 |
وب لاگ های کتابداری مسائل و مشکلات
کمال آریان
|
وب لاگ ها نه در حوزه های عمومی بلکه در در حوزه های تخصصی نیز به شدت در حال افزایش هستند و حوزه کتابداری و اطلاع رسانی نیز از این قائده خارج نیست. وب لاگ های بی شماری در این حوزه وجود دارد که هر یک بنا به اهدافی که برای خود تعیین کرد ه اند فعالیت می کنند اما در این راه مشکلاتی نیز وجود دارد. اینکه چرا خوانندگان بعضی از وبلاگ ها کم هستند و یا اینکه چرا خوانندگان به درج نظرات خود کمتر مبادرت می کنند و مشکلاتی که باعث می شود دیالوگ مناسبی میان نویسندگان وب لاگ ها و خوانندگان انها به وجود نیاید از جمله مسائلی هستند که باید به آنها توجه شده و تا آنجا که می توان برای حل آنها تلاش کرد. در اینجا چند پرسش مشترک را با چند وب لاگ نویس در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی در میان گذاشتیم که پاسخ های آنها می تواند ما را از چندو چون مسائل اگاه تر کند.
محسن حاجی زین العابدینی دانشجوی دوره دکتری کتابداری
1.سابقه وبلاگ نویسی
از بهمن سال 1381 وبلاگ نويسي را آغاز كردم. خودم نمي توانم قضاوت كنم كه آيا اولين كسي هستم كه در زمينه كتابداري در ايران وبلاگ ايجاد كردم يا خير؟ اما مي توانم بگویم که اولین وبلاگ تخصصي كتابداري ايران را ايجاد كرده ام و همچنان كار روزآمدسازي آن ادامه دارد. اين وبلاگ با عنوان "فهرستنويس اينترنتي" و با نشاني:
http://internetcataloger.persianblog.ir به موضوع تخصصي فهرستنويسي منابع اينترنتي و مباحث پيراموني آن اختصاص دارد.
در حال حاضر وبلاگهاي مختلفي را اداره مي كنم يا عضو هستم كه به برخي از آنها در ادامه اشاره مي شود:
|
رديف
|
عنوان وبلاگ
|
موضوع
|
تاريخ ايجاد يا آغاز همكاري
|
نشاني
|
|
1
|
فهرستنويس اينترنتي
|
فهرستنويسي منابع اينترنتي
|
16/11/1381
|
http://internetcataloger.persianblog.ir/
|
|
2
|
|
|
|
|
|
3
|
گفتگو (وبلاگ گروهي انجمن كتابداري و اطلاعرساني ايران)
|
عمومي و انجمن
|
26/8/1385
|
ilisa.blogfa.com
|
|
4
|
وبلاگ گروهي كتابداران ايران
|
عمومي كتابداري و اطلاع رساني
|
4/9/1385
|
lisiran.blogfa.com
|
|
5
|
وبلاگ گروهي عكسهاي كتابداري
|
عكسهاي كتابداري و اطلاع رساني
|
9/10/1385
|
libphotoes.blogfa.com
|
|
6
|
دل گفته ها
|
شخصي- كتابداري و اطلاع رساني
|
22/5/1386
|
www.zabedini.blogfa.com
|
2. فکر میکنید مهمترین مشکلات وب لاگ ها در حوزه کتابداری چیست؟
نمي توان يك مشكل را به عنوان مساله اصلي وبلاگهاي كتابداري در ايران طرح كرد بلكه مي توان به برخي مسائل اساسي و تاثيرگذار در اين زمينه اشاره كرد كه برخي از مهمترين مسائل آنها عبارتند از:
· اغلب وبلاگها بيشتر به خبررساني مي پردازند تا به توليد فكر و دانش جديد
· وبلاگ، بيشتر به عنوان ابزاري تفنني تلقي مي شود نه به عنوان ابزاري جدي براي فعاليتهاي علمي و حرفه اي
· وبلاگ ها به همان سرعتي كه ايجاد مي شوند از فعاليت باز مي ايستند.
