از متخصص اسناد بپرسيد
صفحه هاي مرتبط
 
پربازديدهاي امروز
 
پربازدید ها
 
Enter Title

 

گزيده مصاحبه با خانم دكتر منصوره اتحاديه

" مورخ ـ استاد دانشگاه "

(قسمت چهارم)

 

مصاحبه كننده : مصاحبه كننده: شفيقه نيك نفس                     تاريخ مصاحبه: 12/3/1383             محل مصاحبه: تهران

ـ در كارهاي پژوهشي و كتابهائي كه چاپ كرده ايد، از كدام كارتان بيشتر راضي هستيد؟
ـ خوب البته بعضي كارها را آدم مي داند اشتباه بوده، من اشتباه هم داشتم، و خيلي از آن بابت هم سرافكنده هستم [خنده] ولي خوب ببينيد آدم حتي المقدور سعي اش را مي كند.
....... مثلا" يك تحقيقي بود روي يك‌سري اسناد كه در زماني سفارت انگليس دارد تشكيل مي شود؛ يعني زمين را خريده اند و اطراف اين سفارت زمين دارد گران مي شود.[سندي هست كه نشان مي دهد]تمام مدت شخصي به نام ميرزا حسين كه در كاشان است، براي ميرزاحسن[در تهران] پول مي فرستد كه زمين و خانه بخرد، مثلاً چاه آب را نظارت كند؛ بعد يك خانه اي بخرد كه براي اجاره به فرنگي مناسب باشد.[سند] دارد يك اطلاعات فوق العاده اي از زندگي روزمرة تهران دوره ناصري را مي گويد كه اينها رجال هم نيستند. آدمهاي به اصطلاح معمولي متوسط بوروكراسي آن زمان هستند. مي خواهم بگويم من هم وقتي اين سندها به دستم رسيد، رفتم دنبال درك موضوع و خوب خيلي اطلاعات گرفتم. خوب اين يك نوع است، يك نوع هم اين است كه شما مي خواهيد مثلاً برويد دنبال يك موضوعي كه پيش خودت فكر كردي كه مثلاً راجع به زن ها كار كنم يا راجع به تجار كار كنم. براي اين كه قبلاً مجلس اول و دوم را كار كرده بودم. بنابراين رفتم منابع را پيدا كردم.
كار ديگر نشر اين است كه افرادي كتاب مي آورند و ما چاپ مي كنيم البته در كار چاپ، مشكل زياد داريم. براي اين كه گران است، طولاني است و فروشمان به آن صورت خيلي درخشان نيست و اصولاً مسئله پخش كتاب در ايران حل شدني هم نيست. براي اينكه كشور وسيع است، كتاب فروشي هاي دورافتاده از ما كتاب نمي گيرند و ما هم وسيله نداريم به اينها كتاب برسانيم. الان وزارت ارشاد يك مقدار كمك مي كند يعني از ما كتاب مي خرد و به مناطق محروم مي فرستد كه خيلي هم به ناشر كمك مي كند. بنابراين پخش كتاب مسئله است و بودجه ما هم خيلي محدود است، اين است كه از آن ناشران خيلي پركار نيستيم. علاوه بر اين كه كتاب هاي ما خيلي تخصصي است و خواننده اش محدود است. بالاخره چند نفر مي خواهند زندگينامة مثلاً آقاي حاج امين الضرب را اطلاع داشته باشند؟ يا مثلاً اسناد پيشخدمت باشي (خاطرات محمدعلي غفاري، پيشخدمت باشي) را چاپ كرديم. خوب خواننده ندارد، محدود است. ولي با وجود اين ما به كارمان ادامه مي دهيم براي اين كه من شخصاً خيلي مشوق دارم. دانشجوهايم مي آيند، دانشجوي دانشجوهايم مي آيند كه اين خودش انگيزه مي دهد. الان هم چند تا كتاب توي راه داريم كه به نظرم كتاب هاي خوبي هستند و اميدوارم موفق باشند.[خنده]