| |
1 بهمن ماه 1319 ش. |
تصويب قانون دادرسي و كيفر ارتش در كميسيون قوانين دادگستري
شرح سند: قانون متمم دادرسي و كيفر ارتش
شماره سند: 2032-113002
تاريخ سند: 1319 ش.
تصاوير مرتبط: 1 - 2
در اواخر حكومت قاجار تقريباً كمتر از يك سال بعد از كودتاي رضا خان از ادغام قزاق، ژاندارم بريگاد و ديگر واحدهاي پراكنده، قشون متحدالشكل تأسيس گرديد. در طي دوران تكوين و دگرديسي نظامي ايران در سالهاي 1300 تا 1320، هستة مركزي و بنيادين ارتش كه آميزهاي از عناصر نظامي قزاقخانه روس و صاحب منصبان ژاندارمري سوئدي بود، با الحاق بيش از هزار افسر جديد الورود كه دورههاي مختلف دانشكدة افسري را به پايان رسانده بودند، گسترده شد. اما برحسب اقتضاي زمان، رستههاي پياده نظام، سواره نظام، انضباط خشونت آميز و غيرانساني به جامانده از دوران فرمانروايي فرماندهاي روسي قزاقخانه و بقاياي سنتها و آداب و اخلاق تزاري، همچنان در ارتش ايران و با دقت و مراقبت بسيار حفظ ميشد و ارتش عليرغم عمق ناچيز سنتها و انضباط نظامي، تنها ظواهر خيره كنندهاي از ديسپلين، اطاعت، احترام و مثلاً اعتقاد به استقلال، حاكميت ملي را در سانها و رژهها و حركت نظاميان در خيابانها به نمايش ميگذاشت.
در ميان هسته بنيادين و كهنه ارتش (يعني بقاياي اميرتومانها، امير پنجهها، سرتيپها و سرهنگان قزاقخانه و ژاندارمري) و هستة تازه متبلور و شكل گرفته در پروسه ايجاد گسترش ارتش جديد متحدالشكل ايران، (يعني افسران تحصيل كردهاي كه به مرور از دانشكدة افسري ارتش بيرون آمده بودند)، اختلاف نظر، تمايز عقيده و احساس دوري از هر نظر، مانند مشخصههاي اجتماعي متباين دو گروه (ثروتمندي گروه نخستين و بيچيزي و تنگدستي گروه دوم)، به نحو فاحش و غيرقابل انكاري به چشم ميخورد.
با سقوط ديكتاتوري رضا شاه و اشغال كشور، تضادها شديدتر شد. چندي نپائيد كه در يك بازنگري بخش قابل توجهي از افسران قديمي كادر قزاقخانه كنار گزارده شدند و افسراني كه در سالهاي 1300- 1302 به درجة اميري رسيده بودند جايگزين آنان شدند. با اين همه، تضادها همچنان ادامه داشت.
در اين راه به منظور قانونمند شدن ارتش، گذشته از آئين نامهها، بخشنامهها و رويههايي كه توسط نظاميان تهيه و تنظيم ميشد، قوانيني در خصوص ارتش به تصويب ميرسيد كه بر حسب نياز مورد اصلاح و بازبيني نيز قرار ميگرفت. از جمله اين موارد ميتوان به متمم قانون دادرسي و كيفر ارتش كه در تاريخ اول بهمن 1319 در 7 ماده به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد اشاره كرد. |
|
| |
1 بهمن ماه 1330 ش. |
پيشنهاد واگذاري محل كنسولگريهاي انگليس به وزارت فرهنگ براي تأسيس دبستان و دبيرستان
عنوان سند: پيشنهاد واگذاري محل كنسولگريهاي انگليس به وزارت فرهنگ براي تأسيس دبستان و دبيرستان
شرح سند: در اين پيشنهاد آقاي لاچيني معاون سر مميز مستقل حساب جاري اصفهان ضمن اشاره به تلاش دكتر مصدق براي برچيدن كنسولگريهاي دولت انگلستان به عنوان كانون جاسوسي، درخواست كرده است كه اين اماكن در اختيار وزارت فرهنگ قرار بگيرد تا در محل آن اقدام به تأسيس دبستان و دبيرستان به نام مصدق شود.
شمارة سند: 297041048
تاریخ سند: 1/11/1330 ش.
تصاویر مرتبط: 1- |
|
| |
1 بهمن ماه 1342 ش. |
تشكيل سپاه بهداشت
شرح سند : فرمان و قانون تشكيل سپاه بهداشت
شماره سند: 240002303
تاريخ سند : 1343 ش.
تصاوير مرتبط: 1
از الزامات مهم و كليدي هر كشور در مسير رشد – يا مدعي حركت به سوي رشد – توجه فراوان به بهداشت عمومي و زير ساختهاي مربوط به آن ميباشد. حكومت ايران بر اساس پندار پيشرفت و حركت در مسير تكامل جهاني، از اوايل دهة پنجاه نسبت به اين امر مهم اهتمام ورزيد. به طوري كه تشكيل سپاه بهداشت به اصول ششگانه انقلاب سفيد شاه كه در بهمن 1341 با يك رفراندوم صوري به تصويب رسيده بود، افزوده شد و هويدا در جلسة مورخ 1/7/50 مجلس شوراي ملي در خصوص راي اعتماد به كابينه خود، از سپاه بهداشت به عنوان هفتمين اصل انقلاب سفيد نام برد.
سپاه بهداشت به منظور ارائة خدمات درماني در روستاها در اول بهمن 1342 تشكيل و قانون تشكيل سپاه بهداشت كه در 8 ماده تنظيم شده بود در همين ماه به تصويب مجلس شوراي ملي رسيده و در ارديبهشت 1343 تصويب مجلس سنا را كسب نموده است.
اجراي طرح سپاه بهداشت در روستاها، برخي از خدمات مهم نظير احداث و نوسازي درمانگاه و حمام، لولهكشي، نصب تلمبه آب و... را در برداشت.
يادآور ميشود در خصوص طرح سپاه بهداشت و طرحهاي نظير آن، برخي اثرات مثبت به هيچ وجه قابل انكارنيست ولي آنچه كليت طرح را به چالش طلبيده و به پاسخگويي فرا ميخواند عدم دقت و نظارت در اجراي طرح و تبعات فرهنگي به بار آمده ناشي از آن ميباشد.
در خصوص تبعات فرهنگي به بار آمده به اختصار بايد گفت: براساس قانون تشكيل، سپاه بهداشت مركب از گروه پزشكي و گروه كمك پزشكي بودهاند كه حسب مأموريت سپاه بهداشت، وظيفه بنيادين در اين طرح بيش از سايرين، متوجه گروههاي پزشكي است. گروههاي پزشكي هم عبارت بودند از: مشمولين خدمت نظام وظيفه حائز شرايط اشتغال به حرف پزشكي و بهداشتي. اين افراد كساني بودند كه در دانشگاههاي شهرهاي بزرگ (و يا خارج از كشور) درس خوانده و برخي از آنها با مظاهر بيبند و باري و فساد دامنگير آن روز، كاملاً آشنا و يا در آن غوطهور بودهاند. گسيل نمودن اين قبيل افراد به روستاها، با افرادي متشرع، ساده دل و بي خبر از ناراستيهاي شهر، زمينههاي مناسبي براي سپاهيان بهداشت كه افراد دور از شهر و ديار خويش بودند فراهم ميكرد تا دست به هر اقدام ناشايستي بزنند.
اين امر ضمن آشنا نمودن روستائيان با زمينههاي فساد و آلوده نمودن آنها (دگرديسي فرهنگي معيوب) به فاصلهگذاري نامعمول بين روستا و شهر منتهي شد. |
|
| |
2 بهمن ماه 1307 ش. |
صدور اجازة حفر به مسيو مكنم
|
عنوان سند: صدور اجازة حفر به مسيو مكنم
شرح سند: هيأت وزراء در دوم بهمن ماه سال 1307 تصويب كرد كه مسيو مكنم اجازه دارد به مدت يك سال در منطقة شوش با نظارت وزارتخانههاي ماليه و معارف به حفر اين منطقة باستاني اقدام كند. در اين مصوبه امضاي مهديقلي هدايت (نخست وزير)، قاسم صوراسرافيل (كفيل وزارت پست و تلگراف)، حسين سميعي (وزير داخله)، فيروز فيروز (وزير ماليه) و يحيي خان قراگوزلو (وزير معارف و اوقاف) شناسايي شد.
شمارة سند: 7886- 113008
تاریخ سند: 2/11/1307
تصاویر مرتبط:1-
رولان دومکنم (Roland de Mecquenem) (1957-1877م.) مهندس معدن و باستان شناس فرانسوي كه به دعوت دمورگان در سال 1903 به کاوشهای شوش پیوست و چندين سال مدير حفريات فرانسوي شوش بود. دومکنم به غیر از مدت زمانی که به واسطة جنگ جهانی اول حفاریها متوقف بود تا سال 1946 به طور مستمر کاوشهای خود را در شوش ادامه داد. دومکنم با همکاری موریس پیه (Maurice pillet) معمار تلاش کرد نقشه کاخ داریوش را کشف کند. کاوشهای رولان دومکنم دقت و ظرافت کار باستانشناسان امروز را نداشت حتی کار او با فعالیتهای هم زمان موسسة شرقشناسی دانشگاه شیکاگو كه به طور هم زمان در تخت جمشید انجام ميشد قابل قیاس نیست. با این حال کشفیات موزهای هیأت فرانسوي کم نبود. وي نتايج كارهاي خود را در شوش را به عنوان ياداشتهاي هيأت اعزامي به ايران و در مجلة آشورشناسي منتشر كرده است.
|
|
| |
3 بهمن ماه 1313 ش. |
بخشنامة منع ارتباط مستقيم كنسولگريها با حكام محلي
عنوان سند: بخشنامة منع ارتباط مستقيم كنسولگريها با حكام محلي
شرح سند: در اين بخشنامة ادارة سياسي وزارت داخله ذكر شده كه طبق بخشنامة وزارت خارجه اعضاي قونسولگريها از مراجعة مستقيم به حكام براي انجام امور مربوط منع شده اند و ملاقات با واليان و حاكمان تنها منحصر به شخص ژنرال كنسول و كفيل وي است و در انتها خواستار اجراي مفاد بخشنامه توسط كابينة ايالتي يا حكومتي شده است.
شمارة سند: 291001100
تاریخ سند: 3/11/1313 ش.
تصاویر مرتبط:1- |
|
| |
4 بهمن ماه 1320 ش. |
قانون اجازة توأم شدن سازمان وزارت بازرگاني و پيشه و هنر
عنوان سند: قانون اجازة توأم شدن سازمان وزارت بازرگاني و پيشه و هنر
شرح سند: قانون كه مشتمل بر يك مادة واحده است در تاريخ 28 دي ماه 1320 ش. و در دورة 13 قانونگذاري، به تصويب مجلس شوراي ملّي رسيده و در آن مقرر شده كه سازمان وزارت بازرگاني با سازمان پيشه و هنر ادغام و وزارتخانهاي تحت عنوان وزارت بازرگاني و پيشه و هنر ايجاد شود. در زير سند امضاي رئيس مجلس شوراي ملّي آقاي حسن اسفندياري مشاهده ميشود.
شمارة سند: 6054 - 113005
تاریخ سند:4/11/1320 ش.
