 |
خانه کتاب،انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران و ادکا برگزار کردند
نشست های ده روزه در نمایشگاه بین المللی کتاب
*تهیه شده در کمیته پژوهش ادکا
|
یک بار دیگر پیامک آدرس نشست های بیست و یکمین نمایشگاه کتاب که توسط خانه کتاب و با همکاری انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران و ادکا در سرای اهل قلم برگزار می شود، را نگاه می کنم: مصلی. طبقه سوم رواق شرقی. نمی دانم پیدا کردن محل نشست ها برای من سخت است یا دیگران هم چنین احساسی دارند. ترتیب سالن ها در نقشه توجهم را جلب می کند. به نظرمی آید چیدمان سالن ها با نیاز مخاطبان مطابقت ندارد و شاید علت ترافیک سنگین انسانی نیز همین است. گویی وقت مراجعه کنندگان در سالن ها نلف می شود. آنقدر کتابداری خوانده ام که در نمایشگاه کتاب هم دوست دارم "قوانین رانگاناتان" حاکم باشد؛ اما انگار اینجا برای آنکه "هر خواننده ای کتابش" را بیابد باید چندین و چند بار سالن ها را زیر و رو کند تا شاید "هر کتابی" به دست "خواننده اش" برسد. "ارگانیسم" پویایی است اما ای کاش "رو به رشد" هم باشد و شک ندارم می تواند چنین باشد اگر اندکی سنجیده تر عمل شود. می توان "در وقت خوانندگان صرفه جویی" کرد، اگر بخشی از سالن ناشران دانشگاهی در طبقه زیرین و بخش دیگر، آن سوی ناشران عمومی قرار نگیرد. هر کتابی برای خواننده اش است اگر ناشران خارجی در سالن های مجاور هم بتوانند کتابهای ارزی و ریالی خود را عرضه کنند و بانک برای انجام امور مالی به این سالن ها نزدیک تر باشد. صحنه جالبی است وقتی که متخصصان علوم مختلف و کتابداران کتابخانه های تخصصی از پله های سالن ریالی بالا می روند و ناگهان خود را در وسط سالن کتاب های کودک می یابند و شادمانگی کودکانه آنها را به خاطر نیافتن آنچه می خواهند، برهم بزنند تا شاید بتوانند سالن کتب ارزی را در طبقه فوقانی سالن ناشران عمومی بیابند. تنها سالنی که به نظرم منظم تر می آید، سالن ناشران آموزشی است که گویی به خاطر سرو کار داشتن با کنکوری ها، با برنامه تر عمل کرده است!
هان یافتم. سرای اهل قلم. همین جا باید باشد. در گوشه ای از سالن فروش کتب ارزی. چهره ها آشنا نیست ، از خانمی درباره نشست ها می پرسم و می فهمم اشتباه آمده ام. سالن دیگری با همین نام در جای دیگری قرار دارد. از پله ها پایین می آیم و شماره ای که برای راهنمایی در پیامک نوشته شده است را یک بار دیگر می گیرم و باز هم آنتن ندارم. عزمم را جزم کرده ام که در نشست ها حضور داشته باشم. در فاصله روزهای دوازدهم تا بیست و یکم اردیبهشت که نمایشگاه کتاب برقرار است، هر روز سه نشست برگزار می شود و من و دوستانم در کمیته پژوهش ادکا تصمیم گرفته ایم به اندازه وسع خود، از نشست ها توشه ای برداریم. تلاشمان این بوده که هر روز حداقل در یکی از نشست ها حضور داشته باشیم و از آنچه بهره برده ایم شما را نیز بی نصیب نگذاریم. چقدر جالب است وقتی که آدمی به اختیار خود و بی هیچ اجباری تصمیم می گیرد که بیاموزد. هیچ الزامی برای حضور در نشست ها وجود ندارد اما می بینم کسانی را که مشتاقانه برای مواجهه ذهنشان با مفاهیم جدید حضور می یابند. هیاهو و سر و صدای سالن های اطراف، گرمای هوا، ازدحام ایستگاه مترو، خستگی راه، همه انتقادها و همه پیشنهادها مسائل مهمی است اما گویی هنوز عده ای هستند که دوست دارند بیشتر بیاموزند، حتی اگر شرایط مطلوب برای آموختن فراهم نباشد. گمان می کردم که شرکت کنندگان در نشست ها فقط کتابدار واطلاع رسان باشند، اما این پیش فرض در هم می شکند وقتی که در تعاملات بین مخاطبان و میهمانان می بینم دانشجویان رشته هایی چون مخابرات، مهندسی برق و... نیز حضور دارند. پارادوکس جالبی است وقتی کلاس های درس را رها می کنیم و برای آموختن وارد محیطی پر از هیاهو می شویم و خود را ملزم به شنیدن بیشتر از علم و اندیشه و نظام می کنیم در حالی که برای رسیدن به همه آنها نیاز به محیطی سرشار از آرامش است. آنچه در ادامه می آید حاصل یادداشت های ما از چنین آرامش پر هیاهویی است.