· وبلاگ به دليل ويژگيهايي كه دارد بيشتر مورد استفاده نسل جوان رشته كتابداري و اطلاع رساني است و جز تني چند از اساتيد و پيشكسوتان اين رشته، از چنين ابزاري استفاده نكرده و حتي از وجود چنين پديده اي نيز بي اطلاع هستند. اين باعث مي شود كه سياليت روح جوانان در وبلاگها هم جريان داشته باشد و فقط شاهد نوعي گزارشگري در وبلاگها باشيم و توليد انديشه يا فعاليت هاي علمي كمي تحت الشعاع قرار مي گيرد
· اغلب وبلاگها عمومي، خبري يا دفترچه يادداشت روزانه افراد است و جاي وبلاگهاي تخصصي روزآمد خالي است
· به همه مسائل بالا، بايد سانسور (بيشتر خودسانسوري ناشي از ترس)، ملاحظات شغلي، سياسي، پيشكسوتي و... را هم اضافه كرد كه باعث مي شود گاه در وبلاگها آنچه را كه بايد نوشته و منتشر شود، در سايه چنين ملاحظاتي منصه ظهور نيابد.
3. ایا وب لاگ را فقط یک وسیله اطلاع رسانی یک طرفه میدانید؟
خير. وبلاگ محيطي است كه در آن بر عكس وب سايت كه به نوعي يك طرفه است، تعامل شكل مي گيرد. اين تعامل از طريق نظرات نوشته شده (عمومي يا خصوصي)، بازخورد شفاهي يا از طريق پست الكترونيكي اتفاق مي افتد. اصلا وبلاگ بدون مخاطب و تعامل معني خود را از دست مي دهد و نويسنده يا نويسندگان آن نيز به مرور انگيزه ها و اهداف خود را به فراموشي مي سپارند.
4. اگر وب لاگ را مکانی برای دادو ستد دوسویه اطلاعات میدانید از چه روست که در وب لاگ ها ی کتابداری دیالوگی قوی میان مخاطب و نویسنده وجود ندارد!؟
وبلاگ هم مانند ساير مظاهر فن آوري، پديدهاي وارداتي است و طبعا براي رسيدن به كاركردهاي ويژه خود به زمان و فرهنگ سازي نياز دارد. اگر نگاهي به وبلاگهاي سه يا چهار سال پيش بياندازيد متوجه مي شويد كه اظهار نظر و ارتباط بين نويسنده و خواننده خيلي كم بوده و به نوعي صرفا اظهار شعف، تعجب يا خرسندي از وجود چنين پديدهاي در اظهار نظرات مشاهده مي شود. اما به مرور سير تكاملي بهتري طي شده و اكنون شاهد برخي گفتگوهاي علمي، منطقي و قوي بين مخاطب و نويسنده هستيم. اما اين ها استثنا است و نمي توان حكم كلي درباره آنها صادر كرد. بنده هم نظرم اين است كه در فضاي وبلاگي ما بحث هاي تخصصي مبتني بر پشتوانه يا اهداف علمي اتفاق نمي افتد.
شايد بتوان يكي از دلايل فقدان چنين تعاملي را در همان عامل اصلي رواج فراوان وبلاگ در ايران – يعني محدوديتهاي فراوان ساير مجراهاي ارتباطي و عدم دسترسي همگاني به آنها- جستجو كرد. يعني يك دانشجو يا دانش آموخته كتابداري و اطلاع رساني ايراني نيز مانند ساير افراد جامعه عادت كرده است كه از اين فضا براي تخليه احساسات مثبت يا منفي خود استفاده كند. در اين فضا، تمايل كمتري به طرح مباحث جدي وجود دارد. شايد همه چنين تجربه اي را داشته ايم كه در بين نظرات اظهار شده درباره پستي در وبلاگي كسي هم تصميم گرفته كه كمي رنگ و بوي جدي و علمي به نظرات خود بدهد و آن را طرح كند. در اين حالت، انگار نظر آن خواننده بي نوا وصله ناجوري است و مورد بي مهري فراوان قرار مي گيرد.
