از متخصص اسناد بپرسيد
صفحه هاي مرتبط
 
پربازديدهاي امروز
 
 

 

خاطره آقاي مجتبي اسپهبدي

تاريخ خبر : 14/4/1390امتياز بده :ارسال به دوستتعدادمشاهده : 956

من، در سال 1320 در ساري متولد شدم. فارغ‌التحصيل رشته‌ي حقوق و علوم سياسي و اقتصاد از دانشگاه تهران هستم. به خاطر دوره‌هائي كه در طي تحصيل و به غير از آن دوره‌هاي تكميلي و تحقيقي كه در زمينه‌ي آرشيو و اسناد و مدارك ديده بودم، با گذراندن امتحان در سال 1352 به نخست‌وزيري رفتم و به عنوان رئيس اداره‌ي بايگاني و آرشيو نخست‌وزيري، مشغول به كار شدم ...

من، در سال 1320 در ساري متولد شدم. فارغ‌التحصيل رشته‌ي حقوق و علوم سياسي و اقتصاد از دانشگاه تهران هستم. به خاطر دوره‌هائي كه در طي تحصيل و به غير از آن دوره‌هاي تكميلي و تحقيقي كه در زمينه‌ي آرشيو و اسناد و مدارك ديده بودم، با گذراندن امتحان در سال 1352 به نخست‌وزيري رفتم و به عنوان رئيس اداره‌ي بايگاني و آرشيو نخست‌وزيري، مشغول به كار شدم و طرح طبقه‌بندي اسناد و مدارك دولت ايران را در چارچوب ريزفيلم و ريزبرگه پياده كردم. نظام اداري نخست‌وزيري در سيستم بايگاني‌اش به دو صورت بود: اول به صورت بايگاني جاري و معمولي بود كه كارهاي معمول سازمان نخست‌وزيري را انجام مي داد، و قسمت دوم آن - كه اصل بود - مركز اسناد بود. در حقيقت، قسمت راكد و آرشيو دولت ايران بود.
مي‌دانيد كه طبقه‌بندي اسناد، كار سهل و ممتنعي است. ممتنع است به دليل اين كه، اولاً كار تميزي نيست. چون [كه] كاغذ مخصوصاً كاغذ قديمي، معمولاً كثيف است و غالباً پيش مي‌آمد كه من و همكارانم به پزشك مراجعه مي‌كرديم. به خاطر اين‌ كه يا كاغذ، انگشتان ما را  مي‌بريد و يا سنجاق‌ها در دست [فرو] مي‌رفت و چرك مي‌كرد. ولي وقتي كه سند پيدا مي‌شد، براي من بسيار دلپذير بود و آن حالت سهولت براي ما بسيار قشنگ بود.
ما در قسمت دوم سازمان آرشيو و بايگاني نخست‌وزيري، طبقه‌بندي اسناد را شروع كرديم. آن جا سندها به دو صورت كاغذ و دفتربود. دفتر، عبارت است از: طرح تصويبنامه‌هاي نخست‌وزيران در زمان‌هاي بسيار دور. آن وقت دفترچه‌هاي خشتي بود كه مثلا در آن نوشته شده بود: جلسه‌ي هيئت وزيران در تاريخ 23م جمادي‌الثاني تشكيل شد و چنين تصميمي گرفته شد. خوب، اين تصميم ها ]به صورت سند[ است، سند بسيار قاطع و رسمي دولتي. با همكاري دوستان در نخست‌وزيري، تعداد زيادي پوشه از انگلستان خريديم؛ پوشه‌ي نو و تميز، و اسناد طبقه‌بندي شده را در آن پوشه‌هاي نو مي‌گذاشتيم كه از بين نروند. بعد آن‌ها را مي‌آورديم روي سيستم ريزبرگه و ريزفيلم. طبيعتاً اين كار، چند سال به طول انجاميد. محل اين آرشيو هم، در ساختمان جديد نخست‌وزيري، در كنار كاخ نخست‌وزيري بود كه الان دفتر رياست‌جمهوري است.
‌‌‌]فلسفة وجودي اين آرشيو هم، به اين ترتيب بود كه [ نخست وزيري، سازمان ناظر بر سازمان‌هاي دولت ايران و هماهنگ‌كننده بود. يك چنين سازماني، ملزم بود كه مدارك در اختيارش باشد. چون براي كنترل كارها، نمي‌توانست هر آن به وزارت دارائي بگويد: آقا اين نامه را به من بده؛ يا به مركز اسناد بگويد، آن‌ها را بده. ولي همواره اين فكر بود كه اين اسناد به سازمان واحدي كه تأسيس  مي‌شود، برود. اين فكر، هم درست بود و هم اجراي آن آغاز شده بود؛ ولي تا  سازمان اسناد ملي جا بيفتد -كه جا افتاد- زمان مي‌خواست. باز هم به خاطرم است كه نخست‌وزير، دستور داده بود كه كليه‌ي سازمان‌هاي دولتي ايران، هر نوع سندي كه دارند، به مركز اسناد ملي ايران بدهند كه در آن‌جا جمع بشود. طبيعتاً ما هم از اين دستور جدا نبوديم و مي بايست اجرا مي كرديم؛ منتها با هماهنگي. ما سندهائي را براي مركز اسناد مي فرستاديم كه جنبه‌ي تاريخي و سنديت تاريخي داشت و الزامي به دسترسي به آن در موقع ارسال نباشد.  تاريخ مصاحبه: 23/11/1373     آرشيو اسناد نخست وزيري

 

 

 


     

بازگشت