شنبه 14 اردیبهشت 1387 : نشست تخصصی «معلم- کتابدار» با حضور سید کاظم حافظیان رضوی و نسریندخت عمادخراسانی، افسانه رحیمی و فاطمه رحیمی
این نشست با نگاهی اجمالی به اهمیت شخصیت کتابدار در محیط های آموزشی نظیر مدرسه آغاز شد. نسریندخت عمادخراسانی با بیان اصولی از اعلامیه حقوق کودک و قانون اساسی ضمن تائید برخورداری کودکان از حق تعلیم و تربیت و تاکید بر نوع و صحت روشهای آموزشی که باید در این زمینه ارائه شود، متذکر شد که استنتاج آموخته ها در مدارس باید موجب باروری ذهن، تفکر علمی و انتقادی و شکوفایی استعدادها شود. در چنین شرایطی است که انسان تفکر می کند و از این طریق به بینش، کمال نفس و فرزانگی دست می یابد و این امر زمانی محقق می شود که ضرورت وجود کتابخانه در مدرسه معنا پیدا کند. در واقع کتابخانه باید به منزله یک آزمایشگاه یادگیری، مکمل برنامه های آموزشی باشد و جزء جدای ناپذیر آموزش و پرورش تلقی شود. در ادامه ایشان به تاریخچه معلم کتابدار اشاره کرد و گفت: « در جهان غرب، به بعد از جنگ جهانی دوم که کتابخانه های آموزشگاهی بیشتر مورد توجه قرار گرفت و در ایران نیز سال 1346 با باب شدن مبحث مخاطب شناسی در مدارس، معلم موظف به مراقبت از روح و روان دانش آموزان در کنار تدریس شد. به این ترتیب آموزش هایی در حوزه کتابداری به معلمان داده می شد که در نهایت به در نظر گرفتن کتابدار برای آموزشگاه ها منجر شد وبه این طریق زمینه روش استفاده درست از کتابخانه، درست خواندن، درست فکر کردن، درست جستجو کردن، برخورداری ازسواد اطلاعاتی و شکل گیری خلاقیت دانش آموزان فراهم شد. فاطمه رحیمی در تایید سخنان نسرین دخت عمادخراسانی، با بیان لزوم برقراری ارتباط با گذشتگان و بهره گیری از تجارب آنها، پل ارتباطی بین گذشتگان و آیندگان را خواندن کتاب دانست و به ذکر روش هایی برای ایجاد انگیزه و جلب توجه دانش آموزان به کتابخانه پرداخت. او دایر کردن واحد سمعی- بصری، بازدید از کتابخانه ملی و ایجاد علاقه برای کسب مدارک علمی بالاتر، مسابقه کتابخوانی و مقاله نویسی، تهیه روزنامه های صبح و مجلات، واگذاری موضوعات تحقیقی مختلف به دانش آموزان را در بالا بردن سطح مطالعه و آمار کتابخانه موثر دانست.
افسانه رحیمی نیز درباره نقش خانواده در کتابخانه مدرسه و همکاری اولیا در ایجاد کتابخانه های آموزشگاهی به ذکر نکاتی پرداخت و از کتابدار به عنوان "عنصر دوام کتابخانه" و از اولیا به عنوان "پشتیبان" یاد کرد. وی گفت: « برای درست و قانونمند تربیت شدن کودکان نیاز باید به کتابخانه مدارس بها دهیم.» و در ادامه کتابخانه بدون کتابدار را به "عالم بدون عمل" تشبیه کرد و با تاکید بر کار گروهی برای دایر ساختن کتابخانه مدرسه به لزوم همکاری میان عناصر ایجاد کننده آن اشاره کرد. نسرین دخت عمادخراسانی در پاسخ سئوال یکی از حاضرین نسبت به نگاه مسئولان آموزش و پرورش به کتابدار کتابخانه متذکر شد که نه تنها کتابخانه به عنوان جزء جدایی ناپذیر آموزش و پرورش پیش بینی نشده بلکه چنین پستی در این سازمان و بسیاری از سازمانهای دیگر تعریف نشده است.
در پایان این نشست سید کاظم حافظیان با پیشنهاد مطالعه بیانیه 14 ماده ای ارائه شده در روز مراسم کتابدار نمونه که در تالار مدرسه فردوسی توسط سازمان آموزش و پرورش برگزار شده بود بر لزوم وجود شخصیت کتابدار در مدارس و بها دادن هرچه بیشتر به کتاب و کتابخوانی تاکید کرد و گفت: "ما کتابخوانیم اگر آب برای شنا کردن فراهم باشد."
یکشنبه 15 اردیبهشت 1387: نشست تخصصی « میزگرد خصوصی سازی فهرست نویسی پیش از انتشار» با حضور سید فرید قاسمی، دکترحبیب الله عظیمی و ....فروغی
دکتر حبیب الله عظیمی در ابتدای جلسه این سوال را مطرح کرد که چگونه ناشران می توانند دستیابی سریعتری به خواسته های خود داشته باشند؟ ...فورعی در پاسخ به این سوال بحث را به ارائه راه حلی مبنی برخصوصی سازی فیپا رهنمون ساخت و سید فرید قاسمی در رابطه با فیپا و همکاری کتابخانه ملی در زمینه گسترش آن توضیح داد و در ادامه دکتر عظیمی ، با ارائه آمار و ارقامی در زمینه تغییر اطلاعات فیپا توسط ناشران به علت طولانی بودن مدت زمان تحویل و انتشار کتاب، به لزوم اجرائی شدن این طرح تاکید کرد. در ادامه گفتگو پیشنهاد راه اندازی دولت الکترونیکی فیپا شد که در صرفه جویی زمان تحویل فیپا به ناشر و کنترل فیپای ارائه شده توسط متخصصین بسیار موثر است.
