English | العربیه | Italiano | Français | Русский
خانه
نقشه سایت
راهنما
امروز در تاریخ
 سایت پیشین
آموزش .
پژوهش .
انتشارات .
خدمات .
اسناد ملی .
کتابخانه ملی .
درباره سازمان .
صفحه اصلي آذر و دي 1386 > سكانس هاي كتابخانه اي
بازگشت
کاربر محترم ! محتوای این صفحه هنوز کامل نشده است.

بازگشت

   Minimize

بازگشت

Enter Title

   Minimize

سکانس های کتابخانه ای

غلامرضا اميرخاني

amirkhani@nlai.ir

 

 "سكوت را رعايت كنيد! اينجا كتابخانه است، جايى كه دوستان دانا و خاموشمان در قفسه ها كنار هم آرميده اند. كلام نغز و پرمغزشان بى آواست، پس نبايد آرامش منزلگاهشان را با سروصدا برهم بزنيم. موظفيم حرمت اين قلمرو معنوى را پاس بداريم. اين مكان، معصوميت و حتى قداست دارد".
    بسيارى از نويسندگان كه محيط كتابخانه ها را براى خلق داستان برمى گزينند، بر آرامش و سكوت اين مكان و حال و هواى احترام برانگيزش تاكيد مى كنند. نمونه اش را در «قتل در يك كتابخانه» (۱۹۳۱) اثر چارلزجى داتون مى يابيم كه در توصيف كتابخانه چنين نوشته است: «ميراث شكوهمند حيات جهان... تمامى زيبايى و بصيرتى كه ذهن بشر در طول تاريخ تمدن كشف كرده است.» اين ديدگاه موجب مى شود روگان رئيس پليس در ابتداى كتاب شكوه سردهد: «كى تا به حال شرح قتلى اين قدر احمقانه را شنيده، در كتابخانه، جايى پر از كتاب...؟ پناه بر خدا! چه چيزى مى تواند پاى جنايت را به كتابخانه بكشاند؟» آگاتا كريستى هم در پيشگفتار «جسد در كتابخانه» (۱۹۴۲)، با برشمردن ويژگى هاى محلى كه جنازه را آنجا پيدا مى كنند، گويى هدفى جز برجسته ساختن اين نكته ندارد: «كتابخانه موردنظر بايد كاملاً متعارف و با تصور رايج مردم از اين مكان مطابق باشد. از طرف ديگر، جسد بايد حضورى شديداً نامحتمل داشته باشد و از همه نظر مايه حيرت و شگفتى شود.» به همين خاطر آگاتا كريستى جنازه دخترى ملوس را دركتابخانه آرامش بخش سرهنگ بنترى مى گذارد تا معمايى بيافريند كه فقط خانم جين مارپل از عهده حلش برمى آيد. در«لكه پهن شونده» (۱۹۴۲) به قلم دابليو بالينبروك جانسون، كتابدار، پيش از آن كه در انبار زيرزمينى وهم آور با قاتل روبه رو شود، با جملاتى شاعرانه و دلپذير درباره اش صحبت مى كند: «از اينجا خوشم مى آيد. محل دنجى است كه وقتى مى خواهم از مشغله هاى بخش فهرستنويسي خلاص شوم به آن پناه مى برم. حتى خنكى و بوى نا و ترشيدگى اش هم لذتبخش است، بوى كتاب هاى مرده.» در «قتل ميان قفسه ها» (۱۹۳۴)، اثر ماريون ام بويد شاهد آنيم كه چگونه چنين مكانى التهاب آفرين مى شود، وقتى نويسنده ابزار روشنايى كتابخانه را مهتابى كم رنگي وصف مى كند «كه به نحوى خاص با تفكرات صحافى شده نويسندگانى همخوانى دارد كه بسيارى از ايشان قرن هاست مرده اند».
