نشست «مسئله فرهنگِ عمومی در ایرانِ معاصر» برگزار شد

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۸/۱۴ - ۱۶:۳۲:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۳۹۷/۸/۲۱ - ۸:۴:۵۲
نشست «مسئله فرهنگِ عمومی در ایرانِ معاصر» برگزار شد
نشست «مسئله فرهنگِ عمومی در ایرانِ معاصر»، صبح دوشنبه 14 آبان، در تالار فرهنگِ سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برپا ‌شد که در آن، «نعمت‌الله فاضلی» با موضوع تغییرات فرهنگی و پیامدهای آن برای فرهنگ عمومی در ایران معاصر و «مسعود کوثری» با محور از ریخت‌افتادگی فرهنگی سخنرانی کردند.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، کوثری که در جایگاه نخستین سخنران، به ایراد سخن پرداخت، افول مفهوم فرهنگ را مطمح نظر قرار داد و اظهار داشت: نه تنها در ایران، که در همه جهان، دچار از ریخت افتادگی یا از شکل افتادگی فرهنگی شده ایم که در این اتفاق، دو عامل، برجسته بنظر می رسد؛ سلطه فرهنگ مردم پسند و شکل گیری رسانه های نوین. در نتیجه با این دو، فرهنگ در حال ازریخت افتادن است و به امر مصرفی و روزمره تبدیل شده است.

این استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران تصریح کرد: بررسی عوامل ناکارآمدی فرهنگ مهم است. زيرا در روزگار حاضر، فرهنگ به امري مصرفي تبديل شده و به سرعت در حال دور شدن از مفهوم سنتي خود است. تبديل كردن اشعار مولانا به داستان هايي براي مطالعه در اتوبوس توسط پائولو كوئيلو و خوانش چهار فصلِ ويوالدي توسط ديويد گرت به سبك راك نمونه هاي اين تنزل فرهنگ است.

او ادامه داد: در گذشته ميان عالم و عامي در فرهنگ تفاوت بود ولي امروز فرهنگ، سبك و پوچ شده است تا جايي كه نهادهاي فرهنگي در ايران را به بلاتكليفي مبتلا كرده است و حتي در خريد كتاب اين مسئله وجود دارد. به اين روشنايي بخش نبودن فرهنگ در عصر حاضر و خلاف گذشته، شبكه هاي اجتماعي نقش مهمي دارند.

كوثري به قطبي شدن فرهنگ نيز اشاره كرد و گفت: فرهنگِ امروز با مسائلي چون شايعات و سلبريتي ها پُر شده و با احتياط بايد گفت با مرگِ فرهنگ مواجه هستيم و شتاب رشد شبكه هاي اجتماعي، آن را تشديد مي كند و تمايز فرهنگ رسمي و غيررسمي را در اين ميان سبب مي شود. اين دو قطبي شدن، عارضه هاي فرهنگي را هم در پي دارد كه اينها، نشانه نوعي سردرگمي و بي شاخص بودن و حركت روزمره بي معيار در ايران است.

او سياستگذاري فرهنگي را مدل رهايي از چالش مطرح كرد و تاكيد كرد: بايد به چارچوب بومي شدن رسيد و كوشيد تا با تدابير داخلي و ايجاد پل ارتباطي ميان غرب و شرق، دوره بي معنايي و مرگ فرهنگ را كمرنگ كرد.

نعمت الله فاضلی در ابتدای سخنان خهود با بیان اینکه امروز به سمت فرهنگ پرشتاب حرکت می کنیم گفت: زمانی که مجال برای فهم معانی و نمادها نباشد تا افراد با آن ها انس بگیرند وضعیت شتابناکی فرهنگ رخ می دهد.

او ادامه داد: امروز در کشور ما اگرچه ظاهرا می خواهیم در اکنون باشیم اما در عین حال در حال از دست دادن اکنون هستیم.

این موضوع که ما احساس می کنیم زمان در طول روز کم داریم و با نوعی تعجیل مواجه شده ایم و گویی هیچ گاه زمان به ما اجازه نمیدهد آرامش را تمرین کنیم.

او افزود: همه ما در این وضعیت در فشار هستیم تا مقدار داشته هایمان را افزایش دهیم. مصرف گرا بودن و از همه داشته ها عبور کردن دیگر مشخصه های وضعیت امروز ما هستند.