دوشنبه 16 اردیبهشت 1387: نشست تخصصی « وجین در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی» با حضور ابراهیم عمرانی،دکتر محسن جعفری مذهب و سیروس داود زاده و طلعت هراتی
در آعاز، تعریفی از مفهوم وجین به عنوان فرایندی که منابع مازاد را به نحوی از کتابخانه ها خارج می کند و می تواند مقاصدی نظیر اهدا، مبادله، فروش و امحا را دربرگیرد، ارائه شد و در ادامه به منابعی چون نسخ خطی، منابع کمیاب، منابع معتبر تاریخی، پایان نامه ها و موقوفات اشاره شد که فرایند وجین درباره شان معنا ندارد. منابعی که وجین آنها مانعی ندارد، به دو دسته تقسیم شدند: منابعی که شماره اموال ندارند و مشکلی برای وجین شان نیست ؛ و منابعی که شماره اموال دارند و غیر مصرفی تلقی می شوند یعنی از بودجه دولت تهیه شده اند. حاضران در نشست مشکل اصلی بحث وجین را نبود آئین نامه ای مبنی بر تفویذ اختیار در مورد منابع غیر مصرفی اعلام کردند، زمان بر بودن و تردید و ترس از تامین بودجه را از جمله موانع وجین به شمار آوردند و آمدن ویرایش های جدید در صورتی که اطلاعات قبلی را در بر داشته باشد؛ عامل میزان مصرف ؛ عامل فرسودگی؛ سلسله انتشارات ناقصی که نتوان سری آن را کامل کرد، به عنوان برخی از معیارهای وجین مطرح شدند. پس از آن بحث درباره تفاوت وجین در حوزه های مختلف و کتابخانه های مختلف مطرح شد و مشکلات وجین در متون و منابع علوم انسانی به مراتب پیچیده تر از منابع و علوم کاربردی تلقی شدند. این بحث با اشاره کوتاهی به وجین در حوزه الکترونیک پایان گرفت.
سه شنبه 17 اردیبهشت 1387: نشست تخصصی «ژئوپلیتیک اطلاعات در عصر اطلاعات» با حضور علی رادمهر،محسن حاجی زین العابدین و ....عقیلی
درابتدای نشست دکتر رادمهر به تعریف ژئوپلتیک اطلاعات پرداخت و اطلاعات، جغرافیا و سیاست را سه جزء اصلی این مفهوم برشمرد. او عصر حاضر را عصر ارتباطات،انباشت اطلاعات وآلودگی اطلاعات نامید که در آن جغرافیا و اقلیم هر پدیده در مواجهه با پدیده های دیگر مطرح می شود و برای اداره امور، نیاز به ساختار سیاسی است که به اطلاعات و جغرافیا ، هر دو، نیاز دارد. پس از آن، محسن حاجی زین العابدینی بر عامل رسانه ها و تاثیر آنها بر جغرافیای سیاسی اطلاعات تاکید کرد و جریان اطلاعات را بر خلاف مرزبندی های جغرافیایی که محدود و مشخصند، بدون مرز دانست. او با اشاره ای بر تاریخچه رسانه ها و شیوه های انتقال اطلاعات در گذشته، انتقال پیام در عصر حاضر را بسیار پیچیده توصیف کرد و گفت: « شگردها و روش های انتقال پیام، نقش بسزایی در دنیای رسانه ها دارد.»
.........عقیلی در تکمیل سخنان دیگران ژئوپلیتیک اطلاعات را علمی بین رشته ای دانست و به ارتباط میان ژئوپلتیک اطلاعات و تولید اطلاعات و اقتصاد اطلاعات پرداخت و گفت: « اقتصاد اطلاعات در مفهوم تولید اطلاعات نهفته است. در عصر ژئوپلیتیک اطلاعات که امکان انتقال اطلاعات از هر مکان به مکان دیگر امکانپذیر است دیوارهای شیشه ای شکننده شده است و قدرت در دست کسانی است که بیشترین قدرت را در تولید و انتشار اطلاعات دارا هستند». دکتر رادمهر به مفاهیمی چون مصرف اطلاعات، فقر و غنای اطلاعات اشاره کرد و با تاکید بر اطلاعات بومی ، به بررسی استعمار اطلاعاتی و شکاف دیجیتالی پرداخت.
پس از آن ......عقیلی در مورد کسب، حفظ و توزیع قدرت بحث کرده و توجه مخاطبان را به افق سال 1400 برای برنامه ریزی در جهت تولید اطلاعات و اخذ تکنولوژی ها و زیرساخت های لازم جلب کرد.
محسن حاجی زین العابدینی به جنبه های مختلف این مبحث اشاره و با توجه به نیاز های جوامع نوین بر جنبه اقتصادی مسئله تاکید کرد. دکتر رادمهر نیز افزود: «می بایست به صورت جدی وارد بحث تکنولوژی در جامعه شد و اگر بخواهیم که سود بیشتری داشته یاشیم همزمان با ورود تکنولوژی باید فرهنگ سازی نیز صورت گیرد». حاجی زین العابدینی در پاسخ به این بحث که مشکل اصلی در کشور ما اینست که همزمان با ورود تکنولوژی به کشور فرهنگ سازی صورت نگرفته است، گفت: «تکنولوژی بر حسب نیاز به وجود می آید. در کشور ما نیز این توانایی به صورت بالقوه برای تولید علم وجود دارد اما نوآوری و شکوفایی محصول آرامش است که نباید فراموش شود». این نشست با تاکید بر ضرورت استفاده از تکنولوژی های جدید و اشاره به قابلیت های نشر الکترونیک و شناسایی استعداد ها و توانایی ها در جهت ارتقاء زیرساخت های ژئوپلتیک اطلاعات پایان یافت.
