از متخصص اسناد بپرسيد
صفحه هاي مرتبط
 
پربازديدهاي امروز
 
 

 

30 بهمن 1357ش.، سالروزگشایش سفارت فلسطین در ایران

مقدمه‌ي نمايشگاه مجازي،

 به مناسبت 30م بهمن 57، گشايش سفارت فلسطين در ايران

تاريخ فلسطين

دو‌هزار و پانصد سال پيش از ميلاد حضرت مسيح، چند قبيله‌ي عرب، از جزيره‌العرب به سوي كرانه‌هاي‌جنوبي درياي مديترانه كوچ كردند. برخي از اين‌ها در فلسطين سكنا گزيدند و از راه كشاورزي معيشت مي‌كردند. به اين عده «كنعانيان» گفته مي‌شد و به همين جهت، سرزمين فلسطين را ارض كنعان ناميده‌اند. برخي نيز در لبنان ساكن شدند و از راه دريانوردي زندگي مي‌كردند؛ اين‌ها را فينيقيان مي‌ناميدند. يك طايفه‌ي مهم از كنعانيان به نام «يبوسيون»، در بيت المقدس ساكن شدند. از اين رو، در قديم منطقه‌ي بيت‌المقدس را «يبوس» مي‌ناميدند.

پس از گذشت صدها سال، حضرت ابراهيم خليل‌(ع)، از «اوركلدان» عراق به ارض كنعان هجرت كرد، و بعد از تولد اسحاق و يعقوب و سپس فرزندان و نوادگان يعقوب، بني‌اسرائيل شكل گرفتند. بنابراين قبل از شكل‌گيري بني‌اسرائيل و يهود، كنعانيان و يبوسيان، در آن منطقه مي‌زيسته‌اند و حضرت ابراهيم و فرزندانش، از جاي ديگر به آن ديار رو آورده بودند.

حوادث و درگيري‌هاي فراواني در آن منطقه اتفاق افتاد، تا اين‌كه حضرت عيسي(ع) در شهر ناصره‌ي فلسطين به رسالت بر‌انگيخته شد. از آن پس، بني‌اسرائيل به دو گروه يهودي و مسيحي تقسيم شدند. برخي به حضرت عيسي(ع) ايمان آوردند و مسيحي شدند و برخي خودداري ورزيدند و با هوا‌داران وي درگير شدند. بنابراين همه‌ي بني‌اسرائيل، يهودي باقي نماندند. پس از تجزيه‌ي امپراتوري روم در سال395م.، فلسطين يكي از ايالت‌هاي مسيحي‌نشين روم شرقي (بيزانس) گرديد.

بعد از گذشت چندين قرن، پيامبر اسلام(ص) به رسالت برانگيخته‌‌شد. در سال 638م. برابر با ‌17ق. يعني در زمان عمر، سپاهيان اسلام وارد بيت‌المقدس شدند. مسلمانان، با مردم فلسطين پيمان صلح امضا‌كردند و آنان را در پذيرش دين آزاد گذاشتند. اكثر آنان نيز- كه حقانيت دين اسلام را فهميدند- مسلمان شدند. بنابراين از قرن هفتم ميلادي به بعد، فلسطينيان پيرو سه دين بزرگ بودند كه از آن ميان، اولين جمعيت مذهبي را مسلمانان، دومي را مسيحيان و سومي را يهوديان در اختيار داشتند. اين امر حدود پانصد سال دوام يافت؛ تا اين‌كه در سال 1099‌م. اروپائيان در قالب جنگ‌هاي صليبي، فلسطين را تصرف كردند. بنا به نقل مورخان اروپائي و مسيحي، آنان در شهر بيت‌المقدس، حدود شصت‌هزار تن را كشتند و در آن‌جا حمام خون به راه انداختند.

فلسطين، هشتاد و هشت سال در اختيار صليبي‌ها بود و آنان در اين مدت، با بي‌رحمي تمام با مسلمانان برخورد مي‌كردند؛ تا اين‌كه در سال 1187م. صلاح‌الدين ايوبي،آنان را شكست داد و بار ديگر فلسطين و بيت‌المقدس، به آغوش مسلمانان بازگشت. صلاح‌الدين ايوبي، بعد از پيروزي با پيروان اديان ديگر (يهوديان و مسيحيان) به‌خوبي رفتار كرد و آنان، را در گزينش دين آزاد گذاشت و از هر‌گونه قتل و غارت آنان جلوگيري كرد. عده‌اي از آنان به دين مسيح و شماركم‌تري هم، در دين يهود باقي ماندند. اين تناسب جمعيت، تا پايان قرن نوزدهم برقراربود.