تصاویر مرتبط:1-
وزارت بازرگانی يكي از وزارتخانههای كشور است که عهدهدار تنظیم و اجرای سیاستها و مقررات بازرگانی داخلی و خارجی است. حکومتهای ایرانی قبل و بعد از اسلام همواره به بازرگانی و مبادلة کالا با دیگر کشورها توجه میکردهاند. مداخلة دولتهای پیشین در بازرگانی تنها به برقراری امنیت و دایر نگاهداشتن راهها، و احیاناً احداث کاروانسراها و انعقاد قراردادهای تجارتی با دیگر کشورها منحصر بوده و تا اواخر قرن سیزدهم، از این حد فراتر نرفته تا اینکه در دورة قاجاریه برای اولین بار بازرگانی ایران دارای تشکیلات تجارتی شده است. در هشتم مهر ماه سال 1316، دو ادارة کل تجارت و صناعت به دو وزارتخانة تجارت، صناعت و معادن تبدیل شد. سازمان این وزارت دارای وزیر، معاون و چهارده اداره بود و نمایندگانی با عنوان وابستة تجارتی به کشورهای دیگر، از جمله هندوستان، امریکا و آلمان اعزام میکرد. در اواخر 1317سال به پیشنهاد فرهنگستان ایران، نام آن دو وزارتخانه به وزارت بازرگانی و وزارت پیشه و هنر تغییر یافت. با وقوع جنگ جهانی دوم و به تبع آن، تغییر اوضاع اقتصادی ایران، به منظور کاهش هزینههای دولتی و ادغام امور اقتصادی و بازرگانی کشور، در 28 دی ماه سال 1320، وزارت بازرگانی و پیشه و هنر ایجاد شد. سپس در بيست و نهم مهر 1326، به وزارت اقتصاد ملی تغییر نام یافت و ادارة امور صنایع و معادن دولتی نیز به آن واگذار شد. در دورة جنبش ملی کردن صنعت نفت و اقدام دولت انگلیس مبنی بر تحریم خرید نفت از ایران و ممانعت از حمل و نقل کشتیهای نفتکش در آبهای بینالمللی، دولت ایران برنامة اقتصاد بدون نفت را ارائه و اعمال کرد و وزارت اقتصاد ملی نیز در ایجاد موازنه بین واردات و صادرات غیرنفتی کشور فعال بود. با پیشنهاد این وزارت و تصویب دولت در دی ماه سال 1329، شرکت معاملات خارجی تشکیل شد که در بسیاری از شهرستانها دارای نمایندگی بود و هماهنگی معاملات با دولت شوروی و تهیه و توزیع کالاهای اساسی و فروش کالا به سازمانهای دولتی را به عهده داشت. وزارت اقتصاد ملی، به موجب لایحة قانونی بهمن سال 1334، به دو وزارتخانة بازرگانی و صنایع و معادن تفکیک شد. شرکت معاملات خارجی، سازمان نمایشگاههای بینالمللی ایران (تأسیس 1338)، و همچنین ادارة کل گمرک و سازمان بنادر و کشتیرانی در سال 1340 به وزارت بازرگانی منضم شدند. با تصویب نامة هیأت وزیران مورخ بيستم اسفند سال 1341، به منظور هماهنگی در امور صنعتی و بازرگانی کشور، وزارت صنایع و معادن با وزارت بازرگانی ادغام شد و با عنوان وزارت اقتصاد به فعالیت پرداخت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، تغییرات بسیاری در وزارت بازرگانی ، از جمله در تشکیلات مرکزی آن ، ایجاد شد. در سال 1360، چهار حوزة جدید معاونت (صادرات، تعاون، طرح و برنامه و خرید) به تشکیلات آن افزوده شد. |
|
| |
5 بهمن ماه 1335 ش. |
تقاضاي مساعدت مالي مدير روزنامة «ايران» از دولت
|
| |
5 بهمن ماه 1342 ش. |
پاسخ نایب رئيس شوراي مركزي جشنهاي شاهنشاهي ايران، دربارة تعميرات بناي تاريخي تخت جمشيد
|
| |
6 بهمن ماه 1302 ش. |
ارسال نمونة مهرهاي بهكار رفته در ادارة معارف و اوقاف اصفهان
|
| |
6 بهمن ماه 1316 ش. |
پاسخ وزارت داخله (كشور) به وزارت معارف دربارة بناي كاروانسراي سنگي زنجان
عنوان سند: پاسخ وزارت داخله (كشور) به وزارت معارف دربارة بناي كاروانسراي سنگي زنجان
شرح سند: سند حاوي توضيحاتي دربارة خرابي بناي قديمي كاروانسراي سنگي در زنجان و غیر قابل تعمیر بودن آن است. همچنین در این سند اشاره گردیده که شهرداري به علت شكسته شدن بناي مذكور از جبهة مقدم و خطر سقوط آن، مجبور به تخريب بنا شده و با اين حال سعي كرده است كه چند قطعه سنگ مربوط به تاريخ بناي ساختمان را حفظ كند.
شماره سند: 250000624
تاريخ سند: 6/11/1316ش.
تصاوير مرتبط: 1
قديميترين اثر تاريخي شهر زنجان كاروانسراي سنگي است، اين كاروانسرا در منتهياليه جنوب شرقي خاستگاه اوليه شهر در زمان شاه عباس دوم احداث شده و هم اكنون قسمت اعظم آن از ميان رفته است. ساختمان ادارة اوقاف استان بر روي قسمتي از اين كاروانسرا مستقر ميباشد. متأسفانه سياحاني كه چندي در اين محل استراحت نمودهاند در سفر نامههایشان ذكري از چگونگي بنا و توصيف عمومي آن به دست ندادهاند ليكن بررسي آثار موجود مؤيد اين مطلب است كه پلان كاروانسرا به سبك چهار ايواني بوده و حجرات در يك طبقه قرار گرفتهاند. نوع سقفها قوسي از نوع قوسهاي خوزي است. در سال 1377 اين مكان به سفرهخانة سنتي تبديل گرديده، به طوري كه علاوه بر ارائة امكانات پذيرايي در صبح و عصر و با ارائه غذاهاي سنتي، در بعضي از حجرهها به معرفي و فروش صنايع دستي استان پرداخته ميشود. |
|
| |
7 بهمن ماه 1315 ش. |
دستور تهيه و ارسال البسه و اشياي مربوط به ايل بختياري به موزة انسان شناسي
عنوان سند: دستور تهيه و ارسال البسه و اشياي مربوط به ايل بختياري به موزة انسان شناسي
شرح سند: نخست وزير (محمود جم) در اين مكتوب ضمن اشاره به فعاليتهاي مؤسسة انسانشناسي و نژادشناسي و كوشش آن در جمعآوري لباس و اشياي متعلق به اقشار مختلف، به حكومت اصفهان دستور داده است همكاري لازم را براي خريد لباس و اشياي متعلق به ايل بختياري با وزارت معارف بنمايد. شمارة سند: 291002937
تاریخ سند:7/11/1315 ش.
تصاویر مرتبط:1- |
|
| |
8 بهمن ماه 1314 ش. |
مكاتبه وزارت امور خارجه با بلدية تهران دربارة ساخت ديوار جديد شرقي سفارتخانة انگلستان در خيابان فردوسي
عنوان سند: مكاتبه وزارت امور خارجه با بلدية تهران دربارة ساخت ديوار جديد شرقي سفارتخانة انگلستان در خيابان فردوسي
شرح سند: در اين مكاتبه وزير امور خارجه (باقر كاظمي) ضمن اشاره به مكاتباتي كه با سفارت انگلستان شده، دربارة ساخت ديوار جديد شرقي خاطر نشان ساخته است كه اين ديوار بايد به گونهاي ساخته شود كه با ساختمانهاي بزرگ خيابان مطابقت داشته باشد و بر زيبايي آن بيافزايد.
شمارة سند:1158-123010
تاریخ سند:8/11/1314 ش.
تصاویر مرتبط:1- |
|
| |
8 بهمن ماه 1348 ش. |
درگذشت سيد حسن تقي زاده
شرح سند : نوشتهاي از جمالزاده در مورد تقي زاده
شماره سند: 280001034
تصاویر مرتبط: 1
سيد حسن تقي زاده در سال 1256 ق. در تبريزبه دنيا آمد. از 5 سالگي به تحصيل پرداخت و علاوه بر زبان فارسي، عربي و معارف اسلامي، رياضيات و فلسفه را نيز مورد مطالعه قرار داد. مدتي در مدرسة آمريكايي تبريز به آموختن زبان انگليسي روي آورد.
بعد از فوت پدر در سال 1314، تقي زاده به كارهاي اجتماعي و سياسي روي آورد. در سن بيست سالگي با ياري چند تن از دوستان خود مدرسة تربيت و كتابخانهاي را در تبريز تأسيس كرد. در سال 1320 به همراهي محمد علي خان تربيت، ميرزا يوسف خان اعتصام الملك و ميرزا سيد حسن خان عدالت امتياز انتشار مجلهاي به نام «گنجينة فنون» را كسب كرد. مقالات اين مجله نقش به سزايي در آگاهي افكار عمومي و ايجاد فكر آزاديطلبي در جامعه داشت.
درسالهاي 1322 و 1323 ق. به علت نبودن آزادي و سخت گيريهاي بيش از حد محمدعلي ميرزاي وليعهد، تقيزاده به قصد فعاليت در نشريات سياسي و آگاهي از وضعيت ساير ملل به استانبول، اسكندريه، قاهره، قفقاز، تفليس، بيروت و دمشق مسافرتهايي كرد. سپس نزديك ده ماه اوقات خود را در تبريز به مطالعه گذرانيد. اين سفرها در افزايش بينش و اطلاعات وي تأثير زيادي داشت.
تقي زاده از شخصيتهاي فعال و مبارز مشروطه در آذربايجان به شمار ميرود. وقتي که خبر انقلاب در تهران را شنيد، به سوي تهران به راه افتاد. در دهم رمضان 1324 به پايتخت رسيد و به شوق تمام به فعاليّت در امور سياسي پرداخت. در اين اوقات رساله اي از او به اسم «تحقيق احوال کنوني ايران يا محاکمات تاريخي» در تبريز منتشر شد و توجه مشروطه خواهان را به وي جلب كرد. پس از صدور فرمان مشروطيت از طرف تجار تبريز به نمايندگي مجلس انتخاب شد. پس از به توپ بسته شدن مجلس، ناگزير از ترس جان با جمعي از پيشروان مشروطه مانند مرحوم سيدعبدالرحيم خلخالي و معاضدالسّلطنه و ميرزا علي اکبر خان دهخدا و قريب هفتاد نفر ديگر به سفارت انگليس در تهران پناهنده و عاقبت از ايران تبعيد شد.
وي به پاريس و بعد به لندن و کمبريج رفت و به همکاري با مشروطه خواهان ادامه داد. پس از فتح تهران به دست مشروطه خواهان و عزل شاه در سال 1327ق. تقي زاده با افرادي مانند سيد محمدرضا برازجاني معروف به «مساوات» به تهران رفت و جزو هيئت مديره موقتي بود تا آنکه در انتخابات مجلس دوم از تبريز و تهران (هر دو) انتخاب شد و وکالت تبريز را قبول کرد.
تقي زاده در دورة سوم نيز به نمايندگي انتخاب شد اما در مجلس شركت نكرد. در دورة چهارم، پنجم و ششم نيز به نمايندگي برگزيده شد.
در سال 1307 ش. والي خراسان شد و سپس به عنوان وزير مختار ايران در انگلستان به اين كشور اعزام گرديد و تا اواسط سال 1308 در لندن بود. پس از روي كار آمدن مخبر السلطنه هدايت، وي به عنوان وزير طرق معرفي شد و سپس به عنوان وزير دارايي و سرپرست وزارت راه به خدمت مشغول شد. در 1312 پس از سقوط كابينه حاج مخبر السلطنه به عنوان وزير مختار ايران در پاريس به فرانسه رفت و تا سال 1313 در اين سمت باقي ماند. پس از آن به انگلستان رفت و در آنجا به تدريس زبان و ادبيات فارسي و عربي در مدرسة السنة شرق پرداخت.
بعد از شهريور 1320 بار ديگر وارد صحنة سياست شد و در زمان نخست وزيري ذكاء الملك فروغي، وزير مختار ايران در لندن گرديد. در سال 1321 توسط قوام السلطنه به عنوان وزير امور خارجه معرفي شد، اما نپذيرفت و همچنان در لندن به كار خود ادامه داد. پس از ارتقاء نمايندگيهاي سياسي ايران و انگلستان به سطح سفارت، تقي زاده سفير كبير ايران در انگلستان شد و در جريان وقايع آذربايجان و تخلية ايران از قواي متجاوز شوروي با طرح شكايت ايران در سازمان ملل، بار ديگر قدرت سياسي خود را به عرصة نمايش گذارد. نامه هاي تقي زاده در دوران سفارت لندن (دهه20 شمسي) به روشني گوياي تحول و تکامل عميق فکري اوست. تنقيد از فرنگي مآبي، هشدار نسبت به خطر صهيونيسم و خيالات صهيونيستها در ايران، ضديت با فعاليت کشيشهاي تبشيري در کشور، اعتقاد به سياست موازنه منفي، حمايت از اتحاد ممالک اسلامي در برابر استعمار و تنقيد از عربي زدايي در زبان فارسي و تغيير خط، نکات جالبي است که در اين نامه ها مطرح شده است و نشان از پختگي فکري و سياسي تدريجي او دارد.
در دورة پانزدهم مجلس به پاس خدماتش در سازمان ملل، از سوي مردم تبريز باري ديگر به نمايندگي انتخاب شد، امّا قبولي اعتبارنامهاش با جنجال توأم بود و عاقبت با اكثريت قاطعي به تصويب رسيد و وارد مجلس شد.
در انتخابات دورة اول سنا، سناتور شد و در دورة دوم اين مجلس نيز رياست آن را بر عهده داشت. در دورة سوم و چهارم زير بار مسئوليت نرفت و فقط رياست كميسيون خارجة مجلس را عهده دار شد. در اواسط دورة چهارم سنا بيمار شد و مانند سابق قادر به فعاليت نبود.
به سبب فعاليتهاي علمي و ادبيش به او لقب علامه داده اند. وي در سالهايي كه در لندن به تدريس اشتغال داشت، متجاوز از 50 سخنراني و خطابه دربارة تاريخ و تمدن اسلام در كشورهاي مختلف و دانشگاهها ايراد كرد كه هر كدام در حد يك رسالة علمي و تحقيقي بوده است.
از جمله آثار انتشار يافتة وي ميتوان به گاه شماري در ايران قديم، محاكمات تاريخي تاريخ، از پرويز تا چنگيز، ماني و ايران و جنگ فرنگستان اشاره كرد.
تقي زاده پس از نود و يک سال زندگي در روز چهارشنبه هشتم بهمن ماه 1348، در تهران درگذشت. |
|
| |
8 بهمن ماه 1317 ش. |
مربوط به شكايت آقاي حسين حقايقي، مخترع بهكارگيري حروف نستعليق در
چاپخانهها
|
| |
9 بهمن ماه 1320 ش. |
امضاي قرارداد سه جانبة ايران، شوروي و انگليس
شرح سند : متن پيمان اتحاد ميان سه دولت ايران، شوروي و انگلستان
شماره سند: 293004249
تاريخ سند :1320 ش.