5. . به طور کلی شما مخاطب خودتان را چه کسانی میدانید؟ دانشجویان؟ استادان؟کارکنان کتابخانه ها؟
در هر يك از وبلاگها متفاوت است و نمي توان گفت مخاطبين ذهني در همه جا يكسان هستند. اما به طور كلي و با تجربه اي كه تا كنون كسب كرده ام بيشتر براي دانشجويان و كتابداران جوان مي نويسم. زيرا اين گروه ها با پديده وبلاگ بيشتر ارتباط داشته و از نظراتي كه در قالب يادداشت در وبلاگ مي نويسند يا از طريق ميل برايم ارسال مي كنند، يا به طور شفاهي مطرح مي كنند مشخص مي شود كه با چه دقتي مطالب را مي خوانند يا كدام نوع نوشته ها برايشان جذابتر است.
براي مثال ميزان استقبالي كه از يك وبلاگ و نوشته خبري-عمومي و حتي طنز مي شود به مراتب بيشتر از مطالب سطح بالاي تخصصي و علمي است.
امیر اصنافی دانشجوی دوره دکتری کتابداری و اطلاع رسانی
1.سابقه وبلاگ نویسی
از سال 1378وارد دانشگاه شیراز شدم. رشته کتابداری و اطلاع رسانی دومین انتخابم بود. از اواخر دوران کارشناسی یعنی سال 1381 با وبلاگ اشنا شدم و از اسفند 1381 رسما وبلاگ نویسی رو شروع کردم و از آن تاریخ تا کنون در وبلاگهایی نوشتم که همه موضوعشان کتابداری بوده.. کتابداران فردا، کتابداران در غربت می میرند، کتابدارانی از جندی شاپور، وبلاگ گروهی کتابداران ایران، فوتوبلاگ کتابداری ایران، انجمن کتابداری شاخه خوزستان وبلاگهایی بوده که تا کنون در آن مطلب نوشتم. یا مطلب انتقادی بوده یا اطلاع رسانی. به هرحال فقط در حوزه کتابداری وبلاگ نوشته ام. سال 1382 وارد دوره کارشناسی ارشد کتابداری در دانشگاه چمران اهواز شدم و تغییر فضا و محیط به من کمک کرد تا رویکردی تازه در بلاگ نویسی پیدا کنم تا اینکه در سال 1385 وارد مقطع دکتری کتابداری در همین دانشگاه شدم. شاید تعداد پستهایم نسبت به گذشته کمتر شده( بگذارید به حساب کهولت سن!!!! نه نه!! موج منفی دارد.... تصور کنید که این تکه را نخوانده اید!!) ولی هنوز به این کار علاقه وافری دارم...
