نقد و بررسی کتاب «چه کسی لباس مرا پوشید؟»

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۲۳ - ۶:۴۳:۰
نقد و بررسی کتاب «چه کسی لباس مرا پوشید؟»
سخنران نشست : محسن فلاح ، محبوبه شمشیرگرها ، مرتضی رزم آرا / مرداد 1396

آستانه سالروز بازگشت آزادگان جنگ تحمیلی به ایران، جلسه معرفی، نقد و بررسی کتاب «چه کسی لباس مرا پوشید؟» به روایت‏ آزاده دفاع مقدس محسن فلاح و مصاحبه، تدوین و نگارش دکتر محبوبه شمشیرگرها، توسط گروه پژوهش‏های ایران شناسی و اسلام شناسی با همکاری پژوهشکده اسناد، در ساختمان آرشیو ملی برگزار شد.
در این جلسه که عصر روز سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ با روایت‏گری محسن فلاح و سخنرانی دکتر محبوبه شمشیرگرها و دکتر مرتضی رزم آرا و با حضور تعدادی از متخصصان و علاقه‏مندان حوزه خاطره نویسی و تاریخ و ادبیات دفاع مقدس برگزار شد، این اثر مورد بررسی قرار گرفت.
در ابتدا دکتر علی‌محمد طرفداری به عنوان مقدمه‌ای بر موضوع جلسه، نكاتی اساسی را درباره تاریخ جنگ و چگونگی عملكرد نیروهای نظامی ملل گوناگون و تفاوت آن با رزمندگان دوران دفاع مقدس ارائه کرد و از اهمیت آثاری نظیر کتاب مورد نظر، سخن گفت. در ادامه، دكتر شمشیرگرها به صحبت پرداخت و در دو بخش، ضمن معرفی کتاب، روش کار و نحوه شکل‏گیری آن را بیان كرد.. او در بخش اول با ذکر اهمیت خاطرات راوی، نقل و ضبط آن را از طرفی، و شکل گیری و انتشار آن را در قالب کتاب و نه صرفاً مدرکی برای نگهداری در آرشیوها، دارای اهمیت تاریخی، روانشناختی و جامعه شناختی دانست و با مروری کوتاه بر سیر زندگی راوی، موضوعات و نکات برجسته و نیز اهمیت هر یک از بخش‏های کتاب را بیان کرد.
او در این بخش گفت: روایت‏های عمده این کتاب که حدود 12 سال از زندگی راوی را مقارن با دهه سوم زندگی او در بردارند، از چندی قبل از پیروزی انقلاب آغاز می‏شوند و تا مدتی کوتاه پس از رهایی از اسارت ادامه دارند. روایت نحوه حضور راوی در مبارزات انقلابی و توصیف روزهای پیروزی انقلاب از دیدگاه او، زندگی شخصی و ماجرای عشق و ازدواج ناکام جوانی، حضور در غرب کشور در پی غائله کردستان در هیئت نیروی داوطلب جهاد سازندگی، ادامه امدادرسانی به هموطنانِ آسیب دیده و رزمندگان در منطقه غرب و جنوب کشور با آغاز حمله رسمی عراق، حضور در عملیات فتح المبین در لباس رزم بسیج، مجروح و اسیر شدن در روز چهارم فروردین ۱۳۶۰، تحمل ۱۰۱ ماه اسارت و شکنجه رژیم بعث در اردوگاه‏های رمادی و موصل و نیز چند مرتبه در استخبارات و حتی بیمارستان‏های تموز و العماره و فراز و فرودهای این دوره طولانی، روزهای شیرین رهایی و ماجراهایی که حتی پس از آزادی تا مدت‏ها زندگی راوی را تحت تأثیر قرار داده، مهم‏ترین‏ موضوعاتی است که در این کتاب به چشم می‏خورد. شمشیرگرها سپس در بخش بعد، به اختصار از چند و چون مصاحبه با راوی و نحوه پیاده سازی و تدوین خاطرات، سخن گفت و اینکه اهتمام او در این اثر بر ارائه متنی روان، شیوا و در عین حال، بدون هر گونه دخل و تصرف محتوایی و خیال‏پردازی قرار گرفته است. او در انتها از مخاطبان مستقیم و غیرمستقیم این سخنان و نیز خوانندگان آتی خواست که پس از اطلاع از زمان و مکانِ به اسارت درآمدن راوی، چنانچه شهید مفقودالاثری در اطرافیان خود می‏شناسند که احتمال می‏دهند به جای آقای فلاح دفن شده باشد، راوی و نگارنده را در جهت پیدا شدن خانواده آن عزیز گمنام، یاری رسانند.
 در ادامه، محسن فلاح با بیان مختصر برخی خاطرات خود از جنگ و اسارت، به شرح نحوه جابجایی تصادفیِ هویت خود با شهیدی گمنام پرداخت. شرح این ماجرا که چگونه بر اساس یک اتفاق منحصر بفرد و عجیب، پس از به اسارت گرفته شدن راوی، خانواده او جوان دیگری با شباهت بسیار به او را به جای پسر خود تحویل گرفته و به خاک می‏سپارند، قابل توجه‏ترین‏ سخنان او در این بخش بود. او سپس در انتها با اشاره به آنکه تعداد قابل توجهی از رزمندگان از جمله آزادگان، از دنیا رفته یا در آستانه سنین پیری و کم حافظگی قرار دارند، و با گلایه از بی‏تفاوتی کسانی که با وجود توان و امکان، در معرفی و ثبت خاطرات رزمندگان و آزادگانی که خود توان نوشتن ندارند، آنها را یازی نمی‏رسانند،‌ اهالی علم و فرهنگ را به این مهم دعوت کرد.