   از اين گذشته، كتابخانه كاربرد آلت هاى قتاله اى را ميسر مى سازد كه منحصر به اين محل هستند. در «مرگ بر مرمر گام برمى دارد» (۱۹۵۱) نوشته لاورنس بلوچمن، قربانى به ضرب ميله فلزى برگه دان ها به قتل مى رسد. جو درسك، در «دوشيزه زوكاس و قتل هاى كتابخانه» (۱۹۹۴)، كاربرد اين وسيله را تكرار مى كند. قتل با تيغه كاغذبرى بزرگ، در «تلفات رده بندي دهدهى» (۱۹۷۷) اثر چارلز اى گودرام، ماموران پليس را متحير مى كند. كسانى كه هم كتاب ها را دوست دارند و هم داستان هاى معمايى، واجب است اين رمان را بخوانند. پيرنگ روايت بر پايه دو قتل شكل گرفته كه هر دو در گوشه و كنار يكى از معتبرترين كتابخانه هاى ايالات متحده اتفاق افتاده اند. حتى پيش از وقوع جنايت ها هم اوضاع اين كتابخانه به قدر كافى آشفته بوده است . سبب اين بحران ، ارسال نامه هايى بى امضا براى مطبوعات بوده كه در آنها اصالت دو كتاب خطى ناياب اين كتابخانه مورد ترديد قرارگرفته بوده است. اما قتل دو تن از كاركنان قوز بالاقوز مى شود و خوش نامى اين نهاد فرهنگى را به خطر مى اندازد. البته در آغاز ماجرا مشخص نيست كه مرگ ها قتل باشند (ظاهراً يكى از قربانى ها در اثر تصادف مرده و دومى خودكشى كرده است). اما سه نفر ظنين مى شوند و  قضايا به نظرشان مشكوك مى آيد: بتى كرايتون جونز مسئول روابط عمومى، اد جورج كتابدارى بازنشسته و استيو كارسون پژوهشگرى جوان. اين سه كارآگاه آماتور دست به دست هم مى دهند، دنبال سرنخ ها مى گردند و از مظنونان بازجويى مى كنند. به اين ترتيب با موقعيتى مواجهيم كه در آن نه فقط كاوشگران و قربانيان قتل بلكه اشخاص مشكوك هم به نحوى با محيط كتابخانه در ارتباطند. در «معماهاى كتابخانه» حتى كتاب ها هم مى توانند مرگ آفرين باشند. «ماه شقاوت» (۱۹۹۱) نوشته هيزل هولت روايت قتل يكى از كتابداران كتابخانه «بادليان اكسفورد» است كه كتابي قطور، سنگين و با جلد گالينگور را بر فرقش كوبيده اند و او را از پاى درآورده اند" .
   آنچه در بالا خوانديد بخش هايي از مطلب كاوه ميرعباسي، مترجم نام آشناي ادبيات جنايي بود كه چندسال پيش در روزنامه ايران به چاپ رسيده بود. زماني كه اين مطلب را مي خواندم، زاويه ديد نويسنده برايم جالب بود : نگاه به كتاب و كتابخانه از دريچه ادبيات و به ويژه ادبيات جنايي. از سالها پيش نكته اي كه در مشاهده بسياري از مجموعه هاي تلويزيوني با آن برخورد كرده بودم، وجود كتابخانه در اكثر خانه ها و منازل اروپايي ، خصوصا در قرن نوزدهم بود. طبيعي است هرقدر خانه اي باشكوهتر بود، كتابخانه ي بزرگتر و زيباتري داشت. در مدارس مختلف، از جمله مدارس روستايي، هم وجود كتابخانه همراه با حضور كتابداري فعال عاملي رشك برانگيز بود. رشك برانگيز از آن رو كه مي ديدم بيشتر مدارس كشور ما ، حتي در پايتخت ، از دو حالت خارج نيستند: يا كتابخانه ندارند و يا اگر دارند ، مكاني بلااستفاده با كمترين امكانات و وجود فردي بي انگيزه و احتمالا از همه جا رانده با پست كتابدار.
   به ذهنم رسيد اين مقايسه را در حوزه هاي ديگر هم مي توان انجام داد. در هنر، متون ادبي ، مطبوعات ، سينما ؛ مراكزي چون بيمارستانها، كارخانه ها و غيره. بديهي است بررسي دقيق و نتيجه گيري از اين مبحث را مي توان با روش هايي چون تحليل محتوا  انجام داد.
 
