثار هستم، عضو شورای دانشنامه ادبی هستم، این مسئولیتها را دارم.
ـ از چه سالی به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمدید؟
ـ فکر می کنم از سال 74 بود، درست یادم نیست. همان اوایل بود. یعنی اول، شورای انقلاب فرهنگی ده نفر از اعضای فرهنگستان را انتخاب کرد و بعد آنها، اعضای بعدی را انتخاب کردند. یکی از همان اولین عضوهای منتخب اعضای فرهنگستان بودم. من و آقای دکتر صادقی تقریباً هم زمان انتخاب شدیم.
ـ چه خاطراتی از اعضای برجسته و فوت شده فرهنگستان دارید؟ کسانی مثل استاد احمد آرام، استاد محمدتقی دانش پژوه و آقای مصطفی مقرّبی
ـ عرض کنم که من با بعضی از اینها فقط یک برخوردهای تصادفی داشتم. آقای «استاد احمد آرام» در انتشارات فرانکلین، یکی از کسانی بود که با آقای مصاحب همکاری می کرد، با آقای مصاحب و در تدوین دایرةالمعارف فارسی که یک دایرة المعارف عمومی هست و به نظر من هنوز جانشینی پیدا نکرده و یگانه منبعی هست که در زمینه دایرة المعارف عمومی فارسی موثقی هست که ما در دست داریم.
ایشان همکاری داشت با مرحوم مصاحب که آدم خیلی سختگیری بود. آنجا ایشان را گاهی می دیدم و آشنایی خیلی زیادی نداشتم. من هم در فرانکلین کار می کردم و ایشان را آنجا می دیدم. ولی خوب با آثار قلمی شان از خیلی پیش آشنا شدم. یعنی موقعی که ایشان کتابی را در زمینه قوانین و نظرات علم فیزیک ترجمه یا تألیف کردند که خیلی برای من مفید و جالب بود. نمی دانم ترجمه بود یا تألیف.
من این کتاب را وقتی در سال 28 در زندان سیاسی بودم خواندم ـ اواخر 27 و اوایل 28 و از آن موقع با آثار قلمی ایشان آشنا شدم. ایشان در آن موقع ترجمه شان برای من خیلی قابل هضم بود. ولی بعداً ایشان یک سبک خاصی در ترجمه پیدا کردند ـ البته خودشان این سبک را اختیار کرده بود ـ که من شخصاً زیاد با آن سبک موافق نیستم. این ترجمه تا حدی از ترجمه محتوایی دور می شود و به ترجمه تحت اللفظی نزدیک می شود. که من زیاد نمی پسندم. حالا ممکن است خود آن کار، کار درستی باشد به نظر خودشان. ایشان این دغدغه را داشتند و شاید درست هم بود که می گفتند ما باید به هر حال اولاً کار ترجمه کنیم و تألیف نکنیم، چرا؟ برای اینکه خیلی از آثار به زبان های خارجی هستند که در دسترس علاقمندان ما نیست حتی در دسترس علاقمندان قراردهیم.
برای این کار هم باید ترجمه سرعت داشته باشد و اگر مجبور شویم که برای این کار تا حدی روی او دقت و سلاست ترجمه را قربانی کنیم در پای سرعتش، این می ارزد. برای اینکه به هر حال هر چند بیشتر این آثار ـ حتی به صورتی که زیاد هم پرداخته نباشد ـ عرضه شود بهتر است تا اینکه عرضه نشود. البته من زیاد با این نظر موافق نیستم. من با این نظر که «ترجمه بد بهتر از نبودن ترجمه است» موافق نیستم ولی ایشان این نظر را داشتند. البته ترجمه ایشان ترجمه بدی نبود ولی می گفت به سرعت ترجمه بیشتر توجه دارم. برای همین هم حجم کتاب هایی که ایشان ترجمه کردند، خیلی زیاد است. تعداد عنوان هایی که ترجمه کردند هم متنوع است و هم زیاد است.
از آن موقع من با آثار قلمی ایشان آشنا شدم. در مورد «مرحوم طباطبائی» هم من برنامه های ایشان را در رادیو ـ مثل اینکه پنج شنبه ها بود ـ که یک برنامه علمی بود، مرتباً گوش می کردم. ایشان در هر هفته یک برنامه داشتند که نسبتاً وقتش هم زیاد بود، حالا نمی دانم چقدر بود، نیم ساعت بود، یک ساعت بود یا چقدر بود. به هر حال یک مبحث علمی را مطرح می کردند. تحقیق کرده بودند و نتایج تحقیقاتشان را آنجا عرضه می کردند. و خیلی مفید بود. از آنجا با ایشان آشنا شدم.
[در مورد] «آقای دانش پژوه» وقتی که در نشر دانشگاهی بودم و ایشان بعضی کتابها را که در آنجا تصحیح کرده بودند، هم مطرح بود و هم نقد می شد، با کارهای ایشان آشنایی داشتم. خوب می دانستم که ایشان چه خدمت بزرگی به زبان فارسی و بطور کلّی به فرهنگ ایران کرده اند. همانطور که می دانید ایشان کتاب شناس بودند، نسخه شناس بودند و در سفرهای علمی که می رفتند با ذخایر علمی کتابخانه ها آشنا می-شوند. کتابخانه مرکزی دانشگاه در واقع یک مقدار زیادی از ذخایرش مرهون آشنایی ایشان با نسخه های خطی و کتابخانه های خارج است. درواقع ایشان و آقای ایرج افشار حق زیادی به گردن کتابخانه مرکزی دانشگاه دارند و همیشه برای هر دوی اینها به خصوص در این جهت، من احترام دیگری قائل هستم. همة کسانی که با کتاب و با فرهنگ ما سر و کار دارند، این احترام را برای هر دوی اینها قائل هستند. واقعاً اینها در ادبیات و در فرهنگ ما حق آب و گل دارند.
در مورد آثار ایشان، ایشان در سبک زبانی شان خیلی به سره نویسی گرایش دارند. ولی البته در آن حدّ که برای کسانی که با زبان معیار مأنوس هستند ناآشنا نیست و بیگانه نیست و در حد متعادلی هست. ولی در هر حال یک سبک خاصی در زبان دارند. البته در جلسات هم با ایشان آشنا شدم، در جلساتی که شرکت می کردند. حتی برخی از آثار ایشان را ما در نامة فرهنگستان منعکس و چاپ کردیم. حتی در همان سال-هایی که از نظر جسمانی حال ایشان زیاد مساعد نبود با نامة فرهنگستان، همکاری قلمی داشتند.
شماره ردیف مصاحبه :864
مصاحبه کننده: پیمانه صالحی