2. فکر میکنید مهمترین مشکلات وب لاگ ها در حوزه کتابداری چیست؟
از ابعاد مختلفی میشود به این قضیه نگاه کرد. اغلب وبلاگهای کتابداری، درزمینه اطلاع رسانی منظورم خبررسانی که کپی از سایر منابع است فعالیت می کنند. قصدم این نیست که این شیوه اطلاع رسانی کاری عبث است. بلکه بهتر است خبررسانی صرف نباشد. تفسیر خبر و نقد خبر به قلم کتابدار بلاگر عامل بسیار مهمی است که هر بلاگر باید به آن توجه کند. این باید نقطه تمایز وبلاگ کتابداری از سایر وبلاگهای و سایتهای خبری باشد. وگرنه کپی کردن خبر از منابع دیگر کار جالبی نیست و فقط تکرار و دوباره کاری است. بهتر است بلاگرها خودشان مولد خبر باشند. کافی است به دور و بر خود کمی با دقت بیشتری نگاه کنند. خبر در کنار ماست و باید خودمان تولید کننده اش باشیم. نه اینکه دوباره از خبر استفاده شده، استفاده کنیم. نکته دیگر دوباره کاریهاست. وبلاگهای تخصصی خیلی کم داریم و اغلب وبلاگها خبر یکسان می دهند یا اطلاعات مشابهی را منتقل می کنند. اگر در حیطه های مختلف کتابداری دارای وبلاگهای تخصصی شویم ان وقت می توانیم شاهد فربهی مثبت رشته مان باشیم. نکته بعدی روح محافظه کاری در بین کتابداران ماست. خیلی کم جرات پیدا می کنیم انتقادات را علنی کنیم.شاید از ترس اینکه مبادا به عنوان یک مطرود به ما نگاه شود این کار صورت نمی گیرد. خیلی کم شاهد پستهای انتقادی با پیشنهادهای سازنده هستیم. عدم توجه اساتید به وبلاگهای کتابداری از مشکلات ماست. متاسفانه برخی اساتید وبلاگ را به عنوان یک وسیله سرگرمی و هدردهنده زمان می دانند... مثل دوران دبیرستان ما... دبیران ریاضی و فیزیک همیشه از از درس هنر با کنایه صحبت می کردند و می گفتند این درس وقت دانش اموز را هدر می دهد... متاسفانه این طرز فکر بود و حالا نسبت به وبلاگها این طرز فکر هست. در صورتی که اساتید هنوز باور ندارند می توانند تازه ترین مطالب و اطلاعات را در حیطه کتابداری از دل این وبلاگها بیرون بکشند و به دانش خود و دانشجویانشان بیفزایند. نکته آخر به نظر بنده بازمی گردد به برخی خوانندگان که از ازادی موجود در نظر دهی برای پستها سو استفاده می کنند و اغلب با نام مستعار یا غیرواقعی نسبت به اظهارنظرهای جنجال آفرین اقدام می کنند. متاسفانه چون با مواردی روبرو شدم که افراد خاصی را خطاب قرار داده اند و آبروی این افراد در خطر بوده، چون برخی افراد بدون سند هرچه به ذهنشان رسید منعکس می کنند، نسبت به حذف اظهارنظرها اقدام کرده ام. ولی در عین حال که می گویم متاسفم که این کار را کرده ام با کنترل نسبی اظهار نظرها موافقم. در وبلاگ خودم، اول اظهار نظرها را می خوانم و هرچه که مناسب بود در معرض دید بقیه قرار می دهم. بقیه یا حذف می شوند یا در ارشیو می مانند.
3. ایا وب لاگ را فقط یک وسیله اطلاع رسانی یک طرفه میدانید؟
خیر.
