از متخصص اسناد بپرسيد
صفحه هاي مرتبط
 
پربازديدهاي امروز
 
 

 

28 آذر سال 1278 ش.سالروز تاسیس مرکز تحصیلات عالی ابران بعنوان مدرسه علوم سیاسی در دوره مظفرالدین شاه
مدرسهي سياسي يا مدرسهي علوم سياسي، در نيمهي شعبان 1317 ق./ 28م آذر ماه 1278ش. در چارچوب وزارت امورخارجه، تأسيس شد. اين مدرسه، به عنوان پايهي اصلي دانشكدهي حقوق و علوم سياسي كنوني، دومين مدرسه پس ازمدرسهي طب قديم بود كه در قالب يك نهاد علمي جديد، در رشتهاي تخصصي ايجاد شد. 
به گفتهي ميرزا حسن خان مشيرالملك، مظفرالدين شاه، طي فرماني دستور تأسيس مدرسهاي دولتي را موسوم به مدرسهي سياسي و اداري، براي تدريس علوم عاليه و تهيهي جوانان عالم و كارآمد، به جهت آتيهي ادارات دولتي صادر كرد. درواقع مدرسهي سياسي، به كوشش ميرزاحسنخان و برادرش ميرزاحسينخان مؤتمن الملك شكل گرفت.
بودجه‌ي اين مدرسه، در ابتدا بر اساس فرمان مظفرالدينشاه، مبلغ چهارهزار تومان بود كه بدون رسوم (كسور)، از تفاوت تذكرهي خراسان (يا به گفتهي عبدالله مستوفي، تفاوت عمل معدن فيروزهي خراسان) بر قرار شده بود. البته، بعدها دانشجويان شهريه ميپرداختند.
در سالهاي نخستين، ميرزاحسنخان مشيرالملك به سمت رياست مدرسه منصوب شد. پس از مسافرت وي همراه با مظفرالدين شاه به اروپا ، ميرزاحسينخان مؤتمنالملك، رياست مدرسه را برعهده گرفت. سپس به ترتيب محمد علي فروغي (ذكاءالملك)، دكتر ولياللهخاننصر، دكتر علي پرتواعظم (حكيم اعظم) و عبدالحسين شيباني (وحيدالملك)، به اين منصب منصوب شدند. سرانجام مرحوم علي اكبر دهخدا، به رياست مدرسه تعيينشد. هنگامي كه در 1305مدرسهي سياسي از وزارت امورخارجه جدا و به وزارت معارف پيوست، او همچنان رياست مدرسه را برعهده داشت.
براي وارد شدن به اين مدرسه، داوطلبان ميبايست در امتحان ورودي شركت ميكردند. علاوه بر صرف عربي، حساب، خط، انشا و املا، از قرائت قرآن نيز امتحان گرفته ميشد. به گفتهي عبدالله مستوفي - از نخستين دانشآموختگان مدرسهي سياسي - اين مدرسه، كار خود را با هفده نفر و با مواد درسي تاريخ،جغرافيا، حقوق بينالملل، زبان فرانسه و فقه، آغازكرد. مشيرالملك، اين برنامه را تنظيم كردهبود. او، اعتقاد داشت كه محصلان مدرسه، نبايد بكلي از حقوق اسلامي عاري باشند. به همين دليل، فقه را در برنامهي درسي گنجاند. ابتدا با اين كار مخالفت ميشد. زيرا اين اعتقاد وجود داشت كه در مدرسهي سياسي، در جمعي كه گرد هم مينشينند و سخن از علومفرنگي در آن ميان جاري است، نبايد فقه تدريس شود.
چرا كه فراگرفتن آن در حدود و صلاحيت طلاب علوم ديني است. از اين رو، يافتن كسي كه تدريس اين ماده را برعهده گيرد، كار مشكلي بود.
سرانجام مشيرالملك، با اين استدلال كه مقصود از تدريس فقه، تربيت فقيه نيست بلكه آشنا ساختن جوانان با اصول فقه اسلامي است تا در ممالك كفر، از راه به در نروند، توانست موافقت ميرزا حبيباللهخان را، براي تدريس فقه به دست آورد.
مدرسهي سياسي، بتدريج از نظر علمي تكامل يافت و درسهاي ادبيات، حقوق، حقوق ديپلماتي و اقتصاد نيز به آن افزوده شد.
محصلان هر اتاق (كلاس)، آخر سال امتحان ميدادند. براي ارتقا به اتاق بالاتر داشتن معدل بالا و ميانگين 12 شرط بود. اگر كسي در امتحانات كتبي، رد ميشد، حق شركت در امتحانات شفاهي را نداشت. شرط قبول شدن در امتحانات كتبي داشتن معدل 12 بدون صفر بود.
دانشجويان براي ورود به دورهي دوم، بايد امتحانات دورهي اول را با موفقيت به پايان ميرساندند. تصديقنامهي پايان دورهي مدرسه، به امضاي استادان و رئيس مدرسه ميرسيد. در دورهي فعاليت مستقل مدرسهي سياسي، 210 نفر از اين مدرسه فارغ التحصيل شدند. 
بسياري از ادارهكنندگان، معلمان و دانشآموختگان مدرسهي سياسي نقش فعالي در جنبش مشروطيت داشتند. از جمله ميتوان از ميرزاحسنخان مشيرالملك (مشيرالدولة پيرنيا) و برادرش ميرزا حسينخان مؤتمن الملك (پيرنيا) ياد كرد كه در تنظيم فرمان مشروطيت و قوانين آن، نقش داشتند.
 مدرسهي سياسي، جمعاً 28 سال دايربود. در اول اسفند 1305ش.، مدرسهي سياسي از وزارت امورخارجه جدا و به وزارت معارف، ملحق شد.
اين سند تصويري ندارد