از متخصص اسناد بپرسيد
صفحه هاي مرتبط
 
پربازديدهاي امروز
 
 

 

مستندسازی تاریخ مدرسه‌ی پرستاری

تاريخ خبر : 14/4/1390امتياز بده :ارسال به دوستتعدادمشاهده : 1058

تاریخ مدرسه‌ی پرستاری سنت بندیکت، به‌زودی مستندسازی خواهد‌شد. این کار، به همت صومعه‌ی مونت بندیکت و بخش مجموعه‌های خاص کتابخانه‌ی دانشگاه وبراستوارت، انجام خواهد‌شد. مدرسه‌ی پرستاری سنت بندیکت، در سال 1947 تأسیس‌شد که تحت مدیریت خواهران صومعه‌ی سنت بندیکت اداره می‌شد. تا این که در سال 1968، این برنامه از طرح خارج شد و هدف از این کار، آن بود که به مدرسه‌ی پرستاری دانشگاه ایالتی وبر بپیوندد، و سرانجام بیش از 350 پرستار از آن فارغ‌التحصیل شدند.
برای انجام مستندسازی تاریخ این مدرسه، با دانش‌آموختگان آن، درباره‌ی نحوه‌ی آموزش، مدرسان و تجربه‌های آن‌ها صحبت خواهد‌شد. سارا لنگسدون، مدیر اجرائی مجموعه‌های خاص در دانشگاه ایالتی وبر، این طرح را با همکاری مارسی فار، استاد نسخه‌ های خطی مجموعه‌های خاص دانشگاه انجام می‌‌دهد. در این طرح، تا به امروز با 50 تن از دانش‌آموختگان مدرسه‌ی پرستاری مصاحبه شده است. لنگسدون، درباره‌ی این طرح اظهار‌داشته که طرح تاریخ شفاهی مدرسه‌ی پرستاری مک کی- دی در اوگدن کامل شده و حالا درصدد اجرای  طرح مستندسازی مدرسه‌ی سنت بندیکت هستیم که با مدرسه‌ی مک کی در حدود پنج سال ارتباط تنگاتنگی داشته است.
لانگسدون و فار، داستان‌های جالبی از خاطره‌های این پرستاران شنیده‌اند. لانگسدون، عکسی پیدا کرده که یک ماشین جیپ بنفش‌رنگ را با خال‌های صورتی نشان می‌دهد که خواهران روحانی با آن رانندگی می کرده‌اند. او گفته‌است: « تصور این‌که آن‌ها با آن نوع پوشش، با این ماشین رانندگی می‌کرده اند، خیلی دشوار است.»
پرستاران، در مورد تجربه‌هایشان درباره‌ی خواهران روحانی، بیماران و پزشکان با یکدیگر، صحبت ‌کرده‌اند. به گفته‌ی پت براون، دانش‌آموخته‌ی سال 1958، « اکنون بیش‌تر چیزها تغییرکرده؛ سوزن‌های بازمصرف تیز، حمام کردن بیماران در رختخواب، نظافت اتاق‌ها و انتقال زباله‌ها. سنت‌بندیکت یک مدرسه کاتولیک بود؛ اما دانشجویان دارای گرایش‌های مذهبی مختلفی بودند و این باورها، بر تحصیل آن‌ها تأثیری نداشت. در طی دوران تحصیل، آنها به گروهی تبدیل شده بودند که به همدیگر وابستگی پیدا کرده‌بودند و اساساً 24 ساعته با یکدیگر بودند. دانشجویان در اتاق‌های خوابگاه می‌ز‌یستند که فقط جا برای یک میز تحریر و دو تختخواب دو نفره داشت. حمام هم در تالار بیرون بود. پیوندی که بین ما وجود داشت، شگفت انگیز بود و این حس همبستگی،  هنوز در میان ما وجود دارد. در آن زمان، ما به این زندگی به عنوان یک تجربه‌ی شگفت‌انگیز نگاه نمی‌کردیم، اما درواقع شگفت‌انگیز بود اگر چنان همبستگی درمیان ما نبود، نمی‌‌توانستیم موفق و پایدار باشیم. چرا که تجربه‌ی کسالت‌آوری می‌شد. ما، خودمان را کارگر کار اجباری می‌خواندیم؛ زیرا در بیمارستان مانند کارگرها کار می‌کردیم، اما موفق و توانا بودیم. به پرستاران لباس کاری داده می‌شد که خیلی آهاردار و شق‌‌و‌رق بود و فقط می‌‌شد با آنها سرپا ایستاد. کمربند سفیدی به دور کمرمان می‌بستیم و کلاه سفیدی نیز بر سرمان می‌گذاشتیم.
این طرح که هم‌اکنون در دست اجراست، داستان پرستاران را یک به یک دنبال می‌کند و سرنوشت هر یک را جویا می‌‌شود.


     

بازگشت