بخشي از مصاحبه سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران با جناب آقاي دكتر ناصر گيتي
جلسه دوم، در تاريخ: 3/9/76، شماره رديف مصاحبه: 299، مصاحبه كننده: اعظم فلاح
ـ بله. جناب استاد، خواهش ميكنم بفرمائيد زماني كه شما وارد دانشگاه تهران شديد، دانشجوي ورودي چندمين دوره دانشگاه تهران بوديد؟ (با توجه به اينكه دانشگاه تهران در سال 1313 تاسيس شد.)
ـ متأسفانه در بيان اين مطلب و بعضي وقتها در نوشتن آن، در واقع براي اشخاص سوء تفاهم [ميشود.] دانشگاه تهران در 1313 تاسيس نشده است، [بلكه] در 1313 اسم دانشگاه وضع شد به مجموعه مدارس عالي تهران، در زير چتر دانشگاه به نام دانشگاه تهران و مدارس عالي آن به نام دانشكده و مستقر در محل فعلي (كه آن وقت جديد بود) در اراضي جلاليه مثل اينكه بيست هزار متر زمين را متري يك تومان (آن وقت) خريدند و ساختند. بنابراين، تاريخ تاسيس دانشگاه تهران، دانشكده پزشكي به زمان اميركبير [ميرسد.] حالا اگر كه تاريخ صحيح آن را بخواهيد، اجازه بدهيد من خدمتتان عرض كنم كه در واقع برگرديد به دورهاي كه دانشگاه در ايران موسوم به دارالفنون بود. آن وقت اين دارالفنون ـ همانطور كه از اسمش پيداست ـ كه در واقع ترجمه صحيح آن، پليتكنيك است، در عربي جامعه و در آنجا هم University ميگويند، مركب بود از رشتههاي طب، مهندسي، توپخانه و موسيقي. ملاحظه ميكنيد؟ [رشتههاي] مختلف بود. آنچه كه من [در اينجا نوشتم]، چون رشتهام فيزيولوژي بوده، در رشته طب، قسمت فيزيولوژي آن در دارالفنون از 1230 شمسي شروع ميشود كه دكتر فوكِتّوي ايتاليايي يا اتريشي تدريس ميكرده.
بنابراين، اگر [آن را] شروع بگيرم، بعد دكتر كاظم شيمي محلاتي بوده و بعد هم رشته طب از دارالفنون جدا ميشود. مدرسه عالي طب و داروسازي و دندانسازي در 1297 ش تشكيل ميشود و به عمارت ظلالسلطان، ساختمان قديم وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه در خيابان اكباتان (سال 1303) انتقال پيدا ميكند. انتقال به عمارت سعدالدوله در خيابان لالهزار نو در سال 1311 و انتقال به بيمارستان حسين خان معتمد، خيابان آقا شيخ هادي در سال 1312 بوده كه من يك سال بعد (سال 1313) در اينجا شروع [به تحصيل] كردم.
افتتاح تالار تشريح اولين ساختمان دانشگاه تهران در جلاليه، پانزده بهمن 1313 بوده است و بعد انتقال تمام كلاسهاي مدرسه طب به ساختمان جديد دانشكده پزشكي (جلاليه)، در فروردين 1317 بود.
پس ملاحظه ميكنيد كه وقتي ميگويند كه دانشگاه تهران در 1313 افتتاح شد، [منظور] مطلقاً افتتاح دانشگاه تحت نام دانشگاه تهران [بوده است]. دانشكدههايي كه در آن زمان وجود داشت، عبارت بودند از: پزشكي، فني، علوم و ادبيات و حقوق كه كارهايشان به آنجا منتقل شد. از سال 1313 اول از تالار تشريح شروع شد و بعداً بقيه به آنجا ملحق شدند كه 1316 و 1317 باشد. [اما] شروع واقعي آن را بايد به 1230 برگرديم. يعني به عبارت ديگر، هشتاد و سه سال زودتر از آنكه در بين اشخاص و ايرانيها [گفته ميشود] كه در سال 1313 [بوده] است. مدرسه طب هشتاد و سه سال زودتر بوده. همانطور براي فارماكولوژي كه دكتر بازيل در 1285 تا 90 بوده كه اينجا 1285 و آنجا 1230 است. در اين حدود هشتاد و چند سال عمر دانشگاه تهران، در واقع هسته اوليه اين مدرسه عالي، زودتر و بيشتر از 1313 است كه گفته ميشود.
ـ قبل از اينكه پزشكي در دانشگاه تهران تدريس شود، تدريس پزشكي در كجا و به چه صورت بوده، (مثلاً افراد به خارج از كشور فرستاده ميشدند)؟ يك مقدار توضيح بدهيد.
ـ وقتي ميگوئيد دانشگاه تهران، منظورتان سال 1313 كه نيست؟
ـ خير
ـ منظورتان از زمان اميركبير است؟
ـ بله.
ـ در آنوقت پزشكي به شكل مدرسه در ايران نبوده، بلكه چند نفر پزشكي كه ديپلمه هم نبودند و همينطور بعضي وقتها پدر در پسر و بعضي وقتها هم ميرفتند در مطب كسي كه طبابت ميكرده، كارآموزي ميكردند و ميديدند كه طبيب [چطور] مريض را معاينه ميكند و با چه علائمي [بيماري را] تشخيص ميدهد و چه جور نسخه مينويسد؛ يك، دو، سه سال پهلوي او كار ميكردند و بعد از يك مدت آنها هم ميرفتند و تابلو ميزدند و اسم آنها هم آنوقت حكيم، حكيم فلان بود. تا در دوران اميركبير كه يك عده از متعينين ايران (كساني كه بويژه با دربار سر و كار داشتند و تمكّن هم داشتند)، [براي تحصيل در اين رشته]، اولادهاي خود را بيشتر به اروپا و بندرت به امريكا ميفرستادند.
