ایران فرهنگی و فارسی زبانی به روایت برت فراگنر نظریه ای در باب قلمرو زبان فارسی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۱۷ - ۶:۵۰:۰
آخرین تاریخ بروزرسانی: ۱۳۹۶/۸/۲۱ - ۶:۲۵:۵۹
ایران فرهنگی و فارسی زبانی به روایت برت فراگنر نظریه ای در باب قلمرو زبان فارسی
سخنرانان نشست : سعید فیروزآبادی ، محمد رجبی ، مرتضی رزم آرا / دی 1393

نشست "ایران فرهنگی و فارسی زبانی: نظریه برت فراگنر در باب قلمرو زبان فارسی" با سخنرانی دكتر سعید فیروز آبادی، محمد رجبی و مرتضی رزم آرا در سالن اندیشگاه فرهنگی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران مرتضی رزم‌آرا در نشست "ایران فرهنگی و فارسی زبانی:نظریه برت فراگنر در باب قلمرو زبان فارسی" گفت:  این کتاب حرف هایی دارد که برای جامعه فارسی زبان بسیار مهم است. فراگنر با نوشتن این كتاب نشان داد كه شهامت و شجاعت دارد. ما در زمینه پژوهش فقیریم. مشکل عمده پژوهش های ما این است که حرف نویی در آن ها به چشم نمی خورد. همه می خواهند حرفی بزند که دیگران بپذیرند، جسارت این را ندارند حرفی نویی بزنند که بتوانند از آن دفاع کنند. در قلمرو زبان فارسی در بخارا شاعر بزرگی به نام عبدالقادر زندگی می کرده که بسیار پرآوازه است اما متاسفانه درباره این شاعر مدخلی در پژوهش های ایرانی به چشم نمی خورد. در سال 1339 علی نوری در مجله پیام نوین مقاله ای درباره او می نویسد و در چاپ های بعدی به اشتباه، تاریخ انتشار این مقاله سال 1338 ذکر شده است. پژوهشگران بعدی همه تاریخ انتشار این مقاله را 1338 ذکر کرده اند. متاسفانه این ضعف ها در پژوهش ها به چشم می خورد.

دکتر محمد رجبی هم در این نشست گفت: حدود یک ربع قرن است كه با فراگنر آشنا هستم. زمانی كه با ایشان آشنا شدم تازه رئیس كتابخانه ملی شده بودم. كمی می‌خواهم درباره حواشی كتاب صحبت كنم. وقتی می‌خواهیم از ایران فرهنگی صحبت كنیم موضوعی که همواره موضوع گفت وگوی من با فراگنر است.  باید بدانیم كه حدود و ثغور ایران تا كجاست. آیا حدود و ثغور ایران فرهنگی مرزهای سابق ایران  یا جایی است كه فرهنگ ایران نفوذ كرده. شاید پاسخ به پرسش دوم روشن باشد. آیا قلمرو غرب صرفاً به كشورهای اروپایی مرتبط می‌شود یا امریكا را هم دربرمی‌گیرد یا هر جا كه غرب نفوذ فائقه دارد.

 او ادامه داد: اگر نفوذ فائقه غرب را بنگریم درخواهیم یافت حتی در كشور ما نیز كه از همه جهت مقابل غرب ایستاده‌ایم نفوذ غرب در لباس، معماری، علوم، هنر، معارف و اخلاق جلوه‌گری دارد. در واقع این نفوذ هرجا كه نفوذ فائقی بود جزو قلمرو غرب محسوب می‌شود. وقتی معماری ما رنگ و بوی سنتی ندارد و لباس‌هایمان با آخرین مد غرب متناسب شده و عروسك بچه‌هایمان همه چشم آبی و مو طلایی است فرهنگ غرب نیز در كشور ما نفوذ كرده است.

رجبی افزود: حالا باید دانست كه ایران فرهنگی كجاها نفوذ فائقه داشته است به طور مثال در هندوستان نفوذ فائقه داشتیم. قرن ها زبان فارسی زبان رسمی دولت هند بوده است و هنوز نشانه هایی از نفوذ زبان فارسی در این کشور مشهود است. این‌كه می‌گویند ایرانی‌ها با زور شمشیر مسلمان شدند اشتباه است. ما بسیاری چیزها را از عرب‌ها گرفتیم و دوباره به آن‌ها صادر كردیم. اگر به زور شمشیر قرار بود كشوری مسلمان شود مردم آندولوس كه 700 سال زیر نفوذ اعراب بودند مسلمان می‌شدند.

این پژوهشگر توضیح داد: ما پیش از اسلام كتاب آسمانی داشتیم. حتی ما به ازای پل صراط را در کتاب دینی ما داشته ایم. ما این پشتوانه را داشتیم كه حضرت امیرالمؤمنین(ع) و اسلام و پیامبر(ص) را به سادگی پذیرفتیم. اما آنچه امروز از ایران باقی مانده مانند شیری می‌ماند كه از آن فقط یك دم به جا مانده است. ما حتی روی مغول‌ها نیز تأثیرگذاتشیم.مغول‌ها زبانشان تركی بود اما ترك نبودند. اگر سفری به مغولستان داشته باشید در خواهید یافت كه چه می‌گویم. در واقع نژاد تركی از سوی چینی‌ها كاملاً از بین رفت. امروز در میان تیره‌های مغولی نیز آثار و نشانه‌های بارزی از زیستن با ایرانیان و در كنار ایرانیان بودن وجود دارد.

رجبی یادآور شد: مغول‌ها با این که سنی هستند آن‌قدر مورد محبت ایرانی‌ها قرار گرفتند كه امروز در آسیای میانه وقتی دو پسر نصیب خانواده‌ای می‌شود نام آن‌ها را حسن و حسین می‌گذارند و اگر دو فرزند دختر داشته باشند نامش را فاطمه و زهرا یا فاطمه و زهره می‌گذارند. حتی در یكی از شهرهای قزاقستان شهری به نام آستانه هست. می‌خواهم بگویم كه حتی عرب‌ها نیز به اعتباری تحت نفوذ ما بودند. پیامبر نیز روزی دست روی شانه سلمان گذاشت و گفت: اگر علم در پروین هم باشد مردانی از سرزمین سلمان به آن دست پیدا خواهند كرد. در واقع می‌خواهم با این حرف به دایره وسعت زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در آن دوره بپردازم.

سعید فیروز آبادی مترجم كتاب در ادامه این نشست گفت: سال 1388 مرحوم ایرج افشار مرا برای همكاری خواستند. قرار شد جایزه موقوفات افشار به فراگنر اهدا شود. نثراین كتاب بسیار دشوار بود و من آن را از آلمانی ترجمه كردم. بخش‌هایی از كتاب آسان بود و بخش‌هایی بسیار سخت. به هر حال در این فاصله این جایزه به فراگنر اهدا شد.

او ادامه داد: به گمانم فراگنر نگاه و نگرش جامعی داشت. وقتی او از زبان فارسی صحبت می‌كرد از ماوراء النهر و از ازبكستان و تاجیكستان و ترك‌ها مثالی می‌زد. گرایش دیگر كارهای فراگنر در زمینه پژوهش بعد از اسلام بود. فراگنر مجموعه‌ای از فرهنگ‌های مختلف بود و حتی با پیشخدمت دانشگاه ما نیز به زبان تركی سخن می‌گفت. ترجمه این كتاب برایم آسان نبود.

فیروزآبادی در ادامه بخش های مختلف کتاب فراگنر را بررسی کرد.