 در ادامه، دکتر مرتضی رزم آرا به عنوان منتقد کتاب به ایراد دیدگاه‏های خود پرداخت. از نظر او کتاب چه کسی لباس مرا پوشید؟ روایت عینی و واقعی دو قهرمان اثر است که اتفاقاً هر دو با هم برادراند: محسن و اسماعیل. قهرمان اصلی اثر، محسن، برادر کوچک تر است و اسماعیل، تکیه گاهِ قهرمان اصلی در این سفر و سیر زندگی است. رسالت هر دو قهرمان در این کتاب این است که افکار زیبا و خداپستدانه چه هستند و رفتارهای ارزش‏مند و خداپسندانه چه می‏تواند باشد. هر دو قهرمان پای بندی خود را به این افکار و اعمال نشان می‏دهند اما تفاوت‏هایی در شخصیت این دو قهرمان دیده می‏شود. او بر آن است که ما به عنوان خواننده، این اطلاعات را از زبان قهرمان اصلی، محسن فلاح، در قالب خاطرات می‏شنویم و با مهارت و وسواس خاصی نگارنده کتاب، دکتر محبوبه شمشیرگرها آن را همچون گنجی رایگان در اختیار همگان قرار داده است. به لطف وسواس علمی، محتوای کتاب، حفظ شده و با مهارتی خاص، گیرایی و شیوایی زبان اثر تا پایان احساس می‏شود. از نظر زبانی، مقدمه کتاب به قلم نگارنده به گونه ای نوشته شده که نثر آن قدری متفاوت با نثر کتاب است تا شاید گوشزد کند که مطالب مقدمه از زبان نگارنده است و مطالب متن کتاب از زبان کسی دیگر است. شاید به همین دلیل، واج آرایی در مقدمه دیده می‏شود اما در متن کتاب به چشم نمی‏خورد. زیرا طبقه اجتماعی راوی با زبانی که دارد، نباید فاصله زیادی داشته باشد.
 از نظر او این کتاب مانند هر اثر دیگری که منتشر شده بی عیب و نقص نیست و نباید انتظار بی‏عیب و نقص داشت. هر کس می‏تواند عنوان کند که می‏شد کتاب را جور دیگری نوشت و در واقع، رسالت هر منتقدی این است که نشان دهد اگر به جای پدید آورنده یا ناشر بود، چه کار می‏کرد. رزم آرا بیان داشت: از آن جا که متخصص نظامی نیستم، صلاحیت ورود به این حوزه را ندارم. اما می‏شد نحوه پرداختن به زمان و مکان را در سراسر کتاب به گونه ای دیگر نشان داد؛ در آوردن تغییر اسم خیابان‏ها و میدان‏ها جور دیگر عمل کرد؛ کل کتاب را به دو بخش «قبل از اسارت» و «دوره ی اسارت» تقسیم کرد و برای دوره اسارت طرحی دیگر ریخت که برای مخاطبانِ بیش تری مناسب باشد و نحوه ورود از فلان مقطع زمانی یا اردوگاه به قسمت دیگر توجیه روش شناسی داشته باشد.
به بیان رزم آرا، نگارنده نیز چون بسیاری از اهل تحقیق در ایران، دغدغه حفظ اثر به عنوان یک متن تاریخی را دارد و بر ارزش تاریخی آن انگشت گذاشته و توجیه روش شناختی آن را در مقدمه آورده است. به نظر من، اینک همه چیز فراهم شده تا این اثر دستمایه هنرورزی ادیبانه قرار گیرد تا دامنه مخاطب آن بیش تر شود و تاثیر آن بر طبقات مختلف جامعه بیش‏تر گردد. شاید خواننده، گاه در مواردی با راوی و نحوه ی برخورد او با ناهنجاری‏ها موافق نباشد و وقتی خود را جای قهرمان کتاب بگذارد، جوری دیگر عمل کند و یا دلش بخواهد که ای کاش قهرمان کتاب در فلان جای کتاب به گونه ای دیگر عمل می‏کرد، با وجود این، کتاب سرشار از مواردی است که نشان از مهربانی، گذشت و ایثار و ارزش‏های ناب انسانی، اخلاقی و دینی است. خواننده بارها از خود می‏پرسد که چرا این همه ارزش که در این کتاب موج می‏زند، امروزه در محیطی که زندگی می‏کنیم، کم رنگ شده یا بی رنگ است.
سپس در ادامه جلسه، حاضران به نقد و بیان دیدگاه‏های خود درباره اثر پرداختند. نکاتی نظیر شیوایی و روانی نثر کتاب، توجه به مخاطبان جوان و عموم مردم با هر سطح دانش و تخصص و مباحثی درخصوص تعلق آن به حوزه تاریخ و نسبت آن با گونه یا روشِ تاریخ نگاری موسوم به تاریخ شفاهی، سخت باور بودن برخی خاطرات نظیر جابجایی هویت و تحمل برخی مصائب، ورود تأملات جاری و معاصرِ ‌راوی به خاطرات دوران جوانی، طولانی بودن متن و قطر زیاد کتاب، ابهام درخصوص نحوه و میزان بهره مندی از آثار مربوط به تاریخ اسارت و مقولات حقوقی آن در ایران و جهان، از جمله دیدگاه‏های مطرح شده در جلسه بود.