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387: نشست تخصصی « وب سنجی» با حضور محسن حاجی زین العابدینی، یزدان منصوریان، علیرضا نوروزی و فرامرز سهیلی
این نشست با سخنان محسن حاجی زین العابدینی درباره پیشینه ی وب و مطرح شدن مفهوم "وب سنجی" ،در نیمه دوم دهه 90 آغاز شد و در ادامه یزدان منصوریان اساس و جوهره وب و ویژگی متمایز کننده آن از سایر رسانه ها را در برقراری پیوند، بدون در نظر گرفتن فاصله های مکانی، دانست و آن را اساس علم وب سنجی تلقی کرد. پس از آن، حاضران به بحث درباره چگونگی برقراری پیوندها پرداختند و دکتر یزدان منصوریان انگیزه های ایجاد پیوند را در محتوا، شناخت طراح سایت، میزان رویت و لزوم گذراندن وب سنجی از لحاظ کمی بیان کرد اما دکتر علیرضا نوروزی زبان مشترک را یکی از اساسی ترین دلایل پیوندهای مشترک در وب سایت ها اعلام کرد و گفت: «مهمترین دلیل پیوندهای اندک به سایتهای ایرانی زبان است و در وهله بعد مسئله محتوا مطرح می شود.»
در ادامه فرامرز سهیلی به یافته های پژوهشی اشاره کرد که زبان، تاریخ ایجاد سایت (قدمت) و کشور مبدا وب سایت را مهمترین عوامل پیوند سایت ها می دانست. در ادامه پر استناد ترین وب سایت ها در کشورهای کانادا، آمریکا و انگلستان مطرح شدند و به عملکرد دانشگاههای غربی برای بالابردن تعداد بازدیدکنندگان مبنی بر قرار دادن مقاله های اساتید و دانشمندان در وب سایت دانشگاه اشاره شد.
در ادامه بحث، مقایسه بین استناد و پیوند و مزیت های آن در محیط الکترونیک و چاپی مطرح شد و فرامرز سهیلی با اشاره به این مطلب که در محیط چاپی امکان پیوند وجود ندارد و باید به خود مقاله استناد شده مراجعه کرد، بر مزایای سهل الوصول بودن وب تاکید کرد. پس از نحوه تعیین استناد برای مخاطبان شرح داده شد و طریقه ی تعیین استنادها در مجلات به صورت تقسیم مقدار استنادها بر تعداد مقالات و در وب سایتها از طریق تقسیم مقدار استنادها بر تعداد صفحات بیان گردید. این نشست با اشاره به چالش های وب سنجی و محدویت های موتورهای کاوش، تعصبات زبانی، ناپایداری پیوندها، کهنه شدن سریع داده ها و پیچیدگی هایی که وبلاگ ها در حوزه وب سنجی ایجاد کرده اند، پایان یافت.
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1387: نشست تخصصی « تفکر انتقادی» با حضور دکترعباس حری و دکتر نرگس نشاط و میترا قیاسی و رویا مکتبی فر
این نشست با سخنان رویا مکتبی فر، در باره انواع تفکر و به طور اخص تفکر انتقادی و اهمیت آن در عصر حاضر و کاربرد آن در رشته های مختلف آغاز شد.
در ادامه دکتر نرگس نشاط با بیان تعریفی از تفکر انتقادی گفت: اساساً تفکر انتقادی محصول فعالیت های ذهن و مغز است و اهمیت بسزایی در پیشرفت جوامع دارد زیرا از جمله ویژگی های تفکر انتقادی خود ویرانگری است که موجب خوسازی می شود. بدان معنا که فرد دارای تفکر انتقادی نه تنها به محیط اطراف و جستجو برای یافتن راهکارها توجه دارد بلکه بر جنبه های مختلف شخصیت خود نیز احاطه داشته و خود را مورد ارزیابی قرار می دهد ، نقصان های خود را باز یافته و درصدد رفع انها بر می آید .تفکر انتقادی به عنوان عاملی برای سفر اندیشه ها معرفی می شود و در واقع جریان علم تنها با این سفر است که مسدود نمی ماند و با نوپایی و زایش همراه است.
دکتر حری نیز در ادامه بحث، تفکر انتقادی را پیش شرط خلاقیت دانست و گفت: « برای نوآوری در هر زمینه ابتدا بایست آنچه که پیش از ما تعریف شده را بررسی کنیم و آن را نقد کنیم و بینیم که آیا آن را می پذیریم یا خیر و سپس راهی نو پیشنهاد دهیم. در حقیقت می توان گفت که تفکر خلاق در خدمت تفکر انتقادی است.» و به این ترتیب بحث درباره رابطه تفکر انتقادی با سایر انواع تفکر و بخصوص تفکر استعاری مطرح شد و پس از آن رویا مکتبی فر استانداردهای ایجاد استراتژی تفکر انتقادی از نظر ریجارد پل را به شرح زیر مطرح کرد:
1. تعیین هدف (تحلیل آنکه فرد به دنبال چه چیزی است و چه مسیری را بیست دنبال کند)
2. پرسشگری
3. بررسی شواهد
4. داشتن خصوصیات فردی مانند شجاعت ذهنی (توان مقابله با یک جمع)
5. تواضع ذهنی
او در ادامه به این مطلب اشاره کرد که برای داشتن تفکر انتقادی هیچ گاه نباید به دنبال چراها بلکه همواره بایست به دنبال چگونگی ها بود . تفکر انتقادی در خود شخص می جوشد و زایش می کند و آغاز کننده ی حرکت است و در این حرکت شخص باید از خودسازی فکری برخوردار باشد .