4. اگر وب لاگ را مکانی برای دادو ستد دوسویه اطلاعات میدانید از چه روست که در وب لاگ ها ی کتابداری دیالوگی قوی میان مخاطب و نویسنده وجود ندارد!؟
ماهیت وبلاگ ایجاب می کند که حتما ارتباط دوسویه باشد. پستی گذاشته شود و به دنبال آن بازخوردی هم از این پست گرفته شود. یک تعامل کامل و تمام عیار بین بلاگر و خواننده ((باید)) برقرار باشد. این که روی باید تاکید کرده ام برای این است که این یک مساله آرمانی شده که باید این تعامل برقرار باشد. خیلی از وبلاگها رو می بینم، مثلا سیاسی، ادبی و غیره که اظهار نظرها تا شماره 700 هم رسیده است و خوانندگان و نویسنده پست، خیلی قوی و منطقی و نه با ادبیات تهاجمی که این روزها برخی کتابداران به ان روی اورده اند با هم تعامل دارند ولی در وبلاگهای کتابداری چطور؟ بیشترین اظهار نظر یا به تبریک و تسلیت مربوط می شود یا چنان جنجال بر انگیز است که اصلا پاسخ ندادن به اظهار نظرها نوعی جواب ابلهان خاموشی به حساب می آید. بارها مجبور شده ام اظهار نظر(!)هایی که در برگیرنده فحاشی ها به خودم یا دیگران بوده را حذف کنم. متاسفانه این ادبیات غلط و عدم پذیرش دموکراسی در این فضای مجازی خیلی ازاردهنده است. گاهی با ذوق و شوق، فسفر می سوزانی و مطلبی را می فرستی و منتظر نظر هستی ولی دریغ! حتی همان فحش را هم نمیدهند! البته هستند کسانی که به خوبی تعامل را برقرار می کنند ولی این دایره محدود است. تمام لطف وبلاگ نویسی به خواندن کامنتها(اظهار نظرها) است که حسرت خواندن این اظهارنظرها و پاسخ دادن به آن به دلمان مانده است. کسانی که با دادن اظهار نظرهای منطقی و قوی نویسنده را به پاسخ و مطالعه بیشتر وا می دارند انسانهای فهیمی هستند که محدودند...
5. . به طور کلی شما مخاطب خودتان را چه کسانی میدانید؟ دانشجویان؟ استادان؟کارکنان کتابخانه ها؟
تمام کسانی که به نوعی در جامعه کتابداری جای می گیرند مخاطب وبلاگ هستند. این کاملا بستگی به پستی که قرار است ارسال شود دارد. گاهی خطاب فقط به کتابداران است. گاهی فقط به اساتید گاهی دانشجویان و گاهی تلفیقی از اینها.. معمولا قبل از ارسال پست به این فکر می کنم که این پست به درد کدام گروه می خورد و کدامشان بیشترین استقبال را از این پست به عمل می آورندو حتی ممکن است عکس العمشان چه باشد.
پستی در وبلاگ خودم نوشتم به نام کتابداری خودمانی با الهام از کتاب جامعه شناسی خودمانی از حسن نراقی، نگران بودم که مبادا به کتابداران بر بخورد که قبل از ارسالش با یکی از دوستان مطرح کردم و متن را نشانش دادم. پس از تعدیل، مطلب را فرستادم و خیالم کمی راحت شد! اسمش را محافظه کاری نمی گذارم... ولی سعی دارم که در تمام پستهایم نوعی اعتدال رعایت شود. در عین حال انتقادات و کنایات و حتی اطلاعات روزآمد را سعی میکنم با ادبیات خاص و سبکی خاص ارائه کنم که نشانی از سوگیری در آن نباشد. عقیده دارم مطالعه وبلاگهای غیرکتابداری به خصوص وبلاگهای ادبی، حتی وبلاگهایی که بلاگر فقط از خودش می گوید در الهام گرفتن و نگارش به صورت سبکی ویژه و با ادبیاتی ویژه میتواند تاثیر گذار باشد. روزانه غیرازوبلاگهای کتابداری ، سه چهار وبلاگ ادبی و شخصی را هم می خوانم و دنبال واژگان مناسب می گردم که بتوان با کتابداری و سبک نوشتاری در وبلاگ تلفیقش کرد. چون نه با صرفا نگارش به سبک آکادمیک در وبلاگ موافقم و نه با سبک بازاری و عوام پسند. چیزی بین این دو...بعد از نزدیک به پنج سال وبلاگ نویسی، هنوز هم از این فضا و نگارش در این فضا، یعنی جایی که حس می کنی میتوانی حرفت را راحت بزنی، احساس سرخوشی و سبک بالی می کنم..