در سال 1880 از جمعيت پانصد‌هزار نفري فلسطين، تنها بيست و چهار هزار تن يهودي بودند، يعني كم‌تر از نيم درصد. در سال 1896 يك روزنامه‌نگار يهودي اتريشي به نام «تئودور هرتسل»، كتابي نوشت و جنبشي صهيونيستي به راه انداخت تا يهوديان، در پي تشكيل دولت يهود در يك سرزمين برآيند. از اين رو هند، آرژانتين، قبرس و چند نقطه‌ي ديگر از جمله فلسطين، براي ايجاد اين دولت در نظر گرفته شد. سرانجام با توجه به نقشه‌هاي استعمار در آن زمان براي قرار دادن دولتي صهيونيستي در قلب جهان اسلام، در سال 1897كنگره‌ي صهيونيسم در شهر بازل سوئيس برگزار شد. طبق نقشه‌ي از پيش تعيين شده، بنا شد تناسب جمعيت فلسطين را، با كوچاندن يهوديان از كشورهاي ديگر، به نفع يهود دگرگون سازند. تعداد يهوديان- كه در سرشماري 1880 كم‌تر از نيم‌درصد بود- با اجراي اين نقشه در سال 1914، به حدود 11% افزايش يافت.

در اثناي جنگ جهاني اول در سال 1917، بالفور، وزير خارجه‌ي انگستان، اعلاميه‌اي منتشر كرد كه در آن از سياست انگلستان، مبني بر حمايت از يهوديان و تشكيل دولت يهود در فلسطين، خبر داد.

يك سال بعد يعني سال 1918‌م.، فلسطين به اشغال انگلستان درآمد و با سياست يهودي‌گرائي دولت انگليس، در سال بعد سيل مهاجرت يهوديان از مناطق مختلف به فلسطين افزايش يافت و به مدت سه‌‌سال(از 1919 تا 1923) حدود سي و پنج هزار يهودي به فلسطين كوچيدند. طي سال‌هاي 1932 1935، حدود يكصد و چهل و پنج هزار يهودي با اجازه‌ي دولت انگلستان، و ده‌ها هزار تن ديگر به صورت غير رسمي روانه‌ي فلسطين شدند. در سال 1945 انگلستان با هماهنگي ايالات متحده‌ي آمريكا، يكصد‌هزار تن از يهوديان اروپا و آمريكا را به فلسطين فرستاد و در سال 1947، جمعيت فلسطين به يك ميليون و هشتصد و شصت و هفت هزار تن رسيد كه از اين شمار، ششصد و پانزده هزار يهودي‌(9/32%)، يك ميليون و نود و يك‌هزار نفر مسلمان‌(4/58%) و حدود يكصد و پنجاه هزار نفر مسيحي (8/7%) بودند.

ارتش انگليس، در 1948‌م.، پس از واگذارى مراكز و تسليحات نظامى خود به باندهاى صهيونيستى و ابقاى برخى از فرماندهان درخدمت اهداف يهوديان، خاك فلسطين را ترك كرد. بن گوريون، رهبر باندهاى صهيونيستى، از اين وضعيت سوء استفاده كرد و تأسيس كشور «اسرائيل» را در سرزمين‏هاى اشغالى به سال 1948 م. اعلام كرد. مدتى بعد آمريكا، دولت صهيونيستى را به رسميت شناخت و به دنبال آن، اتحاد جماهير شوروى و كشورهاى اروپائى، يكى پس از ديگرى و سپس سازمان ملل متحد، دولت صهيونيستي را به رسميت شناختند. فلسطينيان، اين ستم و ناروائى را نپذيرفتند و به نبرد با صهيونيست‏ها پرداختند. در اين نبردها، نيروهائى از ارتش كشورهاى مصر، اردن، سوريه، لبنان، عراق و نيروهاى داوطلب اخوان‌المسلمين شركت جستند. ولي به دليل ضعف تداركاتى و تسليحاتى و حضور بريتانيا و فرانسه در اغلب كشورهاى منطقه، و خيانت برخى از رهبران، به شكست اين نيروها و آوارگى صدها هزار فلسطينى انجاميد. به دنبال اين جنگ، كرانه‌ي باخترى، قدس و نوار غزه، همچنان در دست فلسطينيان و به‌دور از اشغال‌گرى صهيونيست‏ها باقى ماند؛ اما كرانه‌ي باخترى ‏و قدس تابع اردن، و نوار غزه تابع مصر گشت. پس از جنگ 1948م. كشورهاى آمريكا، فرانسه و انگليس، دولت صهيونيستى را به سلاح‏هاى پيشرفته (هسته‏اى، ميكروبى و شيميائى) مجهز ساختند.