در ادامه بحث میترا قیاسی به جنبه های مختلف آموزش تفکر انتقادی پرداخت و گفت: «در کشور ما هنوز کار عمیقی در رابطه با آموزش تفکر انتقادی صورت نگرفته است اما جای امیدواری است زیرا کارهای پایه ای در رابطه با آن آغاز شده است». او درباره ایجاد تفکر انتقادی در کتابداران گفت: « تفکر انتقادی د رهر رشته آموزش ویژه و خاص خود را می طلبد. کشورهای دیگر، سالیان سال است که این نوع تفکر در حال آموزش است و حتی خود محصلین خود باید آن را کسب کرده و به سطوحی از این نوع تفکر دست یابند و در حین آموزش از آن استفاده کنند.»
در ادامه این نشست بحث دکتر حری تعصب را یکی از دشمنان تفکر انتقادی دانست و گفت:« در چنین مواقعی همیشه جبهه ای صدمه می بیند که از پذیرش تفکر انتقادی اجنتاب می کند. پروش تفکر انتقادی به مکتب فردی اشخاص نیز بستگی دارد.. پیش فرض های هر فرد از اعتقادات خود، بر پذیرش تفکر انتقادی تاثیر می گذارد. اما درواقع تعارض و تقابلی میان تفکر انتقادی و اعتقاد وجود ندارد و شاهد مثال ،ن مناظره شیعیان با سایر ادیان است». در پایان نشست وب سایت www.criticalthinking.org برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه تفکر انتقادی به مخاطبان معرفی شد.
جمعه 20 اردیبهشت 1387: نشست تخصصی «کتابخانه ملی کشاورزی» با حضور دکتر علی رادمهر و دکتر عباس گیلوری وسید کاظم حافظیان ومحسن حاجی زین العابدینی
ضرورت این نشست از نظر سید کاظم حافظیان لزوم سرمایه گذاری بر اطلاع رسانی کشاورزی به دلیل محدودیت محصولات کشاورزی و افزایش تقاضا، اعلام شد و به گفته دکتر گیلوری آمار رو به رشد اطلاعات و محوریت کشاورزیدر ایران و نیز تخصصی شدن علوم، از جمله دلایلی است که بر اهمیت وجود کتابخانه ملی کشاورزی می افزاید. اما آنچه که اهمیت بیشتری دارد، رسیدن به نظام ملی اطلاع رسانی کشاورزی است که نیاز به عواملی چون نیروی انسانی متخصص، تدوین استانداردها، ایجاد پایگاه های تخصصی کشاورزی، تجهیزات رایانه ای و کتابخانه ای دارد.
دکتر رادمهر در ادامه بحث به نحوه خدمات در چنین بستری اشاره کرد و نیاز سنجی اطلاعات،گردآوری، آماده سازی، اشاعه اطلاعات و توجه به متقاضیان حضوری و غیر حضوری را از جمله این خدمات برشمرد. پس از آن بحث درباره اقداماتی که زمینه ساز به وجود آمدن کتابخانه ملی کشاورزی است، آغاز شد و سید کاظم حافظیان، دلیل فقدان کتابخانه ملی کشاورزی را در این مسئله دانست که کتابخانه ملی ایران که از زیرساخت های اصلی کتابخانه ملی کشاورزی است، به تازگی سازمان یافته است. اما از جمله اقداماتی که تاکنون در مرکز اطلاع رسانی جهاد کشاورزی برای رسیدن به این هدف صورت گرفته است، ایجاد فهرستگان کشاورزی کشور و نگهداری اسناد و کتاب های فارسی و لاتین تخصصی کشاورزی است.
در این نشست به طرح تاسیس کتابخانه دیجیتال کشاورزی که توسط دکتر گیلوری و دکتر رادمهر به مجلس ابلاغ شده است، اشاره شد. با این حال حاضران در جلسه، درباره زمان مناسب برای ایجاد کتابخانه ملی کشاورزی در ایران، یا یکدیگر اختلاف نظر داشتند.