طاهره کرمی کارشناس ارشد کتابداری
1.کمي درباره خودتان، تحصيلات،سابقه نوشتن وب لاگ بگویید .در چند وب لاگ مينويسيد و با چه موضوعاتي؟
کارشناسي ارشد کتابداري و اطلاع رساني از دانشگاه تهران (سال 1384) / حدود سه سال, از بهمن ماه 1383 شروع به وبلاگ نويسي کردم (و بطور دقيق تر اولين يادداشتم را در وبلاگ کتابداري در تاريخ 19 بهمن ماه 83 نوشتم) /در 5 وبلاگ مي نويسم. البته از ابتدا 5 وبلاگ نداشتم. ابتدا فقط بصورت تخصصي در وبلاگ کتابداري مي نوشتم اما پس از مدتي وبلاگ گروهي را به شيوه يکي از وبلاگ هاي گروهي کتابداري به زبان انگليسي که خودم بسيار به آن علاقمند بودم و با همکاري تعدادي از کتابداران بلاگر علاقمند مانند آقاي دکتر عليرضا نوروزي, خانم مريم صراف زاده, آقاي امير رضا اصنافي, آقاي محسن داريني, آقاي کريم حنفي, آقاي مهدي عليجان و تعدادي ديگر از دوستان, بنيان نهاديم و شروع به کار گروهي کرديم. وبلاگ بعدي من وبلاگ کتابخانه دانشکده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي دانشگاه علوم پزشکي تهران بود که در اواخر سال 1384 بنا به درخواست مدير کتابخانه محل کار جديدم تهيه کردم و اين اولين وبلاگ کتابخانه اي علوم پزشکي بود. سپس با همکاري تعدادي از کتابداران ارشد دانشگاه علوم پزشکي تهران وب نوشت گروهي کتابداران دانشگاه علوم پزشکي تهران را در سال 1385 بنا نهاديم. و در مردادماه 1386 نيز نسخه انگليسي وبلاگ گروهي کتابداران ايران را با همکاري تعدادي از نويسندگان نسخه فارسي و تعدادي ديگر از علاقمندان کتابدار تهيه نموديم. موضوعات اکثر اين وبلاگ ها حول و حوش مسايل کتابداري و اطلاع رساني است. دروبلاگ شخصي خودم که از ابتدا به جهت پيشبرد اهداف پايان امنه ام تهيه کرده بودم عمدتا درباره وبلاگ, وبلاگ نويسي و وبلاگ هاي کتابداري مي نوشتم که به تازگي موضوعاتي مانند وب2 و کتابخانه 2 را نيز به آن افزوده ام. در وبلاگ گروهي کتابداران ايراني عمدتا به خبر رساني و اطلاع رساني درباره وقايع و اتفاقات مهم کتابداري ايران و جهان مي پردازيم. در وبلاگ کتابخانه دانشکده بهداشت بطور تخصصي به اطلاع رساني درباره اين کتابخانه پرداخته ام و مخاطبان ويژه آن مراجعان به کتابخانه هستند. در وبلاگ گروهي کتابداران دانشگاه علوم پزشکي تهران به اشتراک دانش کتابداران دانشگاه و اطلاع رساني درباره وقايع مهم کتابداري در دانشگاه و آموزش و پژوهش به يکديگر و همچنين انعکاس اخبار داخلي کميته کتابداري دانشگاه مي پردازيم و در وبلاگ گروهي کتابداران ايراني به زبان انگليسي عمده هدف ما تمرين نوشتم به زبان بين المللي و معرفي کتابداري و اطلاع رساني ايران به ساير کتابداران دنياست.
2.فکر ميکنيد مهمترين مشکلات وب لاگ ها در حوزه کتابداري چيست؟ هر انچه که تا به حال با ان مواجه شديد.