تصاویر مرتبط: 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12
در بامداد سوم شهريور 1320، سفيران انگليس و شوروي به طور جداگانه يادداشتهايي تسليم دولت ايران كردند. در اين يادداشتها اعلام شده بود که چون دولت ايران در مقابل متفقين و در خواستهاي آنان مبني بر عدم همکاري با مستشاران آلماني و به خدمت گرفتن جاسوسان آن کشور، سياست مبهمي در پيش گرفته و در اخراج عمال آلمان، اقدامي نکرده است، ارتشهای شوروي و انگليس وارد ايران شده و مشغول پيشروي هستند. شوروي، شمال و انگليس، جنوب ايران را متصرف شد. مرز اين دو بخش، خطي فرضي بود که از ميان تهران ميگذشت و خود تهران هم در اشغال هر دو طرف بود.
رضاشاه در ابتدا تصميم به مقاومت گرفت اما چون فاقد پايگاه اجتماعي، سياسي و فرهنگي بود و مردم از عملکرد مستبدانه و سياست هاي او ناراضي بودند، نتوانست در برابر بيگانگان دوام بياورد. بنابراين حکومت ديکتاتوري شانزده ساله وي تحت فشار اشغالگران فرو ريخت و او مجبور به استعفا و خروج از کشور شد. ورود نيروهاي متفق به ايران در حالي صورت گرفت که دولت ايران، پيش از آن، نسبت به جنگ جهاني دوم، اعلام بي طرفي کرده بود. با اين حال، اشغالگران روسي و انگليسي، بدون توجه به اين امر، قسمتهاي وسيعي از خاک کشور را به تصرف در آورند.
زمامداران جديد گرچه خود را دلسوز ملت نشان ميدادند، در واقع همان دست نشاندگان سياست انگليس بودند، چنان كه با امضاي پيمان سه جانبه در عمل به متفقين جنگ پيوستند و با اين تعامل خود باعث شدند تا اشغالگران، دوست، همپيمان و متحد كشور معرفي شوند.
متن پيمان مذكور طي مادة واحده اي در تاريخ 30 آذر 1320 تقديم مجلس شد. اين پيمان مشتمل بر 9 اصل و چهار ماده بود كه طي آن شوروي و انگلستان ضمن به رسميت شناختن تماميت ارضي و حاكميت و استقلال ايران اجازه استفاده از راههاي مواصلاتي كشور براي حمل مهمات و آذوقه را به دست آوردند. مطابق اين قرار داد كشورهاي نامبرده مجاز بودند به هر ميزان كه لازم باشد نيروي نظامي در ايران داشته باشند، با اين شرط كه شش ماه پس از خاتمة جنگ ايران را تخليه كنند.
هنگامي كه لايحة پيمان سه جانبه به مجلس داده شد، موجي از موافقت و مخالفت برخاست و اين جريان به مطبوعات نيز كشيده شد. فروغي به ناچار در مصاحبة مطبوعاتي علل و جهات تنظيم پيمان را به اطلاع عامه رساند. ابتدا كميسيون خارجه متن پيمان را تصويب كرد و سپس در روز 6 بهمن ماه لايحة پيمان با 80 رأي موافق از 93 رأي به تصويب رسيد.
پس از تصويب پيمان در مجلس، سهيلي از طرف دولت ايران، اسميرنوف از طرف دولت شوروي و ريدرز بولارد از طرف دولت انگلستان در تاريخ 9 بهمن ماه آن را امضاء كردند. |
|
| |
9 بهمن ماه 1322 ش. |
درخواست اعلام نظر وزارت كشور دربارة تأسيس «انجمن خبرنگاران ايران» و ارسال اساسنامه و آيين نامة داخلي اين انجمن
عنوان سند: درخواست اعلام نظر وزارت كشور دربارة تأسيس «انجمن خبرنگاران ايران» و ارسال اساسنامه و آيين نامة داخلي اين انجمن
شرح سند: در اين گزارش شهرباني كل كشور ضمن ارائة اطلاعاتي دربارة درخواست تأسيس «انجمن خبرنگاران ايران» از سوي هفت نفر كه صلاحيت آنها تأييد شده، خواستار اعلام تصميم وزارت كشور در اين باره شده است. اساسنامه داراي 14 ماده و در آن به اهداف تأسيس انجمن، عضوگيري، هيئت مديره و نحوة انتخاب آن، عوايد حاصله و ... اشاره شده است. آيين نامة داخلي نيز مشتمل بر 6 بخش حاوي اطلاعاتي دربارة مجمع عمومي، هيئت مديره، بازرس انجمن، اعضاء، امور مالي و مسائل متفرقه است.
شمارة سند: 29001597
تاریخ سند:9/11/1322 ش.
تصاویر مرتبط:1- 2-3-4-5-6-
در 60 سال اول ورود روزنامهنگاری به ایران، روزنامهنگاران هیچ تشكیلاتی برای خود نداشتند. علت این بود كه درآن دوران شصت ساله همة مطبوعات دولتی بودند و مستقیما زیر نظر دولت قرار داشتند. پس از گذشت سالها از چاپ روزنامة میرزا صالح شیرازی و اولین روزنامة ایران كه به «كاغذ اخبار» مشهور است، ایرانیانی كه از فرنگ به كشور بازگشته بودند به فكر راهاندازی روزنامههای فارسی و فرانسویزبان و سپس تشكیلاتی برای روزنامهنگاران افتادند. پس از انقلاب مشروطه، با افزایش تعداد مطبوعات غیردولتی، انگیزه برای ایجاد تشكیلات روزنامهنگاری بیشتر شد اما به دلیل اختلاف نظر مدیران با نویسندگان و نبود همبستگی میان اغلب روزنامهنگاران به علت وابستگیهای حزبی و گروهی، تشكلی به وجود نیامد تا سال 1325 ق. تنها كارگران چاپخانههایمطبوعات توانستند تشكل و حتی نشریهای مخصوص صنف خود به راه بیندازند. اما تا همان سال، روزنامهنگاران فقط توانسته بودند در اعتراض به توقیف روزنامه «حبلالمتین» تحصنی یك هفتهای را سامان دهند. در دورة استبداد صغیر مطبوعات تشكلی نداشتند اما در مواقع لزوم، دستهجمعی اعتراض خود را اعلام میكردند. پس از بركناری محمدعلی شاه قاجار، باز هم با وجود فضای باز و مهیا بودن شرایط برای ایجاد تشكلی صنفی و حرفهای، اتفاق خاصی نیفتاد و حتی اختلاف مطبوعات بر سر احزاب بیشتر هم شد. از سال 1300، به تدریج تفكر صنفی و تمایل به داشتن تشكیلات در روزنامهنگاران، بیشتر از گذشته شد. در این سال مدیران جراید تهران دور هم جمع شدند تا اساسنامه و نظامنامة«شورای عالی مطبوعات» را تدوین كنند، اما فعالیتهایشان مسكوت ماند. این شورا بعدها به گونهای دیگر، با نام «اتحادیةمطبوعات» پا به عرصه گذاشت. به موازات آن، افراد شاغل در كارهای وابسته به مطبوعات گروهها و اتحادیههایی تاسیس كردند. «اتحادیةكارگران مطابع» برای حروفچینها و «مركز اطلاعات ایران» برای توزیع از جمله این اتحادیهها بود. با وجود این فعالیتها، استبداد «رضاشاه» نگذاشت تشكیلات منسجمی برای روزنامهنگاران به وجود بیاید. پس از شهریور سال «1320شورای عالی مطبوعات» و «اتحادیة مطبوعات» تاسیس شد. «اتحادیه مطبوعات» با حضور مدیران مطبوعات، وزیر فرهنگ و نخستوزیر تشكیل میشد و تاكید داشت كه جمعی غیرسیاسی است. «شورای عالی مطبوعات» هم به هنگام ضرورت، برای رفع مشكلات ، با مقامهای دولتی ملاقات میكرد. اما تا این تاریخ، اغلب تشكیلات روزنامهنگاران نه صنفی بلكه سیاسی بود و از مطالبات صنفی، تنها آزادی بیان را مد نظر داشت. از سال 1322 تا 1324 سه تشكل عمدة روزنامهنگاری با نامهای «جبهة آزادی»، «اتحادیة ملی جراید» و «هیات مؤتلفه مطبوعات» درست شد كه همه سیاسی بودند. «باشگاه مطبوعات» در سال 1323 بنیانگذاری شد. در همين سال خبرنگاران نیز دست به كار شدند و «اتحادیةخبرنگاران ایران» و در سال 1325 «اتحادیة روزنامهنگاران ایران» را به وجود آوردند. حتی مطبوعات و خبرگزاریهای خارجی نیز در سال 1324 ش. «انجمن مطبوعات خارجی» را تاسیس كردند. در سال 1325 «انجمن روزنامهنگاران ایران» درست شد و نمونه انجمنها و اتحادیههای خارجی را سرمشق خود قرار داد. «انجمن روزنامهنگاران ایران»، وارث اتحادیةمطبوعات» بود. این انجمن تا كودتای 28 مرداد سال 1332 به كار خود ادامه داد |
|
| |
9 بهمن ماه 1352 ش. |
دستور بررسي تجديد موافقتنامة ترانزيت ايران و تركيه و گزارش كار كميسيون بررسي موضوع
|
| |
10 بهمن ماه 1304 ش. |
گشایش رسمی کتابخانة مجلس
شرح سند : نظامنامة داخلي كتابخانة مجلس شوراي ملّي
شماره سند: 297012384
تاريخ سند :1304 ش.
تصاوير مرتبط: 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6
كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، يكي از نهادهاي فرهنگي و تاريخي كشور است. قدمت اين كتابخانه پس از كتابخانه آستان قدس رضوي از همه كتابخانههاي ديگر بيشتر است. تأسيس و شكلگيري اين كتابخانه در نهاد قانونگذاري كشور و قبل از ايجاد هرگونه كتابخانه ديگر در ساير نهادها و سازمانهاي رسمي، نشان از درجه عميق توجه نمايندگان ملت به فرهنگ كتاب و كتابخواني دارد. اين كتابخانه از بزرگترين و معتبرترين كتابخانههاي تخصصي در ايران در حوزه علوم انساني و اجتماعي است كه در 1287ش. تأسيس شد. كتابخانه مجلس در درجه نخست در خدمت نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و كاركنان قوه مقننه است، اما از ديرباز بهطور وسيع مورد مراجعه دانشپژوهان و دانشجويان نيز قرار ميگرفته است.
كتابخانه مجلس با پيشنهاد ارباب كيخسرو شاهرخ، نماينده جامعه زرتشتيان در دوره دوم مجلس، در سال 1287 يعني دو سال پس از پيروزي انقلاب مشروطيت، ايجاد گرديد.
تأسيس «دايره كتابخانه» در نظامنامه داخلي مجلس شوراي ملي مصوب 17 دي 1287ق. به تصويب رسيد و ارباب كيخسرو با همكاري جمعي از نمايندگان مجلس مانند: رضا افشار، ابراهيم زنجاني، نصرالله تقوي، محمود علامير، و محمدعلي فروغي در فراهمآوردن مقدمات تأسيس كتابخانه كوشيد.
براي تشكيل كتابخانه، ابتدا تعدادي كتاب بهصورت پراكنده خريداري و يا توسط ناشران و مؤلفان داخل و خارج از كشور به كتابخانه اهدا شد. سپس تعداد 202 مجلد از كتابهاي ابوالحسن جلوه خريداري و با اهداي 1091 جلد از كتابهاي احتشام السلطنه، رئيس دوره اول و دوم مجلس، توسط مخبرالسلطنه هدايت در سال 1291ش. هستة اولية كتابخانه مجلس شكل گرفت.
مجلس در دوره پنجم قانونگذاري، خانه و باغ عزيزالسلطاني (مليجك) را خريد و قسمتي از آن را پس از آمادهسازي و تغييرات لازم به كتابخانه اختصاص داد و كتابها را به آنجا منتقل كرد. در سال 1302 كتابخانه به ساختماني در شرق مجلس در ميدان بهارستان، منتقل شد و در سال 1304 گشايش يافت و زير نظر نخستين مدير آن يوسف اعتصامي رسماً آغاز بهكار كرد.
به خاطر كوچكي فضا و نامناسب بودن محل نگهداري كتابها به دستور رئيس مجلس وقت، فاخر حكمت، در قسمت جنوبي باغ بهارستان زميني به مساحت 1200 مترمربع در نظر گرفته شد و در سال 1341 ساختماني چهار طبقه براي كتابخانه ساخته شد.
كتابخانه مجلس كه از چند ماه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 تعطيل شده بود، در 16 فروردين 1358 به دستور امام خميني (ره) فعاليت مجدد خود را با مديريت عبدالحسين حائري آغاز كرد. در اين دوره، نام كتابخانه مجلس شورا به «كتابخانه شماره 1 مجلس شوراي اسلامي» و كتابخانه سناي سابق به «كتابخانه شماره 2 مجلس شوراي اسلامي» تغيير يافت. كتابخانه شماره 2 در سال 1362 به محل موزه نگارستان منتقل شد. بدين ترتيب، كتابخانة اخير كه مجموعهاي تخصصي در حوزههاي اسلامشناسي و ايرانشناسي دارد، در اختيار عموم قرار گرفت. در سال 1364 نيز مديريتهاي كتابخانه شماره 1 و 2 در هم ادغام شدند و هر دو كتابخانه تحت مديريت واحد قرار گرفتند.
کتابخانه همچنین دارای یک بخش اسناد با بیش از 12000000 سند قديمي شامل نامه، فرمان، قرارداد، اسناد مالي، قبالهجات و وقفنامه است كه در صندوقها و قفسههاي ويژه نگهداري ميشوند. از جمله اين اسناد، نامهها و فرمانهاي مربوط به دوران مشروطيت، مانند نامهاي از مجلس به محمدعلي شاه و پاسخ او به مجلس است.