كتاب و كتابخانه در آثار كارگردانان برجسته سينما
   براي اهالي سينما مولفه هاي بسياري وجود دارد كه در تحليل و نقد يك اثر سينمايي به آنها مي پردازند : فيلمنامه، تدوين، ميزانسن، جلوه هاي ويژه ، موسيقي متن ، بازيگران.  علي القاعده آنچه كه مي تواند توجه ما كتابداران را به خود معطوف نمايد، موضوعات يا لوكيشن هاي مرتبط با كتاب و كتابخانه است كه به ياري حافظه به پاره اي از آنها اشاره مي كنم . به يقين علاقه -مندان آثار كلاسيك سينما نمونه هاي ديگري از اين دست را سراغ دارند : 
1- سايه يك شك (Shadow of a doubt ) : اثري برجسته از كارگردان نام آشناي سينما ، آلفرد هيچكاك(1889- 1980)
ساخته شده به سال 1943 . ترزا رايت، جوزف كاتن، هنرى تراورز، پاتريشيا كالينگ و والاس فورد بازيگران اصلى اين شاهكار سينماى كلاسيك هستند كه خود هيچكاك آن را بسيار مي پسنديد. دختر جوانى به نام چارلى علاقه بسيارى به دايى اش دارد كه اتفاقا نامي شبيه به خود او دارد. چارلي بى صبرانه در انتظار ورود دايى خود به شهر كوچك شان سانتارزاى كاليفرنياست. اين اتفاق رخ مي دهد و خانواده و اهالى نيز به گرمى از او استقبال مى كنند. اما دخترك كه رابطه اى پراحساس و عاطفى با دايى دارد، به رفتار وي مشكوك مى شود و به زودى با كمك يك كارآگاه خصوصى درمى يابد كه او همان قاتل بى رحم زنان بيوه در شهر است كه در حال حاضر تحت تعقيب و فراري است.
   سكانس مربوط به كتابخانه از بهترين صحنه هاي اين فيلم است كه منتقدان، آن را نمونه ي خوبي از صحنه هايي مي دانند كه نشان استاد(لقب هيچكاك بين اهالي سينما) را بر خود دارد. چارلي كه به دايي خود مشكوك شده ، شب هنگام به كتابخانه عمومي كوچك شهر مراجعه مي كند كه در آن ساعت بسته است. وي با اصرار موفق به راضي كردن سرايدار كتابخانه شده و پس از ورود با جستجو در روزنامه هاي چند روز گذشته از گناهكار بودن دايي خود اطمينان حاصل مي كند. صحنه مورد اشاره در اين لحظه اتفاق مي افتد كه دوربين از نماي نزديك روزنامه به نماي دور كتابخانه عقب مي كشد تا فروپاشي كامل اعتقاد و باور او به دايي اش را به زيبايي نشان دهد.   
2- فارنهايت 451 (Fahrenheit 451) : فيلمي برگرفته از رمان مشهور ري برادبري كه نويسنده اي صاحب سبك در داستانهاي تخيلي است. نام كتاب اشاره به دمايي دارد كه در آن كتابها مشتعل مي شوند. فرانسوا تروفو ، كارگردان موج نوي فرانسه، اين فيلم را با نقش آفريني جولي كريستي و اسكار ورنر در سال 1966 به روي پرده برد. روايتي از شهري خيالي كه در آن توليد، مطالعه، و نگهداري كتاب به هر شكل ممنوع است . وظيفه يافتن و نابودكردن كتاب بر عهده ماموراني است كه مامور آتش نام دارند و در هر مخفيگاه و خانه اي به دنبال كتابهايي هستند كه از گذشته نزد افراد مانده است. نابودي كتابها توسط دستگاهي صورت مي گيرد كه دماي محل را به 451 درجه فارنهايت مي رساند : دمايي كه كاغذ خود به خود شعله ور شده و اثري از آن باقي نمي ماند. 
مانتاگ كه مامور آتشي وظيفه شناس و بسيار جدي است ، در انجام يكي از ماموريت هاي خويش با زني برخورد مي كند كه براي نجات كتابها ، جان خود را فدا مي كند. اين واقعه بر او تاثير عميقي مي گذارد. مانتاگ براي اولين بار كتابي را برداشته و آن را ورق مي زند : سرگذشت ديويد كاپرفيلد نوشته چارلز ديكنز. تمركز دوربين بر روي صفحه عنوان كتاب ، سكانسي به يادماندني براي كتابداران و كتابدوستان است. مانتاگ با راهنمايي معلمي روشنفكر، مسير زندگي خود را عوض كرده، به گروهي مي پيوندد كه براي حفاظت از كتابها ابتكاري عجيب به خرج داده اند. در اين گروه هر شخص نقش يك كتاب را دارد. يعني هر فردي با حفظ كردن و به خاطر سپردن مطالب يك كتاب، نام آن كتاب را بر خود نهاده است.
