سوگ آواها و هویت فرهنگی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۱۷ - ۱۰:۴۳:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۳۹۶/۸/۲۱ - ۶:۲۲:۵۷
سوگ آواها و هویت فرهنگی
سخنرانان نشست : بابک خضرایی ، پیمان بزرگ نیا ، جهانگیر نصری اشرفی ، بهروز وجدانی / آذر 1393

هشتمين نشست تخصصي گروه پژوهش های اسلام شناسی و ایران شناسی در سال 93، با عنوان " سوگ آواها و هویت ملی" در تاريخ 9/25/ 93 در اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی برگزار شد.

سخنران اول این نشست بهروز وجدانی؛ پژوهشگر، مولف ومدرس آثار موسیقایی، با موضوع "موسیقی مذهبی و هویت ملی" به ایراد مطالب خود پرداخت. او ضمن اشاره به اینکه تمام ادیان و مذاهب جهان در سوگ و سرور، موسیقی های سازی و آوازی ویژه ای دارند که اصولا به شکل آئینی اجرا می شوند، به موسیقی مذهبی مردم مسلمان ایران اشاره کرد که موسیقی عاشورایی (نوحه،تعزیه و ...)، موسیقی خانقاهی، موسیقی عبادی( اذان،مناجات و ... ) و موسیقی عارفانه از آن جمله است. وی متذکر شد که این نوع موسیقی که دارای اصالت و ریشه قابل توجهی است، از عناصر مهم میراث فرهنگی معنوی  و هویت قومی، سنتی و ملی كشور به شمار مي رود.

وی موسیقی مذهبی مردم مسلمان ایران را از یک سو با لحن ها و نغمه های موسیقی  ریف دستگاهی، که معمولا در شهرهای بزرگ ساخته، پرداخته و اجرا می شوند مرتبط دانست  و از سوی دیگر با نغمه های آوازی و سازی موسیقی محلی، قومی و عشایری که بیانگر تنوع قومی و فرهنگی است.

رئیس کانون پژوهشگران خانه موسیقی ایران، موسیقی را از عناصر زنده و پویای میراث فرهنگی معنوی دانست  که با سایر مواریث فرهنگی همچون نمایش، بازی ها و سرگرمی ها، آیین ها و مراسم، ادبیات شفاهی و غیره ارتباط و پیوندی قوی دارد و در هویت سازی نقش برجسته  ای ایفا می کند.

این عضو کمیته ملی موسیقی یونسکو، ضمن اشاره به تعریف یونسکو از میراث فرهنگی معنوی، موسیقی مذهبی مردم مسلمان ایران را در همه انواع عبادی، سوگ آور و سرور آفرین، از نمونه های شاخص میراث فرهنگی معنوی و بخش مهمی از هویت فرهنگی دانست .

وی یادآور شد تنوع فرهنگی سرزمین پهناور و باستانی ما یک واقعیت فرهنگی و تاریخی است که باید به آن به عنوان یک مزیت تاریخی نگریست و ضمن شناخت علمی و منطقی عناصر آن برای حفظ و اشاعه اش کوشید. او استمرار و بازآفرینی دائمی و به روز کردن عناصر اصلی و پایه ای را برای حفاظت و پاسداری از این فرهنگ بسیار ضروری دانست.

او ادامه داد  مفهوم هویت فرهنگی، امری سیال و چند معنایی است و دارای لایه های مختلف انباشت پذیر و ترکیب پذیر است و با استقرار لایه های جدید، لایه های قدیم به حاشیه سپرده می شوند که گاهی ابدی و گاهی مقطعی است، ازینرو مردم در طی تاریخ با بازسازی، دگرسازی و دگر نمایی مولفه های جدید هویتی، به استمرار حیات خود کمک کرده اند.

وجدانی متذکر شد حساسیت و اهمیتی که مردم ایران ضمن احترام و اعتقاد به تنوع فرهنگی برای "هویت فرهنگی" خود قائل هستند سبب شده تا لحن ها و نغمه های موسیقی مذهبی، به ویژه در مناطق سنتی شهری، روستایی، قومی و عشایری به گونه های متفاوت اجرا شود و زمینه حفظ و اشاعه ی این بخش از میراث فرهنگی معنوی و هویت فرهنگی را فراهم سازد.

او ضمن اشاره به اینکه موسیقی مذهبی به صورت های آوازی، سازی و توامان اجرا می شود؛ همراهی استادانه و ماهرانه شعر و موسیقی را در اثربخشی بیشتر لحن بر شنونده موثر دانست  و نکته تاثیر گذار در ایفای نقش و کارکرد مناسب را برقراری ارتباطی موزون و منطقی بین انواع موسیقی مذهبی  و دیگر عناصر فرهنگ سنتی دانست.