در سال 1374 تحولات مهمي در مديريت و ساختار و جايگاه قانوني كتابخانههاي مجلس بهوجود آمد. پس از 70 سال، در اساسنامه كتابخانه بازنگري شد و قانوني به تصويب رسيد كه بر اساس آن كتابخانه، مؤسسهاي تحقيقاتي، فرهنگي، و خدماتي شناخته شد و نام آن به «كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي» تغيير يافت. اكنون كتابخانه، هيئت امنايي همانند دانشگاهها دارد و نيز داراي آييننامههاي مالي و تشكيلاتي و اداري و بودجه مستقل است و با نظارت هيئت امنا به رياست رئيس مجلس شوراي اسلامي به فعاليت خود ادامه میدهد. |
|
| |
10 بهمن ماه 1308 ش. |
بخشنامة تعيين ساعت كاري در ماه مبارك رمضان
عنوان سند: بخشنامة تعيين ساعت كاري در ماه مبارك رمضان
شرح سند:در اين بخشنامة هيأت وزراء كه خطاب به وزارتخانهها و بلديه صادر شده ، تصويب ساعت كاري در ماه مبارك رمضان را از يك ساعت قبل از ظهر الي پنج ساعت بعد از ظهر تعيين كرده است.
شمارة سند:12475- 113018
تاریخ سند: 10/11/1308 ش.
تصاویر مرتبط:1- |
|
| |
10 بهمن ماه 1311 ش. |
رونوشت قانون تذكرة مورخ دهم بهمن 1311 و فرمان اجراي آن
|
| |
10 بهمن ماه 1315 ش. |
تلگراف نخست وزير دربارة فوت آيت الله حائري
عنوان سند: تلگراف نخست وزير دربارة فوت آيت الله حائري
شرح سند: در اين تلگراف ضمن اعلام منسوخ بودن تعطيلي بازارها، ادارات و مدارس كشور، به ادارة حكومتي قم دستور داده شده كه ضمن اعلام تسليت به خانوادة آن مرحوم، مراسمي از طرف دولت در آستانة مقدسه و يا مساجد برگزار شود.
شمارة سند: 206/17- 116001
تاریخ سند: 10/11/1315 ش.
تصاویر مرتبط:1-
عبدالكريم حايري يزدي فرزند محمد جعفر مهرجردي مجتهد، مرجع و بنيانگذار حوزه علميه قم ميباشد. وي در قرية مهرجرد ميجرد ميبد، از توابع اردكان يزد به دنيا آمد و پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي در زادگاه خود، نزد مجدالعلماء اردكاني و آقا سيد يحيي مجتهد يزدي به عراق رفت و از محضر سيد محمد طباطبايي فشاركي و آيتالله شيرازي درس آموخت. در نجف از محضر ملا محمد كاظم خراساني و آيتالله يزدي بهره برد و به درجة اجتهاد نايل آمد، سپس به ايران بازگشت و در اراك حوزة علميه داير كرد و به تدريس مشغول شد. در سال 1291ش. به دعوت حاج سيد اسماعيل اراكي به اراك رفت و به تدريس علوم ديني، فقه و اصول پرداخت. حايري بعد از پنج سال به قصد زيارت مشهد رفت و در راه بازگشت در قم توقف كوتاهي كرد و علماي شهر با ايشان ملاقات كردند. بنا به اصرار و دعوت علماي آن شهر در آنجا اقامت كرد و حوزة علميه قم را بنيان گذارد. امام خميني، آيت الله گلپايگاني، آيت الله مرعشي نجفي، آيت الله اراكي و آيت الله شريعتمداري از شاگردان وي بودند. از خصوصیات بارز آیة الله حائری که سایر خصوصیات اخلاقی دیگر او را تحت الشعاع خویش قرار میداد، زهد و ساده زیستی و زندگی بیآلایش قبل و پس از مرجعیت او بود. پای بندی او به طلبگی زیستن تا آخر عمر، از او تندیسی از زهد ساخته بود. او همواره خدا را شاکر بود که از همان اندک چیزی که در دست دارد میتواند به وضع فقرا رسیدگی کند. صبر و بردباری یکی از خصوصیات روحی آیة الله حائری در مقابل مشکلات بود که از وی رادمردی پراستقامت ساخته بود. او در مقابل حوادث و مسائل سیاسی در اوایل شکل گیری حوزه که مصادف با روی کار آمدن رضاخان پهلوی و به دنبال آن ماجرای کشف حجاب بود همواره صبر و بردباری را پیشه خود ساخت و حراست از حوزه علمیه نو پا را که انهدام آن در راءس توطئه دشمنان دین بود، تلاش بسیاری نمود. از جمله آثار علمي او عبارتند از: تقريرات، درر الفوائد فيالاصول، كتابالرضا، كتابالصلوة، كتابالمواريث، كتابالنكاح، حاشية انيسالتجار، حاشية عروهالوثقي، ذخيرةالمعاد، مناسك حج، وسيلةالنجاة، منتخبالرسائل. آیة الله حائری پس از عمری تلاش و تحمل رنج و مشقت، در 81 سالگی، در سال 1315 به دیار ابدی شتافت و در جوار مرقد قدسی حضرت معصومه سلام الله علیها به آغوش خاک سپرده شد. |
|
| |
10 بهمن ماه 1317 ش. |
بخشنامة وزارت كشور دربارة افراشتن پرچم دولتي
|
| |
10 بهمن ماه 1335 ش. |
تصویب لایحة تشكيل سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) توسط سنا
شرح سند : قانون مربوط به تشكيل سازمان اطلاعات و امنيت كشور
شماره سند: 293004531
تاريخ سند :1335 ش.
تصاوير مرتبط: 1 - 2
پس از تعیین دکتر منوچهر اقبال به مقام نخست وزیری یکی از اولین اقدامات وی برچیدن حکومت نظامی در تهران بود. هر چند این اقدام به نظر برخی پسندیده به نظر آمد و فکر میکردند از فشار موجود بر جامعه کاسته خواهد شد، اما فردای آن روز اقبال ضمن معرفی وزیران خود به شاه، سرلشکر تیمور بختیار را به عنوان معاون نخست وزیر و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور معرفی کرد. ساواک از همان روز و قبل از آن که لایحة آن از تصویب مجلسین بگذرد و صورت قانونی پیدا کند؛ دست به کار شد.
هستة مرکزی این سازمان همان فرمانداری نظامی بود. رکن دوم ستاد ارتش و ادارة کارآگاهی شهربانی که بعداً ادارة اطلاعات نام گرفت، از عوامل اطلاعاتی ساواک بودند.
لایحة تأسیس این سازمان در مجلس نوزدهم، بدون بحث و مذاکره به تصویب رسید؛ ولی در مجلس سنا با مخالفتهایی روبرو شد. سناتور دیوان بیگی و سناتور خواجه نوری به طور صریح با اختیاراتی که برای ساواک در نظر گرفته شده بود، مخالفت کردند. اما این مخالفتها سودی نداشت و لایحة این سازمان در 10 بهمن ماه توسط سنا هم به تصویب رسید.
ساواک در ظاهر از بدنة اصلی ارتش و پلیس جدا شد، ولی بعداً به اندازهای وسعت یافت که کنترل ارتش و پلیس را نیز در دست گرفت. در تشکیل و توسعة ساواک، کشورهای امریکا و اسرائیل مداخلة تام داشتند. نه فقط سیا بلکه اف.بی.آی هم به ساواک کمک میکرد. بعدها یک سازمان امریکایی دیگر به نام آژانس امنیت ملّی که کارش مراقبت الکترونیکی بود نیز پیوندهایی را با ساواک برقرار کرد.
در نخستین سالهای تأسیس، روسا و کارمندان ساواک از ارتش و پلیس انتخاب میشدند و در رأس ادارة این سازمان نظامیان قرار داشتند. از لحاظ اداری این سازمان از 9 اداره تشکیل شده بود. بعضی از این ادارات مانند کارگزینی، بهداری و انتظامات وظیفة اطلاعاتی نداشتند ولی اداراتی چون امنیت داخلی، امنیت خارجی، برون مرزی و تحقیق و بررسی وظایف امنیتی و اطلاعاتی را انجام میدادند.
در سالهای نخست تأسیس این سازمان، سانسور مطبوعات نیز جز وظایف آن تعریف شده بود و توقیف روزنامهها، مجلات، مدیران و سردبیران آنها توسط ساواک انجام میشد، اما در سال 1340 این وظیفه از ساواک منتزع و به ادارة انتشارات و تبلیغات وزارت اطلاعات واگذار شد.
ساواک با شدت و خشونت به سرکوبی مخالفین رژیم میپرداخت و تدریجاً در تمام وزارتخانهها و سازمانهای دولتی رسوخ کرد، به طوری که تمام انتصابات و استخدامها تحت نظارت این سازمان صورت میگرفت.
بختیار اولین رئیس ساواک با قدرتی که بهدست آورده بود به مداخلات فراوانی حتی در زندگی خصوصی افراد میپرداخت. وی تا سال 1340 در رأس ساواک قرار داشت. شاه به علت ترس از قدرت بی حد و مرزی که بختیار به دست آورده بود او را از این سمت عزل و سرلشکر پاکروان را جانشین وی کرد. بعد از پاکروان نیز به مدت 15 سال ریاست این سازمان مخوف با نصیری بود. بعد از وي نيز مقدم در رأس اين سازمان قرار گرفت. هريك از اين چهار نفر داراي ويژگيهاي خاصي بودند و با توجه به شرايط حاكم و وضعيت زمان براي پست مورد نظر انتخاب شدند.
نام ساواک همواره همراه با ترس و وحشت ادا میشد و شاغلان در این سازمان برای سرکوب کردن دشمنان رژیم شاه از هیچ اقدام غیر انسانی روگردان نبودند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تصويب قانون انحلال سازمان اطلاعات و امنيت كشور در تاريخ 21/11/1357 اين سازمان منحل شد. |
|
| |
11 بهمن ماه 1267 ش. |
واگذاری امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی ایران به بارون ژولیوس دو رویتر
شرح سند: رونوشت قرارداد واگذاری امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی ایران به بارون ژولیوس دو رویتر
شماره سند: 240030209
تصاویر مرتبط : 1
در سال 1289 ق. ناصرالدین شاه، شاه مستبد قاجار که آرزوی مسافرت به کشورهای اروپایی وجودش را تسخیر نموده بود، با راهنمایی حاج میرزا حسین خان سپهسالار، صدر اعظم، در ازای دریافت 40 هزار پوند استرلینگ امتیاز تأسیس خط آهن و استخراج معادن ایران، غیر از آنچه قبلاً به دیگران واگذار شده بود و غیر از فلزات قیمتی، احداث خطوط تلگراف، حق کشتیرانی در رودخانه ها، بهره برداری از جنگلها و کار زهکشی و آبیاری در ایران را به مدت هفتاد سال به بارون ژولیوس دورویتر واگذار کرد.
اعطای چنین امتیاز گسترده و خفت باری به حدی غیر طبیعی و به دور از عقل به نظر میآمد که حتی جرج ناتانائیل کرزن آن را چنین توصیف کرده است: « کاملترین و غیر عادیترین تسلیم تمام منابع صنعتی یک قلمرو پادشاهی به دستان بیگانه، که تاکنون تصور آن میرفته است».
شاه پس از اعطای این امتیاز راهی سفر اروپا شد. ناصرالدين شاه در پایتخت روسیه چنین احساس کرد که تزار روس و امنای دربار او از اعطای چنین امتیاز گستردهای به اتباع بریتانیا رنجیده خاطر شده اند اما در انگلستان با خونسردی ملکة انگلیس و رجال بریتانیا در مورد امتیاز روبرو شد. ناصرالدين شاه در اثر این مشاهدات و نیز بر اساس فشار افکار عمومی در ایران و انتقاد و اعتراض شدید تمام اقشار مجبور به فسخ این قرارداد شد و برای جبران اقدام خود در مورد لغو امتیاز رویتر، در سال 1308ق. امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی ایران را به رویتر داد. رویتر نیز مبلغ 40 هزار پوندی را که به عنوان سپرده در هنگام کسب نخستین امتیازات به شاه سپرده و هنگام لغو قرارداد دریافت نکرده بود، هنگام کسب امتیاز تأسیس بانک با سود آن از شاه مطالبه و دریافت کرد.
پس از کسب امتیاز سهام بانک در لندن به معرض فروش گذاشته شد و سرمایة بانک یک میلیون لیرة استرلینگ تعیین گردید و در ظرف چند ساعت پانزده برابر سهام نخستین خریداری شد. بانک شعب خود را در شهرستانهای دیگر ایران نیز تأسیس کرد و در سال اول تأسیس پس از پرداخت کلیة مخارج 68 هزار لیره سود برد. این بانک توانست حق انحصاری انتشار اسکناس به مدت 60 سال را نیز به دست بیاورد. اسکناسهای نخستین فقط در شعبههایی که نام آن روی اسکناس نوشته شده بود، قابلیت پرداخت داشت. بانک موظف بود سالیانه شش درصد منافع خالص خود را به دولت ایران بدهد.
پس از مدتی بانک علاوه بر این امتیازات، انحصار استخراج معادن آهن و سرب و مس و زیبق و زغال سنگ و نفت را به استثنای فلزات قیمتی به دست آورد.
