از متخصص اسناد بپرسيد
صفحه هاي مرتبط
 
پربازديدهاي امروز
 
پربازدید ها
 
Enter Title

 

گزيده مصاحبه جناب آقاي كيومرث صابري-قسمت 2

" طنزپرداز ـ گل آقا "

 

 

مصاحبه كننده : مصاحبه كننده: شفيقه نيك نفس           تاريخ مصاحبه: 18/2/1372             محل مصاحبه: تهران

ـ چرا توفيق توقيف يا به قول بعضي تو «قيف» شد؟
ـ شما به دنيا آمده بوديدكه توفيق توقيف شده بود ديگر؟
ـ بله، يكي، دو سال بودكه توقيف شده بود.
ـ خيلي چيزها راجع به توقيف توفيق گفتند،مردم خودشان ساختند و همه هم غلط بود. اينكه انصافاً چيز خاصي باعث شد كه توفيق توقيف بشود، نه اين جوري نبود. ما كه به هر حال در جريان و تا آخرين لحظه با توفيق بوديم و حتي شش ماه بعد از توقيفش هم بوديم، اين احساس به ما دست داد كه فكر مي كنم درست هم هست كه رژيم مي خواست مجله توفيق را تعطيل كند. دست آخر پي هيچ بهانه اي هم نگشت، يعني يكباره جلوي يك شماره را گرفتند كه اگر سرسختي حسين توفيق نبود، شايد باز يك بار ديگر اين مشكل حل مي شد، ولي نشد. درنتيجه، وزارت اطلاعات آن زمان سرسختي نشان داد، حسين توفيق هم مقاومت كرد. وقتي دوره توقيف توفيق از يك شماره به دو شماره، به سه شماره كشيد و ديدند هيچ اتفاقي نيافتاد و آسمان به زمين نيامد، دستگاه ديگر از خدا خواسته، ضمن اينكه مجله توفيق را تعطيل كرد، همه تلاشهاي مطبوعاتي توفيق را هم تعطيل كرد، يعني ما بعداً ماهنامه را به صورت هفته نامه درآورديم كه جلويش را گرفتند، جلوي كتابهاي توفيق را گرفتند و در نهايت هم آمدند در چاپخانه توفيق را بستند. توفيق در باغ سپهسالار تهران (خيابان شاه آباد سابق) چاپخانه هم داشت. بعداً مردم ساختند كه فلان سوژه را داشته و به خاطر آن جلويش را گرفتند. نه، اين يك سناريوي از پيش نوشته اي بود كه مي بايست توفيق را تعطيل كنند و تعطيل كردند و اتفاقي نيفتاد تا در روزهاي انقلاب كه شاپور بختيار آمد و مجلات اجازه انتشار پيدا كردند، از جمله توفيق كه ما يك بار ديگر دور هم جمع شديم، اما برادران توفيق (حالاچه مسئله اي بود) به مصلحت ندانستند كه ديگر مجله را منتشر كنند. بعد از انقلاب كه خيلي از نشريات طنز منتشر شد و توفيق هم مي توانست منتشر بشود، ديگر آنها منتشر نكردند.
ـ گويا جلال و صمد بهرنگي و .. هم آنجا دست به قلم بودند؟
ـ صمد بهرنگي قطعاً دست به قلم بود. در توفيق به اسم صاد بيرنگ و صاد آرام چيز مي نوشت، ولي بعد از يك مدتي صمد به موج روشنفكري گرفتار شد و رفت و ديگر اصلاً كارش را در زواياي ديگري در ادبيات آغاز كرد و مجال كار با توفيق را نداشت. من يادم نمي آيد كه مرحوم آل احمد با توفيق همكاري كرده باشد. اگر هم كرده باشد، كار درخور اعتنائي نبوده و مثلاً ممكن است چيزي از او چاپ شده باشد. يك چيزي در مورد توفيق هست كه برمي گردد به مرحوم آل احمد. مي دانيد كه در جهان سوم، بخصوص در ايران اگر نشريه اي وارد مرز انتقاد بشود و مقاومت بكند و يا مدتي ادامه بدهد، متهم مي شود كه سوپاپ رژيم است، سوپاپ نظام است. همان چيزي كه الآن هم راجع به گل آقا گفته مي شود، براي توفيق خيلي بيشتر گفته مي شد. علت اينكه خيلي بيشتر گفته مي شد، شايد اين بوده باشد كه اولين بار كسي كه اين جمله را بكار برد، يك شخصيت قرص و محكمي در ادبيات بود. من تا آنجا كه در حافظه ام هست، اين است كه اولين روشنفكري كه اين كلمه را براي توفيق بكار برد، مرحوم آل احمد بود و در نتيجه خيلي اين جمله گفته شد. چيزي كه بعداً خانم سيمين دانشور (همسر مرحوم آل احمد) به نحو منصفانه تري راجع به گل آقا گفت و ما هم چاپ كرديم. معمول اين است كه نشريه اي مثل توفيق، مثل گل آقا يا هر نشريه ديگري كه انتقاد بكند، اگر صد در صد معارض با نظام نباشد و اين تعارض با نظام در نوشته هايش آشكار نباشد و يك كم متعادل تر و منصفانه تر انتقاد بكند، همان نفس ادامه كارش موجب مي شودكه به سوپاپ رژيم و سوپاپ اطمينان دولت متهم بشود. اين در جهان سوم و بخصوص در ايران رسم است. به توفيق گفتند، به ما هم گفتند. اگر جوانان امروز نشريات طنز دوره خودشان رابعد از ما منتشر بكنند، آنها هم به سوپاپ بودن متهم مي شوند، مگر اينكه شمشير را به روي نظام بگيرند كه آن ديگر داستاني است.