3- ماه كاغذي (Paper moon) : نگاه به كتاب در اين فيلم نيز جالب توجه است : وسيله اي براي كلاهبرداري. داستان فيلم كه بر مبناي رماني به همين نام ، نوشته جو ديويد براون، تدوين شده و پيتر باگدانوويچ آن را با نقش آفريني رايان اونيل و دخترش تاتوم اونيل در سال 1973 كارگرداني كرده است، در ايالت ميزوري آمريكا و دهه 1930 رخ مي دهد. موزيس پري، كه كلاهبرداري تردست و در عين حال بدهكار و درگير مشكلات مالي است، به حقه اي جديد براي كسب درآمد متوسل مي شود. وي با نفوذ در اداره ثبت احوال و دسترسي به فهرست متوفيان تازه درگذشته و رجوع به منزل آنها چنين وانمود مي كند كه او كتابفروشي است كه متوفي در زمان حياتش به او سفارش كتاب مقدس را داده و با نشان دادن نسخه اي كه از قبل آماده كرده و بر روي جلد آن حروف اول نام آن شخص طلاكوب شده است، نسخه را با قيمتي گزاف به ورثه مي فروشد. همراه موزيس در اين كار، دختر نه ساله اي به نام آدي است كه با نبوغ خود راه هاي تازه اي را براي جلب اعتماد ورثه و فروش نسخه هاي كتاب مقدس پيشنهاد مي دهد.
4- همه مردان رييس جمهور (All the president's men) : فيلمي پرسر و صدا با حاشيه فراوان كه ديدگاه هاي كاملا متفاوتي در باره آن ابراز شده است. برخي ان را تا حد يك اثر دست چندم سينمايي پايين آورده و گروهي نيز آن را در شمار آثار مطرح سينمايي ذكر كرده اند. داستان فيلم بر اساس ماجراي واقعي دو روزنامه نگار آمريكايي، باب وودوارد و كارل برنستاين ، است كه افشاگر رسوايي واترگيت بوده اند. فيلم در سال 1976، يعني سه سال پس از ماجراي واترگيت، توسط آلن جي. پاكولا با بازي رابرت ردفورد، داستين هافمن ، جيسون روباردز و جك واردن ساخته شده است. از جمله مسايلي كه در فيلم به انها پرداخته شده و مورد توجه منتقدان نيز بوده است، طرز كار هيئت تحريريه روزنامه واشينگتن پست، روابط ويراستاران با نويسندگان وخبرنگاران ، رابطه ي روزنامه ها با يكديگر و شيوه هاي تبادل اطلاعات بين آنهاست. هرچند كه يكي از منتقدان نشريه نيويوركر معتقد است رابرت ردفورد براي ايفاي نقش باب وودوارد، كه خبرنگاري سخت كوش و جستجوگر است، بيش از حد تر و تميز و خوشگل به نظر مي رسد !
اما سكانس مورد نظر در اين فيلم ، مربوط به زماني است كه دو هنرپيشه اصلي فيلم با جستجو در منابع آرشيو كتابخانه كنگره آمريكا تا پاسي از شب مشغول يافتن اطلاعات هستند. صحنه پاياني اين بخش از فيلم با حركت استادانه دوربين از نماي نزديك اسناد و مدارك آغاز مي شود و نهايتا با نمايي زيبا از بالا، دو خبرنگار را در بين انبوهي از اسناد و پرونده ها به تصوير مي كشد.
5-  نام گل سرخ (The name of the Rose) : اقتباسي موفق از رمان پرآوازه اومبرتو اكو ، پروفسور دانشگاه بولونيا در ايتاليا كه هرچند استاد برجسته نشانه شناسي است ولي شهرت او مديون آثار داستاني اش به ويژه اولين آنها ، يعني نام گل سرخ ، است. كارگردان فيلم، ژان ژاك آنو است كه در سال 1986 آن را با بازي شون كانري بر پرده سينما برد. بسياري از منتقدان بر اين عقيده اند كه آنو مناسب ترين گزينه براي كارگرداني اين فيلم بوده است چرا كه او فارغ التحصيل رشته هنرهاي قرون وسطي بود و حتي در يازده سالگي مستندي راجع به نقاشيها و گچبريهاي يك كليسا در فرانسه ساخته بود. آنو براي يافتن مكاني مناسب براي نماهاي خارجي فيلم از 300 صومعه در سراسر اروپا بازديد كرد و نهايتا صومعه سيسترسيان در آلمان را براي اين كار برگزيد. بدون شك طراحي فضاي كتابخانه دير ، در بين تمام آثار سينمايي بي نظير است. كتابخانه ايبا فضاي كاملا مرموز و بلكه وهم آور كه از دالان ها و دهليزهايي تودرتو تشكيل يافته است.