در اردیبهشت ماه 1309 به موجب قراردادی که بین دولت ایران و بانک شاهنشاهی منعقد گردید، حق صدور اسکناس این بانک ملغی شد و دولت پول کلیة اسکناسهای صادر شدة آن را تا خرداد 1310 پرداخت و در عوض از پرداخت حق امتیاز نیز معاف شد. |
|
| |
11 بهمن ماه 1313 ش. |
درخواست استقرار يك آژان در سينماي دارالفنون براي برقراري نظم
عنوان سند: درخواست استقرار يك آژان در سينماي دارالفنون براي برقراري نظم
شرح سند: در اين سند كه از طرف وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه خطاب به تشكيلات نظمية كل مملكتي نوشته شده، ضمن اعلام افتتاح سينماي علمي در سالن دارالفنون، درخواست شده است براي مراقبت و رعايت نظم، يك نفر آژان همه روزه در ساعت معين در اين مكان حضور داشته باشد.
شمارة سند: 297031150
تاریخ سند: 11/11/1313 ش.
تصاویر مرتبط:1- |
|
| |
12 بهمن ماه 1331 ش. |
ارسال رونوشت فرمان شاه، دربارة قانون تمديد اختيارات ششماهة اعطائي به دكتر مصدق به مدت يك سال
|
| |
13 بهمن ماه 1290 ش. |
گزارشي از قوام الملك شيرازي در بارة اوضاع شهر شيراز
عنوان سند: گزارشي از قوام الملك شيرازي در بارة اوضاع شهر شيراز
شرح سند: در اين گزارش قوام الملك ضمن بيان مشكلات ناشي از فتواي علماي شيراز دربارة تحريم كالاها و نيز معامله با قشون انگليسي و هندي مستقر در شهر، به فشارهاي كنسول انگليس براي رفع اين محروميت و بي نتيجه بودن تلاشهايش در تغيير نظر علماء اشاره كرده است.
شمارة سند:293002829
تاریخ سند: 14 صفر 1330 ق. [13/11/1290 ش.]
تصاویر مرتبط:1- |
|
| |
14 بهمن ماه 1325 ش. |
تصويبنامة هيئت وزراء درباره كالاهاي ممنوع الصدور
عنوان سند : تصويبنامة هيئت وزراء درباره كالاهاي ممنوع الصدور
شرح سند : هيئت وزراء در جلسة نهم بهمن 1325 تصويب كرده كه ارسال كالاهاي ممنوع الصدور به كشورهاي خارجي به عنوان هديه و سوغات به مدت سه ماه با معافيت از پيمان ارز و تا حدود هزار ريال براي هر فرد مجاز خواهند بود. در مصوبه امضاي: احمد فريدوني (كفيل وزارت داخله)، عبدالحسين هژير (وزير دارايي)، دكتر شايگان (وزير فرهنگ)، سيد علي اكبر موسوي زاده (وزير دادگستري)، احمد اميراحمدي (وزير جنگ)، حميد سياح (وزير بازرگاني و پيشه و هنر) و دكتر منوچهر اقبال (وزير بهداري) شناسايي شد.
شمارة سند : 6302 – 113005
تاريخ سند : 14/ 11/1325ش
تصاوير مرتبط : 1 -
ارسال كالا از طریق پست با جنبه غیرتجاری به استثنای كالاهایی كه شرعاً یا قانوناً ممنوع الصدور هستند بدون مطالبه كارت بازرگانی و مجوز صدور به هر میزان از لحاظ قیمت با رعایت سایر مقررات مجاز است. چنانچه خروج برخی كالاها از این طریق بصورت یك جریان تجاری درآید وزارت بازرگانی میتواند فهرست كالاهای مذكور را برای جلوگیری از خروج آنها به گمرك اعلام نماید. كالاي ممنوع الصدور به كالایی اطلاق میگردد كه صدور آن به موجب شرع مقدس اسلام به اعتبار خرید و فروش _ یا مصرف و یا به موجب قانون ممنوع است كه دولت میتواند بنا به مقتضیات و شرایط خاص زمانی با رعایت قوانین مربوطه صدور بعضی از كالاها را ممنوع نماید. لذا فهرست كالاهای ممنوع الصدور به شرح ذیل اعلام داشت كه در مورد بازارچههای مرزی نیز مصداق داشت. - اشیاء عتیقه و هنری - آهن قراضه به هر شكل - دم قيچی و ضایعات استیل غیر از نوع فر گرومیك - هیزم و زغال چوب - چوب گردو - انواع قالی و قالیچه (با الیاف مصنوعی و یا مخلوطی از آن) - انواع فرشهای بافته شده (با نخهای رنگ شده زیر استاندارد) |
|
| |
14 بهمن ماه 1342 ش. |
گزارش نایب رئيس كميسيون ملّي يونسكو در ايران، دربارة انتخاب رئيس و
اعضاي كميسيون
|
| |
15 بهمن ماه 1324 ش. |
گزارش وزير مختار ايران در عراق دربارة فتواي حجت الاسلام كاشف الغطاء
عنوان سند: گزارش وزير مختار ايران در عراق دربارة فتواي حجت الاسلام كاشف الغطاء
شرح سند: در اين گزارش اعلام شده كه حجت الاسلام كاشف الغطاء از علماي مبرز شيعه فتوايي صادر كرده كه در جرايد منعكس شده و در آن فروش اراضي عربي را به يهوديان تحريم كرده است. وي فروش زمين به يهوديان را معادل با تخريب خانة خدا اعلام كرده و خواهان جلوگيري اولياي امور از اين معاملات شده است.
شمارة سند: 260/32- 116001
تاریخ سند: 15/11/1324 ش.
تصاویر مرتبط:1-
شيخ محمدحسين كاشفالغطاء، از مراجع و علماي متفكر و مجاهد استعمارستيز و ضدصهيونيسم شيعة عراق درسال 1294 ق.در نجف اشرف در خاندان علم و دانش به دنيا آمد. جداعلاي او شيخ جعفر نجفي سرسلسلةخاندان كاشفالغطاء بود. شيخ محمدحسين، مقدمات علوم، ادبيات، هيأت، حساب و هندسه را آموخت. آنگاه خارج فقه و اصول را از آياتعظام: سيد كاظم يزدي، شيخ آقا رضا اصفهاني و آخوند خراساني؛ كلام را از ميرزا باقراصطهباناتي ،شيخ احمد شيرازي و شيخ محمدرضا نجفآبادي و حديث را از حاجميرزا حسين نوري فرا گرفت و خود از فقيهان اصولي و از عالمان محقق و چيره دست گرديد. وي مورد توجه علما، به ويژه سيد كاظم يزدي بود و سيد پاسخ بسياري از پرسشهاي علمي و فقهي را به او واگذار ميكرد. پس از درگذشت برادرش شيخ احمد آل كاشف الغطاء، با وجود مرجعيت عام آيتالله آقا سيد ابوالحسن اصفهاني، به مقام مرجعيت رسيد و كساني در هند، ايران، افغانستان، مسقط و نيز عشاير عراق از وي تقليد ميكردند. او از كساني چون حاجميرزا حسين خليلي نجفي، شيخ علي خاقاني، شيخ عباس بن شيخ علي آلكاشف الغطاء و حاج ميرزا حسين نوري اجازه روايت گرفت. در حوزة درس فقه او كه عمدتاً در مسجد هندي نجف و آرامگاه ميرزا حسن شيرازي تشكيل ميشد، جمعي از طلاب و علما شركت ميكردند. شيخ محمدحسين از آگاهيهاي ديني و سياسي برخوردار بود. هم جوهرديانت اسلامي و تاريخ امت اسلامي را ميشناخت و هم وضع زمان و سياست حاكمان روز خود را در مييافت. از اين رو در همان حال كه وظايف يك عالم ديني را انجام ميداد، وقت خود را صرف مسائل عمده سياسي و اجتماعي و آگاهانيدن ملل مسلمان و ستيز با امپرياليسم و صهيونيسم ميكرد. كتاب «الدين و الاسلام او الدعوه الاسلاميه» وي نقدي بر مباني فكري غرب و نقش آن در جلوههاي تمدن جديد است. كاشف الغطاء در اين كتاب مهم ترين مشكلات مبتلابه جوامع اسلامي را مطرح و درصدد حل و درمان آن برآمده است. او تنها عامل ضعف مسلمانان را ضعف ديني و نفوذ روح غربي در آنها ميداند و براي مقابله با آن، تحقق وحدت مسلمانان را پيشنهاد ميكندسفرهاي وي به كشورهاي اسلامي، يكي از شيوههاي عملي او براي بيدارسازي امت اسلامي و بخشي از اهتمام وي به امور مسلمانان بود. نخستين بار در 1328 ق. به حجاز سفر كرد و پس از آن به شام و بيروت رفت. در اين سفر ضمن ديدارهاي گوناگون با عالمان و متفكران مختلف، برخي از آثارش را در لبنان به چاپ رساند. سپس روانه مصر گرديد و در آن كشور با علما ديدار و گفتگو كرد و براي دانشجويان دانشگاه الازهر جلسه درس تشكيل داد ودر چند كليساي قاهره سخناني ايراد كرد. او در نبردباانگلستان، طي جنگ جهاني اول (1332 ـ 1336 ق) و نيز در قيام ضد انگليسي عراق به رهبري رشيد عالي گيلاني (ربيعالثاني تا جماديالاول 1360 ق) شركت كرد و جنگيد. در همين جنگ، صريحاً فتواي جهاد با اشغالگران انگليسي را داد و از مردم خواست به عنوان يك تكليف شرعي به جنگ برخيزند. از سفرهاي مهم او سفر به فلسطين بود كه در 1350 ق به منظور شركت در «كنگره اسلامي قدس» انجام شد. اين كنگره به مناسبت بعثت پيامبر اسلام (ص)، با حضور بيش از هزار و پانصد تن از علماي مسلمان در بيتالمقدس برگزار گرديد. شيخ محمد حسين كه از سوي علماي عراق در آن كنگره شركت كرده بود، در مسجدالاقصي نماز خواند و هزاران مسلمان و از جمله علماي مذاهب مختلف عضو كنگره به او اقتدا كردند و پس از آن در دوازدهمين جلسه كنگره سخنراني مؤثري ايراد كرد كه بازتاب مثبتي در كنگره و جهان اسلام داشت. و در بيتالمقدس به چاپ رسيد. در بازگشت از سفر، مردم عراق از او به گرمي استقبال كردند. در همين اوان، وي در مسجد كوفه سخنراني مبسوطي كرد كه از خطبههاي تاريخي او به شمار ميآيد. وي در اين سخنان عظمت ديرين اسلامي را به يادآورد و درباره عقبماندگي كنوني امت مسلمان مطالبي گفت : وي در نجف دو فتوا دربارة لزوم شركت همة مسلمانان در جهاد براي نجات فلسطين صادر كرد. درسال 1367 ق/ 1948 م با صراحت به مقابله برخاست و از اعتبار و نفوذ ديني و سياسي خود در اين جهت سود جست. او بر اين باور كه فرمانروايان كشورهاي عربي در مبارزه با اسرائيل جدي نيستند. در 1352 ق نخستين بار به ايران سفركرد و از برخي شهرهاي بزرگ ايران مانند تهران، مشهد، شيراز و بوشهر ديدار كرد او در همه جا به زبان فارسي با مردم سخن گفت و آگاهيهايي به مسلمانان داد و آنان را به بيداري و قيام براي مبارزه با استعمار فراخواند. وي هنگام اقامت در ايران پيامي به رزمندگان مسلمان فلسطيني فرستاد و آنان را به ادامه مبارزات ضد صهيونيستي تشويق نمود. كاشفالغطاء در همان سفر مدتي نيز ميهمان آيتالله حاج شيخ عبدالكريم حائري بود. به دنبال تحريم فروش اراضي فلسطين به يهوديان از سوي علماي فلسطين در 1352 ق، او نيز در پاسخ به استفتاي محمدصبري عابدينـ مدرس حرم شريف قدسـ در خصوص فروش اراضي به يهوديان، حكمي هممضمون با حكم علماي فلسطين صادر و در آن فروش اراضي فلسطين به يهوديان را به منزلة جنگ با خدا و پيامبر و پايمال كردن دين اسلام اعلام نمود. وي همچنين در ربيعالثاني 1358 ق. به سئوالهايي در مورد مسئله فلسطين پاسخ داد و تأكيد كرد كه دفع سلطه، همراهي در مبارزه با اشغالگران، خدمترساني مالي و جاني به مردم فلسطين براي تضعيف دشمن و تحريم همه جانبة يهود و حاميان او، بر همة مسلمانان واجب است. كاشفالغطاء پس از ترك ايران به فلسطين رفت. وي دو بار ديگر نيز به ايران سفر كرد: يك بار در 1325 ش. و بار ديگر در 1328 ش. در جريان نهضت ملي ايران. او در 1330 ش. بار ديگر به سوريه و لبنان رفت. در همين سال به كنگرة اسلامي كراچي درپاكستان دعوت شد و در آنجا سخنراني كرد. بود. با اينكه او در اواخر عمر به بيماريهاي گوناگوني دچار شده بود، همچنان به كار تحقيق و تدوين آثار ادامه ميداد. تعداد آثار اوكه عمدتاً برآمده از نيازهاي فكري عصر و به منظور بيدار كردن مردم، پديد آمده است به هشتاد جلد ميرسد. كاشفالغطاء در ذيقعده 1373ق. در هفتاد و نه سالگي در كرند (در نزديكي كرمانشاه) درگذشت و در قبرستان بزرگ نجف به نام واديالسلام به خاك سپرده شد. |
|
| |
15 بهمن ماه 1331 ش. |
لايحة قانوني مطبوعات
|
| |
16 بهمن ماه 1331 ش. |
ارسال لايحة چك بي محل براي تصويب مجلس شوراي ملي
|
| |
17 بهمن ماه 1324 ش. |
ارسال آئيننامة بنگاه مستقل آبياري
|
| |
17 بهمن ماه 1319 ش. |
رونوشت تصويبنامة شرايط و نحوة درخواست تغيير نام دهات ايران
|
| |
18 بهمن ماه 1302 ش. |
بخشنامة لزوم امحاي اوراق رسمي باطلة حاوي اطلاعات وزارت ماليه
|
| |
18 بهمن ماه 1312 ش. |
مصوبة هيئت وزراء دربارة ايجاد ادارة انطباعات
عنوان سند: مصوبة هيئت وزراء دربارة ايجاد ادارة انطباعات
شرح سند: هيئت وزراء در جلسة چهاردهم بهمن ماه سال 1312 ش. بر اساس پيشنهاد وزارت معارف با تأسيس ادارة انطباعات به منظور رسيدگي و نظارت بر امور تأليفات، مطبوعات، نمايشها و نشر مقالات مربوط به تعليم و تربيت و تهذيب اخلاق، موافقت كرد.در مصوبه امضاي: محمود جم (وزير داخله)، سيد محسن صدر (وزير عدليه)، محمد علي ميرزا دولتشاهي (وزير پست و تلگراف)، محمد علي فرزين، علي منصور (وزير طرق و شوارع)، علي اصغر حكمت (وزير معارف)، باقر كاظمي (وزير امور خارجه) و مصطفي قلي بيات (مدير كل ادارة فلاحت) شناسايي شد.
