از متخصص اسناد بپرسيد
صفحه هاي مرتبط
 
پربازديدهاي امروز
 
 

مشاهده جزئيات

بخشي از مصاحبه سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران با جناب آقاي كيومرث صابري   
در تاريخ: 18/12/82، شماره رديف مصاحبه: 35، مصاحبه كننده: شفيقه نيك نفس


صداي آقاي كيومرث صابري


 نام «گل آقا» را چگونه انتخاب كرديد؟
ـ من در توفيق كه مي نوشتم، به امضاهاي مختلف مي نوشتم. يكي از امضاهاي من ميرزا گل بود، اين آنجا بود. دلم مي خواست در نوشته هاي بعد از انقلاب، من يكي از آن امضاها را زنده كنم. خوب، معروفترين امضاي من گردن شكسته بود كه امضا بسيار مزخرفي هم بود. الان به همه همكارانم مي گويم كه در انتخاب امضا خيلي دقت كنيد. امضا انتخاب بكنيد، ديگر كرديد، تمام شد. ضمن اينكه مي خواستم يكي از همان امضاها را داشته باشم، مي خواستم يك چيزي باشد كه خيلي سريع، جنبه سمبوليك و نمادين پيدا كند. [در عين حال] وجود نداشته باشد يا كمتر باشد. يك باري از طنز را خودش حامل باشد، يعني اين جور نباشد كه حالا بار طنز را از جاي ديگر حمل بكند. شما حسابش را بكنيد، مجله اي در اين مملكت منتشر شده كه يكي از دوستان ما منتشر كرد، سه شماره، خيلي مجله خوبي هم بود، به نام «درنگ». خوب، شما اصلاً چه بار طنزي در درنگ مي بينيد. «توفيق» اسم آنها بود اصلاً. حسن توفيق، حسين توفيق، عباس توفيق، مرحوم حسين توفيق، پسرش محمد. اصلاً توفيق نام خانوادگيشان بود. باباشمل، همان شخصيت داش مشتي عيار است كه مي توانست حامل طنز باشد. من با همه توقعاتي كه از يك اسم داشتم، بالاخره اسم گل آقا را انتخاب كردم. البته خيلي هم فكر كرديم. مدتي گذشت تا فكر كرديم. بعدها كه مي خواستيم مجله را به نام گل آقا منتشر كنيم، خانواده من مخالف بودند، به خاطر اينكه گل آقا به يك مرزي از شهرت رسيده بود كه ما نمي دانستيم مجله به آن شهرت خواهد رسيد؟ فكر مي كرديم شايد آن شهرت خراب شود، ولي ديديم كه ديگر حالا به اصطلاح فرنگي ها ريسك مي كنيم. اين كار را كرديم كه خوشبختانه اين مجلة گل¬آقا چيزي از آن گل آقا كم نكرد، بلكه چيزي هم به آن افزود. 
ـ آقاي صابري، در مورد گل آقا و مطالبي كه گفته شده، به اصطلاح صحبت از نوآوري آن مي كنند. خودتان راجع به اين قضيه چي فكر مي كنيد؟ 
ـ كدام گل آقا؟ نويسنده يا نشريات گل آقا؟ 
ـ نويسنده. 
ـ اين حرف را مي گوئيد. يك روزي آقاي حسين توفيق يك نامه اي را براي من نوشت كه من در فلان نشريه خواندم كه تو را با دهخدا مقايسه كردند. دهخدا شخصيت بسيار بزرگي در طنز بود. واقعاً بود. او هم كه نوشته بود، ولي بدون اينكه بخواهم تو را مغرور كنم، به تو مي گويم كه كار تو در تاريخ به عنوان يك كار مستقل باقي خواهد ماند. آقاي عمران صلاحي كه هم طنزنويس است و هم در كار طنز تحقيق مي كند، يك نظر مشابهي دارد. آقاي احمدرضا احمدي (شاعر) هم يك نظر شبيه به اين نظرها دارد. بالاخره، از جمله اولين كتابهايي كه من به عنوان يك كار جدي خواندم، چرند و پرند دهخدا بود. ولي اينكه حالا اصلاً كار من مقايسه بشود با كار او؟ اصلاً مي¬رسد به پاي كار دهخدا؟ يا حالا خودخواهانه تر نگاه كنيم، اصلاً كار او به پاي كار ما مي رسد؟ اين هم يك نگاهي است ديگر! من نمي دانم. من به هر حال توي اين زمينه صاحب عزا هستم ديگر؛ بايد يك كس ديگري بگويد چه اتفاقي افتاده. من فقط اين را مي دانم كه خانم نيك نفس، من از سر تفنن طنز ننوشتم كه (در اين دورة جديد)، هم¬چنين خيلي آدم بي خيال بي دردي هم نبودم. اگر كسي جاي من بود، شايد هر كار ديگري مي كرد الا طنزنويسي. ولي از خواننده چيزي را مضايقه نكردم، يعني هر چيزي را كه در ادبيات خوانده بودم، براي همين كار طنزنويسي دستمايه كردم. كاري كه خيلي از طنزنويس ها نكردند، يعني نداشتند كه بكنند. دهخدا از جهت سواد مرد بسيار بالا و بزرگي بود و طبيعي است وقتي چرند و پرند مي نوشت، شما آثار اين سواد را در نوشته او مي ديديد. من سعي كردم به فراخور توانائي كه داشتم، (اين مطلوب من بود، اين جزء برنامه كار من بود كه) يك طنز متفاوتي بنويسم، يك كار متفاوتي بكنم. حالا اينكه موفق شدم يا نه، ديگر اين را بايد ديگران بگويند. اگر يك روزي به طور مطلق كار طنزنويسي را ترك بكنم كه اين احتمال هست، از آنجا كه به هر حال شيوة تحقيق بلد هستم، من چند كار تحقيقي دربارة طنز بايد بكنم؛ اگر فرصتش را داشته باشم. شايد يك بخشي از تحقيق اين بوده باشد كه حال به عنوان يك شخص ثالث بيايم به نوشته هاي گل آقا نگاه بكنم- البته اين كار را يك بار كردم- مجموعه نوشته هاي من كه به صورت كتاب درآمده، همه در كتابها نيست. خيلي چيزها را من نپسنديدم كه ديگران اصرار دارند كه اين نوشته، نوشتة خوبي است. شايد اگر فرصت بكنم، عمري باشد و من كاري نداشته باشم، بخواهم يك كار تحقيقي بكنم. آن موقع مي توانم مجموعه نوشته هاي گل آقا را، چه آنهايي كه خودم پسنديدم و در كتاب آوردم، چه آنهايي كه به جهات مختلف نپسنديدم و رد كردم (كه بيشتر اين رد كردنها جنبة تكنيكي هم داشته) شايد بتوانم يك تحقيق بكنم؛ دربارة يك نويسنده اي كه اسمش كيومرث صابري و نام مستعارش گل آقا بوده، ولي خودم يك جاي ديگري قرار بگيرم. البته كار دشواري هم هست، ولي با روحيه اي كه از خودم مي شناسم، اگر مجالش را داشته باشم، مي توانم اين كار را بكنم، يعني بي رحمانه با آن طنزنويس برخورد بكنم و بعد بگويم حالا كجاي كارش ارزش دارد و تعريفش را بكنم، كجاي كارش بي ارزش است و تحليل و آناليز بكنم.



بازگشت
مصاحبه آقای کیومرث صابریWritten By: parisa pasyar
Date Posted: 1392/01/31
Number of Views: 1550