 به‌رغم ناكامى، فلسطينيان دست از مقاومت و پايدارى برنداشتند و گروه‏هاى چريكى تشكيل دادند. اين نيروها، حمله به شهرها و شهرك‏هاى صهيونيستى را در دستور كار خود قرار دادند. در سال 1956م. انگليس، فرانسه و اسرائيل، در توطئه‏اى مشترك، تجاوز سه‌جانبه‏اى را عليه مصر تدارك ديدند و صهيونيست‏ها، نوار غزه و بخشى از سينا را اشغال كردند. اما بر اثر فشارهاى جهانى و عمليات مقاومت، ناگزير از آن مناطق خارج شدند. در سال 1963م. سازمان آزادى‏بخش فلسطين به رهبرى احمد شقيرى، شكل گرفت و صاحب سپاهى در نوار غزه شد. همچنين، جنبش‏هاى چريكى نظير جنبش فتح و جبهه‌ي خلق تشكيل شد و توانستند عمليات چريكى بسيارى را از خاك سوريه عليه صهيونيست‏ها اجرا كنند و تلفات و ضايعات درخور توجهى به آنان وارد سازند. اسرائيل در سال 1967م. با حمايت آمريكا، جنگى عليه مصر و سوريه به راه انداخت و سيناى مصر و بلندي‌هاي جولان سوريه را، علاوه بر ساير بخش‏هاى فلسطينى، به اشغال خود درآورد. اما ملت فلسطين، همچنان به مقاومت خود در برابر اشغال‌گرى صهيونيست‌ها ادامه داد. پس از شكست 1967م.، عمليات چريكى فلسطينى‌ها، از خاك اردن عليه صهيونيست‏ها گسترش يافت و خطر و تهديدى بالقوه براى يهوديان گرديد. به دنبال اين تحولات، آمريكا و صهيونيست‏ها، اردن را تحت فشار قرار دادند. اردن نيز، در سپتامبر 1970م. فعاليت چريكى فلسطينيان را درهم كوبيد. كارهاى چريكى، از آن پس به سوريه و لبنان انتقال يافت.

در سال 1973م. سوريه و مصر توافق كردند براى آزادسازى خاك اشغال شده‌ي خويش، با صهيونيست‏ها بجنگند و اگر دخالت مستقيم آمريكا در جنگ نبود، شكست كامل صهيونيست‏ها رقم مى‏خورد. در پى اين حوادث، مذاكرات آتش‌بس ميان مصر و رژيم صهيونيستى، زير نظر آمريكا آغاز شد و كار به جائى رسيد كه انور سادات (رئيس‌جمهور وقت مصر)، در سال 1987 به طور يك‌جانبه و در كمپ‌ديويد آمريكا، قراردادصلح را  با صهيونيست‏ها امضا كرد. مصر با امضاى اين قرارداد، از گردونه‌ي درگيرى با دشمن صهيونيستى خارج شد؛ ليكن خداوند خروج مصر را به واسطه‌ي پيروزى انقلاب اسلامى در ايران به رهبرى امام‌خمينى(ره) جبران كرد. رهبر ايران، سفارت اسرائيل را تعطيل و سفارت فلسطين را به جاى آن داير كرد و اعلام داشت: «اسرائيل، غده‏اى سرطانى است و بايد ريشه‌كن شود.» همچنين، روز جهانى قدس را اعلام و سپاه قدس را تأسيس كرد. اين خط مشى و سياست حمايت از مبارزات بحق مردم مسلمان فلسطين، هم‌چنان ادامه دارد.                                                        

اين سند تصويري ندارد