شمارة سند: 8075 - 113008
تاریخ سند: 18/11/1312 ش.
تصاویر مرتبط:1-
ادارة انطباعات يكي از سازمانهاي مستقل فرهنگي ايران در دورةناصرالدين شاه قاجار بود كه كار نظارت بر تدوين و انتشار و مجموعهسازي كتابهاي درسي و غيردرسي و مطبوعات كشور را برعهده داشت و پس از آن نام يكي از ادارات وزارت معارف شد. اين اداره در سالهاي تحول خود با نامهايي چون دارالطّباعه، دايرةانطباعات، ادارة انطباعات، وزارت انطباعات، ادارةكل انطباعات و ادارةكل نگارش به انجام وظيفه ميپرداخت. ادارةانطباعات ظاهراً با چاپ نخستين روزنامه دولتي در ايران بنيان گرفت. ميرزا جبّارخان ناظمالمهام نخستين مدير اين روزنامه بود. در سال 1277 ق. ميرزا ابوالحسن خان غفّاري به دستور ناصرالدين شاه مأمور سرپرستي دارالطباعه دولتي و چاپ روزنامه شد. وي كه در اروپا دورةنقاشي ديده بود در همين زمان به صنيعالملك ملقب گرديد. وي روزنامة دولتي را بهصورت مصوّر چاپ ميكرد و تا سال 1282ق. كه درگذشت به اين كار اشتغال داشت. پس از درگذشت صنيعالملك، رياست دارالطباعة دولتي و اداره روزنامه برعهدة عليقلي ميرزا اعتضادالسلطنه، وزير علوم، قرار گرفت. در سال 1288 ق.، مسئوليت انتشار روزنامه رسمي و چاپ كتاب و ديگر نشريات كه مدتي از وظايف وزارت علوم بود به "اداره روزنامجات دولت علّيه و دارالطباعههاي ممالك محروسه و دارالترجمه دولتي" واگذار شد و رياست آن برعهدة محمدحسن خان صنيعالدوله قرار گرفت. وي روزنامه رسمي ايران را نيز از همين زمان منتشر كرد. يكي از وظايف اين اداره اجراي مقررات سانسور بود. چنانكه هيچ كتاب و جريده و اعلاني در هيچ يك از مطبعههاي ايران پيش از ملاحظه رئيس اداره دارالطباعه و زدن مهر وي بر آن نبايد به چاپ ميرسيد . وظايف و مسئوليتهاي متعدد و گسترش تشكيلات دارالطباعه دولتي ضرورت ايجاد وزارتخانهاي را پيش آورد وبه اين ترتيب در سال 1300 ق. وزارت انطباعات تأسيس شد.. اين وزارتخانه تا آغاز مشروطه به كار خود ادامه داد .وزارت انطباعات داراي تشكيلات وسيعي بود و مسئوليتهاي متنوعي را برعهده داشت. در واقع، همه امور مربوط به چاپ و ترجمه كتاب و روزنامه در سراسر ايران زير نظر اين وزارتخانه انجام ميشد، ضمن اينكه اداره امور باغات و عمارات دولتي نيز از وظايف اين وزارتخانه بود. |
|
| |
18 بهمن ماه 1329 ش. |
ارائة اطلاعاتي دربارة بخش مركزي قصر شيرين
|
| |
19 بهمن ماه 1326 ش. |
مصوبة هيئت وزراء دربارة تأسيس بخش در تخت جلگه
عنوان سند: مصوبة هيئت وزراء دربارة تأسيس بخش در تخت جلگه
شرح سند: هيئت وزرا در جلسة هفدهم بهمن ماه 1326 براساس پيشنهاد وزارت كشور و موافقتنامة وزارت دارايي تأسيس بخش در تخت جلگه را تصويب و آن را تابع نيشابور اعلام كرده است. در مصوبه امضاي: ابوالقاسم نجم (وزير دارايي)، دكتر محمد سجادي (وزير اقتصاد)، محمد سروري (وزير دادگستري)، محمد علي وارسته (وزير پست و تلگراف)، دكتر سعيد مالك (وزير بهداري)، فرجالله آق اولي (وزير كشور)، باقر شاهرودي (وزير كشاورزي) و مصطفي عدل (وزير مشاور) شناسايي شد. شماره سند: 250000624
تاريخ سند: 19/11/1326ش.
تصاوير مرتبط:1
در سال 1326ش. هيئت وزیران در جلسهاي براساس پيشنهاد وزارت كشور و موافقتنامة وزارت دارايي تأسيس بخش در تخت جلگه را تصويب و آن را تابع نيشابور اعلام کرد. تخت جلگه از شمال به بخش سر ولايت، از خاور به حومه نيشابور، از جنوب به بخشهاي كدكن و كوه سرخ و از باختر به بخشهاي ششتمد و حومه سبزوار محدود ميگردد. اين بخش كه مركز آن بزغان ميباشد، از سه دهستان به نامهاي تخت جلگه، طاغنكوه و عشق آباد تشكيل گرديده است. رودخانه قابل ذكري در اين بخش جريان ندارد به جز كال شور كه از نواحي جنوبي اين بخش عبور نموده و در انتها جذب زمينهاي دشت كوير ميگردد. همان گونه كه از نام آن پيداست بيشتر جلگهاي بوده و ارتفاع مهمي در آن ديده نميشود. |
|
| |
19 بهمن ماه 1326 ش. |
مصوبة هيئت وزراء دربارة تشكيل شهرداري در بوكان
عنوان سند: مصوبة هيئت وزراء دربارة تشكيل شهرداري در بوكان
شرح سند: هيأت وزراء در جلسة 17 بهمن ماه 1326 ش. بر اساس پيشنهاد وزارت كشور با تشكيل شهرداري در بوكان (از توابع مهاباد) موافقت كردند. در مصوبه امضاي: ابوالقاسم نجم (وزير دارايي)، دكتر محمد سجادي (وزير اقتصاد)، محمد سروري (وزير دادگستري)، محمد علي وارسته (وزير پست و تلگراف)، دكتر سعيد مالك (وزير بهداري)، فرج الله آق اولي (وزير كشور) و باقر شاهرودي (وزير كشاورزي) شناسايي شد.
شمارة سند: 7402- 113006
تاریخ سند: 19/11/1326 ش.
تصاویر مرتبط:1- |
|
| |
20 بهمن ماه 1307 ش. |
قانون منع خريد و فروش برده در خاك ايران و آزادي برده در موقع ورود به مملكت
عنوان سند: قانون منع خريد و فروش برده در خاك ايران و آزادي برده در موقع ورود به مملكت
شرح سند: قانون مشتمل بر يك ماده و يك تبصره است و در دورة هفتم تقنينيه، در جلسة 18 بهمن ماه سال 1307 به تصويب مجلس شوراي ملّي رسيده است. در اين قانون ضمن اعلام منع خريد و فروش انسانها به عنوان برده در ايران، براي كساني كه اقدام به اين معامله ميكنند مجازات يك تا سه سال حبس تأديبي مشخص و در تبصره نيز به وظيفة مأموران دولت براي مقابله با اين عمل غير انساني اشاره شده است.
شمارة سند: 9782 - 113013
تاریخ سند: 20/11/1307 ش
تصاویر مرتبط:1- |
|
| |
20 بهمن ماه 1314 ش. |
تصويب اعطاي نشان درجه سوم علمي به هيلتن.آ. فيليپس
عنوان سند: تصويب اعطاي نشان درجه سوم علمي به هيلتن.آ. فيليپس
شرح سند: وزارت معارف آقاي هيلتن.آ. فيليپس را به موجب سرودن اشعاري در مدح ايران مفتخر به دريافت يك قطعه نشان درجه سوم علمي كرده كه در سند مورخ 20 بهمن ماه، به تصويب اين موضوع در جلسة شوراي عالي معارف اشاره شده است.
شمارة سند: 297027592
تاریخ سند: 20/11/1314 ش.
تصاویر مرتبط:1-2- |
|
| |
20 بهمن ماه 1328 ش. |
آغاز به كار دوره شانزدهم مجلس و اولين دوره مجلس سنا
شرح سند : گزارش استانداري اصفهان و ارسال اولين صورتجلسة انتخابات مجلس سنا
شماره سند: 293005138
تاريخ سند :1328 ش.
تصاوير مرتبط: 1 - 2 - 3
مجلس شانزدهم بدون حضور نمايندگان تهران افتتاح شد. در هنگام افتتاح، شاه از نمايندگان خواست در مورد تغيير اصولي كه مجلس موسسان به عهده مجلس شورا گذاشته، اقدام نمايند. نتيجه اين تغيير افزايش اختيارات شاه بود. جبهه ملي كه در انتخابات تهران پيروز گرديد برنامه خود را بر اساس مخالفت با قرارداد گس- گلشائيان عنوان نمود. رياست دولت با رجبعلي منصور بود كه ميخواست سياست گام به گام را در راه تصويب لايحة نفت به كار برد، به همين منظور تقاضا كرده بود لايحه در كميسيون نفت رسيدگي شود.
شروع به کار مجلس شانزدهم در بهمن 1328 حائز اهمیت سیاسی بود زیرا با توجه به تحولات گسترده داخلي و منطقهاي زمینه اقتدار دوباره شاه و دربار را فراهم نمود. بنابراین این دوره از مجلس آخرین دوره ای بود که ساختار سیاسی شاهد حضور دولت در فضای سیاسی بود. بیشتر عمر مجلس شانزدهم وقف مبارزه قانون اساسی بین مصدق و شاه از یک طرف و مصدق و شرکت نفت انگلیس از طرف دیگر بود.
پس از ترور رزم آرا شاه برای مدتی عقب نشینی کرد و زمینه برای نخست وزیری مصدق فراهم شد. بدون تردید مصدق تنها نخست وزیری بود که برای استیفای حقوق مشروع قانونی دولت در ایران، با دیگر مراکز نامشروع قدرت مبارزه کرد و بر آنها پیروز شد. او املاک رضا شاه را به تصرف دولت درآورد. بودجه دربار را قطع و امینی را وزیر دربار كرد. تماس شاه با دیپلماتهای خارجی را ممنوع ساخت. اما کودتای 28 مرداد به این روند پایان داد. هر چند در دوره پهلوی دوم و بعد از کودتای 28 مرداد برخلاف دوره پهلوي اول، احزابی دولتی- فصلی به فرمان محمد رضا شاه ساخته شد، اما به دلیل عدم استقلال، تقلبهای گسترده در آراء و قدرت فرا قانونی محمد رضا شاه، ساختار حکومتی مشروطه قدم به پس گذاشته و دوباره نظام شبه انتخاباتی – شبه دولتی در ایران احیا شد.
مجلس شانزدهم در واقع از پر سروصداترين و جنجالي ترين ادوار قانونگذاري ايران است. گروه هاي مختلف با طرز تفكر متفاوت در اين مجلس جمع شده بودند. هر مساله اي كه طرح مي شد تشنجات بسياري را به همراه داشت. كافي بود منافع يك جناح را به خطر افكند تا اخلال و تشنج و كارشكني شروع شود. گاهي بحث پيرامون يك مساله عادي ماه ها به طول مي انجاميد و سرانجام مسكوت مي ماند و گاهي پيشنهادي در آخر با مفادي عكس آنچه هدف اوليه بود از تصويب مي گذشت. جر و بحثهاي مختلف باعث افشاگريها مي شد. هر دسته از نمايندگان از جانب گروه خاصي از مطبوعات حمابت مي شدند و سرمقالات روزنامه ها حملات و پاسخهاي نمايندگان را در بر داشت.
