دیوان حافظ

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۲۲ - ۸:۳۷:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۳۹۷/۱/۷ - ۶:۵۹:۱۴
دیوان حافظ
  1. دیوان حافظ

به خط نستعلیق عالی سلطانعلی مشهدی (841-926ق) یکی از نامی ترین خوشنویسان ایران که شهرتش از همان روزگار خودش آغاز شد و آثارش تداول یافت.

تاکنون چند دستنویس دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی نشان داده شده است:

یکی نسخه ای است که در سن 55 سالگی در 20 ربیع الثانی 896ق برای امیر شمس الدین محمد کوکلتاش کتابت کرده بود و متعلق به مجموعه دولتی افغانستان در کابل بود[1] و دیگری دیوانی که در 901ق نوشته شده و در کتابخانه مجلس نگهداری می شود (شماره 361).[2]

یک نسخه بی رقم و بی تاریخ دیگر به خط او منسوب شده که جهانگیر پادشاه (1014-1037ق) آن را به خط سلطان علی معرفی کرده و مهدی بیانی هم آن را در شباهت تامّ با دیگر خطوط سلطان علی دانسته است (مجموعه کاخ گلستان).[3] چند ورق هم از اشعار حافظ با افتادگی از آغاز و وسط با رقم سلطان علی مشهدی در موزه ملی پاکستان در کراچی نگهداری می شود.[4]

همچنین نسخه منتخبی از دیوان حافظ مورخ ربیع الاول 895ق در استرآباد در کتابخانه مجلس (ش 969) موجود است که بی شک به خط او نیست.[5]

اما نسخه کتابخانه ملی انجامه مفصلی در هفت سطر دارد و طبق آن کتابتش در غره محرم 878ق در مشهد مقدس رضوی پایان پذیرفته است:

تمت هذه الدیوان بعون الملک الدّیان لا زالت منوّرة بانظار ارباب الکمال والله حافظها عن الاختلال علی ید العبد المذنب المحتاج الی العفو الاحدی سلطان علی المشهدی جعله الله مکرّما عند کرام الکاتبین وحطّ قلم النسخ فی صحایف جرایمه الی یوم الدین فی غرة محرم الحرام سنة ثمان وسبعین وثمانمایة بمشهد المقدس الرضویة علیه السلم والتحیة.

می دانیم که سلطان علی مشهدی در دربار سلطان حسین بایقرا (911ق) ارج و قرب فراوان داشت و رییس کتابت خانه او بود. اما زمان پیوستنش به دربار او در هرات دقیقا مشخص نیست.

با توجه به محل کتابت این نسخه (مشهد) و نسخه دیوان امیر خسرو دهلوی خط او که در رمضان 876ق در همان شهر نوشته شده بود[6]، پیداست در سالهای 876-878ق سلطان علی در مشهد ساکن بود. اما نسخه هایی در دست است که او قبل و بعد از این تاریخ در هرات نوشته است. در بین آثار سلطان علی نزدیکترین تاریخها به زمان اقامت او در مشهد و کتابت این دو نسخه، یکی نسخه ای از گوی و چوگان عارفی است مورخ 874ق در دارالسلطنه هرات (کاخ گلستان، شماره 663)[7] و دیگری دستنویسی از غزلیات کاتبی رونویسی شده در 880ق در هرات (کتابخانه ملی فرانسه، (Suppl. Pers. 1776.[8]

اگر سیر به قدرت رسیدن سلطان حسین بایقرا را در نظر بیاوریم می توان توجیهی برای این تاریخها یافت.

حسین میرزا بایقرا پس از کشته شدن سلطان ابوسعید تیموری به دست اوزون حسن در 873، در هرات به تخت نشست و در پی درگیریهای متعدد به تدریج تا 874 تمام بزرگان خراسان را فرمانبردار خود کرد. اما جنگهای او با یادگارمحمد پسر بایسنغر میرزا با حمایت اوزون حسن چندی ادامه یافت تا آن که در 875 در هرات به نام یادگار محمد خطبه خواندند و او را به هرات بردند. ولی حکومت هرات برای یادگارمحمد دوامی نداشت و با شبیخون حسین میرزا بایقرا به قتل رسید و در 875 خود بار دیگر به حکومت هرات دست یافت. آیا ممکن است سلطان علی مشهدی در ابتدای به قدرت رسیدن سلطان حسین بایقرا در 873 یا874 (آن گونه که انجامه نسخه گوی و چوگان حکایت می کند) به هرات آمده باشد و با دگرگون شدن اوضاع حکومت به زادگاه خود بازگشته باشد و حدود سالهای 876-878ق را در آن جا سپری کرده باشد و دوباره پس از به سامان شدن احوال حکومت هرات، حدود 880 (سال کتابت غزلیات کاتبی) به آنجا باز گشته باشد؟