وجدانی از دیدگاه آسیب شناسی موسیقی مذهبی مسلمانان ایران، به ویژه موسیقی عاشورایی که در اشکال مختلف تعزیه، مداحی، نوحه خوانی، دسته گردانی و سینه زنی قابل بررسی است، متذکر شد این امور که در گذشته در فضایی روحانی، بی تکلف و بی ریا برپا می شد؛ متاسفانه در چند دهه اخیر به ویژه در زمینه محتوایی دچار تغییر شده و پیوند شعر و موسیقی و بهره برداری از کلام فاخر و موثر و بهره برداری از لحن های زیبای سنتی  و محلی، ضعیف و سطحی شده است و به همین دلیل مجموعه موسیقی عاشورایی  در اشکال فوق تا حد زیادی بی تاثیر شده است؛ در صورتی که این موسیقی که شاخص ترین نوع موسیقی مذهبی ما شیعیان است با وجود ظرفیت های فراوانی که دارد، در صورت دارا بودن ویژگی های لازم، می تواند به عنوان جزئی از کل این آئین در ایجاد وحدت، همبستگی، هم دلی و وفاق اجتماعی موثر واقع شود.

او سادگی و بی پیرایگی را از جمله ویژگی های این هنر مذهبی دانست و مواردی همچون استفاده از اشعار با محتوا و فاخر، به همراه نغمه و ریتمی ساده و دلنشین را در حفظ اصالت این امر موثر دانست و یادآور شد که موسیقی عاشورایی نباید به گونه ای مطرح شود که به جای جلال، شکوه ایثار و از خودگذشتگی که در ذات عاشورا و قیام حسینی نهفته است، غم، یاس، ناامیدی، شکست و سرگشتگی را با اشعار بی محتوا و بی ریشه تلقین کند و شنونده را از اهداف عالی این قیام دور نماید.

عضو هیات علمی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، در انتهای سخنان خود نقش زنان ایرانی را در پاسداری و انتقال موسیقی سنتی و قومی و عشایری ایران، به ویژه در لحن ها و نغمه های موسیقی مذهبی و از جمله سوگ آواها پر رنگ و قابل اعتنا دانست و متذکر شد که زنان به سبب عشق و علاقه ای که به حفظ آداب و رسوم ملی و مذهبی دارند، همیشه در طی تاریخ با بازآفرینی و افزودن اشکال و فنون و عناصر فرهنگی جدید و مورد نیاز جامعه و جوانان به پاسداری از میراث فرهنگی معنوی و هویت فرهنگی اهتمام ورزیده اند.

سخنران دوم این نشست، بابک خضرایی، نویسنده، مصحح و مترجم آثار موسیقایی ایران؛ ضمن تاکید بر تاثیر بلامنازع آوازهای تعزیه و عزاداری های محرم، در حفظ الحان و گوشه های موسیقی دستگاهی ایران؛ سندی در مرثیه خوانی به شیوه دستگاهی با عنوان "رساله موسیقی دوازده دستگاه" را معرفی نمود.

وی تاریخ کتابت این رساله را که در پانزده صفحه تنظیم شده و با مرثیه معروف باز این چه شورش (شوری) است محتشم کاشانی آغاز می شود، سال 1282 ق ذکر کرد و متذکر شد که این سند در سال های پیش از 1357 ش توسط یک پژوهشگر آلمانی خریداری شده و اینک در آلمان نگه داری می شود.

اوبا اشاره به اسامی دستگاه هایی که در این جزوه کوچک ذکر شده، آنها را با آنچه که امروزه منسوب به میرزا عبدالله  شناخته می شود متفاوت  دانسته، اما به اسناد پیش از آن(مانند روايت دوازده دستگاه حبيب سماعي، و دستگاه‌هاي دوازده‌گانة مذکور در رساله کليات يوسفي)  شبیه تر دانست  و این را از نکات مهم این رساله برشمرد واز دلایل محتمل در این امر، فشار اجتماعی، بخل استادان پیش از میرزا عبد الله و یا درگذشت پدر وی را نام برد که شاید مانع از رسیدن این مدارک به دست میرزا عبد الله گردیده باشد و بدبن سبب میرزا عبدالله دست به تدوین دستگاه ها و آوازهای جدید زده باشد.