[شون كانري (چپ) در نقش كشيش ويليام در نمايي از فيلم نام گل سرخ ]

 داستان فيلم در صومعه اي متعلق به فرقه بنديكتن و در قرن چهاردهم ميلادي، دوران اوج مباحثات و مجادلات كلامى و فكرى مابين فرقه هاى مختلف مسيحى ، اتفاق مي افتد. ويليام باسكرويل كشيش انگليسى روشنفكر فرقه فرانسيسكن ها (پيروان قديس فرانچسكو آسيزى) كه به همراه كشيشي جوان براى شركت در جلسه اى تحقيقى وارد دير دورافتاده اى متعلق به بنديكت ها شده، با به وقوع پيوستن سلسله قتل هاى زنجيره اى در صومعه ، درگير ماجرايي جنايي مي شود. ويليام در مي يابد تمام اين قتلها ، كه با كشته شدن كتابدار دير آغاز شده، ارتباطي با كتابخانه دارد. او كه سرانجام با كوشش فراوان به درون كتابخانه رازآلود صومعه راهي پيدا مي كند ، به اين نتيجه مي رسد كه قتل ها به دست رييس دير و به انگيزه جلوگيري از دستيابي كشيشان به كتب ممنوعه به ويژه كتاب بوطيقاي ارسطو صورت پذيرفته است. شيوه جنايت نيز كاملا كتابخانه اي است. صفحات كتب ممنوعه به سمي خطرناك و در عين حال چسبناك آغشته شده و تنها كافي است خواننده يكبار انگشت خود را براي تورق كتاب به زبان بزند.
6 -  هفت (Seven) : فيلمي در ژانر پليسي- جنايي، ساخته شده در سال 1995 ،  كه با نگاهي روانشناسانه پيرنگ اصلي داستان را براي بيننده ترسيم مي كند. كارگردان فيلم ، ديويد فينچر ، كه با فيلمبرداري استادانه داريوش خنجي، فيلمبردار ايراني الاصل، حس تعليق و دلهره فيلم را افزايش داده ، آشكارا معضلات جامعه امروز ايالات متحده را با بياني تلخ و گزنده به چالش مي كشد. در اين فيلم، براد پيت نقش كارآگاهي جوان را بازي مي كند كه بناست جانشين كارآگاهي باسابقه و در آستانه بازنشستگي به نام سامرست شود كه نقش او را مورگان فريمن بر عهده دارد. اين دو براي يافتن قاتل يا قاتلان چند جنايت مشابه با يكديگر همكاري دارند، هرچند كه به روشهاي متفاوتي اعتقاد دارند. سامرست كارآگاهي خونسرد و اهل مطالعه و ادبيات است. همين ويژگي سبب مي شود تا او دريابد قتلها كار يك نفر است و قاتل اين جنايت ها را بر اساس هفت گناه كبيره بشر و احتمالا با الهام از شاهكار ادبي جان ميلتون (1608- 1674) با عنوان بهشت گمشده (Paradise lost) انجام داده است. اينجاست كه سامرست با مراجعه به كتابخانه هاي عمومي لس آنجلس و جستجو در سوابق اعضايي كه كتاب بهشت گمشده را به امانت برده اند، سرنخي از قاتل را ، كه كوين اسپيسي ايفاگر نقش آن است، به دست مي آورد.