پيشرفت پزشكي آمريكا آنوقت پائينتر از اروپا بود، بنابراين به اروپا [ميفرستادند.] معمولاً مركز پزشكي در اوايل قرن بيستم، در برلين (آلمان)، لندن و بعد هم پاريس بوده. بنابراين در آنجا بودند، به قسمي كه چند نفر از اطبايي كه ديپلم دكترا را در ممالك اروپايي گرفتند و به ايران برگشتند و اساتيد بعدي مدرسه طب شدند، همانهايي بودند كه در آن زمان توسط والدينشان يا دولت، براي تحصيل به اروپا فرستاده شده بودند و اگر بخواهيد اسم ببرم ـ همه فوت كردند ـ دكتر اميراعلم كه استاد مسلم تشريح بود و در ابتداي امر زحمت زيادي در تالار تشريح كشيده بود؛ در واقع سر استاد بود. او تشريح توصيفي و تشريح موضعي [ميكرد.] من عكسهاي آن زمان را كه آن وقت با هم گرفتيم كه من شاگرد و ايشان استاد بودند را دارم؛ دكتر سعيد مالك لقمانالملك كه در بيماريهاي مجاري ادرار تخصص داشت؛ دكتر اعلمالملك كه در بيماريهاي داخلي تخصص داشت؛ دكتر لقمانالدوله (اينها القاب قاجاريه بود كه به اينها داده بودند.) اينها بيشتر طبيبهاي شاه يا دربار بودند كه همه تحصيلكردة آنجا بودند و به ايران برگشته بودند.
بنابراين، وقتي كه تاريخ انتقال و جدا شدن مدرسه طب از دارلفنون از سال هزار و دويست و نود و خردهاي رسيد، ديگر معلمين همه ايراني بودند و يكي، دو تا هم معلم خارجي داشتند كه در مدرسه عالي طب و داروسازي و دندانسازي كه پهلوي آنها درس ميخواندند و اينكه فرموديد قبل از آن [به چه شكل بوده]، اينطور بود كه يك عدهاي بودند كه به آنها طبيب مجاز ميگفتند، در مقابل طبيب ديپلمه كه در محضر يك دكتري چند وقت استاژ ميديدند.
ـ به صورت تجربي بوده است؟
ـ ديگر علمي و عملي هر چه بوده، همه آن [به همين صورت بوده است.]
ـ همانطور كه ميدانيد، طب يكسري تجهيزات و دستگاههاي خاصي نياز دارد. زماني كه شما تحصيل ميكرديد، آيا دانشگاه تهران به اين وسايل مجهز بود؟
ـ در واقع امر، وقتي كه دانشكده يا مدرسه عالي طب داروسازان پزشكي از دارالفنون جدا شد تا عمارت ظلالسلطان و تا عمارت سعدالدوله و بعد تا بيمارستان حسين خان معتمد در 1312، كلاسهاي درس منهاي لابراتور در تمام قسمتها بود.
ـ به صورت تئوري بوده است.
ـ فقط تئوري بود. من از 1313 [تحصيل در رشته پزشكي را] شروع كردم. همان زماني بود كه مقدمات پزشكي را كه فيزيك، شيمي، طبيعي (P.C.N) بود [آموختم]، ما را به دانشكده علوم دانشسراي عالي فرستادند كه در آنجا لابراتور فيزيك عليحده، لابراتور شيمي، معلم و وسائل داشت. در آنجا كارآموزي كرديم كه اگر دلتان بخواهد، بعد از تمام شدن مصاحبه من تمام جزوات آن وقت را كه از تشريح حيوانات رسم كردم، از قبيل: قورباغه، ماهي، زالو و غيره و از مقاطع گياهها: برگ و ريشه و ساقه، [به شما نشان ميدهم.]
در آن موقع استادان خوبي در فيزيك داشتيم؛ در شيمي (مرحوم مهندس .. اسمش را فراموش كردم) داشتيم كه به نظرم ميآيد بعدها استاد دانشكده فني شد و در آن موقع استاد دانشسراي عالي بود. دكتر پارسا در بيولوژي گياهي و حيواني بود كه بعد از انقلاب، در سانفرانسيسكو و لسآنجلس بود و در همانجا نيز فوت كرد. همه آنها فوت كردند. به هر حال، سال 1313 لابراتورهاي علوم مقدماتي پزشكي، پايه پزشكي (كه فيزيك، شيمي و طبيعي باشد) تا دو، سه سال در آنجا بود، تا اينكه در 1316 و 17 به محل جديد، در دانشگاه تهران منتقل شد. در آنجا آنوقت لابراتور فيزيك، شيمي، بيولوژي و فيزيولوژي تاسيس شد. بنابراين، شروع كار من در فيزيولوژي، در لابراتور جديدالتاسيس آن در دانشگاه تهران كه از سال سوم شروع ميشود، در سال 1316 و 17 و بعد هم مهمترين آن براي پزشكي، تالار تشريح بود كه قبلاً عرض كردم كه از 1313 افتتاح شد. بنابراين وقتي كه ما رسيديم، (سال 14 ـ 1315) جزو برنامه آموزشي سال اول، دوم و سوم بود كه ما در تالار تشريح ديديم.