خضرایی در ادامه سخنان خود ضمن اشاره به مفهوم دستگاه و موسیقی دستگاهی و نقش شناخت صحیح آنها در شناخت و حفظ سنت های موسیقایی، با استناد به مطالب چند رساله  معتبر، به بررسی تحول مفهوم دستگاه در چند دوره تاریخی پرداخت و تغییرات احتمالی آنها را بررسی کرد.

این عضو هيئت علمي بنياد دايرةالمعارف اسلامي و مصحح رساله های موسیقایی؛ در پایان سخنان خود، ضمن اشاره مجدد به رساله دوازده دستگاهی مذکور و رساله های دیگری که نوحه خوان ها در منابر استفاده می کردند، متذکر شد که گویا نوحه خوان ها دستگاه ها، مقامات و تحریرهایی داشتند که خاص خودشان بوده  و نسبت به اسامی که موسیقی دان های حرفه ای از آن یاد می کنند؛ از اصالت قابل توجهی برخورداربوده است و چنانچه سنت نوحه خوانی ادامه پیدا می کرد، چه بسا ما امروزه شاهد ردیف ها و دستگاه هایی با پیشینه ای قوی تر و اصیل تر بودیم.

در بخش سوم  این نشست  جهانگیر نصری اشرفی، قوم موسیقی شناس و پیمان بزرگ نیا، پژوهشگر موسیقی منطقه زاگرس، ضمن ارائه نمونه های صوتی و تصویری، به بررسی تطبیقی سوگ آواهای زنان اقوام ایران پرداختند.

آقای جهانگیر نصری اشرفی در  ابتدا متذکر شد که کلیه سوگ آواها به فراخور تغییرات اجتماعی و تغییر در روند فرهنگ و تمدن و فرایند تولید، تغییر کرده و اشکال گوناگون پیدا می کنند، به عنوان نمونه، سوگ آواها در جامعه شکارگر و کشاورز با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی، ساده تر هستند، در حالی که  در شرایط و جوامع پیچیده تر، فضاهای فکورانه تری ایجاد می کنند. او علت این امر را به طور مشخص  حرکت از مسائل فردی و غریزی به سمت مسائل عمومی  تر دانست و متذکر شد که همین امر خود باعث تظاهرات گوناگونی از سوگ آواها که بخش بزرگی از فرهنگ جوامع در آن متبلور می شود، می گردد.

رییس مرکز پژوهش های مازندران شناسی فرهنگ خانه مازندران، در ادامه سخنان خود، با تاکید بر قداست آیین ها، بر ظرفیت آنها در حفظ اصالت فرهنگ ها تاکید کرده و آن را زمینه ای برای بررسی فرهنگ اصیل جوامع دانست و به نقش آوازهای مذهبی و سوگ آواها از جمله سحرخوانی ها، صبح خوانی ها، نوحه خوانی ها، پامنبری ها، سینه زنی ها و به طور ویژه تعزیه  (البته پیش از50-60 سال اخیری که وسایل ارتباط جمعی گسترش پیدا کرده اند) در بررسی موسیقی اصیل تاکید کرد.

او ضمن اشاره به تعزیه به عنوان نمایشی آیینی، این گونه از نمایش مذهبی را مجموعه ای از پاره فرهنگ های موسیقایی، ذوقی، هنری و اندیشه ای دانست که میتوان قوالی، نقالی، شاهنامه خوانی، انواع رجزها، بحر طویل ها، شعرهای عروضی و در واقع تمام ظرفیت های ادبیات و فرهنگ موسیقی را در آن یافت. وی همچنین بر این نکته تاکید کرد که نه تنها خصوصیات فرهنگ و ادبیات فارسی در این نمایش آیینی قابل بررسی است، بلکه موسیقی اصیل اقوام را نیز می توان در نمونه های قومی، از جمله در تعزیه های جنوب پیدا کرد و این به دلیل ظرفیتی است که آیین ها به دلیل قداستی که دارند ایجاد می کنند. او تاکید کرد که در این حوزه بررسی سوگ اواهای زنان، به جهت بسته بودن جوامع زنانه و شرایط اجتماعی خاص آنها مفیدتراست و نمونه ها ی اصیل تری را به دست می دهد.

در ادامه، پیمان بزرگ نیا، پژوهشگرمیدانی موسیقی زاگرس، ضمن توضیح در مورد برخی از نمونه های موسیقی آوازی، به ویژه سوگ آواهایی همچون مور، مویه و موتک، آنها را از قدیمی ترین و اصیل ترین الحان موسیقایی ایران خواند و زنان را راویان اصلی این نوع از  موسیقی دانست. او در ادامه نشست  به ارائه چند نمونه  صوتی و تصویری از سوگ آواهای سراسر ایران پرداخت.