از متخصص اسناد بپرسيد
صفحه هاي مرتبط
 
پربازديدهاي امروز
 
 

 

کودک خوشنویس (خاطره‌ی استاد یدالله کابلی خوانساری)

تاريخ خبر : 14/4/1390امتياز بده :ارسال به دوستتعدادمشاهده : 1181

خاطره‌ی استاد یدالله کابلی خوانساری
تاریخ مصاحبه: 20/03/1383
من در کوران زندگی و دوران جوانی و نوجوانی، دلم اصولاً به سمت و سوی مقوله‌ای به‌نام زیبائی و ظرافت می‌رفت. یادم می‌آید که سر کلاس‌های دوران ابتدائی که هر بچه‌ای دنبال دل‌مشغولی‌های خودش است، یکی از چیزهائی که مدام ذهن من را مشغول می‌کرد، همواره نوشتن یک حرف یا یک جمله یا یک کلمه، من را سر ذوق می‌آورد. مثلاً روی جلد کتاب‌هائی که داشتیم یا دفترچه‌هائی که برای خودمان درست می‌کردیم، مثل دفترچه ی املا، دفترچه ی حساب و...، دلم می‌خواست با یک حالتی بنویسم که متمایز باشد با آنچه به عنوان نوشتن معمولی بود. شاید این ها به عنوان اولین جرقه‌هائی باشد که من را درزمینه ی این جریان خیلی بلندبالا در طول عمرم، به دنبال خودش کشاند. به هر حال نشانه‌هایی از خوش نوشتن تحت عنوان هنر، نشانه هائی از این که از درون من یک جوشش و توجهی به این که یک چیزی را زیبا بنویسم، [در من وجود داشت و] به چشم می‌آمد؛ تا این که به مرور زمان، نوع این علاقه عوض شد و به شکل جدی‌تری مطرح گردید.
در محیط خانه‌های آن زمان، نمونه هائی از خط و خوشنویسی به چشم نمی‌خورد و واقعاً با نقشی که امروزه خوشنویسی در دوران معاصر به عنوان یک مظهر گفتگو و ارتباط دارد، قابل مقایسه نبود و نهایتاً ما یک خط خوب را فقط رو و پشت جلد یک کتاب می‌دیدیم. بنابراین، یادم می‌آید که نگاه می‌کردم و هرجا که خط خوب می‌دیدم، از رویش با مداد کپی می‌کردم؛ بدون این که بدانم قاعده ی آن چیست. ازنظر بصری، چیزهایی که به عنوان  تشخیص در ذهنم نقش می‌گرفت، کپی و کار می‌کردم. من به این شکل، دو، سه سال اول ابتدائی را گذراندم.

صدای استاد یدالله کابلی خوانساری


     

بازگشت