بد نيست در پايان، اشاره اي هم به اثري مستند از سينماي فرانسه بشود كه از ساخته هاي كارگردان صاحب سبك فرانسوي، آلن رنه (Alain Rensais) است. كارگرداني كه در سن 85 سالگي كماكان چهره اي مطرح در سينماي جهان محسوب مي شود و به تازگي فيلمي را با عنوان "ترس هاي خصوصي در مكان هاي عمومي" به روي پرده برده كه بسيار مورد توجه منتقدان قرار گرفته است). تمام خاطرات دنيا (Toute la mémoire du monde ) عنوان فيلمي است كه آلن رنه در سال 1956 در معرفي كتابخانه ملي فرانسه ساخت . اين فيلم به روش سياه و سفيد و در 21 دقيقه ساخته شده است . كارگردان با استفاده از يك راوي و كاربرد موسيقي مناسب، وظايف و بخش هاي مختلف كتابخانه ملي فرانسه (ساختمان قديم) را توضيح مي دهد. در طول فيلم، رنه با الهام از خاطرات سالهاي نه چندان دور خود كه مراجعه كننده كتابخانه بوده، به ترسيم حال و هواي نوستالژيك فضاي كتابخانه در ذهن بيننده كمك مي كند. به بيان ديگر، كارگردان سعي دارد احساس خود را از ساختماني عظيم، كه تداعي كننده خاطرات گوناگوني در ياد اوست، با بيننده به اشتراك گذارد. تلاشي كه به اعتقاد نگارنده قرين با موفقيت است.

Text/HTML

   Minimize

Feedback

   Minimize


Required




Required

Required
Send Feedback

نوار لینک ها 2

   Minimize

از سایت های دیگر

   Minimize

نسخه چاپی

   Minimize

جستجو در
منابع كتابخانه
كتابخانه ديجيتال
وب سايت
از ما بپرسید
نظام پيشنهاد ها ، سئوال هاي متداول ، پیوند ها ، تماس با ما ، نقشه سايت

کليه حقوق اين سايت برای سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران محفوظ است (يادداشت هاي حقوقي)