جمعه 20 اردیبهشت 1387: نشست تخصصي «كتابخانه ملي پزشكي» با حضور دكتر قاضي ميرسعيد، فاطمه رهادوست و مریم كازراني
در ابتدای این نشست، به تاریخچه اقدامات شکل گیری کتابخانه ملی پزشکی اشاره شد و خانم رهادوست با نگاهی به گذشته و کارهایی که قبل از انقلاب برای شکل گیری چنین کتابخانه ای صورت گرفته بود، گفت:« قبل از انقلاب پروژه ها از کتابخانه ملی پزشکی امریکا گرفته می شد و اشکال کار شتاب زدگی و اهداف جاه طلبانه بود. هرچند که الگوبرداری از NLM چندان درست نبود، اما مهمترین مزیت آن دوره، مشورت کردن و استفاده از نظرکسانی بود که در این کار استخوان خرد کرده بودند.» دکتر قاضی میرسعید نیز به دو طرح زمینه ساز شکل گیری کتابخانه ملی پزشکی اشاره کرد و گفت: « طرح Health & biomedical information از طرف سازمان بهداشت جهانی در ایران اجرا شد و طرح دیگر «تکفاب» نام داشت که ملهم از طرح تکفا بود.» مریم کازرانی نیز در ادامه بحث به این مطلب اشاره کرد که بحث راه اندازي كتابخانه ملي پزشكي چند سالي است كه بدون در برداشتن نتيجه اي صورت مي گيرد. اين كتابخانه كه قرار بود در چند سال گذشته با محوريت دانشگاه علوم پزشكي ايران راه اندازي شود، همچنان مراحل بحث را طي مي كند. خانم رهادوست نیز با اشاره به سابقه فعالیت های خود در دانشگاه علوم پزشکی ایران ادامه داد: « در تمام این مدت اقدامات زیادی صورت گرفته است که بی نتیجه مانده است، حتی هزینه های زیادی برای نقشه ساختمان نیز پرداخته شده است، اما گویی بعد از مدتی همه چیز به فراموشی سپرده می شود و از جای دیگری سخن از ایجاد کتابخانه ملی پزشکی شنیده می شود.»
پس از آن بحث درباره ضرورت وجود کتابخانه ملی پزشکی آغاز شد و خانم رهادوست هدف از به وجود آمدن کتابخانه ملی پزشکی را مورد سوال قرار داد و گفت: «در همه کشورهای پیشرفته،کتابخانه ملی پزشکی وجود ندارد مثلا در آلمان و بسیاری از کشورهای اروپایی کتابخانه ملی پزشکی معنایی ندارد و چند کتابخانه تخصصی معتبر به ارائه خدمات پزشکی می پردازند اما در امریکا ضرورت وجود آن را احساس می کنند و این امر به عوامل متعددی مربوط است و زمینه های مختلف اقتصادی، سیاسی،اجتماعی یک جامعه در آن دخیل است. به طور کلی به نظر می رسد در مناطقی که نگاه وحدت گرایانه وجود دارد، گرایش به داشتن کتابخانه ملی پزشکی نیز بیشتر است. اما باید توجه داشت که مسئله این نیست که کتابخانه ملی پزشکی داشته باشیم، مهم این است که نگاه ملی به قضیه وجود داشته باشد و خود را محدود به چارچوب ها و خط کشی ها نکنیم. مهم این است که هر تصمیمی که گرفته می شود، مبتنی بر تاریخ، پیشینه ها، آموزش و پژوهش باشد.تا زمانی که اوضاع به گونه ای است که کسانی که سال های عمر خود را در این زمینه صرف می کنند، مورد مشورت قرار نمی گیرند و تا زمانی که کارها بدون پزوهش و بدون مراجعه به پیشینه های تاریخی صورت گیرد، حتی به وجود آمدن کتابخانه های ملی نیز دردی را دوا نمی کند.» او همچنین افزود: « کتابخانه ملی باید به مصالح یک کشور بیاندیشد. باید دید که برای چه می خواهیم کتابخانه ملی پزشکی داشته باشیم؟ آیا می خواهیم فخر فروشی کنیم؟ آیا مسئله مان اشتغال جوانان است؟ یا اینکه می خواهیم به مشکلات اطلاع رسانی پزشکی بپردازیم؟ می توانیم کتابخانه ملی پزشکی نداشته باشیم اما دغدغه ملی داشته باشیم. می توانیم کتابخانه ملی پزشکی نداشته باشیم اما دغدغه اطلاع رسانی پزشکی داشته باشیم.»
دکتر قاضی میرسعید در ادامه بحث با نگاهی متفاوت به ضرورت وجود کتابخانه ملی پزشکی پرداخت و گفت: « در اینکه کتابخانه ملی پزشکی می خواهیم بحثی نیست. شاهد بوده ام که در برخی از مراکزی که مورد بحث ماست، درصد زیادی از این منابع قبل از اینکه به مرحله استفاده برسند، نیم عمرشان پایان می یابد و باید در مسیر وجین قرار گیرند این مسئله و مسائل مشابه آن این سوال را در ذهن مطرح می کند که چه باید کرد که کتابخانه ها از حالت انبار خارج شوند و نقش خود را در حوزه آموزش و پژوهش ایفا کنند؟ آیا کتابخانه ملی پزشکی تمام احتیاجاتش دسترسی به منابع الکترونیکی است که در قالب دیجیتال ارائه شود. پس جایگاه تولیدات علمی داخل کجاست؟ جایگاه تاریخ پزشکی، رساله ها، تک نگاشت ها؟ اگر اینگونه به مقوله نگاه کنیم، تصویر برای جامعه ای که حوزه فعالیت کتابداری ریشه در تاریخش دارد و جامعه ای که هم شایستگی و هم سرمایه لازم برای شکل گیری یک کتابخانه ملی پزشکی را دارد، روشن می شود. این امر وظیفه ماست و بهتر است روی سخن را به سمت خود برگردانیم که چرا این کار را انجام نداده ایم؟ اما سوالی که مطرح می شود این است که آیا آن مجموعه در چارت سازمانی یک دانشگاه می گنجد یا نه؟ واینکه اگر ملی است چرا باید یک دانشگاه متولی آن باشد؟ چطور ممکن است ساختاری در زیرمجموعه با نگاه مدیریت محلی که باید برآورنده نیاز فضای آموزشی خاص باشد، اقدام به تاسیس یک کتابخانه ملی کند؟»
مریم کازرانی در ادامه بحث به قرار نگرفتن کتابداران واطلاع رسانان پزشکی در جایگاه واقعی خودشان اشاره کرد و گفت: « نوعی پزشک سالاری بر جامعه کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی حاکم است و مدیران کتابخانه ها در اغلب موارد، غیرکتابدار هستند.»