تعبیر «مشهد مقدس رضویه» در انجامه نسخه یادآور ابیاتی از صراط السطور است که سلطانعلی مشهدی در مولد و موطن خود در جوانی ایام را به کتابت و مشق خط و شبها را در روضه امام می گذراند:

سنه عمر چون به بیست رسید

خط سودا ز صفحه ام بدمید

رو نهادم به کنج مدرسه ای

بی خیال کجی و وسوسه ای

روز تا شام مشق می کردم

نه غم خواب بود و نی خوردم

اکثر روزها چو ماه صیام

روزه می داشتم به صدق تمام

شام در روضۀ رضا بودم

سر بر آن آستانه می سودم

چون که از روضه آمدم بیرون

پیش مادر شدم به خانه درون[9]

او در سالهای بعد هم که در دارالسلطنه هرات می زیست یادکرد با تعظیم و احترام شهر مشهد و روضه رضوی را از نظر دور نداشت و در انجامه نسخه ای از دیوان سلطان حسین بایقرا که در اواخر ربیع الآخر 899ق در هرات نوشته بود چنین تحریر کرد که: «خدم بکتابة هذه الاشعار المبارکة المیمونة تراب اقدام خدام روضة الرضوی سلطانعلی المشهدی...».[10] و سرانجام خود در همان روضه «محاذی ما بین پای مبارک حضرت امام همام ثامن ضامن مفترض الطاعه واجب العصمه صلوات الله و سلامه علیه از بیرون متصل به گنبد امیر علیشیر و مدرسه شاهرخی، نزدیک به پنجره فولادی» به خاک سپرده شد.[11]

نسخه دو مجلس تصویر دارد که کمی هم مرمت شده اند. یکی در 47پ که مجلس بزم و می خوارگی و خنیاگری در گلستان است و در پی غزل «خوش آمد گل و زان خوشتر نباشد» کشیده شده. دیگری در 116پ که مجلس سلطان احمد جلایر (784-813ق) ممدوح حافظ است.

در صفحه نخست پیشانی و سرلوح مذهب و مرصع پرکاری کشیده شده که درون آن با خط کوفی تزئینی نوشته شده: «والله خیر الحافظین». دو کتیبه دیگر این صفحه و صفحه مقابلش مربوط به آغاز دو غزل است که در هر دو با خط رقاع زرین محرر نوشته شده است. زمینه هر سه کتیبه و نیز پیشانی دو صفحه افتتاحیه لاجوردی است که با نقوش رنگین اسلیمی و خطایی پرنقش و نگار تزئین شده است. فضای بین دو مصراع نیز به همین صورت پر شده است. بین سطرهای این دو صفحه طلااندازی دندان موشی گلزار. همه صفحات جدول کشی شده با سه ردیف طلا و یک ردیف لاجورد. بین اشعار و همچنین بین دو ستون فاصله بین مصراعها جدول کشی شده با زر. عناوین اشعار به خط رقاع زرین محرر درون کتیبه های مزین به گل و بوته های اسلیمی و ختایی.

در صفحه عنوان وقفنامه ای بوده که آن را سترده و دشوارخوان کرده اند به صورتی که چیزی از مفاد آن به دست نمی آید. پیشتر ورقی هم برای پوشاندن این وقفنامه روی این صفحه چسبانده بودند که اکنون با دقت از آن جدا شده اما باز هم مطالب اصلی آن اعم از تاریخ وقف و نام واقف و محل وقف خوانده نمی شود.

بالای صفحه عنوان تملک علیمردان خان و مهر مستطیل او که نامش در وسط: «عبده علیمراد خان» و دور تا دور نام ائمه معصومین نقش بسته است.نشانهای تملک و مهر مدور بالای صفحه نخست نسخه که مربوط به زمان بعد از متن و حاشیه شدن است نیز سترده شده است. در کل سعی شده همه آثار مالکیت روی نسخه محو شود.