نعمت‌الله فاضلی که به عنوان دومین سخنران در این نشست حضور داشت، با بیان اینکه سخن زمان در جایی ذخیره نمیشود و به سرعت در حال عبور است گفت: این شتاب به وجود آمده در زندگی بیش از ظرفیت انسان است. به همین دلیل این حجم از تراکم باعث بیگانگی افراد شده است.

عضو هيأت علمي پژوهشگاه علوم انسانی ادامه داد: در دوره اولیه مدرن شدن ، سرعت وجود داشت اما این سرعت بالاتر از ظرفیت وجودی انسان نبود. از دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی به بعد این سرعت تغییرات به گونه ای بود که تقریبا در تمام جوامع نوعی بیگانگی و از ریخت افتادگی را مشاهده می کنیم.

او گفت: اگر فرهنگ نتواند انسان را فرهیخته کند پس چه چیز می تواند انسان را فرهیخته کند. به تعبیر دیگر اگر هنر،  فرهنگ،  آیین های مذهبی و... نتواند در ما خویشتن داری، تامل و... ایجاد کند، این یعنی مرگ فرهنگ به وجود آمده است.

فاضلی افزود: از دوره مشروطه به بعد دولت ها و حکومت ها در ایران از طریق بودجه ها، محدودیت ها و ابزار این چنینی سعی در تغییر شیوه آموزش افراد و به اصطلاح فرهنگ سازی کرده اند.

او گفت: از طرفی از منظر تغییرات پرشتاب فرهنگی، در ایران عملکرد دوگانه با این موضوع شده است. از طرفی با برنامه ریزی هایی سعی در کاهش زمان در مدرن شدن شده است و سوی دیگر در بخش هایی به این موضوع سرعت داده شده است. طلاق این تضادها، شتاب در فرهنگ عمومی ایران شده است باعث شده تا در هر دو عرصه نوعی آشفتگی، تضاد و ستیز فرهنگی شکل گیرد. در این بین هم دوگانه هایی شکل گرفته است که به نوعی باعث شده تا منطقه میانی و حد وسط هر روز نحیف تر و لاغر تر شود و دو سر تعارض در مقابل هم قرار گیرند.

او تاکید کرد: با به وجود آمدن این دو قطبی ها در زندگی مردم تنش ها هم چند برابر شده است. از طرفی مداخله سیاست در زندگی مردم باعث شده تا مقوله شتاب در زندگی روزانه، فرم  سیاسی به خود بگیرد.

فاضلی در ادامه با بیان اینکه کشورهای پیشرفته مانند آلمان، فرانسه و... هم مدرن هستند اما این مشکلات را کمتر دارند گفت: مدرنیته تلاش کرده در زندگی مردم سیاست زدایی کند. در این جوامع مردم به طور عادی نیز تمایل به ثبات دارند اما در ایران این موضوع برعکس است. به تعبیر دیگر می توان گفت اگر در اروپا سرعت بیش از حد است اما به این دلیل که افراد در زندگی شان استقلال و سیاست زدایی دارند، این شتاب کمتر وجود دارد. از طرفی در جوامع اروپایی نیز برخی نیروهای تاریخی هم بازدارنده هستند.

عضو هيأت علمي پژوهشگاه علوم انسانی افزود: میل به تغییر پرشتاب در ناخودآکاه ما شکل گرفته است. مردم ما گاهی فکر میکنند با ثروت  و قدرت بیشتر زندگی را زیست پذیر تر می کنند. اما وقتی پول و قدرت در زندگی باشد شتاب به میان آمده است و به نوعی از چاله به چاه افتاده ایم. به نوعی می توان شتاب در زندگی را به یک خودرویی تعبیر کنیم که در آن هستیم ولی هیچ اختیاری در حرکت آن نداریم و انتهای این جاده هم یک دره وجود دارد.

فاضلی در ادامه در تشریح راه حل های این موضوعات گفت: موضوع اول این است که نسبت به این موضوع در زندگی خودآگاه شویم. در گام بعد نیز باید باید تعارض ها و تضاد ها را حل کنیم. نکته سوم در راهکار این موع این است که توجه به جایگاه نخبگان، رسانه ها، هنرمندان و روشنفکران است. این گروه باید به موضوع شتاب در زندگی حساس تر باشد. این اقشار باید به مردم کمک کنند تا ضرب آهنگ و ریتم زندگی را پیدا کنند. مردم باید به مرحله ای برسند تا به این موضوع فکر کنند که آیا این سرعت و شتاب می تواند خوشبختی و حس خوب به زندگی بیاورد یا خیر.