بر اساس قانون اساسی مشروطیت مجلس سنا یکی از دو مجلس قانونگذاری ایران بود؛ هر چند كه از آغاز مشروطیت تا سال ۱۳۲۸ ش. مجلس سنا تشکیل نشد. پس از شهریور ۱۳۲۰ با اشغال ایران توسط متفقین و تبعید رضاشاه و سست شدن پایههای سلطنت پهلوی، مقالاتی در مطبوعات نوشته میشد و از دولتهای وقت تقاضای تشکیل مجلس سنا میشد. محمدرضا پهلوی نیز نسبت به تأسیس آن علاقهمند بود، تا اینکه در روز ۱۹ اردیبهشت ۱۳۲۷ دولت حکیمی لایحه تشکیل مجلس سنا را تقدیم مجلس كرد که با اعتراضات زیادی از سوی برخی از نمایندگان روبهرو شد ولی بالاخره با تلاش عدهای از دولتمردان اساسنامه آن تدوین و به تصویب رسید. به موجب اصل ۴۳ قانون اساسی تعداد نمایندگان مجلس سنا شصت نفر بوده که سی نفر از طرف مردم (پانزده نفر از تهران و پانزده نفر از شهرستان) و نیمی دیگر از سوی شاه (پانزده نفر از تهران و پانزده نفر از شهرستان) انتخاب میشدند که گروه اول به سناتورهای انتخابی و دسته دوم به سناتورهای انتصابی معروف بودند. انتخابات مجلس سنا در هر دوره تقنینیه همزمان با انتخابات مجلس شورای ملی شروع و اخذ رأی در یک روز انجام میشد. سناتورها باید شرایط خاصی را برای عضویت در مجلس سنا داشته باشند که به صورت اختصار بیان میشود: این اشخاص از بین نخستوزیران، وزرا، معاونین، استانداران، امرای بازنشسته ارتش، استادان دانشگاه و قضات با داشتن ۱۵ تا ۲۰ سال سابقه و اشخاصی که حداقل ۳ دوره نمایندگی مجلس شورا را داشتند انتخاب میشدند.
مجلس سنا کلاً هفت دوره تقنینیه داشتهاست. اولین دوره مجلس سنا هم زمان با شانزدهمین دوره مجلس شورای ملی در ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ در تالار مجلس شورا گشایش یافت. رؤسای مجلس سنا از بدو تشکیل تا خاتمه پنج تن بودند: ابراهیم حکیمی، حسن تقیزاده، محسن صدر، جعفر شریفامامی، محمد سجادی که سه تن از آنان قبلاً نخستوزیر بودهاند (حکیمی، صدر، شریفامامی). طولانیترین دوره ریاست مجلس سنا با شریف امامی بودهاست. |
|
| |
21 بهمن ماه 1334 ش. |
درگذشت عباس اقبال آشتياني( مورخ، اديب)
شرح سند: اعطاي تصديق درجه دكتري ادبيات به عباس اقبال آشتياني توسط دانشگاه تهران 1315ش
شماره سند: 297035293
تاريخ سند: 1315 ش.
تصاوير مرتبط: 1
عباس اقبال آشتیانی در سال 1275ش. در آشتیان متولد شد. در آغاز دوران جوانی شاگرد درودگر بود و بعد از آن شروع به آموختن کرد و در مدرسه دارالفنون تحصیلات خود را ادامه داد سپس شغلي در کتابخانة عمومی معارف پیدا کرد. در عین حال به آموزش نیز می پرداخت و در مدارس دارالفنون و نظام و دارالمعلمین به تدريس ادبیات فارسی و جغرافیا مشغول بود.
سپس از سوی وزارت جنگ به همراه هیئت نظامی به کشور فرانسه رفت و موفق به اخذ ليسانس ادبيات از دانشگاه سوربن گرديد.
اقبال پس از بازگشت به ایران به تدريس در دانشگاه پرداخت و به عضويت فرهنگستان درآمد. بعد از مدتی به سمت نماینده فرهنگی ایران در ایتالیا انتخاب گردید و به شهر رم رفت. در سال 1323ش. اقدام به تاسیس مجله «یادگار» کرد. يادگار يكي از مجلات وزين ادبي در تاريخ مطبوعات ايران است. اين مجله گران سنگ كه به مديريت دانشمند و مورخ مشهور عباس اقبال آشتياني استاد تاريخ و ادب دانشگاه انتشار مييافت از جمله مجلات ادبي و تحقيقي است كه دورههاي پنجگانه آن مجموعه اي ازمقالات تحقيقي دانشمندان معاصر است. نخستين شماره اين مجله در شهريور ماه 1323 شمسي انتشار يافت.
از آثارش می توان به: وزراء سلاجقه، تاریخ مغول، خاندان نوبختی، تصحیح عتبة الکتبه، ترجمه سه سال در دربار ایران، یادداشت های ژنرال تزه زل، تاریخ اکتشافات جغرافیایی و تاریخ علم جغرافیا و بسیاری کارهای دیگر اشاره کرد. عباس اقبال آشتیانی روش بسیار موثری در انجام پژوهشهای تاریخی دارد.
اقبال آشتیانی عاقبت در سال 1334ش. در سن نزدیک به 60 سالگی و در زمانی که رایزن فرهنگی ایران در رم بود، دار فانی را وداع گفت. |
|
| |
21 بهمن ماه 1304 ش. |
قانون اجازه ساختن خطوط آهن اصلي و مهمة مملكت
عنوان سند : قانون اجازه ساختن خطوط آهن اصلي و مهمة مملكت .
شرح سند : قانون مشتمل بر پنج ماده و در جلسه 20 بهمن ماه 1304 ش . به تصويب مجلس شوراي ملي رسيده است. دراين قانون دولت مسئول شناسايي خطوطي كه مقدم هستند، معرفي آنها به مجلس براي تصويب و تهيه مقدمات و وسايل كار در ايران از جمله تاسيس ذوب آهن معرفي شده و مجاز است براي اين كار دو متخصص آمريكايي را به مدت دوسال استخدام كند. در ماده چهارم تامين مخارج اين كار از عوائد قند و چاي مشخص شده و در ماده پنجم وزارتخانه هاي فوائد عامه و ماليه مامور اجراي قانون شمرده شده اند.
شماره سند : 11890 - 113016
تاریخ سند : 21 / 11 / 1304 ش
تصاویر مرتبط : 1 –
اولین خط راه آهن که در ایران احداث گردید در سال 1261 شمسی به طول 8 کیلومتر بود كه تهران را به شهر ري وصل ميكرد. ایجاد راه آهن در ایران همواره یکی از آرزوهای بزرگ و ملی محسوب می گردید و با اینکه در حدود نیم قرن کوشش هائی از طرف اولیاء امور در انجام این امر به عمل می آمد، تحقق این آرزوی ملی تا سال 1306ش به طول انجامید. زمانی که رضاشاه حکومت را به دست گرفت برای اجرای این هدف مقرر شد یک رشته راه آهن سراسری از دریای مازندران تا خلیج فارس ساخته شود و شهرهای بزرگ و مراکز پرجمعیت و نواحی کشاورزی ایران را به یکدیگر متصل سازد. برای تأمین هزینة ساخت راه آهن در تاریخ نهم خرداد سال 1304 قانون انحصار قند، شکر و چای از تصویب مجلس گذشت که به موجب آن مقرر شد از هر سه کیلو قند و شکر که به ایران وارد میشد دو ریال و از هر سه کیلو چای، شش ریال جهت هزینه ساختمان راه آهن سراسری دریافت گردد. پس از دو سال که مقدمات امر فراهم گردید، عملیات ساختمانی از شمال و جنوب شروع شد و یازده سال بعد یعنی در سال 1317 خط شمال و جنوب به یکدیگر اتصال یافت . |
|
| |
21 بهمن ماه 1337 ش. |
حذف ديوان دادرسي دارايي به موجب رأي مجلسين
شرح سند : فرمان اجراي قانون مربوط به الحاق يك تبصره به مادة دوم قانون حذف ديوان دادرسي دارايي
شماره سند: 240001412
تاريخ سند :1337 ش.
تصاویر مرتبط: 1
نخستين قانون اساسي ايران در تاريخ 14 ذيالقعده 1324 ق. از تصويب مجلس مؤسسان گذشت و در تاريخ 29 شعبان 1325ق. متمم آن به تصويب رسيد.
متمم قانون اساسي با قبول اصل تفكيك قواي حاكم به شرح اصل 27 مقرر داشت كه قواي مملكت به سه قوة مقننه، قضائيه و مجرية تقسيم شود. همچنين در اصل 28 دربارة استقلال اين قوا از يكديگر تصريح شده بود.
بررسي اصول قانون مذكور نشان ميدهد كه گرچه رسيدگي به تظلمات عمومي به طور كلي در صلاحيت قوة قضائيه قرار گرفته بود، اما طولي نكشيد كه مراجع اداري اختصاصي با صلاحيت و اختياري در خور مقام قضا ظاهر شدند؛ ولي تأسيس اين مراكز مبتني بر توجيهات كم و بيش مقبول طرفداران اين قبيل مراجع براي رسيدگي به امور فني و تخصصي خاص، به منظور تأمين مصالح جامعه نبود.
در سال 1328ق. هيأت وزيران تصويب نامهاي را تدوين كرد كه به موجب آن رسيدگي به دعاوي خالصجات دولت به وزارت ماليه محول شد و بررسي اختلافات مربوط به خالصجاتي كه دولت فروخته بود، در صلاحيت دادگستري قرار گرفت و به اين ترتيب اولين قدم براي تجاوز به حدود وظايف قوة قضائيه برداشته شد. در پي آن، قانون وزارت ماليه در سال 1333ق. به تصويب رسيد. براساس آن ادارة «محاكمات ماليه» مركب از سه عضو تشكيل شد كه در جلسات آن يك نفر به عنوان مدعي العموم به نمايندگي از طرف دولت شركت ميكرد و همة اين افراد تحت رياست وزير ماليه قرار داشتند.
سرانجام طي قانوني دربارة تعيين مرجع رسيدگي به دعاوي مطرح ميان مردم و دولت مصوب 19 ارديبهشت 1307 ش. مقرر گرديد كه دعاوي مربوط به اموال منقول و حقوق متعلق به آن، دعاوي مربوط به اموال غيرمنقول كه يك طرف آن دولت و ناشي از اعمال تصدي آن و منشأ ايجادش بعد از تصويب اين قانون باشد و همچنين دعاوي ملكي و حقوقي متعلق به آنها اعم از اعمال تصدي دولت، به محاكم ماليه ارجاع شود.
بيطرفي قضات دادگستري در رسيدگي به دعاوي مربوط به دولت از يك سو و ناخشنودي دولت از الزام به رعايت قواعد آيين دادرسي به خصوص در جهت تأمين مقاصد قوة مجريه از سوي ديگر، قلمرو و صلاحيت دادگستري را محدودتر ساخت. اين قانون در آبان 1309 تحت عنوان «قانون راجع به دعاوي بين اشخاص و دولت» به تصويب رسيد.
تشكيلات محكمه و طرز كار و نحوة اجراي احكام آن به تصويب هيأت وزيران رسيد. اين محكمه «ديوان محاكمات» و سرانجام «ديوان دادرسي» نام گرفت.
اين ديوان كه مولود تجاوز آشكار قوة مجريه به حريم قوة قضائيه بود و وجود آن موجوديت دستگاه قضايي را در جلوگيري از تعديات عمال دولتي منتفي ساخته بود، نارضايتيها را دامن ميزد و اساس و بنيان جامعه را متزلزل ميساخت. بر اين اساس مطابق لايحة قانوني حذف محاكم اختصاصي مصوب 25 شهريور 1331 كه به موجب اختيارات قانوني نخست وزير وقت قابل اجراء بود، ديوان دادرسي دارايي منحل و مقررات آن نسخ و مقرر شد كه جز در دعاوي مالياتي به تمامي دعاوي مطرح ميان اشخاص و دولت در مراجع دادگستري رسيدگي به عمل آيد. سرانجام قانون موقت «حذف ديوان دادرسي دارايي» در سال 1334 ش تدوين شد و در 21 بهمن 1337 به تصويب قطعي رسيد. و مقرر شد كه به دعاوي اشخاص و دولت در مراجع صلاحيتدار دادگستري و خارج از نوبت رسيدگي شود. |
|
| |
22 بهمن ماه 1302 ش. |
افتتاح دورة پنجم مجلس شوراي ملّي
شرح سند : فرمان آغاز انتخابات دورة پنجم مجلس شوراي ملّي
شماره سند: 293005292
تاريخ سند : 1341 ق.
تصاوير مرتبط: 1
مجلس پنجم در 22 بهمن ماه سال 1302 بعد از گذشت هشت ماه از پايان كار مجلس پيشين، در زمان صدارت سردار سپه و با پيام و حضور محمد حسن ميرزا، وليعهد و نائب السلطنة احمد شاه افتتاح شد و تا 22 بهمن ماه سال 1304 به حيات خود ادامه داد.
فرمان برگزاري انتخابات دورة پنجم، پيش از انقضاي مهلت قانوني مجلس چهاردهم صادر شد. برگزاري اين انتخابات، فرآيند بسيار طولاني داشت به طوري كه از شعبان 1341 ق. در تهران آغاز شد و در ذيقعده 1342ق. در ساوجبلاغ و بعد از افتتاح مجلس پنجم پايان يافت. در طول برگزاري اين انتخابات، فشارهاي فراوان وارده از ناحية نظاميان و امراي لشكر نواحي مختلف، منجر به استعفاي دو رئيس الوزرا – مستوفي الممالك و مشيرالدوله - شد تا اينكه در نهايت با صدارت سردار سپه، امر انتخابات و شروع به كار مجلس به سرانجام رسيد.