با مهر مدور «مراجعه و تفتیش شد» در سال 1306ش بالای ص 2ر و 132پ. این مهر مربوط به زمانی است که حادثه سرقت از کتابخانه سلطنتی ایران در زمان کتابداری لسان الدوله کشف شده بود و دوایر دولتی مانند اداره بیوتات سلطنتی و اداره کل باستانشناسی با بازبینی نسخه های خطی درصدد بودند نسخه های مسروقه را به این کتابخانه باز گردانند. لذا پس از تطبیق نسخه ها با دستکهای موجود در کاخ گلستان و اطمینان یافتن از دزدی نبودن نسخه ها این مهر را آستر بدرقه یا آغاز و انجام نسخه می زدند. این امر هم بیشتر مربوط به نسخه هایی بود که صاحبانشان درخواست خروج آنها از ایران را داشتند و گاهی روی بعضی از نسخه ها در کنار این مهر نوشته شده است: خروج از ایران آزاد است.[12]

نسخه در دو یا سه مرحله مرمت شده است. همه اوراق متن و حاشیه. متن حنایی رنگ، حاشیه نخودی. رکابه های بازمانده نسخه به صورت یک مستطیل کوچک بریده و روی کاغذ حاشیه چسبانده شده است. گاهی هم بخشهای پاره شده از یک ورق با خطی جدید بازنویسی و به اوراق الحاق شده است.

در حاشیه چندین صفحه یادداشتهایی دال بر تفأل زدن به دیوان حافظ نوشته شده است:

گ 72پ و 73پ (فالی که به جهت محمدسلیم خان ... گشوده است)؛ گ 100پ (فالی به جهت عالیجاه اخوی ام محمد سلیم خانا گشوده به تاریخ یوم سه شنبه 4 شهر رجب المرجب)؛ گ 124پ (تفعل زدم به جهت آنکه از خود بگذرم، درویشی اختیار نمایم به جایی خواهم رسید یا نه این بسیار خوب آمد). ظاهرا یادداشت صفحه الحاقی انجام نسخه مربوط به همین شخص است که در20 ذیحجه 1255ق مبلغ شش قران و نیم تنخواه به احمد بیگ و محمدتقی خان داده است. یادداشت کناری این نوشته نشان می دهد که نسخه به میرزا محمد حسن قزوینی مشهور به طبیب تعلق داشته است و احتمال می دهم وقفنامه آغاز نسخه نیز مربوط به همو باشد. در صفحه الحاقی آغاز یک رباعی ترکی نوشته شده است.

15 سطر، 160*85.

یک، 133، یک برگ.

جلد در اصل مربوط به یک قرآن بوده است و بعدا روی این نسخه کار گذاشته شده است. جلد ساغری مشکی سوخت، با ترنج و سرترنج و لچکی و جدولهای طلایی، درون میشن سرخ با نقوش تزئینی طلایی در قالب ترنج و سرترنج و لچکی و جدول. سرطبل دار. در کتیبه عطف متصل کننده سرطبل به جلد آیه لا یمسه الا المطهرون به زر نوشته شده است.

اندازه: 143*242. قطر: 29.

شماره 38881.

 

 

[1]احوال و آثار خوش نویسان، ج 2، ص 251 و 259.

[2]فهرست مجلس، ج 2، ص 213.

[3]احوال و آثار خوش نویسان، ج 1، ص 257-258.

[4]فهرست نسخه های خطی فارسی پاکستان، ج 3، ص 1717-1718.

[5]احوال و آثار خوش نویسان، ج 1، ص 258؛ فهرست مجلس، ج 3، ص 215.

[6]محفوظ در موزه بریتانیا، شماره Or11328. رک: فهرست میکروفیلمهای دانشگاه تهران، ج 1، ص 90.

[7] احوال و آثار خوش نویسان، ج 1، ص 257؛ فهرست دیوانهای خطی کتابخانه سلطنتی، ج 2، ص 754-756.

[8]جلوه های هنر پارسی، ص 98.

[9]کتاب آرایی در تمدن اسلامی، ص 74.

[10]احوال و آثار خوش نویسان، ج 2، ص 258-259.

[11]گلستان هنر، ص 61-62.

[12]برای اسناد مربوط به این بررسی در وزارت معارف رک: اسنادی از تاراج کتابخانه سلطنتی، ص 292-294.