دکتر قاضی میر سعید در پاسخ به این سخن ادامه داد: « جایگاه کتابدار و اطلاع رسان هنوز در هاله ای از ابهام است و بسیاری از مسائل هنوز وجود دارد. اما چه کسی باید برای ترمیم این اشکالات پیش گام شود. آیا انجمن های ما در این راه گامی برداشته اند؟ آیا انجمن های کتابداری و پزشکی با هم نشستی داشته اند که درباره دلمشغولی های حرفه بحث کنند. قریب 10 سال است که رشته ای در مقطع دکتری با عنوان مدیریت اطلاعات پزشکی دایر شده است که سه گروه حق شرکت در این دوره را دارند. کتابداران و اطلاع رسانان، مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، مدارک پزشکی. آمار نشان می دهد که در طول این ده سال یک نفر کتابدار نیز وارد این دوره نشده است. توزیع فراوانی سوالات سال 1386 به این شرح است: 32 سوال مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، 25 سوال متعلق به اطلاع رسانی و 50 سوال مربوط به مدارک پزشکی. حتی سوالات اطلاع رسانی نیز طوری طرح شده است که با مباحث مطرح شده در مدارک پزشکی، همپوشانی دارد و جالب اینجاست که هیچ یک از گروه های کتابداری نسبت به این مسئله واکنش نشان نداده اند. پیشنهاد دوره دکتری کتابدار دیجیتال که پزشکان وارد آن شوند و اجازه ورود به همه دانش آموختگان رشته های مختلف که کارشناسان ارشد کتابداری و اطلاع رسانی هم می توانند جزیی از آنها باشند، در چنین شرایطی مطرح می شود و اگر انجمن در مقابل چنین اقدامی واکنش نشان ندهد، مسئول است و بر همین اساس است که انجمن کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی در طی مکاتباتی که در وب سایت انجمن به نشانی www.imla.ir مستند شده است، این مسئله را پی گیری کرده است.»
خانم رهادوست نیز در پاسخ به این مسئله که پس از پیگیری های انجمن کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی، اشکالات طرح دوره دکتری کتابدار دیجیتال پزشکی که توسط یکی از مسئولان دانشگاه شهید بهشتی و بدون مشورت با گروه کتابداری و اطلاع رسانی آن دانشگاه مطرح شده، تحت بررسی است، گفت: « مسئله اینجاست که برای دایر کردن دوره دکتری کتابدار دیجیتال پزشکی، مسئولان از کدام کانال درستی رد شده اند که اکنون می خواهند نظر متخصصان را بدانند. فرض براینکه اشتباه خود درباره انتخاب دانشجویان را نیز درست کنند، اما این طور دور زدن و بدون مراجعه به رشته تخصصی و کسانی که در این رشته متخصصند ، راهی غیراصولی و به نظر من غیر اخلاقی است. باید برای علوم و حوزه های تخصصی حرمت قائل شویم و باید از کانال های اصولی عبور کنیم.»
و در آخر مریم کازرانی بر این مسئله تاکید کرد که: « این مسئله برای اولین بار نیست که رخ می دهد و بارها شاهد بوده ایم که پس از اتمام کار برای نظر کارشناسانه اقدام می کنند. هیچ بعید نیست که کتابخانه ملی پزشکی نیز افتتاح شود و بعد از آن بخواهند نظر کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی را جویا شوند. باید هوشمندانه تر عمل کنیم و در خصوص راه اندازی کتابخانه ملی پزشکی، تجربه های دایر شدن رشته کتابدار دیجیتال پزشکی را دوباره تکرار نکنیم.»