براساس نظرات برخي از محققان برجستة تاريخ معاصر ايران، مجلس پنجم از لحاظ اهميت با هيچ يك از ادوار تقنينية عصر مشروطيت قابل مقايسه نيست. اين دوره هم، همانند مجالس پيش و پس از خود، داراي يك اكثريت و يك اقليت بوده است. با اين تفاوت كه اقليت بسيار توانا، حساس و ملي به ايفاي وظايف نمايندگي خود ميپرداخته است.
اكثريت مجلس را در اين دوره نمايندگان ائتلافي فراكسيون تجدد (حدود 40 تن) به رهبري سيد محمد تدين و فراكسيون سوسياليستها (حدود 14 تن) به رهبري سليمان ميرزا تشكيل ميداد. در برابر اين اكثريت، فراكسيون اقليت به رهبري سيد حسن مدرس اداره ميشد.
برخي از مهمترين نمايندگان اين دوره مجلس عبارتند از: سهام السلطان، ميرزا يحيي دولت آبادي، سيد حسن تقي زاده، سيد حسن مدرس، سليمان ميرزا اسكندري، پيرنيا (مشيرالدوله)، دكتر محمد مصدق، مستوفي الممالك، سيد محمد تدين، ملك الشعراء بهار، تيمور تاش، علي اكبر داور، سيد ابوالحسن حائري زاده و پيرنيا (مؤتمن الملك).
در طول اين دوره مجلس، 4 بار انتخابات هيأت رئيسه برگزار شد كه 3 بار پيرنيا (مؤتمن الملك) رئيس بوده و در بار چهارم بواسطة اصرار بر كناره گيري و استعفاء از جانب او، مستوفي الممالك، رئيس مجلس شد. همچنين در طول اين دوره، 4 مرتبه كابينه تشكيل شد كه سه كابينه نخست توسط سردار سپه و كابينه آخر به صدارت محمد علي فروغي بود.
در اينجا شايسته است قبل از ورود به عناوين فعاليتهاي اصلي اين دوره مجلس، به چرائي و چگونگي اختلاف و نزاع بين فراكسيونهاي اكثريت و اقليت بر سر اعتبار نامه نمايندگان، نظري هر چند اجمالي افكنده شود.
در زمان بررسي اعتبار نامه نمايندگان مجلس، سيد حسن مدرس، به منظور اخلال در اقدامات شوم سردار سپه، در صدد برآمد با مخالفت در تصويب اعتبار نامه 4 تن از نمايندگان مجلس، از برگزاري هرچه سريعتر جلسات رسمي مجلس ممانعت به عمل آورد.
در اين ميان بواسطة مخالفتهاي مدرس، اعتبارنامه معتمد الدوله رد و اعتبارنامه شريعت زاده تصويب شد. همچنين مدرس مخالفت خود با اعتبارنامه دو تن از ديگر نمايندگان را پس گرفت.
در اقدامي متقابل جناح اكثريت به رهبري تدين، به مخالفت با اعتبارنامه 4 تن از فراكسيون اقليت پرداخت كه نهايتاً با عقب نشيني فراكسيون اكثريت در جهت تسريع در برگزاري جلسات مجلس، اعتبارنامه هر 4 تن تصويب شد.
مصوبات و اقدامات مهم مجلس پنجم عبارت است از:
- تصويب قانون تجارت
- تصويب علامات صنعتي و تجارتي
- تصويب قانون اوزان و مقياسها
- تصويب قانون تبديل بروج به ماههاي فارسي از نوروز 1304
- تصويب قانون خدمت نظام اجباري
- تصويب قانون سجل احوال
- تصويب قانون ماليات اربابي و دواب
- تصويب قانون انحصار قند، شكر و چاي
- تصويب قانون مجازات عمومي
- تصويب قانون محاكمة انتظامي قضات
- تصويب الغاي القاب اعم از نظامي و غيرنظامي براي افراد عادي
- تشكيل كميسيون اقتصاديات: هدف از تأسيس كميسيون، هماهنگي در تنظيم برنامههاي اقتصادي و عمراني كشور بود.
- تصويب نظام تعليمات عمومي
- عدم تصويب طرح اقليت به منظور دعوت از احمد شاه براي مراجعت به ايران
- تصويب قانون اختصاص رياست عاليه كل قواي دفاعيه و تأمينيه مملكتي به سردار سپه.
- تقديم طرح تغيير رژيم به جمهوري و انصراف از آن
- استيضاح سردار سپه توسط مدرس و فراكسيون اقليت
- تصويب طرح ماده واحدة انقراض سلسلة قاجاريه و برقراري حكومت موقت به رياست رضاخان پهلوي |
|
| |
25 بهمن ماه 1312 ش. |
گزارش ورود مايرون اسميت به ايران و دستور همكاري با وي
عنوان سند: گزارش ورود مايرون اسميت به ايران و دستور همكاري با وي
شرح سند: اين دستور از ادارة امور سياسي وزارت داخله و خطاب به واليان و حاكمان صادر شده و در آن ضمن اشاره به ورود مايرون اسميت به ايران براي مطالعه و تحقيق دربارة بناهاي تاريخي و آثار ملّي ايران و برشمردن 6 مورد از مطالبي كه وي قرار است به آنها بپردازد، خواهان همكاري براي تسهيل كار وي شده است.
شمارة سند: 291002028
تاریخ سند:25/11/1312 ش.
تصاویر مرتبط:1- |
|
| |
27 بهمن ماه 1308 ش. |
مصوبة هيئت وزراء دربارة تعيين آقاي جواد آشتياني به عنوان نمايندة دولت ايران در مجمع صحي بينالمللي
عنوان سند: مصوبة هيئت وزراء دربارة تعيين آقاي جواد آشتياني به عنوان نمايندة دولت ايران در مجمع صحي بينالمللي
شرح سند: هيئت وزراء در جلسة بيست و يكم دي ماه 1308 انتصاب آقاي جواد آشتياني به عنوان نمايندة دولت ايران در مجمع صحي بينالمللي پاريس را با حقوق ماهيانة يكصد و شصت تومان تصويب كرده است. در مصوبه امضاي: مهدي قلي هدايت (نخست وزير)، جعفر قلي اسعد بختياري (وزير جنگ)، حسين خان سميعي (وزير داخله)، علي اكبر داور (وزير عدليه)، يحيي قراگوزلو (وزير معارف)، محمد علي فرزين (كفيل وزارت امور خارجه) و حسن مشار (كفيل وزارت ماليه) شناسايي شد.
شمارة سند: 10779- 113015
تاریخ سند:27/11/1308 ش.
تصاویر مرتبط:1-
جواد آشتياني، فرزند ميرزا هاشم آشتياني، روحاني متنفذ و مشهور و نمايندة ادوار مختلف مجلس شوراي ملي، در سال 1276ش. در تهران متولد شد. پس از فراگيري تحصيلات ابتدايي و متوسطه در تهران به استخدام وزارت معارف درآمد. در سال 1298 براي ادامة تحصيل به فرانسه رفت و در دانشكدة پزشكي به تحصيل پرداخت. پس از اتمام تحصيلات به ايران بازگشت و مطبي دائر كرد و به مداواي بيماران پرداخت. درسال 1313 كه داانشگاه تهران تاسيس شد، دكتر آشتياني با سمت استادي به معاونت دانشكدة پزشكي انتخاب شد. چندي نيز رياست ادارة تعليمات عالية وزارت فرهنگ با وي بود. از ديگر مشاغل او عضويت شوراي عالي فرهنگ و شوراي دانشگاه بود. در دو نوبت هم به رياست دانشكدة پزشكي منصوب شد. آشتياني در سال 1326 در انتخابات دورة پانزدهم مجلس شوراي ملي از تهران به نمايندگي انتخاب شد و سپس مدير عامل سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي شد و قريب بيست سال در اين سمت بود. در اسفند 1339 در ترميم كابينة شريف امامي وزير بهداري شد ولي دوران وزارتش دو ماه بيش نبود. در سال 1341 در انتخابابات مجلس سنا شركت كرد و از فارس سناتور شد. در ادوار پنجم، ششم و هفتم سنا از تهران به سناتوري انتخاب شد و در مجمع 15 سال سناتور بود. در كنار عضويت در مجلس سنا، عضويت شوراي عالي بنگاه پاستور را نيز داشت چندي هم رياست بهداري بانك ملي بود. وي در حوالي سال 1362 در اروپا درگذشت. از وي تاليفاتي در زمينة پزشكي باقي مانده است. |
|
| |
28 بهمن ماه 1321 ش. |
برنامة كابينة دوم آقاي سهيلي
عنوان سند: برنامة كابينة دوم آقاي سهيلي
شرح سند: سند حاوي برنامة كابينة دوم آقاي سهيلي در 3 ماده مشتمل بر اقدام سريع براي تأمين مواد غذايي، سعي در تنزل دادن هزينة زندگي و اهتمام در اصلاحات لازم در مسائل اساسي كشور است. اين كابينه از 28 بهمن ماه 1321 الي 22 آذر 1322 به طول انجاميد.
شمارة سند: 509/ 24-116002
تاریخ سند: 28/11/1321 ش
تصاویر مرتبط:1- 2-
با شكست قوام و دور شدن او از صحنة سياسي، سهيلي بار ديگر براي تصدي نخست وزيري فرا خوانده شد. همگان ميدانستند چنين انتخابي به معني آن است كه دولت بايد از متفقين به خصوص انگلستان اطاعت بيچون و چرا كند. در صدر برنامة دولت سهيلي كه به مجلس ارائه كرد، «تامين مايحتاج عمومي» ذكر شده بود و اين مهمترين مساله در آن زمان بود. درباريان كه با استفاده از مسالة فقر و قحطي دولت قوام را سرنگون كردند، كوشيدند تا مردم كه خود بر انگيخته بودند با وعده و وعيد ساكت كنند. سهيلي نيز در شروع كار تمام همّ خود را متوجة وزارت كشور كرد تا انتخابات، آنچنان كه مطلوب سفارت انگليس بود صورت گيرد. او ميكوشيد تا به اين طريق امتيازهايي براي تأمين مايحتاج عمومي مردم از متفقين بگيرد و از شورش محتمل مردم جلوگيري كند. به همين منظور وزارت خواربار را به سيد محمد تدين سپرد كه با نرمش در برابر انگليسيها مواد مصرفي مردم را فراهم آورد. وزارت خواربار به زودي وظيفة ديگري هم به عهده گرفت. تدين با به كارگيري ترفندهايي كوشيد با تقسيم كوپن و حواله مواد جيره بندي شده، بين عوامل وفادار به دربار و سفارت انگلستان، مخارج عمليات اين اردو را در انتخابات تامين كند. به زودي حوالههاي پولساز در اختيار كساني قرار گرفت كه از سوي آن دو منبع سفارش ميشدند. اين نقل و انتقالات درآمد كلاني در برداشت كه همگي از جيب مردم گرسنهاي كه مجبور به رجوع به بازار سياه بودند پرداخت ميشد. سيستم كلي توزيع كالا سهميه بنديها را زير نظر ميلسپو مستشار امريكايي، در هر استان تعيين ميكردند و ماموران ارتش شوروي در شمال و ارتش انگلستان در مر كز و جنوب غرب نيز عمليات خود سرانهاي داشتند. تدين در راس وزارت خواربار بيآنكه براي خارجيان مشكلي ايجاد كند مخارج انتخاباتي دربار و عوامل سفارت را فراهم ميكرد و در اين كار چنان درخشيد كه به زودي به وزارت كشور رفت تا با همين روش انتخابات را سر و سامان دهد. |
|
| |
31 بهمن ماه 1320 ش. |
سخنراني آقاي فروغي نخست وزير در جلسة سي و يكم بهمن ماه سال 1320
عنوان سند: سخنراني آقاي فروغي نخست وزير در جلسة سي و يكم بهمن ماه سال 1320.
شرح سند: در اين سخنراني، آقاي فروغي ضمن اشاره به نياز به ترميم در كابينه به علت استعفاي برخي از وزراء، لزوم تغيير در هيئت دولت و نيز جدايي وزارت اقتصاد از ماليه، به معرفي اعضاي كابينة خود پرداخته و ضمن اعلام برنامة دولت سابق خود به عنوان برنامة كابينة جديد خواهان رأي اعتماد مجلس براي آغاز به كار دولت شده است.
شمارة سند: 432/12- 116002
تاریخ سند: 31/11/1320 ش.
تصاویر مرتبط:1-
پس از استعفاي دسته جمعي كابينه در يازدهم اسفند 1320، محمد علي فروغي كابينه را ترميم و وزيران را به اين شرح به مجلس معرفي كرد: حسنعلي كمال هدايت (نصر الملك) وزير پست و تلگراف؛ باقر كاظمي (مهذب الدوله) وزير كشور؛ مجيد آهي وزير كشاورزي، اقتصاد و خواربار؛ علي اصغر حكمت وزير بهداري، علي سهيلي وزير امور خارجه، عباسقلي گلشائيان وزير دادگستري، سرلشگر امان الله جهانباني وزير راه، مصطفي عدل (منصور السلطنه) وزير فرهنگ، يدالله عضدي وزير دارايي، عبد الحسين هژير وزير پيشه وهنر و بازرگاني و محمد علي فروغي وزير جنگ. در اين جلسه از 112 نفر نماينده حاضر، 66 نفر به دولت و وزيران راي اعتماد دادند. اما چون فروغي راي اعتماد مجلس را براي ادامة زمامداري كافي ندانست از نخست وزيزي استعفا داد. |
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|