بطور دقيق نمي توان نام مشکل برمواردي که خواهم گفت نهاد بيشتر مي توان آن را عدم درک صحيح از اهداف رسانه وبلاگ بر شمرد که نه تنها در ميان کتابداران که بطور کلي در ميان تمامي بلاگرها ديده مي شود. مهمترين مسئله وجود وبلاگ هايي است که تنها اخبار را از وبلاگ هاي ديگر يا وب سايتها و ساير منابع وب کپي مي کنند و در برخي موارد استناد يا ارجاعي هم به اصل متن يا نوشته نمي دهند. هرچند مهمترين مشخصه وبلاگ عدم وابستگي آن به قوانين و مقررات دست و پاگير است و هنوز در مورد اين مسئله که رعايت کپي رايت در وبلاگ ها الزامي است يا نه اتفاق نظري وجود ندارد اما به نظزر مي رسد در وبلاگ هاي کتابداري که اکثر نويسندگان آنها را دانشجويان و تحصيلکردگان اين رشته تشکيل مي دهند رعايت اصل امانتداري و ارجاع به اصل نوشته مي تواند نشانه بارز اين وبلاگ ها باشد و از اين طريق الگوي مثبتي براي ساير ولبلاگ هاي فارسي باشد. مسئله ديگر عناوين وبلاگ هاي کتابداري هستند که به نظر مي رسد بدون هدف و هماهنگي انتخاب مي شوند و خوانندگان را دچار سردرگمي مي کنند. اما از نظر محتوري وبلاگ هاي کتابداري ايراني کم کم در حال يافتن راه و مسير خود هستند و ميد اين مطلب وبلاگ هايي هستند که بور تخصصي در زمينه هاي خاصي فعاليت مي کنند و بعضا نويسنده هاي آنها را دانشجوياني تشکيل مي دهند که در حال کار بروي پروژه هاي تحقيقاتي و دانشگاهي خود هستند و نتايج کارهاي خود را در وبلاگ هاي شان منتشر مي کنند اين شيوه مي تواند بسيار مثر باشد و اين وبلاگ ها بدون شک منابع بسيار معتبري براي تحقيقات بعدي خواهند بود. ضمن اينگه ظهور وبلاگ هاي خبري وابسته به اجمن ها و همايش هاي دانشجويي و سراسري نقش اين رسانه را به عنوان يک رسانه خبري کاملا رايگان و آسان به خوبي روشن مي کند ليکن متاسفانه روزآمدي وبلاگ هاي خبري در برخي موارد مشکلاتي را به وجود مي آورد اصولا از يک وبلاگ خبري با تعدادي نويسنده انتظار مي رود هر روز مطالب جديدي داشته باشد ليکن در بيشتر وبلاگ هاي انجمنهاي داشجويي و محلي استانها با وجود تعداد نويسندگان متعدد گاهي تا ماهها اثري از يک مطلب نو ديده نمي شوند و اين ميل و رغبت خوانندگان را براي مراجعات بعدي به آن وبلاگ به شدت کاهش خواهد داد. متاسفانه اين مشکل در وبلاگ هاي فردي هم بروز کرده و برخي ديگر هرگز به سراغ وبلاگ خود نمي آيند يا پس از مدت کوتاهي آن را به دست فراموشي مي سپارند.
3. ايا وب لاگ را فقط يک وسيله اطلاع رساني يک طرفه ميدانيد؟ (رساندن اگاهي به مخاطب؟)
خير شخصا چنين نظري ندارم هرچند در نگاه اول ممکن است اين مطلب صحيح باشد اما در آن صورت چه فرقي بين يک وبلاگ و يک وب سايت ساکن يا صفحه وب معمولي وجود دارد؟ امکان تعامل دوجانبه و آسان در وبلاگ يکي از بارزترين مشخصه هاي اين رسانه و متمايز کننده آن از ساير صفحات وب است و اين تعامل بدليل سرعت و سهولت بسيار مورد توجه خوانندگان وبلاگ ها قرار مي گيرد و اصولا نقش اساسي در ادامه کار وبلاگ ها چه از طرف نويسنده و چه از طرف خوانندگان منوط به همين مشخصه بارز است. اصولا اگر امکان تعامل و گفتگو و اظهار نظر در وبلاگ ها وجود نداشت شايد اين رسانه هم بزودي به دست فراموشي سپرده مي شد يا با رسانه جديدتري جايگزين مي شد.