شنبه 21 اردیبهشت 1387 : نشست تخصصی « هستی شناسی ها و اصطلاحنامه ها» با حضور دکتر عباس گیلوری، احمد یوسفی و سید مهدی طاهری
در ابتدای نشست دکتر گیلوری ضمن بیان مقدمه ای از نحوه پیدایش اصطلاحنامه ها و هستی شناسی ها، آنها را یکی از ابزارهای مهم بازیابی و سازماندهی مواد غیرکتابی دانست و با تعریف اصطلاحنامه به عنوان مجموعه ای از واژگان که بین آنها یک سری روابط خاص برقرار است، به کنترل واژگان و برقراری رابطه بین واژگان و عدم در نظر گرفتن سلایق شخصی محقق اشاره کرد. پس از آن، احمد یوسفی روابط بین واژگان در اصطلاحنامه را به سه گروه عمده تقسیم کردند: 1- رابطه سلسله مراتبی که خود به سه نوع رابطه جنس و نوع ، رابطه کل به جز و رابطه جز به کل تقسیم می شود. 2- رابطه هم ارز که شامل ارجاع از مرجح به نا مرجح، ارجاع از نامرجح به مرجح می باشد .3- رابطه هم بسته که در بحث نمایه سازی برای انتخاب کلید واژه ها اهمیت زیادی دارد. او درباره اجزاء اصطلاحنامه توضیح داد و گفت که هر مدخل شامل زیر مدخلهایی است که بین آنها روابط هم ارز، اخص، اعم و... وجود دارد و گاهی اوقات در زیر مدخلها برای بیان حدود توصیفگر از یادداشت دامنه استفاده می شود. در ادامه دکتر گیلوری به مزیت ها و معایب این روابط در محیط های الکترونیکی اشاره کرد و گفت: « این روابط در جلوگیری از پراکندگی واژگانی موثرند اما در محیط الکترونیکی به دلیل عدم تعریف استاندارد خاص برای هر اصطلاح، امکان کاربرد وسیع آنها وجود ندارد و چون از قاعده خاصی تبعیت نمی کنند با ناتوانی عمل در محیط الکترونیکی روبرو هستند. دومین مورد که مهمترین و عمده ترین مشکل می باشد محدود بودن روابط تعریف شده بین واژگان است و سومین ایراد مشکلات زبانی (نحوی) موجود بین واژگان است. وجود چنین محدودیت هایی در نهایت منجر به ایجاد هستی شناسی شد. هستی شناسی بر خلاف اصطلاحنامه که در حوزه علوم کتابداری و اطلاع رسانی مطرح بود در حوزه هوش مصنوعی و کاربرد آن در فرایند بازیابی با تلاشی موازی با آنچه در حوزه کتابداری انجام گرفته بود مطرح شده است.» سید مهدی طاهری در توضیح هستی شناسی اظهار داشت: « امروزه در فناوری نوین اطلاعات ، رسانه های جدید در راستای ایجاد روشهای جدید دو رویکرد را انتخاب کردند: 1- سازگار کردن ابزارهای سنتی مثل اصطلاحنامه ها با محیط جدید برای پاسخگو بودن در این محیط. 2- تولید و ایجاد ابزارها و استانداردهای جدید برای حداکثر استفاده در بازیابی. که علم هستی شناسی بر اساس رویکرد دوم یعنی حداکثر بهره برداری از محیط اطلاع رسانی شکل گرفته است. تعریف کلی هستی شناسی علمی است که به مطالعه وجود می پردازد. هستی شناسی در علم اطلاع رسانی نظامی است که هم تعاریف مفاهیم و هم روابط آنها را در برمی گیرد. آخرین فرایندی که در حوزه هستی شناسی در دست اقدام می باشد بحث استفاده از عامل های هوشمند در بازیابی است. از آنجا که یک شئ در جایگاه های مختلف context های مختلف دارد، هستی شناسی قصد دارد مثل انسان فکر کند و تا حدودی استنتاجات منطقی انسان را در روابطی که راجع به یک شئ است شبیه سازی و تقلید کند.» پس از آن دکتر گیلوری به مسئله وب معنایی پرداخت کرد و گفت: « برای آنکه میزان ربط در بازیابی های موتورهای کاوش بیشتر شود، مسئله وب معنایی مطرح شده است که در این اثنا هستی شناسی به عنوان ابزاری است در خدمت وب معنایی تلقی می شود. به این ترتیب هستی شناسی مجموعه ای از علائم اولیه بازنمایی است که با آنها می توان حوزه دانشی را مدل سازی کرد.» در ادامه سید مهدی طاهری راجع به ساختار اصطلاحنامه های بازیابی که در محیط جدید ایجاد می شوند، اشاره کرد و اظهار داشت: « اخیرا اصطلاحنامه علاوه بر استفاده در سازماندهی (ذخیره سازی) اطلاعات، در بازیابی هم مطرح شده است. اصطلاحنامه های بازیابی به دو شکل دستی و خودکار ایجاد می شوند و دارای گستردگی بیشتری نسبت به اصطلاحنامه های ذخیره سازی هستند. و معیارهای ارزیابی کمی بر خلاف اصطلاحنامه ذخیره سازی، در این اصطلاحنامه ها در نظر گرفته نمی شود. در پایان دکتر گیلوری در یک جمع بندی به سه مشخصه اصطلاحنامه ها و هستی شناسی ها را رده ها یا کلاس ها، مشخصات یا صفات و رابطه ها معرفی کرد و گفت: «در اصطلاحنامه های سنتی مورد دوم وجود ندارد. دلیل پیش رفتن به سمت هستی شناسی ها این است که اصطلاحنامه به عنوان ابزاری برای سازماندهی توسط انسان تهیه شده است و هستی شناسی در واقع همان اصطلاحنامه است در محیط الکترونیکی ولاغیر. به عبارت دیگر زیر بنا همان اصطلاحنامه است و هستی شناسی یک سری از روابط نامحدود را بین واژگان به وجود می آورند و از واژه مدار بودن به مفهوم مدار بودن سوق داده شده است که اگر این مسئله در قالب استاندارد در نیاید در آینده باعث ایجاد ریزش کاذب به نوعی دیگر خواهد شد.»
* کمیته پژوهش ادکا: نیره سادات استقامت، الهام برونی، سحر عباسی، مریم موسوی، فاطمه نامی نیا، صدف نیستانی، پریسا پاسیار