4.اگر پاسخ سوال 3 مثبت است که هيچ اما اگر منفي ست و و ب لاگ را مکاني براي دادو ستد دوسويه اطلاعات ميدانيد از چه روست که در وب لاگهاي کتابداري ديالوگي قوي ميان مخاطب و نويسنده وجود ندارد!؟ اگر هم فکر ميکنيد که اين ديالوگ وجود دارد توضيح دهيد!
من فکر مي کنم چنين ديالوگي وجود دارد يا حداقل مي تواند وجود داشته باشد ليکن مشکلات صنفي کتابداران و مشکلات عديده ديگري که وجود دارد و البته تنها مختص کتابداران هم نيست بلکه در ساير گروه هاي آموزشي هم وجود دارد و در برخي موارد توقعات مختلف و سليقه هاي گوناگون اين ارتباط دوسويه را به حاشيه مي کشانند اما نمي توان منکر وجود آن بود چون هر چند به مقدار کم هم ارتباطات مثبت و سازنده اي وجود دارد شايد از ميان 10 کامنت براي يک مطلب کمتر از سه تاي آنها مفيد باشند اما همين تعداد هم مي تواند آغاز خوبي براي ايجاد يک جامعه مجازي باشد کما اينکه هم اکنون چنين وضعيتي خصوصا در وبلاگ هاي گروهي بيشتر مشاهده مي شود و افراد در کنار انتقاد هاي صريح و سازنده به راه حل ها هم اشاره مي کنند و پيشنهادات خود را ارائه مي دهند و اين آغاز خوبي براي يک جامعه مجازي است. اين رسانه نياز به زمان دارد تا بخوبي جاي خود را پيدا کند. اساتيد دانشگاه ها و دانشجويان نقش بسيار اساسي در شناساندن اين پديده به جامعه کتابداري دارند و دور نيست روزي که آنچه شما از آن ديالوگي قوي نام مي بريد به خوبي در ميان کتابداران جا بيفتد. از طرفي نويسندگان نيز نقشي اساسي در ايجاد اين نوع ديالوگ ها دارند متاسفانه در بيشتر موارد اين نوع مکالمات حالت يکطرفه پيدا مي کنند و به خاطر عدم همراهي نويسنده وبلاگ نا تمام مي مانند.
5. به طور کلي شما مخاطب خودتان را چه کساني ميدانيد؟ دانشجويان؟ استادان؟کارکنان کتابخانه ها؟ ميدانم که شايد همه اينها باشند ولي در حالت کلي مخاطب ذهني شما چه کساني هستند؟
بايد اذعان کنم که من در ابتداي شروع وبلاگ نويسي مخاطب خاصي را در ذهنم نداشتم چون مطالبي که مي نوشتم فقط مربوط به تحقيقات و علايق موضوعي خودم بود ليکن بعد از مدتي فهميدم مخاطباني دارم که بسيار دور از ذهن هستند بنابراين با توجه به کامنتهايي که دريافت مي کردم مي توانم بگويم هر نوع مخاطبي داشتم ليکن در ادامه بيشتر مخاطبانم دانشجويان و خصوصا کتابداران بودند اما در وبلاگ گروهي کتابداران ايراني مخاطبان ما شامل تمامي اين افراد هستند . هر چند در اين وبلاگ هم ابتدا اکثر مخاطبان ما دانشجويان بودن اما با رواج وبلاگ نويسي و وبلاگ خواني در ميان اساتيد و کارکنان کتابخانه ها, امروزه مخاطبان ما دانشجويان, کارمندان, اساتيد و حتي دانش آموزان هم هستند اما در حالت کلي مخاطبان ذهني خودم در هنگام نوشتن مطالب وبلاگ کتابداران بطور کلي هستند.